تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

گئورگى ليگتى موسيقى دان اتريشى

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
گئورگى ليگتى موسيقى دان اتريشى
گئورگى ليگتى موسيقيدان اتريشى/ مجارستانى و از بزرگترين آهنگسازان موسيقى قرن بيستم در سن ۸۳سالگى پس از يك دوره بيمارى در وين درگذشت. ليگتى از آن دسته موسيقيدانان (هنرمندان) جسورى بود كه از قواعد متعارف زيبايى شناسى فاصله گرفته و در فرم و محتوا سبك شخصى، غيرمعمول و جديد را به كار برده اند. محدوديت و تعصب در وجود او جاى نداشته و آزادانه و بى پروا به تجربه هنر دست مى زد. تلاش او بيشتر در جهت قابل درك يا دست يافتنى كردن موسيقى اش بوده؛ تلاشى كه شايد بسيارى از بزرگان موسيقى مدرن آن را فراموش كرده اند.
ليگتى در سال ۱۹۲۳ در مجارستان و در خانواده اى يهودى به دنيا آمد. از هولوكاست نجات يافته اما پدر و برادر خود را در جنگ از دست داد. پس از جنگ و در زمان كمونيسم در مجارستان او نيز مانند بسيارى از هنرمندان تحت فشار انواع محدوديت ها، كنترل ها و سانسورها كار مى كرد و دولت تنها به او اجازه مى داد ترانه هاى محلى و فولكلور را تنظيم كند. به همين دليل ليگتى در سال ۱۹۵۶ از مجارستان به اتريش گريخت و تابعيت اين كشور را پذيرفت. زندگى در جنگ و پس از آن در دوران ديكتاتورى و سركوبگرى باعث شد تا ليگتى با هر نوع استبداد، سركوب و محدوديتى مبارزه كند: «حكومت هاى استبدادى از فواصل نامطبوع (Dissonances) بيزارند!»
او در وين با ساير بزرگان موسيقى مدرن آشنا شده و ارتباط برقرار كرد. «اتمسفر» اثر اركسترال او كه در ۱۹۶۱ ساخته شد به سرعت او را مشهور كرد. در اين قطعه او تقريباً تمامى پارامترهاى سنتى ملوديك، هارمونيك و ريتميك را كنار گذاشته و بر اصوات با بافتى دائماً در حال تغيير متمركز مى شود. ميكروپوليفونى واژه اى است كه او درباره آن اين گونه توضيح مى دهد: «بافتى به شدت متراكم كه اجزاى تشكيل دهنده آن به طور جداگانه قابل شنيدن نيستند و تنها در كنار هم قرار گرفتن آنها شكلى از موسيقى را مى سازد.»
ليگتى كه به علم فيزيك نيز علاقه بسيار داشت از جهان طبيعت براى خلق قواعد موسيقايى جديد خود الهام مى گرفت. ليگتى معتقد بود كه موسيقيدانان قادر نيستند خود را از سنت هاى موسيقايى جدا سازند. او در سال ۱۹۹۶ در مصاحبه اى گفت: «هنر جديد به زنجيره اى از سنت ها بسته شده است. نمى توان از آن گريخت. زمانى كه من به وين آمدم موسيقيدانان درگير بلاتكليفى هاى دائمى بودند كه مثلاً ۱۲نت صحيح است يا نه؟ يا اينكه موسيقى پس از بولز و اشتوكهاوزن به كجا خواهد رفت؟ من آنقدر گستاخ بودم كه با ارائه اتمسفر نشان دهم مى شود كارى كاملاً متفاوت انجام داد. من نمى توانم اين عقيده را درك كنم كه در حال حاضر ما دو نوع موسيقى داريم: مدرن و پست مدرن. همين و بس و هيچ راه سومى هم وجود ندارد. هميشه صدها راه هست كه فقط بايد آنها را پيدا كرد.»
پس از كار در استوديوى موسيقى الكترونيك در كولون در دهه ۵۰ و بسط و گسترش نظراتش درباره ميكروپوليفونى در دهه ،۶۰ سبك كار او در دهه ۷۰ ساده تر و شفاف تر شد.
در اين زمان او با بيان اينكه با هر نوع گرايش مطلق گرايانه در موسيقى مخالف است شروع به استفاده از اصوات تونال نمود: «من به قوانينى كه موسيقى را به دو بخش مدرن و از مدافتاده تقسيم مى كنند علاقه اى ندارم. زمانى كه من عضوى از موسيقى پيشرو به حساب مى آمدم هنر مدرن در حكومت نازى ها و دوران كمونيست ممنوع بود. موسيقى من به نوعى واكنش بر ضد آن به شمار مى آمد؛ شكلى از اعتراض. اما رفته رفته برايم كسل كننده شده است.» بسيارى از همين نقطه راه ليگتى را از ساير موسيقيدانان قرن بيستم مانند بولز و اشتوكهاوزن جدا مى سازند.
ليگتى تحت تاثير تئاتر ابزورد، اپرايى به نام Le Grand Macabre نوشت كه طنز نامه اى تلخ و سياه بود و در بسيارى از شهرهاى بزرگ اروپا به نمايش درآمد. او هدف خود را از ساخت اين اثر برقرارى ارتباط مستقيم با مخاطبش بيان كرد. اين اپراى دو پرده اى داراى صحنه هاى عجيب، وهم آلود و البته گستاخانه بود: «عمل نمايشى و موسيقى بايد تركيبى خطرناك و عجيب را تشكيل دهند. كاملاً اغراق آميز، كاملاً ديوانه وار.»
در دهه هاى ۸۰ و ۹۰ ليگتى افق كار خود را گسترده تر و ساختارهاى موسيقى ضربى آفريقايى را در كارهايش وارد كرد. او مدت ها درباره اين نوع موسيقى و كلاً موسيقى پلى ريتميك تحقيق كرده و با گروه هاى مختلف آفريقايى همكارى نمود و سرانجام اتودهايى براى پيانو نوشت كه از مهم ترين قطعات مدرن اواخر قرن بيستم به شمار مى آيند.
استنلى كوبريك در دو فيلم خود از آثار ليگتى استفاده كرده است: قطعه اتمسفر در فيلم اوديسه فضايى و قطعه Musica Ricercata در فيلم چشمان باز بسته.
موسيقى ليگتى راه درازى را پيمود، راهى كه از موسيقى فولكلور اروپاى شرقى، زبان تونال هموطنش بلا بارتوك تا تمامى اصوات قابل شنيده شدن امتداد مى يابد. او مى خواست موسيقى اش «ترس از مرگ را با صداى خنده كاهش دهد».
منبع: ديلى تلگراف

مطالب مشابه ...

سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۱-۹-۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگى و آثار گئورگى ليگتى senior engineer 0 193 ۱۱-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۳۲ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان