تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پ نه پ

نویسنده پیام
  • navid
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    **
  • ارسال‌ها: 1,344
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 85
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:برنامه نویسی
  • محل سکونت:Istanbul, Turkey
  • سپاس ها 1152
    سپاس شده 3031 بار در 1139 ارسال
  • امتیاز کاربر: 27,279$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
پ نه پ
یارو واسه سرشماری اومده میپرسه: توی خونه اینترنت دارین؟
میگم بله! ...
بعد دوباره میپرسه: توی خونه کامپیوتر هم دارین؟
پَ نه پَ با جاروبرقی میریم توی اینترنت!

پارتي بوديم ... ملت اون وسط داشتن دستارو تکون ميدادن و ميرقصيدن ...
رفيقم ميگه دارن ميرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اينجا گير افتادن! دارن براي هليکوپتر امداد دست تکون ميدن تا نجاتشون بده

رفتيم واسه عروسي باغ اجاره کنيم ... يارو ميگه جاي امن ميخاي ؟
پَـــ نَ پَـــ يه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !

بابام با چکش به جاي ميخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پايين ...
تازه ميپرسه خورد به دستت؟
پَـــ نَ پَـــ ياد گل خداداد عزيزي به استراليا افتادم، ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلي بود عجب گلي

يارو با موتور زده بهم ....خوردم زمين سرم شکسته داره خون مياد اومده ميگه سرت داره خون مياد؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنويسم جوهرم پس داده

تو خيابون با دوستم داشتم راه مي رفتم، يارو موتوريه گوشيمو از دستم قاپيد
دوستم گفت گوشيتو دزديد؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سيستم عاملشو آپديت کنه فردا مياره

به داداشم ميگم سر رات داري مياي يه ليوان ابم بيار بهم ميگه تشنته ميگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که مي ميرم ز بي آبي ولي با منت و خواري پي شبنم نمي گردم

رفتم مرغ فروشي به فروشنده ميگم بال دارين، ميگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپيما، چندتا کوچه پايين تر سقوط کرديم ميخوام درستش کنم

دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من ميگه مي خواي نجاتم بدي؟!
پَـــ نَ پـَـــ ميخوام واست لاک بزنم!

زنگ زدم عکاسي نوبت بگيرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشي رو برداشته ، ميگم ببخشيد خانم امروز وقت خالي کي داريد ؟ ميگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اينکه با خونواده خدمت برسيم !!! بعد ميخنده ميگه 6 وقت داريم . بهش ميگم قبل از 6 هم کسي نوبت داره ؟ ميگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آيندم خالي کردم .

به بابام ميگم تلويزيونو بزن کانال دو ... ميگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل ميدم روشن شه ....

دارم به خواهر زادم ديکته ميگم ... رسيده آخر خط ميگه دايي برم سر خط ؟!
پَ نـــ پَ بقيشو رو فرش بنويس !

کمی زود بود، ولی...دعایت گرفت مادر بزرگ !...پیر شدم... !!
تن آدمی شریف است به جیب آدمیت و همین لباس زیباست نشان آدمیت !

۲۶-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۱۶ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ ، senior engineer ، aaa_f618@yahoo.com

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان