تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پوشاک

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
پوشاک
پوشاک، سمبل فرهنگی

پوشاک بارزترین سمبل فرهنگی ، مهمترین و مشخص ترین مظهر قومی و سریع الانتقال ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده های فرهنگ پذیری در بین جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد ، حتی عده ای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه ، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار گرگونی نمود و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد(مثل تغییر پوشاک تحمیلی توسط رضا خان درگروههای متفاوت انسانی که در مناطق مختلف ایران زندگی می کنند و هر کدام دارای ویژگیهای قومی برجسته ای هستند تحت عوامل گوناگون از جمله اکولوژی منطقه قرار دارند تن پوش ویژه ای به تن دارند که در همان نگاه نسخت قومیت ، حوزه زندگی ، زبان و سایر مشخصات فرهنگی و حتی مذهب و اشتغالات اصلی زندگی آنان را در ذهن بیننده تداعی می کند. شناخته شده ترین این اقوام عباتند از آذربایجانی،بلوچی ، بختیاری ، ترکمن ها و قزاق ها ، خراسانی ها،قشقایی ها، کردها ، گیلانی ها ، لرها ، مازندرانی ها، جنوبی ها ، ضمناً همانطور که گفته شده پوشاک در هر منطقه ای زمینه بسیار مناسبی برای تأثیر و تأثر فرهنگی به حساب می آید.مثلاً پوشاک زنان جنوب ایران که به پوشاک« بندری معروف است متأثر از پوشش ساکنان کشورهای همجوار و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس است، زیرا مردم ناحیه جنوب ایران از دیرباز تاکنون ارتباطات دریایی با مردم کشورهای همجوار داشته و یا دریانوردانی از ملل مختلف بدلایل گوناگون در این ناحیه مستقر بوده اند ، لذا پوشاک زنان و منطقه تا حد زیادی متأثر از نشانه های فرهنگی اقوام و ملل همجوار است ، حتی نشانه هایی از پوشاک زنان هند و پاکستان را نیز در لباس زنان این منطقه می توان مشاهده کرد و بازمانده نشانه ای از ابتکار زنان پرتقالی را برای ممانعت از سوخت صورت و نوک بینی در اثر تابش شدید نور آفتاب در پوشش زنان بندری می توان ملاحظه کرد. بنابر این پوشاک یکی از نشانه های بارز فرهنگی است که همواره در معرض تغییر و تحولات قراردارد . در شکل گیری و ترکیب پوشاک محلی هر قومی عوامل عمده زیر دخالت دارند:
- مذهب
- شرایط و عوامل طبیعی
- نوع معیشت مسلط و فعالیتهای جنبی تولید
- منزلت اجتماعی
● مذهب مردم شهرها، روستائیان و عشایر ایران معتقد به دین مبین اسلام بوده و به ارزش آن سخت پای بند هستند به طوری که هر یک از آحاد جامعه ،کلیه اعمال و رفتارهای فردی و اجتماعی و حتی ظواهر خود را از جمله « پوشاک » با آن موازین هماهنگ می کند .خط مشی و دستورات اسلام در مورد پوشاک افراد و بخصوص جامعه نسوان کاملاً مشخص است و لباس زنان پوشیده و بلند است تا حدی که به پشت پایشان می رسد.پیراهن آنان با دگمه بسته می شود که در مواردی تا یقه ادامه دارد.
عموما آن دسته از زنان ایرانی که در جوامع کوچک و بصورت سنتی زندگی می کنند بجای روسری یا مقنعه از سربند یا لچک برای پوشش موهای سر استفاده می کنند، لباس ها نیز گشاد و راحت است و از پارچه های ضخیم دوخته می شود . روی پوشاک زنان معمولاً زیورها و پیرایه هایی نیز بسته می شود.
● شرایط و عوامل طبیعی
عمده ترین جنبه کاربری پوشاک ، علاوه بر بعد مذهبی و پوششی آن ، حفاظت تن در مقابل عوارض آب و هوائی و نیز خطرات و ضربه ها و تماس های ناشی از فعالیتهای روزمره است:
ایران و کمال آتاتورکلذا لباس های سنتی در قالب کاربردی آنها عمدتاً ساده و بی پیرایه هستند و فقط به جنبه کاربردی آنها توجه می شود ، مثلا مردم مناطق کوهستانی ، از پتاوه استفاده می کنند تا پا را از خطر نیش گزندگان ، ضربه سنگها ، پیچ خوردگی و غیره مصون سازند یا چوپان ها به این دلیل پستک (نمدین) با خود به کوهستان می برند تا در مقابل باد و باران و برف و سرما و حتی تابش شدید نور خورشید خود را محافظت نمایند.ضمناً جنس و نوع پارچه بکار رفته در پوشاک و حتی تعداد آنها در هر منطقه ای با شرایط و عوامل طبیعی مطابقت دارد، بطوری که در هر فصلی از سال پوشاک ویژه ای مورد استفاده قرار می گیرد و اساسا بلندی و کوتاهی لباس و رنگ آنها در ارتباط مستقیم با نوع آب و هوای هر منطقه می باشد . مثلا شلوار مرد بلوچ بلند و گشاد و به رنگ روشن است تا مانع نفوذ گرمای تابستان به بدن شود در مناطق کوهستانی نیز که هوا سرد و متغیر است ، برای محافظت از سرما از پوشاک پشمی استفاده می کنند اگرچه به مقتضای هر فصل به تعداد پوشاک افزوده و یا کاسته می شود.
در کوهستان های سرسبز شمال و مزارع چای زنان غالباً رنگ لباس خود را طوری انتخاب می کنند که که تضاد شدیدی با رنگ محیط داشته باشد تا از فاصله دورهم در معرض دید رئیس خانواده باشند .همین امر در مورد زنان ساکن کوهستانهای خشک نیز صادق است و رنگ پوشاک زنان تضاد شدیدی با رنگ مسلط محیط دارد.
● شیوه معیشت مسلط و فعالیتهای غیر زارعی
معیشت مسلط جامعه دو نوع تاثیر کاربردی روی پوشاک ساکنان هر منطقه دارد. اولاً بیشتر مواد اولیه ای که در پوشاک بومی و سنتی منطقه بکار می رود ، از تولیدات محلی تامین می شود ، ثانیاً نوع فعالیت مردم ، پوشاک های ویژه ای را اقتضاء می نماید، لذا معیشت هم در کیفیت پوشاک مردم تأثیر می گذارد و هم در شکل ظاهری و در تعداد قطعات آن موثر واقع می شود . بنا براین مردمی که معیشت مسلط آنها دامداری است ، مواد اولی و اصلی پوشاک آنها را پشم تشکیل می دهد ( یا پشم بصورت پیچیده و ریسیده و تابیده ، بافته شده و یا اینکه بصورت پوست و پوستین و غیره)و یا اینکه پشمهای در هم تنیده شده به صورت لباس های نمدین .ضمناً گشاد یا چسبان بودن لباس و ضخیم یا نازک بودن آن هم با شیوه معیشت مسلط هر منطقه تناسب دارد.مثلا دامداران معمولا جورابهای پشمی ضخیم ، شلوار و کلاه پشمی و کفش های محکم پوستی می پوشند. در گذشته نه چندان دور کلیه پوشاک مردم در محل تولید و استفاده می شد به جز آن دسته از افراد که به علت رفت و آمد زیاد به شهر و تاثیر پذیری از فرهنگ شهر نشینی ،ترجیحاً بعضی از پوشاک مثل کلاه یا کفش و یا شال را از سایر مناطق تهیه می کردند ، کیفیت پوشاک مردان و مواد آنها غالباً در ارتباط با نوع معیشت و حاصل از آن است،ولی در مورد پوشاک زنان معمولا چنین نیست و بخشی از در آمد خانواده همیشه صرف خریدن پارچه برای پوشاک زنان می شده است ، همین موضوع نیز عاملی ابتدایی برای ایجاد ارتباط بین گروه های قومی منزوی با مراکز اقتصادی و تجاری نزدیک آن بوده است .
● منزلت های اجتماعی
در ترکیه). هماهنگونه که تنوع پوشاک مناطق گوناگون به منزله علامت و نشانه خاص برای معرفی اقوام مختلف است ، جنس ، رنگ و شکل لباس و زیورها و ضمائم آن هم به پوشنده لباس منزلت اجتماعی ویژه ای می بخشد، زیور آلات زنان در گذشته بجز جنبه های نمایش و زیبایی ، دلایل اقتصادی و مالی نیز در پس انداز خانواده داشته است .

زن در کلیه گروه های قومی و جوامع انسانی موجود در ایران یکی از محارم است و از یک مصونیت اجتماعی ویژه برخوردار می باشد، لذا در کشمکش های قومی و قبیله ای از هر آسیبی در امان بوده است ، بنابراین زیورهای زنان به ویژه در گذشته پشتوانه اقتصادی هر خانواده به حساب می آمد، زیرا همه اموال منقول و غیر منقول می توانست به تاراج رود جز زیورآلات که توسط زنان استفاده و حمل می شد و این به خاطر همان احترام و قداستی بود که زنان داشتند، بنا براین مرد خانواده ترجیح میداد که بیشترین پس انداز خود را تبدیل به زیورهای گران قیمت نموده و به زن خود هدیه نماید. در واقع به یک کرشمه دو کار انجام می دهد و علاوه بر جنبه های محکم اقتصادی در کسب وجهه بقیه نقش داشته است .

کسب منزلت اجتماعی از طریق پوشاک در بین مردان نیز وجود دارد . ضمن اینکه هر قطعه ای پوشاک ممکن است بیانگرقشر و طبقه و رفاه و تحول خاصی باشد، میتواند بیانگر میزان دانش ، سفر، سیاحت و زیارت نیر به حساب آید.

حاجی های ترکمن عمامه ای به رنگ زرد می بندند، اشخاص مسن و متقی ، عبا بر دوش می اندازند و تشخص خود را باین صورت نمایان می سازند، مداحان حضرت علی (ع) کلاه سبز مخروطی بر سر می گذارند. خوانین شال را زیر چوقای می بندند. یا اینکه کلاه بلند خسروی ، مخصوص خوانین می شود و کلاه کوتاه مخروطی به رنگ قهوه ای مخصوص فقیران و کارگران می باشد.



نگرشي بر وضع لباس جامعه
از زماني كه بشر زندگي جمعي را شروع كرده همواره در صدد بهره‌وري بهتر از محيط پيرامونش ، و چگونگي به حداقل رساندن نيازها و ضعف‌هايش در ارتباطات محيط بوده تغييرات آب و هوايي، وي را متوجه كرد كه براي مقابله ، پوششي مناسب مورد نياز داردو از اين رو شروع به ساختن لباسهايي كرد كه مي‌توانست اورا دربرابر تغييرت جوي حفظ كند به مرور تزئين و زينت‌كاري نيز براين پوشش اضافه گرديد و به نوعي ، حالت خودنمايي را به خود گرفت تا جايي كه هدف اصلي كه همان پوشش بودرو به فراموشي سير كرد.
اين امر بديهي مي‌نمايد كه نوع پوشش دردو نوع جوامع بدوي و پيشرفته كاملاً مغاير يكديگرند . چرا كه هر كدام بسته به فرهنگ خويش به مسئله پوشاك و لباس با ديدي خاص مي‌نگرند و مي‌توان دريافت كه پوشش و نوع آن در هر جامعه‌اي ربط مستقيمي با فرهنگ آن جامعه دارد، به تدريج كه جامعه‌ها از لحاظ اجتماعي روبه پيشرفت نهادند. كماكان پوشاك نيز به نوعي متأثر از اين پيشرفتها مي‌گرديد . اگر از ديد جامعه‌شناسي به قضيه پوشاك نگاه كنيم آن را مي‌توانيم مبحثي از «فرهنگ عامه » تلقي كنيم. هر قومي براي خود لباسي ويژه را بنابه شرايط طبيعي و اقليمي انتخاب كرده است . اما از ديد فرهنگ عمومي و خصوصاً بعد از باز شدن دريچه‌هاي فرهنگي اقوام برروي يگديگر و صحبت از دهكده جهاني و هجوم فرهنگي ارزشهاي بيگانه به مخفي‌ترين و خصوصي‌ترين زواياي خانواده از رهگذر ماهواره. ديگر بحث قومي بودن قضيه كنار مي رود . چرا كه صحبت از بي هويتي و ضعيف‌كاري يك فرهنگ در مقابل فرهنگ ديگر است . و اولين نمود اين بي‌هويتي در پوشاك و لباس جامعه‌هاي آسيب ديده خودرانمايان مي‌سازد ، چرا كه هنگامي فرد در معرض تهاجم اين فكر قرار گرفت كه از لحاظ فرهنگي هيچ تكيه گاهي ندارد كه برآن پشت گرم باشد، خودباختگي در برابر فرهنگ قدرتمند ، امري طبيعي جلوه مي‌نمايند و بدنبال آن پذيرش الگوهاي فرهنگ غالب كه به طور اشكاري در لباس آن فرهنگ نمودار دارد. امروزه نيز در جامعه خودمان به عينه شاهديم كه چه راحت لباسهايي با طرحها و الگوهاي غربي همراه ماركهاي متنوع كه هيچكدام به فرهنگ مذهبي جامعه ما ارتباطي نداشته در بين جوانان ما رواج دارد . براي نمونه عمده مواردي كه در «مطالعات اوليه »در مورد لباس در كتب مربوطه به دست آمده را به انتصار ذكر مي‌كنيم :
ـ نشانه‌هاي تجدد طلبي در پوشاك زنان و مردان مي‌توان كوتاه شدن، تنگ‌شدن ، سبك‌شدن كم شدن قطعات لباس نزديك شدن لباس مردان به لباس زنان در نازكي، جنس پارچه ، رنگ و ...وبا لعكس در دوخت ومدرا‌مي‌توان نام برد. چندين سال قبل در اين كشور 95 در صد كالاهاي تجارتي با چاشني عكسهاي برهنه زنان تبليغ مي‌شد و بيش از500 زن و مرد هنر پيشه در خدمت اين تبليغات بوده‌اند و در سطح جهان بيش از 70 هزار موسسه كوچك و بزرگ 65در صد كالاهاي مورد نظر خود را بانشان دادن اندام برهنه زنان تبليغ و معرفي مي‌كرده‌اند .دريك تعريف ديني جنس لباس پنبه و كتان ، نه بسيار درخشان و نه چندان حقير است . رنگ سفيد تاكيد شده،‌و سبز مخصوص اولاد رسول (ص) است، سادگي در پوشيدن توصيه شده و گفته شده كه لباس براي حفظ بدن از سرما و گر ما و باعث عفت و حيا و شرم و آراستگي ووقار آدمي است. و از لباس مشهور نهي شده است .
لباس بهترين وسيله تفاخر است و علي رغم وسايل ديگر مثل اتومبيل و... هميشه همراه انسان است و هيچ چيز آسان‌تر از تقليد لباس ديگران تقليد نيست. اما قرنها مي‌گذارد و ديده مي‌شود كه يك جامعه از لباس ديگران تقليد نمي‌كند و سنت خود را در نوع لباس حفظ مي‌كند . چرا كه تغيير لباس پيام آور تغيير فرهنگ است . مهمترين و كار‌آمدترين ترفندهاي رژيم سابق را در ابتذال پوشاك بايد در تحريف مفاهيم فرهنگي دانست . به نحوي كه افراد جامعه ، قبيح را حسن، و ارزشهاي نيك را بد بدانند، و در درجه بعد اگر نوآوري بيداري هم بودند، سياست رژيم.به نح.ي اعمال شده بود كه اينان در مقابل مردم قرار مي‌گيرند فلذا دست غير در آستين پنهان مي‌ماند يعني راننده تاكسي ، مغازه دار و استاد دانشگاه و در كل جامعه بود كه افراد ساده پوش ـ اعم از زن و مرد ـ سنت گرا و با حجاب را نمي‌پذيرفت و به سخره مي‌گرفت ، نه مأمور دولت .

آنطور كه كتب راهنمايي توليد پوشاك ، نشان مي‌دهند ، به ترتيب ؛ موسسات توليد كننده ، مراكز پخش و فروشگاههاي عرضه كننده لباس زنان ، كودكان و مردان به يك نسبت نيستند . از موسسات توليدي ، 405 موسسه به توليد پوشاك زنان ، 240 موسسه به توليد لباس كودكان و 95 موسسه به توليد لباس مردان مشغولند و از مراكز پخش 150 مركز لباس زنان 65 مركز كودكان و 45 مركز به امر پخش لباس مردان مشغولند و از فروشگاههاي مادر 225 آدرس پوشاك زنان ، 130 آدرس كودكان و 120 آدرس اختصاص به لباس مردان دارد.
تعريف نداشتن مردم اززيبايي و نشاط، هنرمند نبودن و خلاق نبودن غالب توليدكنندگان پوشاك ، دخالت بيگانگان در بازار ، عدم توجه مسئولين به جنبه‌هاي مختلف لباس نظير رنگ و جنس و فرم و قيمت در واردات و خط توليد ... موجب تشتت و آشفتگي در مصرف آن شده است .
تأثير وضع اقتصادي و نوع معيشت مردم ارتباط قابل ملاحظه‌اي با وضع پوشاك و حجاب زنان دارد. در همه دوره‌هاي تاريخ ، لباس زنان بيشتر دستخوش تغيير و تحول بوده است و لباس مردان غالباً بدنبال لباس زنان تغيير كرده به جهت عقلاني تر بودن مردان و نقش آفريني زنان در خانواده و اجتماع و....
توجه به شكل و فرم و نوع پوشاك به معني تفنني آن عليرغم مناطق حاره و سردسير ، در مناطق معتدل بسيار چشمگير است و فرصت اعتناء به جنبه‌هاي غير پوشش لباس هم بيشتر است . مساله فراغت ناشي از ازياد توليد و مصرف و قدرت خريد مردم، يعني آزادشدن مردم ، تأثير بسزايي در تغيير و تنوع لباس داشته و هر چه بيشتر آن را تفنني كرده است.
براي دريافت سواد اجتماعي مردم و سطح فرهنگ جامعه ، لباس هميشه ميزان سنج خوبي بوده است . يعني هر چقدر معنا و محتواي بيشتر ، توجه به صورت و به معناي ظاهر سازي آن كمتر بوده . و هر چه كاستي در رشد و نقض در ابعاد تكامل بشر بيشتر بوده ، به عنوان جبران آن توجه به شكل بيشتر شده . چون ان قدر كه تشخيص به لباس مي شود داشت ، در ساير امور نمي‌شود . فلذا است كه مي‌گويند ، هر طور مي‌خواهي بخور اما آن طور كه مردم مي‌پسندند بپوش .

توجه مردم به هر چه زيباتر كردن خود و رابطه معني داراين زيبايي با لوازم آرايشي كه صدها كارخانه وموسسه و آزمايشگاه امروز در جهان دست اندر كار توليد آن هستند و مساله لباس و طراحي آن كه بي شك مورد توجه مردم است . موجب شده تا بيش از جنس و رنگ به فرم دوحت و تركيب پوشاك توجه بشود. غير از اختلاف لباس مردم نواحي مختلف كشور به علت وضع آب و هوا ،التقاط چشم‌گيري در پوشاك مردم شهرنشيني به چشم مي‌خورد و لباس امروز مردم ما تركيبي است از لباس روسي، انگليسي ، امريكايي و فرانسوي و بالاخره عربي و هندي و...
لباس انسان ، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست و بعد تابع سليقه خود او ، همه تغييراتي كه در لباس وفرهنگ است و اختلاف بين تن پوش مردم جوامع مختلف گذشته، جداي از خصوصيات جغرافيايي ، اقليمي و عوامل اجتماعي ، اقتصادي ، حرفه‌اي و سنتي ؤ ناشي از فرهنگ و جهان‌بيني آن جامعه نيز هست.
مفهوم مساله جنسيت در غرب ، ميل به نماياندن تن داردكه حتي لباس مردان را تا اين اندازه تنگ مي‌سازد و به تن مي‌چسباند و قالب آن مي‌كند و در نتيجه لباس براي ، آرايش مي‌شود نه پوشش ، و لباس پوست دوم فر د مي‌شود، نه خانه تن، يعني خودانسان در اين فرهنگ پوچ و پوك است .
بديهي است بررسي و ارزيابي دقيق مسئله وضع لباس محتاج نگرش ژرف و تحقيق اساسي پيرامون آن مي‌باشد و موارد اشاره شده در اين جا صرفاً بمنظور طرح موضوع بيان شده است.
معاونت پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تلاش دارد با همكاري محققين علاقمند و توانا نسبت به انجام تحقيق مورد لزوم اقدام نمايد. در اين راستا از تمامي افرادي كه به نوعي تمايل به همكاري با اين معاونت را دارند دعوت به عمل مي‌آيد


پوشاک مردان پارسی
بطور کلی لباس پارسیان عبارت بود از یک بالا پوش شبیه شنل یک دامن پرچین که بالا پوش و دامن در محل کمر دارای یک کمربند چرمی بوده است.
▪ بالا پوش:
بالا پوش پوششی مانند شنل است در بعضی ها جلوی آن باز و بعضی بسته است.بالاپوش جلو بسته که از سرپوشیده می شده دارای یقه ایست که از نقطه چال گردن دور گردن قرار میگرد. بلندی بالا پوش به اندازه بالا تنه است. ودرمحل کمر ختم می شود در این قسمت کمر به شکل لیفه تمام چینهای پشت بالا پوش جلو باز روی چال گردن بوسیله دکمه ای بهم وصل می شود.
▪ دامن پار سیان بر دو نوع است:
نوع اول یک راسته چین و دومی دارای دوراسته چین.
۱) دامنیک راسته چین در جلوی دامن دارای چینهائی است که از دو طرف چپ و راست به صورت منحنی هائی افتاده و به پشت دامن می رود. درو سر این چینهای جلو به پهلوهای دامن دوخته شده است.دامن در کمر دارای حاشیه یالیف کمر می باشد.
۲) دامن دو راسته چین از پهلوها وپشت ماننددامن یک راسته چین است ولی در جلو بجای یک راسته چین دارای دو راسته چین است که از یکدیگر بوسیله یک پارچه یا چین- های افقی به بلندی دامن فاصله دارند. در مواقعیکه دامن و بالاپوش برتن می باشد،کمر لیف این دو بر روی هم منطبق است.
وهریک جداگانه بوسیله بند لیف محکم شده اند.روی هر دویک کمربندچرمی(به منظور نگهداری سلاح)بسته می شده.
پارسیان لباس خودرا ازپارچه های نقش ونگاردار با رنگهای گیرا وپرشکوه تهیه می- کرده اند.
▪ کلاه پارسیان:
کلاه پارسی از جنس نَمد بوده است.(مگر کلاه های جنگی که از آهن و مُفرُغ ساخته می شده است)
▪ کفش پارسی:
یک نوع کفشی است که از لحاظ شکل خیلی ساده می باشد و چون جوراب به پا کشیده می شود و به نظر می رسد که برای دوخته شدن درز را از راه پشت پاشنه و رویه کفش می دادند.
دور دهانه کفش پادشاهان هخامنشی و ماد زرکوب بوده است.
نوع دیگر کفش در زیر خود تخت اضافه نداشته و پاشنه از بیرون ندارد و مانند کفش مادی (نوع اول) پاشنه آن از داخل کار گذاشته شده است زبانه بلندی در جلو در زیر محل بند کفش دارد که بوسیله سه بند و گل چرمی که از سوراخهای مقابل خود رد می شوند روبه کفش بر روی هم جمع می شود کفشها اغلب برنگهای زرد حنائی و ار غوانی تهیه می شده است.
● پوشاک زنان پارسی
اصولا لباس زنان این دوره ممکن است که اختلافی با لباس مردانشان نداشته یا لباس مردان با اندکی اختلاف مورد استفاده زنان نیز قرار می گرفته است و فقط اختلافی که دارد تزئینات پیش سینه و شکل آن است.
کفشهایشان نیز همان است که مردان پارسی به پا می کردند.
در چند مورد لباس زنان بومی عبارت بود از پوششی ساده بلند یا دارای راسته چین و آستین گوتاه که در پائین دامن از زانو به پائین شرابه هائی تا مچ می رسیده برتن میکرده اند.
نوع دیگر پوشش چادری بوده مستطیل که بر سر می افکندند در زیر آن یک پیراهن دامن بلند در زیر این پیراهن پیراهنی بلندتر که تا مچ می رسیده بر تن می کردنده اند.
ـ نوع۱: پوشش ساده راسته چین دار و آستین کوتاه ، دامن از زانو به پائین شرابه هایی تا مچ پا آویزان است.
ـ نوع۲: چادر مستطیلی که بر سر می اداخته اند ودر زیر آن یک پیراهن دامن بلند و در زیر این پیراهن یک پیراهن دیگر بلندتر که تا مچ پا می رسید بر تن می کردند.
▪ پوشاک جنگی پارسی
پوشاک جنگی پارسیان و پو شاک جنگی هخامنشیان بدین شکل بوده و از سلاح هائی شامل( تیر ، سپر ، شمشیر ، قمه ، زره ، جوشن و کلاه خود با پر) استفاده می کرده اند.


پوشاک مردان پارسی
بطور کلی لباس پارسیان عبارت بود از یک بالا پوش شبیه شنل یک دامن پرچین که بالا پوش و دامن در محل کمر دارای یک کمربند چرمی بوده است.
▪ بالا پوش:
بالا پوش پوششی مانند شنل است در بعضی ها جلوی آن باز و بعضی بسته است.بالاپوش جلو بسته که از سرپوشیده می شده دارای یقه ایست که از نقطه چال گردن دور گردن قرار میگرد. بلندی بالا پوش به اندازه بالا تنه است. ودرمحل کمر ختم می شود در این قسمت کمر به شکل لیفه تمام چینهای پشت بالا پوش جلو باز روی چال گردن بوسیله دکمه ای بهم وصل می شود.
▪ دامن پار سیان بر دو نوع است:
نوع اول یک راسته چین و دومی دارای دوراسته چین.
۱) دامنیک راسته چین در جلوی دامن دارای چینهائی است که از دو طرف چپ و راست به صورت منحنی هائی افتاده و به پشت دامن می رود. درو سر این چینهای جلو به پهلوهای دامن دوخته شده است.دامن در کمر دارای حاشیه یالیف کمر می باشد.
۲) دامن دو راسته چین از پهلوها وپشت ماننددامن یک راسته چین است ولی در جلو بجای یک راسته چین دارای دو راسته چین است که از یکدیگر بوسیله یک پارچه یا چین- های افقی به بلندی دامن فاصله دارند. در مواقعیکه دامن و بالاپوش برتن می باشد،کمر لیف این دو بر روی هم منطبق است.
وهریک جداگانه بوسیله بند لیف محکم شده اند.روی هر دویک کمربندچرمی(به منظور نگهداری سلاح)بسته می شده.
پارسیان لباس خودرا ازپارچه های نقش ونگاردار با رنگهای گیرا وپرشکوه تهیه می- کرده اند.
▪ کلاه پارسیان:
کلاه پارسی از جنس نَمد بوده است.(مگر کلاه های جنگی که از آهن و مُفرُغ ساخته می شده است)
▪ کفش پارسی:
یک نوع کفشی است که از لحاظ شکل خیلی ساده می باشد و چون جوراب به پا کشیده می شود و به نظر می رسد که برای دوخته شدن درز را از راه پشت پاشنه و رویه کفش می دادند.
دور دهانه کفش پادشاهان هخامنشی و ماد زرکوب بوده است.
نوع دیگر کفش در زیر خود تخت اضافه نداشته و پاشنه از بیرون ندارد و مانند کفش مادی (نوع اول) پاشنه آن از داخل کار گذاشته شده است زبانه بلندی در جلو در زیر محل بند کفش دارد که بوسیله سه بند و گل چرمی که از سوراخهای مقابل خود رد می شوند روبه کفش بر روی هم جمع می شود کفشها اغلب برنگهای زرد حنائی و ار غوانی تهیه می شده است.
● پوشاک زنان پارسی
اصولا لباس زنان این دوره ممکن است که اختلافی با لباس مردانشان نداشته یا لباس مردان با اندکی اختلاف مورد استفاده زنان نیز قرار می گرفته است و فقط اختلافی که دارد تزئینات پیش سینه و شکل آن است.
کفشهایشان نیز همان است که مردان پارسی به پا می کردند.
در چند مورد لباس زنان بومی عبارت بود از پوششی ساده بلند یا دارای راسته چین و آستین گوتاه که در پائین دامن از زانو به پائین شرابه هائی تا مچ می رسیده برتن میکرده اند.
نوع دیگر پوشش چادری بوده مستطیل که بر سر می افکندند در زیر آن یک پیراهن دامن بلند در زیر این پیراهن پیراهنی بلندتر که تا مچ می رسیده بر تن می کردنده اند.
ـ نوع۱: پوشش ساده راسته چین دار و آستین کوتاه ، دامن از زانو به پائین شرابه هایی تا مچ پا آویزان است.
ـ نوع۲: چادر مستطیلی که بر سر می اداخته اند ودر زیر آن یک پیراهن دامن بلند و در زیر این پیراهن یک پیراهن دیگر بلندتر که تا مچ پا می رسید بر تن می کردند.
▪ پوشاک جنگی پارسی
پوشاک جنگی پارسیان و پو شاک جنگی هخامنشیان بدین شکل بوده و از سلاح هائی شامل( تیر ، سپر ، شمشیر ، قمه ، زره ، جوشن و کلاه خود با پر) استفاده می کرده اند.
سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۱-۱۰-۱۳۹۰ ۰۴:۵۴ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط نیاز

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان