تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یغما گلرویی

نویسنده پیام
  • reza
    آفلاین
  • مدیر ارشد
    ******
  • ارسال‌ها: 13,254
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 797
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:poet.music
  • محل سکونت:بیرون زمین
  • سپاس ها 18475
    سپاس شده 45931 بار در 13804 ارسال
  • امتیاز کاربر: -102,625$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
یغما گلرویی
عـهد

من‌بعد کبوتری را در قفس نخواهم کرد
من‌بعد سگی را قلاده نخواهم زد
تماشای ماهی‌های آکواریوم‌
دیگر به چشم من زیبا نیست‌
وَ صدای قناری‌
آوازِ غم‌ناک زندانی سلول مجاور را
به یادم خواهد آورد...


مـلاقاتی‌

با این دست‌بند
چه‌گونه در آغوش بِکشم‌
هم‌سرم را،
مادرم را؟
چگونه وسعت جهان را
در چهار حلقه‌ی زنجیر خلاصه کنم‌؟

غـریبه‌

نه تو مرا شناختی‌،
نه مادرم‌!
تنها مادربزرگ مرا شناخت‌
چرا که چشمان پدربزرگ‌
هنوز بر صورتم باقی مانده بود...



تـنها...

کیکی که مادر پُخته بود را
نگه‌بان بند بلعیده است‌.
پتوی اهدایی مادربزرگ را
بازجو به جُست و جوی پیغامی تکه تکه کرد.
تنها طعم تو با من مانده‌
وَ عطرِ دست‌هایت‌
که حبس را قابل تحمل می‌کند.







نــور

لکه‌ی نوری بر کف سلول‌...
کبوتری پنداشتمش‌که از پی دانه می‌گردد!


آرامـش‌

امروز صدای بازجو مهربان شده است‌.
شکنجه‌گر به جای ناسزا، لطیفه می‌گوید.
از باطوم برقی خبری نیست‌.

این آرامش آبستن کدام طوفان است‌؟


تـعارف‌

در مرام زندان‌
کشیدن سیگاری که‌
شکنجه‌گر به زندانی تعارف می‌کند گناه است‌.
من اما پُک می‌زنم پیاپی‌
تا بل‌که زندانی بعدی را
از عذاب خاموش شدن سیگار بر اندامش برهانم‌...


یـهودا

بدین وسیله از اعمال خلاف خود ابرازِ پشیمانی نموده‌
وَ تقاضا دارم‌...
به ادامه‌ی آن‌چه بازجو می‌خواند گوش نمی‌دهم‌.
حالا می‌فهمم معنای مهربانی او
وَ معنای سیگارِ پیشکشی شکنجه‌گر را.

معنای بوسه‌ی یهودا را
حالا می فهمم‌...


اَبَـد

اگر امضا کنم این تقاضای بخشش را
دیوارهای سلولم بخار می‌شوند...
امّا در دادگاه وجدانم‌
محکوم می‌شوم‌
به حبس اَبَد!


کـباب‌

مرا بر اجاقی نشانده‌اند
وَ بوی کباب اتاق را پُر کرده‌.
صدای فریادم را نمی شنوم‌!
صدای فریادم را نمی شنوم‌!
صدای فریادم را نمی شنوم‌...


باران‌...

باران را می‌شنوم‌
که می‌بارد،
می‌بارد
و مرا ـ در عمق این سیاه‌چال ـ
خیس نمی‌کند...


گـربه‌وار !

سه هفته است و کمی بیشتر شاید...
که چهار دست پا راه می‌روم‌.
گربه‌وار
با نشیمنی پوشیده از چرک و زخم‌.
حالا دیگر مستراح از اتاق شکنجه‌
عذاب‌آورتر است‌.


خـاموشی‌

دیوارها سکوت کرده‌اند...
سپیده‌ی امروز
دو هزار و چهارصد و شانزده تیرباران شد
وَ من‌
حتا نامش را ندانستم‌!


مـورچه‌ها

هِی‌!
مورچه‌های کارگری‌
که با مگسی مُرده بر گُرده‌هایتان‌
کنگره‌ی دیوار را بالا می‌روید!
سندیکایی تشکیل دهید
و بر ضدِ ملکه بشورید
تا تعبیر رؤیای کارگران جهان شوید!







نـه !

می‌سایم لبه‌ی قاشق را
بر سنگ‌فرش زمخت سلولم‌...
آیا گشودن رَگ‌هایم‌
دریچه‌ی آزادی را بر من خواهد گشود؟


زنـده ماندن‌

غذا می‌خورم‌
با قاشقی که به تیغی بدل شده‌...
من باید زنده بمانم‌!
مرگ زندانی‌،
پیروزی زندان است‌!

مطالب مشابه ...




من این پروانه ام
این شیشه دنیام
چه بیهوده میگذرد زمان

یغما گلرویی

۱۳-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  یغما گلرویی-صد سال تنهایی Sunflower 0 644 ۴-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ صبح
آخرین ارسال: Sunflower
  یغما گلرویی-رو من حساب کن reza 1 171 ۳۰-۱-۱۳۹۳ ۱۲:۳۱ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  یغما گلرویی-هم سایه reza 0 88 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۱۵ عصر
آخرین ارسال: reza
  یغما گلرویی-هنوز بارونو دوس داری reza 0 79 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۱۱:۳۹ صبح
آخرین ارسال: reza

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان