تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کلینیک هنر

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
کلینیک هنر
کلینیک هنر
فرد مبتلا به هنر نه این است نه آن

گفته اند که هنر فراسوی نیک و بد است. ما می گوییم صحیح، چون بیماری، فراسوی بدی و خوبی است. فرد مبتلا به هنر نه این است و نه آن. البته گاهی در یکی از این دو حالت ظاهر می شود و در فرصتی از حالی به حال دیگر منتقل می شود و گاهی در هر دو حالت اطرافیان خود را دچار سردرگمی می کند. اگر در مجلسی وارد شوید با نگاهی گذرا فرد بیمار را پیدا می کنید.

زیرا همه در وضعیت عادی مشغول تنفس و گفتگو هستند اما هنرمند به گونه ای متفاوت نفس می کشد با کسی حرف نمی زند مگر اینکه او را به حرف بکشند البته اگر جرأت کنند و به او نزدیک شوند. حال و احوالی و سؤال و سراغی که از هر ده سؤال، شاید به یکی پاسخ دهد آن هم نه به طور کامل که درحد یک تاش تب آلود یا گام خارج آهنگ با چهره ای که بدون نگاه به مخاطب در فضای وهم آلود ذهنی خود، دیزالو می شود.

بیمار نیازمند توجه است اما این بیماری حتی با آژیر توجه و جلب عنایت دیگران تخفیف نمی یابد و چه بسا طاقچه مریض چند طبقه هم تصاعد بیابد. به هرحال شما نمی توانید راه ارتباط با هنرمند را به آسانی بیابید، و در صورت توفیق معلوم نیست دوام و فایده ای داشته باشد. هنرمند مثل یک گنجشک زخم خورده و گرسنه و تشنه است که با حال نزار مدام از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد گاه به اوج و گاه در سطح.

برعکس افراد مدیر و با برنامه که پله های ترقی را به ترتیب و بدون وهن و تقلب و تخلف و تضییع حقوق دیگران بالا می روند اما هنرمند دشمن ترقی است و از آنجا که عقل معاش ندارد به اخذ مدارک و مدارج دیگران حسادت می ورزد آنقدر که یا خودش را می زند و یا دیگران را مورد حمله قرار می دهد با کلمات، کاردک، شعر، موسیقی بی خاصیت اما تأثیرگذار، با داستان کوتاه و در صورت عمق حسادت و دشمنی با رمان و فیلم بلند اگر اهل صورت باشد با نقاشی و رنگ اگر دچار چند شخصیتی باشد با تصاویر متحرک و بازی دادن دیگران، اگر در خودش درحال کش و قوس باشد با موسیقی و اگر دلقک در او فعال باشد به طنز و کاریکاتور پناه می برد و از آنجا دیگران را نشانه می رود برعکس آدم های باکلاس و تدبیر که دیگران را با دعوت به فعالیت آرام می کنند و در آرامش و خونسردی پیشرفت می کنند و دیگران را هم به دنبال خودشان پیشرفت می کنند جوامع رو به توسعه به اینگونه رئوس نیازمندند که بتوانند اضلاع را منتظم کنند اما هنرمند مظهر بی نظمی و شلختگی است اگر بی هوا وارد خانه یا لانه اش بشوید دچار تهوع خواهید شد.

هیچ چیز سرجایش نیست پنجره ها بسته، دود سیگار فضا را آکنده و در گوشه ای از این دخمه فرد بیماری یا درحال ساز زدن است یا دارد می نویسد و یا می کشد و یا فیلم نگاه می کند و یا درحال زور زدن برای یک مصرع سخت است تا تکلیف جهان را با ساختن آن روشن کند و یا درحال مطالعه و تحقیق است برای کجا و به چه دلیل؟ احتمالاً خودش هم نمی داند اما معاون اداره ما برای هر لحظه و ساعت خود برنامه دارد. سالها پیش به عنوان راننده وارد اداره شد اما حالا راننده دارد، منشی دارد، تایپیست دارد، آبدارچی دارد، ماشین شوی دارد، حتی چندین تن حاضرند برایش بمیرند چون وام می دهد، نام می دهد، کام می دهد حتی مرام می دهد. نقطه مقابل معاون یک بیمار سابقه دار است وام و نام و مرام پیشکش، جواب سلام نمی دهد. اگر با معاون همکاری کنند، حتماً پروژه ای مسئولیتی می دهد، اگر نیاز مالی باشد رفع می کند با وام و طرق دیگر. دو سال پیش نایب کل اداره بود. فردی آمد و نایب از رفتار او فهمید که دوست دارد جای او باشد.

برعکس هنرمندان که تاب دیدن همدیگر را ندارند چه رسد به دادن جای خود به دیگران، نایب در کمال خونسردی و با آغوش باز جایش را به فرد داد نه ناراحت شد و نه افسرده حتی چاق تر شد با اینکه از کار در کلینیک بدش می آمد به خاطر احساس وظیفه و ترقی دیگران و مداوای بیماران آستین معاونت بالا زد و چند طبقه هم صعود کرد چون خیرخواه است به راحتی مرام خود را به فرد داد نه حقوق بیشتری می گیرد و نه مزایایی دارد هرهفته و هر ماه هم پروژه های متعدد را برنامه ریزی می کند و به دست دیگران می دهد به شدت مراقب دخل و خرج کلینیک است؛ حتی درحد یک برگ دستمال کاغذی.

اما هنرمند بیمار رنگ می گیرد ،بوم می گیرد، فیلم خام می گیرد، وقت استودیو را می گیرد، فیلم بردار و صدابردار و بازیگران و تدارکات چی ها و خلاصه یک کرور آدم را دنبال خود می کشد. اینها غذا می خواهند جا برای خواب می خواهند حقوق می خواهند اما معاون می دهد چون معتقد است سر به سر بیماران نباید گذاشت البته نه به راحتی اما بالاخره می دهد اما نتیجه این همه صرف و خرج چه می شود؟ یک کار مزخرف دیگر که یک سوم بودجه را هم برنمی گرداند و گاهی یک دهم را که نه به درد مردم می خورد و نه به درد نصب در مطب دکترهای حاذق که سالن انتظارشان از سالن سینماهایی که فیلم بیماران را نمایش می دهد شلوغ ترند و نه به درد اجرا و نصب در دیوار کارخانه ها که کارگران را آرام و آنها را تشویق به فعالیت درست و مؤثر بکند.
 کلینیک هنر

۲۴-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان