تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ورود خودرو به ايران(بخش پنجم)

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
ورود خودرو به ايران(بخش پنجم)
از يازده‌ عنصري‌ كه‌ در يك‌ بررسي‌ برروي‌ رقم‌هاي‌ سخت‌ ريشه‌زايي‌ و آواكادو صورت‌ گرفته‌بود چنين‌ نتيجه‌ حاصل‌ شد كه‌ وجود منگنز، به‌ خاطر فعال‌ كردن‌ آنزيم‌ ايندول‌ استيك‌ اكسيدازكه‌ اكسين‌ را از بين‌ مي‌برد و همچنين‌ كاهش‌ اكسين‌ طبيعي‌ در پايين‌ قلمه‌ها، ريشه‌زايي‌ قلمه‌ها راكاهش‌ مي‌دهد.
در حال‌ حاضر بررسي‌ اثرات‌ تغذيه‌ روي‌ ريشه‌زايي‌ قلمه‌ها بسيار مشكل‌ است‌ زيرا تعداد كمي‌ ازمطالعات‌ و آزمايشات‌ در مورد اثر عناصر غذايي‌ در مراحل‌ تشكيل‌ ريشه‌ صورت‌ گرفته‌ است‌(بلازيچ‌ 1989).
براي‌ دستيابي‌ به‌ ريشه‌زايي‌ موفق‌ اين‌ موضوع‌ قابل‌ توصيه‌ به‌ چايكاران‌ است‌ كه‌ بخشي‌ از باغ‌ رابه‌ گياهان‌ مادري‌ اختصاص‌ دهند و به‌ عنوان‌ منبعي‌ براي‌ ازدياد از آنها استفاده‌ كنند. در اين‌بخش‌ گياهان‌ مادري‌ يكنواخت‌ شبيه‌ به‌ اصل‌ و بدون‌ بيماري‌ نگهداري‌ شده‌ و شرايط‌ غذايي‌مناسب‌ براي‌ آنها فراهم‌ مي‌ايد. به‌ طوري‌ كه‌ در اين‌ قطعات‌، برداشت‌ برگ‌ براي‌ توليد چاي‌صورت‌ نمي‌گيرد تا قلمه‌هايي‌ كه‌ از آنها گرفته‌ مي‌شوند بهترين‌ ريشه‌زايي‌ را داشته‌ باشند البته‌در بعضي‌ موارد در صورت‌ نداشتن‌ گياهان‌ مادر به‌ مقدار كافي‌، قلمه‌ها را از بوته‌هايي‌ كه‌برگچيين‌ در آنه‌ صورت‌ گرفته‌ انتخاب‌ مي‌كنند كه‌ ريشه‌زايي‌ اين‌ قلمه‌ها بسيار ضعيف‌ گزارش‌شده‌ است‌. گياهان‌ مادري‌ بايد حاي‌ در مواردي‌ كه‌ به‌ طور منظم‌ از آنها قلمه‌ گرفته‌ نمي‌شود وهرس‌ آنها به‌ طور مرتب‌ و منظم‌ صورت‌ مي‌گيرد تا نقاط‌ رشد جديدي‌ برروي‌ آن‌ به‌ وجود آيد.
3-3- سن‌ گياه‌ مادري‌
گياهان‌ در چرخه‌ زندگي‌ خود از مراحل‌ جنيين‌، نونهالي‌، انتقال‌ و بلوغ‌ عبور كرده‌ و پس‌ از رشد وكامل‌ شدن‌ سرانجام‌ پير شده‌ و مي‌ميرند. مرحلة‌ نونهالي‌ دوره‌ آغاز رشد است‌ كه‌ در آن‌مريستم‌هاي‌ انتهايي‌ هيچ‌ واكنشي‌ به‌ عوامل‌ داخلي‌ يا خارجي‌ براي‌ آغاز گلدهي‌ ندارند. اين‌ مرحله‌با افزايش‌ شديد جثه‌، مقاومت‌ به‌ بيماري‌ها و توانايي‌ زياد براي‌ توليد ريشه‌ و ساقه‌ها نابه‌جا و...قاتبل‌ تشخيص‌ است‌. رابطه‌ بين‌ سن‌ درخت‌ و ريشه‌زايي‌ قلمه‌ها توسط‌ گاردنر (1929) بيان‌ شده‌است‌. از اين‌ به‌ بعد گزارش‌ها نشان‌ دادند كه‌ درختان‌ در مرحله‌ نونهالي‌ سريع‌تر از دوره‌ بلوغ‌ريشه‌ مي‌دهند (تريپي‌ 1989). كاهش‌ توانائي‌ توليد ريشه‌ها يا ساقه‌هاي‌ نابجا با بلوغ‌ مرتبط‌است‌.
شارما در سال‌ 1982 گزارش‌ داد كه‌ شاخه‌هاي‌ حاصل‌ از گياهان‌ كلون‌ دو ساله‌، بعد از 14 تا 16هفته‌ ريشه‌دار شدند، اما فقط‌ 28 تا 59% از قلمه‌هاي‌ گرفته‌ شده‌ از بوته‌هاي‌ مادري‌ 30 ساله‌ بعد از16 هفته‌ ريشه‌دار شدند. ونكاتاراماني‌ در سال‌ 1963 بيان‌ كرد با هرس‌ مناسب‌ ميزان‌ ريشه‌زايي‌بوته‌هاي‌ مسن‌ بالا مي‌رود و به‌ حد بوته‌هاي‌ جوان‌ مي‌رسد.
كاهش‌ در پتانسيل‌ ريشه‌دهي‌ همراه‌ با سالمند شدن‌ گياهان‌ را احتمالاً مي‌توان‌ اين‌ طور توجيه‌كرد كه‌ در بافت‌هاي‌ مسن‌ اولاً ميزان‌ بازدارنده‌هاي‌ ريشه‌زايي‌ زياد است‌ ثانياً ميزان‌ موادفنوليكي‌ پايين‌ مي‌باشد (فنول‌ به‌ عنوان‌ كوفاكتورهاي‌ اكسيت‌ عمل‌ مي‌كنند). قوتي‌ كه‌ گياهي‌ به‌حالت‌ بلوغ‌ مي‌رسد، تمايل‌ پيدا مي‌كند كه‌ به‌ همان‌ صورت‌ باقي‌ بماند. همان‌ طوري‌ كه‌ در بالا بيان‌شد. در اين‌ مرحله‌ پتانسيل‌ ريشه‌زايي‌ پايين‌ مي‌باشد، شيوه‌هاي‌ مختلفي‌ در باغباني‌ وجود داردكه‌ مي‌تواند گياهان‌ بالغ‌ را به‌ حالت‌ نونهالي‌ (بازجوان‌سازي‌) برگرداند كه‌ تعدادي‌ از آن‌ عبارتنداز:
1. تحريك‌ توليد ساقه‌هاي‌ نابجا پيوندهاي‌ مكرر
2. كست‌هاي‌ فرعي‌ پياپي‌ از مريستم‌ انتهايي‌ در ريزازديادي‌
3. تيمار گياهان‌ با اسيد جيبرليك‌
4. برداشتن‌ جوانه‌هاي‌ جانبي‌ و انتهايي‌ گياه‌ مادري‌ و محلولپاشي‌ با آميزه‌اي‌ از سايتوكنين‌ واسيدتري‌ - ايندوبنزوئيك‌ و آلار.
در چاي‌ از يك‌ طرف‌ براي‌ تهيه‌ چاي‌ خشك‌ نياز به‌ برگ‌هاي‌ شاداب‌ و جوان‌ مي‌باشد كه‌ اين‌ عمل‌با سربرداري‌ به‌ طور متنواب‌ انجام‌ مي‌شود و از طرف‌ ديگر براي‌ تهيه‌ قلمه‌ نيز گياهان‌ مادري‌ دوبار در سال‌ هرس‌ مي‌شوند (آخر پاييز و تابستان‌) تا شاخساره‌هاي‌ مناسب‌ براي‌ تهيه‌ قلمه‌ توليدكنند. پس‌ در باغ‌هاي‌ چاي‌ تقريباً حالت‌ نونهالي‌ وجود دارد.
4-3- نوع‌ چوب‌ گزينش‌ شده‌
انواع‌ مختلف‌ چوب‌ (در چند ساله‌هاي‌ چوبي‌) از شاخه‌هاي‌ آبدار انتهايي‌ سال‌ جاري‌ تا چوب‌هاي‌سخت‌ شاخه‌هاي‌ چند ساله‌، قابليت‌ قلمه‌گيري‌ دارند. در چاي‌ در تهيه‌ قلمه‌ از شاخه‌هاي‌ كاملاًرسيده‌ و خشبي‌ كه‌ رنگ‌ چوب‌ آنها قرمز شده‌ باشد و نيز از آنهايي‌ كه‌ بدفرم‌ رشد كرده‌ و يا ازرشد عقب‌ افتاده‌اند و يا از آن‌ تعداد قلمه‌هاي‌ بخش‌ انتهايي‌ كه‌ شانس‌ زنده‌ ماندنشان‌ وابسته‌ به‌شرايط‌ خزانه‌ است‌، خودداري‌ مي‌شود و بيشتر از شاخه‌هاي‌ اوليه‌ كه‌ پس‌ از هرس‌ زياد بلندنشده‌ و داراي‌ جوانه‌هاي‌ انتهايي‌ و جانبي‌ فعال‌ يا نيمه‌ فعال‌ مي‌باشند استفاده‌ مي‌شود.
5-3- تفاوت‌ ميان‌ تك‌ بوته‌هاي‌ چاي‌
تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ همان‌ طوري‌ كه‌ از جهات‌ مختلف‌ دانهال‌ها داراي‌ صفات‌ متفاوتي‌نسبت‌ به‌ همديگر مي‌باشند، اين‌ تفاوت‌ نيز در قابليت‌ ريشه‌دهي‌ آنها به‌ علت‌ تفرِ صفات‌ مشاهده‌مي‌شود، به‌ همين‌ دليل‌ در تكثير چاي‌ هنگامي‌ كه‌ دانهال‌ها، قلمه‌ تهيه‌ مي‌شود بايد اين‌ تفاوتها رادر ريشه‌دهي‌ پيش‌بيني‌ كنيم‌.
ياماشيتا و همكاران‌ (1998) رابطه‌ مناسبي‌ بين‌ ريشه‌زايي‌ و نوع‌ واريته‌ در چاي‌ گزارش‌ كردند،آنها تعداد ريشه‌هاي‌ نابجاي‌ قلمه‌هاي‌ 9 ماهه‌ سه‌ واريته‌ آسامي‌، چيني‌ و ژاپني‌ را از سال‌ 1995 تا1986 مورد مقايسه‌ قرار دادند و نتيجه‌ گرفتند واريته‌هاي‌ ژاپني‌ ريشه‌هاي‌ نابجا با زاويه‌ 75-65درجه‌ توليد كردند كه‌ تعداد ريشه‌هاي‌ نابجا با قطر بيش‌ از يك‌ ميلي‌ متر در اين‌ واريته‌ هفت‌ عدد يابيشتر بود، واريته‌هاي‌ آسامي‌ و چيني‌ داراي‌ زاويه‌ ريشه‌دهي‌ كمتري‌ (حدود پانزده‌ درجه‌ كمتراز واريته‌ ژاپني‌) و نيز تعداد ريشه‌هاي‌ نابجاي‌ كمتري‌ نسبت‌ به‌ واريته‌ ژاپني‌ از خود نشان‌ دادند.اين‌ نتايج‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تفاوت‌هاي‌ ژنتيكي‌ در جهت‌ رشد ريشه‌ نابجا وجود دارد و نيز اين‌ كه‌واريته‌هاي‌ چيني‌ و آسامي‌ سيستم‌ ريشه‌دهي‌ عميق‌تري‌ نسبت‌ به‌ واريته‌هاي‌ ژاپني‌ دارند.
6-3- تفاوت‌هاي‌ ميان‌ بخش‌هاي‌ مختلف‌ شاخه‌
در بسياري‌ از گياهان‌ چوبي‌، تفاوت‌هاي‌ زيادي‌ در ريشه‌زايي‌ قسمت‌هاي‌ مختلف‌ يك‌ شاخه‌ كه‌ ازآن‌ قلمه‌ گرفته‌ مي‌شود مشاهده‌ مي‌شود، به‌ طوري‌ كه‌ در بيشتر موارد بالاترين‌ ريشه‌زايي‌ درقلمه‌هايي‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ از بخش‌هاي‌ پايين‌ شاخه‌ها گرفته‌ شده‌ است‌. از آن‌جايي‌ كه‌آغازنده‌هاي‌ ريشه‌ از پايين‌ به‌ سمت‌ بالا در گياهان‌ كاهش‌ پيدا مي‌كند پس‌ مي‌توان‌ ريشه‌دهي‌مناسب‌ در قسمت‌ پايين‌ شاخه‌ها را از آن‌ نتيجه‌ گرفت‌.
كوباليا در سال‌ 1984 در بررسي‌ خود روي‌ ميزان‌ ريشه‌دهي‌ قلمه‌ چاي‌ نسبت‌ به‌ خواص‌ مختلف‌،
مشخص‌ نمود كه‌ علي‌رغم‌ وجود همگني‌ ژني‌ در گياهان‌ مادري‌، تفاوت‌ در ميزان‌ ريشه‌زايي‌قلمه‌ها وجود دارد كه‌ به‌ خواص‌ فيزيولوژيكي‌ قلمه‌هاي‌ همان‌ شاخه‌ مربوط‌ مي‌شود. اگر قلمه‌هااز بخش‌ هيا فعال‌ شاخه‌ تهيه‌ شوند بيشترين‌ ظرفيت‌ ريشه‌دهي‌ را دارند و گياهاني‌ با حداكثررشد توليد مي‌نمايند.
در چاي‌ به‌ طور معمول‌ از هر شاخه‌ با حذف‌ قسمت‌ انتهايي‌ 6 تا 7 قلمه‌ گرفته‌ مي‌شود كه‌قسمت‌هاي‌ پايين‌ شاخه‌ ظرفيت‌ ريشه‌دهي‌ بهتري‌ دارند (شكل‌ 2-3).
7-3- شاخه‌هاي‌ گلدار و رويشي‌
در گياهان‌ سخت‌ ريشه‌زا يكي‌ از عواملي‌ كه‌ باعث‌ كاهش‌ ظرفيت‌ ريشه‌دهي‌ مي‌شود وجود گل‌ برروي‌ قلمه‌ها است‌ كه‌ طي‌ بررسي‌هاي‌ صورت‌ گرفته‌ حذف‌ غنچه‌ گل‌ باعث‌ حذف‌ مواد محرك‌گلدهي‌ كه‌ با ريشه‌دهي‌ نقابل‌ دارند مي‌شود و درنتيجه‌ ريشه‌دهي‌ افزايش‌ پيدا مي‌كند.
بنابراين‌ باززايي‌ ريشه‌ در قلمه‌هايي‌ كه‌ قبل‌ و يا بعد از گلدهي‌ تهيه‌ مي‌شوند بيشتر از قلمه‌هايي‌بوده‌ است‌ كه‌ در زمان‌ گلدهي‌ از بوته‌ مادر يگرفته‌ شده‌ بودند. در نهايت‌ براي‌ چاي‌ بهترين‌ زمان‌سرشاخه‌گيري‌ براي‌ تهيه‌ قلمه‌زني‌ زماني‌ است‌ كه‌ بوته‌هاي‌ مادري‌ داراي‌ حداكثر رشد رويشي‌و بدون‌ گل‌ باشند و در صورت‌ مشاهده‌ گل‌ اقدام‌ به‌ حذف‌ آن‌ شود تا ريشه‌دهي‌ مطلوبي‌ را درقلمه‌ها شاه‌ باشيم‌.
8-3- نحوه‌ برش‌
يكي‌ از مواردي‌ كه‌ در قطع‌ شاخه‌ها و ايجاد قلمه‌ بسيار حائز اهميت‌ مي‌باشد نحوه‌ برش‌ مي‌باشدبه‌ طوري‌ كه‌ در برش‌ قلمه‌ چاي‌ بايد سعي‌ شود قسمت‌ انتهايي‌ برش‌ ساقه‌ درست‌ كمي‌ بالاتر ازجوانه‌ جانبي‌ كنار برگ‌ باشد و سطح‌ مقطع‌ تقريباً با سطح‌ برگ‌ در يك‌ صفحه‌ قرار گيرد و مقطع‌پايين‌ مواز يبا برگ‌ و سطح‌ برش‌ بايد كاملاً صاف‌ باشد. بزباروآ اهميت‌ روش‌ قطع‌ برش‌ قلمه‌ راروي‌ چهار كلون‌ بررسي‌ نمود و مشاهده‌ كرد، در صورتي‌ كه‌ برش‌ بالاي‌ جوانه‌ در جهت‌ شيب‌برگ‌ و برش‌ پايين‌ قلمه‌ نيز مخالف‌ آن‌ زده‌ شود، درصد ريشه‌زايي‌ در بيشترين‌ ميزان‌ و زماني‌كه‌ پايين‌ قلمه‌ موازي‌ برش‌ بالا و يا صاف‌ زده‌ شود، درصد ريشه‌زايي‌ كمتر مي‌شود. بررسي‌هاي‌انجام‌ شده‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در هنگام‌ تهيه‌ قلمه‌، اگر شاخه‌ در دست‌ گرفته‌ شود و با يك‌ چاقوي‌نيز عمل‌ برش‌ بدون‌ قرار گرفتن‌ به‌ روي‌ تكيه‌گاهي‌، صورت‌ گيرد به‌ قلمه‌ هيچگونه‌ آسيبي‌ واردنمي‌شود و درصد موفقيت‌ آن‌ نيز بيشتر است‌.
9-3- زمان‌ تهيه‌ قلمه‌
بهترين‌ فصول‌ قلمه‌گيري‌ براي‌ تكثير چاي‌، اواخر بهار، اواسط‌ تابستان‌ و اواسط‌ پاييز مي‌باشد.به‌ اين‌ منظور بوته‌هاي‌ چاي‌ را هر سال‌ دو بار بعد از بهار و يا پاييز هرس‌ مي‌نمايند تاسرشاخه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ تهيه‌ قلمه‌ در پاييز يا بهار سال‌ بعد بدست‌ آيد. در رقم‌هاي‌ چاي‌ وضع‌جوانه‌ زدن‌ و طول‌ دوره‌ خواب‌ كه‌ احتمالاً ناشي‌ از اثرات‌ شرايط‌ محيطي‌ مانند خاك‌ و آب‌ وهواست‌ با هم‌ فرِ دارند. از اين‌ رو زمان‌ تهيه‌ قلمه‌ نيز از رقمي‌ به‌ رقم‌ ديگر و حتي‌ در يك‌ رقم‌ باتوجه‌ به‌ موقعيت‌ جوانه‌ محوري‌ در نقاط‌ مختلف‌ ممكن‌ است‌ فرِ نمايد و اصولاً بهترين‌ زمان‌براي‌ تهيه‌ قلمه‌ از بوته‌هاي‌ مادري‌، قبل‌ از شروع‌ شاخه‌زايي‌ شديد مي‌باشد. در ايران‌ قلمه‌گيري‌ ازچاي‌ در دو زمان‌ اوايل‌ تير ماه‌ و پاييز به‌ عمل‌ مي‌آيد. تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ قلمه‌هايي‌ كه‌ دراواخر بهار و اوايل‌ تابستان‌ گرفته‌ شده‌اند ريشه‌زايي‌ بهتري‌ نسبت‌ به‌ آنهايي‌ كه‌ در پاييز گرفته‌مي‌شوند دارند. شايد افزايش‌ درصد ريشه‌زايي‌ در بهار و تابستان‌ نسبت‌ به‌ پاييز مربوط‌ به‌ بافت‌قلمه‌ها و رشد كافي‌ قلمه‌ها روي‌ بوته‌ مادري‌ باشد كه‌ از نظر فيزيولوژيكي‌ شرايط‌ لازم‌ را براي‌ريشه‌زائي‌ دارند ولي‌ با گذشت‌ زمان‌ و تشكيل‌ بافت‌هاي‌ سلولزي‌ بيشتر در قلمه‌ها و كاهش‌هورمون‌هاي‌ مولد ريشه‌ و دگرگوني‌ شرايط‌ رشد و كاهش‌ درجه‌ حرارت‌ و نور، ريشه‌زايي‌ درقلمه‌هاي‌ پاييز كاهش‌ مي‌يابد. با نگاهي‌ ديگر به‌ اين‌ دو زمان‌ مي‌توان‌ بيان‌ داشت‌ كه‌ قلمه‌هاي‌كشت‌ شده‌ در شهريور ماه‌ با زمان‌ كاشت‌ تير و مرداد اختلاف‌ زماني‌ زيايد دارند و در موقع‌ تهيه‌قلمه‌ براي‌ كشت‌ در شهوريورماه‌، قلمه‌ها نقريباً خشبي‌ مي‌باشند و در پاييز نيز چون‌ قلمه‌ها ازشاخه‌هاي‌ هرس‌ شده‌ در اواخر مرداد ماه‌ بدست‌ مي‌آيند از نظر فيزيولوژيكي‌ رشد كافي‌ نكرده‌كه‌ درنتيجه‌ درصد ريشه‌زايي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ كاهش‌ مي‌يابد.
10-3- زخم‌زني‌
توليد ريشه‌ مي‌تواند در بعضي‌ از گونه‌ها با عمل‌ زخم‌زني‌ انتهاي‌ قلمه‌ها آسان‌ شود. در اغلب‌گونه‌ها اين‌ روش‌ باعث‌ افزايش‌ توليد پينه‌ و نمو ريشه‌ها در حاشيه‌ زخم‌ها مي‌شود و علت‌ آن‌شايد به‌ خاطر تجمع‌ اكسين‌ها و كربوهيدرات‌ها، زياد شدن‌ ميزان‌ تنفس‌، افزايش‌ تحريك‌بافت‌هاي‌ آسيب‌ ديده‌ در اثر زخم‌زني‌ براي‌ توليد اتيلن‌، جذب‌ آب‌ بيشتر در اثر زخم‌ و همچنين‌افزايش‌ در ميزان‌ جذب‌ تنظيم‌كننده‌هاي‌ رشد به‌ كار گرفته‌ شده‌ توسط‌ بافت‌هاي‌ ته‌ قلمه‌هامي‌باشد كه‌ اين‌ موارد تشكيل‌ ريشه‌هاي‌ نابجا را تسهيل‌ مي‌كند.
در بافت‌ ساقه‌ بعضي‌ از گونه‌ها در بخش‌ پوست‌ يك‌ حلقه‌ اسكلرانشيمي‌ از ياخته‌هاي‌ فيبري‌سخت‌ در خارج‌ از نقطه‌اي‌ كه‌ منشاء ريشه‌هاي‌ نابجا است‌ وجود دارد و اين‌ حلقه‌ به‌ عنوان‌ يك‌عامل‌ مكانيكي‌ از خروج‌ ريشه‌هاي‌ نابجا جلوگيري‌ مي‌كند. زخم‌ باعث‌ شكسته‌ شدن‌ حلقه‌اسكلرانشيمي‌ در ناحيه‌ پوست‌ شده‌ و خورج‌ ريشه‌ها را تسهيل‌ مي‌كند.
در چاي‌ اثر مفيد زخم‌زني‌ در بهبود ريشه‌زايي‌ قلمه‌ گزارش‌ شده‌ است‌. البته‌ بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌داشت‌ كه‌ اثر زخم‌زني‌ در ريشه‌دهي‌ زماني‌ موثر خواهد بود كه‌ قلمه‌ها در محيط‌ ريشه‌زايي‌مناسب‌ قرار گيرند و اين‌ امر به‌ pH، ميزان‌ آلودگي‌ محيط‌ ريشه‌زايي‌ و عوامل‌ بيماريزا بستگي‌دارد.
11-3- اثر برگ‌ و جوانه‌ها
ژوليوس‌ ون‌ ساكس‌ (1880)، اولين‌ فردي‌ بود كه‌ اظهار كرد، برگ‌هاي‌ جوان‌ و جوانه‌هاي‌ فعال‌داراي‌ موارد رشد گياهي‌ قابل‌ انتقالي‌ هستند كه‌ ريشه‌زايي‌ را افزايش‌ مي‌دهند. در سال‌ 1758، دوآمل‌ دومونسه‌ تشكيل‌ ريشه‌هاي‌ نابجا روي‌ ساقه‌ را براساس‌ حركت‌ رو به‌ پايين‌ شيره‌ گياهي‌توجيه‌ كرد. براي‌ آگاهي‌ بيشتر روي‌ اين‌ موضوع‌، ساكس‌ متخصص‌ فيزيولوژي‌ گياهي‌ در سال‌1882 وجود يك‌ ماده‌ ريشه‌زايي‌ اختصاصي‌ را به‌ اثبات‌ رسانيد كه‌ در برگ‌ها ساخته‌ مي‌شود وريشه‌زايي‌ را نيز آسان‌ مي‌كند.
وان‌ درلك‌ در سال‌ 1925 نشان‌ داد كه‌ وجود جوانه‌، نمو ريشه‌ها را در ناحيه‌ زير جوانه‌ آسان‌مي‌كند. چنين‌ فرض‌ شده‌ بود كه‌ مواد شبيه‌ هورموني‌ در جوانه‌هاي‌ در حال‌ رشد ايجاد مي‌شود.
وجود برگ‌ها و جوانه‌ها اثر زيايد روي‌ ريشه‌دهي‌ قلمه‌ ساقه‌ دارند. در بسياري‌ از گيهان‌، وجودجوانه‌، به‌ عنوان‌ منبع‌ توليد اكسين‌ است‌ و برگ‌ها منبع‌ توليد كربوهيدرات‌ها مي‌باشند.
الف‌ - اثر جوانه‌ها
كايانگ‌ در سال‌ 1983 نشان‌ داد كه‌ در موفقيت‌ ريشه‌زائي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌، برگ‌ مادري‌ و جوانه‌بسيار مؤثرند و به‌ اين‌ منظور قلمه‌هاي‌ تك‌ يا دو جوانه‌اي‌ كلون‌ 87P.C را كه‌ دارا ي‌2-0 برگ‌ و2-0 جوانه‌ بود در ماه‌ آئريل‌ در خزانه‌ كشت‌ نمود و متوجه‌ شد قلمه‌هايي‌ كه‌ برگ‌ يا برگ‌هايشان‌را از دست‌ داده‌ بودند نتوانستند زنده‌ بمانند ولي‌ آنهايي‌ كه‌ جوانه‌هايشان‌ از بين‌ رفته‌ بودند باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌ با تركيبات‌ زيادي‌ تيمار شده‌ بودند با اختلاف‌ ناچيزي‌ پس‌ از 5 ماه‌ حداقل‌ 95%زنده‌ ماندند و تمامي‌ آنها نيز ريشه‌دار شدند.
حذف‌ جوانه‌ها در قلمه‌، به‌ ويژه‌ در گونه‌هايي‌ كه‌ ريشه‌ هنوز فرم‌ نگرفته‌ است‌، موجب‌ مي‌شود كه‌ريشه‌ اصلاً تشكيل‌ نشود. يك‌ حلقه‌برداري‌ از پوست‌ زير جوانه‌ در اين‌ گياهان‌ موجب‌ مي‌شود كه‌تشكيل‌ ريشه‌دهي‌ كاهش‌ يابد كه‌ اين‌ بيانگر تاثير برخي‌ از موادي‌ است‌ كه‌ در افزايش‌ ريشه‌دهي‌فعال‌ هستند و توسط‌ آوندهاي‌ آبكش‌ از بشخ‌ تحتاني‌ جوانه‌ در قلمه‌ انتقال‌ مي‌يابند. قلمه‌هاي‌چوبي‌ در زماني‌ كه‌ جوانه‌ها در دوره‌ استراحت‌اند (يعني‌ اواسط‌ زمستان‌) هيچ‌ گونه‌ اثر تحريكي‌در ريشه‌زايي‌ آنها مشاهده‌ نمي‌شود اما زماني‌ كه‌ جوانه‌ها فعال‌اند يعني‌ در پاييز و بهار، بطوربارزي‌ در تقويت‌ ريشه‌زايي‌ موثرند.
در قلمه‌هاي‌ تك‌ جوانه‌اي‌ در كلون‌هاي‌ بزرگ‌ درشت‌، موقعي‌ بهترين‌ نتيجه‌ حاصل‌ مي‌شود كه‌سطح‌ برگ‌ به‌ نصف‌ كاهش‌ يابد اما در قلمه‌هاي‌ چند جوانه‌اي‌، صرف‌نظر از اندازه‌ برگ‌، معلوم‌شده‌ است‌ كه‌ با كاهش‌ سطح‌ برگ‌ درصد ريشه‌زايي‌ به‌ طور بارزي‌ كاهش‌ مي‌يابد و با توجه‌ به‌افزايش‌ ميزان‌ و طول‌ بافت‌هاي‌ ساقه‌ در قلمه‌هاي‌ چند جوانه‌اي‌، حفظ‌ سطح‌ كامل‌ برگ‌ براي‌ جذب‌آب‌ و سوخت‌ و ساز كربوهيدرات‌ها ضروري‌ مي‌باشد.
در سال‌ 1975، باتز با مقايسه‌ تيپ‌هاي‌ مختلف‌ قلمه‌ چاي‌، اهميت‌ جوانه‌ در رشد بيشتر ريشه‌ رابررسي‌ نمود. او در آزمايش‌ خود سه‌ نمونه‌ از قلمه‌هاي‌ (a) تك‌ جوانه‌اي‌، (b) جوانه‌ در حال‌ رشدهمراه‌ به‌ سه‌ برگ‌ و © جوانه‌ در حال‌ خواب‌ همراه‌ با سه‌ برگ‌ را با هم‌ مقايسه‌ نمود. در دو نوع‌اول‌ مقايسه‌ براي‌ دو كلون‌ چاي‌ بود كه‌ عكس‌العمل‌هاي‌ كلون‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظه‌اي‌ اختلاف‌داشت‌. درصد ريشه‌زايي‌ در تمام‌ نمونه‌ها بالا بود و پس‌ از هفت‌ ماه‌، درصد زنده‌ ماندن‌ نمونه‌داراي‌ اختلاف‌ ناچيزي‌ بود. با استفاده‌ از قلمه‌هاي‌ تيپ‌ (b) درصد وزن‌ خشك‌ ريشه‌ زياد و رشدآن‌ خيلي‌ بيشتر بوده‌ است‌.
ب‌ - اثر برگ‌ها
ريشه‌زايي‌ موفق‌ در قلمه‌ها به‌ يك‌ سري‌ از عوامل‌ همراه‌ هورموني‌ بستگي‌ دارد كه‌ همراه‌ بااكسين‌ موجب‌ مي‌شود تا قلمه‌ها ريشه‌دار شوند. منبع‌ اين‌ عوامل‌ همراه‌ هورموني‌ معمولاً برگ‌هاهستند. برگ‌ها مخصوصاً اگر جوان‌ باشند تشكيل‌ ريشه‌ در قلمه‌ را افزايش‌ مي‌دهند و از بين‌بردن‌ برگ‌ در قلمه‌ها به‌ مقدار زيادي‌ موفقيت‌ ريشه‌زايي‌ را كاهش‌ مي‌دهد. مواد قندي‌ و ازته‌ كه‌در برگ‌ها توليد مي‌شوند احتمالاً از عوامل‌ همراه‌ هورموني‌ ريشه‌زايي‌ هستند و مشخص‌ شده‌است‌ كه‌ تركيبات‌ فنلي‌ همچون‌ اسيد فنوليك‌، ماتلون‌، اسيد كلروژنيك‌ در تاثير متقابل‌ با اكسين‌شروع‌ ريشه‌زايي‌ را موجب‌ مي‌شوند. زماني‌ كه‌ ريشه‌هاي‌ نابجا از ته‌ قلمه‌ شروع‌ به‌ رشدمي‌كنند، ريشه‌ها بايد از ميان‌ بافت‌ ساقه‌ عبو كند بنابراين‌ وجود كربوهيدرات‌ كه‌ لازمه‌ توليد وعمل‌ اكسين‌ مي‌باشد اهميت‌ زيادي‌ دارد و برگ‌ها به‌ عنوان‌ محل‌ توليد كربوهيدرات‌ نقش‌ بازي‌مي‌كنند.
در سال‌ 1960، باروا و ارليير گزارش‌ نمودند كه‌ اگر سطح‌ برگ‌ در قلمه‌هاي‌ تك‌ برگي‌ چاي‌ به‌نصف‌ كاهش‌ يابد نتايج‌ بهتري‌ بدست‌ مي‌آيد. در كلون‌هايي‌ كه‌ در اندازه‌ برگ‌ آنها كمتر از 70 اينچ‌مربع‌ است‌، قلمه‌ها با برگ‌ كامل‌ موفقيت‌ بهتري‌ از خود نشان‌ مي‌دهند در صورتي‌ كه‌ كلون‌هايي‌كه‌ سطح‌ برگ‌ آنها بيشتر از 80 اينچ‌ مربع‌ است‌ با كاهش‌ سطح‌ برگ‌ به‌ نصف‌، موفقيت‌ بيشتري‌در ريشه‌دهي‌ داشته‌ علاوه‌ بر آن‌ امكان‌ كاشت‌ تعداد بيشتري‌ قلمه‌ در خزانه‌ وجود دارد. در سال‌1977، بيزباروا در كلون‌ Tv1 چاي‌ بهترين‌ نتيجه‌ را براي‌ قلمه‌هاي‌ تك‌برگي‌ بدست‌ آورد. در سال‌1983، كولاسگرام‌ در تاثير برگ‌ مادري‌ قلمه‌ برروي‌ رشد نهال‌ چاي‌ جوان‌ گزارش‌ نمود كه‌ باحذف‌ برگ‌ مادري‌، رشد اوليه‌ به‌ مدت‌ 12 هفته‌ متوقف‌ مي‌شود ولي‌ در موقعي‌ كه‌ سطح‌ برگ‌ به‌نصف‌ كاهش‌ يابد اين‌ مدت‌ به‌ 8 هفته‌ تقليل‌ خواهد يافت‌. با توجه‌ به‌ تمام‌ اين‌ مطالب‌ نتيجه‌گيري‌مي‌وشد كه‌ قلمه‌هاي‌ يك‌ برگي‌ (شكل‌ 4-3) در چاي‌ بهتر و اقتصادي‌تر مي‌باشند و فقط‌ در بعضي‌از كلون‌هاي‌ خاص‌ قلمه‌هاي‌ چند برگي‌ براي‌ ازدياد مناسب‌ هستند و در بقيه‌ كلون‌ها اگرچه‌قلمه‌هاي‌ چند برگي‌ در ابتدا شاخه‌ بيشتري‌ توليد مي‌كنند ولي‌ در مراحل‌ بعدي‌ ريشه‌زايي‌ خوبي‌ندارند.
12-3. عوامل‌ موثر در ريشه‌ زايي‌ قلمه‌ ها
الف‌. جابه‌جايي‌
بسياري‌ از توليدكنندگان‌ ترجيح‌ مي‌دهند كه‌ قلمه‌ها را از گياهان‌ مادري‌ در سپيده‌ دم‌ كه‌ شاخه‌هاهنوز شاداب‌ هستند بگيرند. اگر قلمه‌هاي‌ تهيه‌ شده‌ بلافاصله‌ استفاده‌ نشود بايد آنها را مرطوب‌نمود تا تبخير كاهش‌ يابد با اين‌ كه‌ شب‌ در يخچال‌ 4 تا 8 درجه‌ سانتي‌ گراد نگه‌ داشته‌ تا به‌ تدريج‌،
روز بعد بكار گرفته‌ شوند. در آزمايشي‌ كه‌ برروي‌ قلمه‌هاي‌ گونه‌هاي‌ چوبي‌ در مناطق‌ معتدله‌صورت‌ گرفت‌، دماي‌ كم‌ و نگهداري‌ قلمه‌ها در كيسه‌هاي‌ كرباسي‌، بسار مؤثر بوده‌ است‌.
قلمه‌هاي‌ تهيه‌ شدة‌ بعضي‌ از گياهان‌، در كيسه‌هاي‌ پلاستيكي‌ با رطوبت‌ زياد، دماي‌ 4 درجه‌سانتيگراد و شدت‌ نور كم‌ عمر انباري‌ مناسبي‌ دارند. آغشتن‌ ته‌ قلمه‌ به‌ سوكروز 2 تا 5 درصد به‌مدت‌ 24 ساعت‌ پيش‌ از انبار كردن‌، ريشه‌زايي‌ را بهبود مي‌بخشد. نيترات‌ نقره‌ و تيوسولفات‌نقره‌ بازدارنده‌ اتيلن‌ مي‌باشند و در نگهداري‌ عمر انباري‌ قلمه‌ها بمنظور ريشه‌زايي‌ بهتر، موثرمي‌باشند.
اسيد آبسيزيك‌ نيز تعرِ در قلمه‌ها كاهش‌ مي‌دهد و ممكن‌ است‌ تا حدودي‌ در جابه‌جايي‌ و انباركردن‌ قلمه‌ها موثر باشد.
در درون‌ يك‌ انبار بهترين‌ كار اين‌ است‌ كه‌ رطوبت‌ 100% برسد و دما تا آنجا كه‌ گونه‌ انبار شده‌مي‌تواند تحمل‌ كند پايين‌ آورده‌ شود. كاستن‌ از ميزان‌ اكسيژن‌ و اتيلن‌ و افزودن‌ گازكربنيك‌ (درانبارهاي‌ با اتمسفر كنترل‌ شده‌) به‌ حفظ‌ ظرفيت‌ ريشه‌دهي‌ كمك‌ مي‌كند. دوره‌ انبارداري‌ از چندروز تا چند ماه‌ به‌ مواد ذخيره‌ شده‌ قلمه‌، پايداري‌ در برابر يخبندان‌ و درجة‌ چوبي‌ شدن‌ موادبستگي‌ دارد. در مورد چاي‌ با توجه‌ به‌ برگدار بودن‌ قلمه‌ها عمل‌ نگهداري‌ قلمه‌ پس‌ از گرفته‌ شدن‌در صبح‌ زود در چتايي‌ (گوني‌هاي‌ كنفي‌) با رطوبت‌ بالا صورت‌ مي‌گيرد.
ب‌. تنظيم‌ كننده‌هاي‌ رشد
ونت‌ در اوايل‌ قرن‌ بيستم‌ اظهار نمود كه‌ بدون‌ وجود مواد رشد، گياه‌ رشد نمي‌كند. امروزه‌ درمورد نقش‌ مهم‌ مواد رشد گياهي‌ در عالم‌ گياهان‌ ترديدي‌ وجود ندارد. در سال‌هاي‌ اخير نيز اين‌امر به‌ طور وسيعي‌ در كشاورزي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند، اما حداكثر پتانسيل‌ استفاده‌ ازآنها نامعلوم‌ است‌.
هورمون‌هاي‌ گياهي‌، تركيبات‌ آلي‌ غير از مواد غذايي‌ هستند كه‌ در مقادير و غلظت‌هاي‌ بسيار كم‌فرايندهاي‌ فيزيولوژيكي‌ را تشديد، تضعيف‌ و يا تنظيم‌ مي‌نمايد و براي‌ تاثيرگذاري‌ نيازي‌ به‌كوفاكتورهاي‌ آنزيمي‌ ندارند. معمولاً هورمون‌ها در گياهان‌ از محل‌ توليد به‌ محل‌ عمل‌ در حركت‌مي‌باشند. گروه‌هاي‌ مختلف‌ مواد تحريك‌ كننده‌ رشد گياهي‌ نظير اكسين‌ها، سايتوكينين‌ها،جيبرلين‌ها، اتيلن‌، براسيتواستروئيد و مواد بازدارنده‌ مانند اسيد آبزيك‌، كند كننده‌هاي‌ رشد وفنوليك‌ها بر ريشه‌زايي‌ تاثير دارند. امروزه‌ ناشن‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ اكسين‌ها مهمترين‌ اثر را برريشه‌زايي‌ داشته‌ و به‌ صورت‌ تجارتي‌ كاربرد دارند. تحقيقات‌ زيادي‌ در ريشه‌زائي‌ با تركيبات‌شناخته‌ شده‌ در مورد نقش‌ مواد تنظيم‌ كننده‌ رشد گياهي‌ انجام‌ شده‌ و تحقيقات‌ براي‌ كشف‌تحريك‌ كننده‌ها و بازدارنده‌هاي‌ اين‌ فرايند ادامه‌ دارد. با اين‌ حال‌، مشكل‌ عمده‌ در رابطه‌ باارزيابي‌ اثرات‌ مواد رشد گياهي‌ بر ريشه‌زايي‌، تنوع‌ فوِالعاده‌ زياد اين‌ تركيبات‌ است‌.
ج‌. بستر كشت‌ قلمه‌
بستر كشت‌ ريشه‌زايي‌ چهار وظيفه‌ به‌ عهده‌ دارد:
1- نگهداشتن‌ قلمه‌ها در حين‌ ريشه‌زايي‌ در محيط‌ كشت‌
2- تامين‌ رطوبت‌ براي‌ قلمه‌
3- امكان‌ نفوذ و تبادل‌ هوا در پايين‌ قلمه‌
4- ايجاد يك‌ محيط‌ تاريك‌ و كدر براي‌ كم‌ كردن‌ نفوذ نور در پايين‌ قلمه‌ها.
يك‌ بستر كشت‌ مطلوب‌ بايد داراي‌ خلل‌ و فرج‌ كافي‌ براي‌ تهويه‌ با ظرفيت‌ نگهداري‌ رطوبتي‌مناسب‌، زهكش‌ خوب‌ و بدون‌ عوامل‌ بيماري‌زا باشد. بستر كشت‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در خزانه‌بايد دربرگيرنده‌ دو بخش‌، مواد آلي‌ و مواد كاني‌ باشد.
الف‌- مواد آلي‌ شامل‌ خاك‌ اره‌، خاك‌ برگ‌، پوسته‌ برنج‌ و... كه‌ به‌ آساني‌ پوسيده‌ مي‌شوند و خلل‌و فرج‌ را كاهش‌ مي‌دهند و نسبت‌ كربن‌ به‌ نيتروژن‌ بالايي‌ دارند كه‌ مي‌تواند پس‌ از شروع‌ رشدريشه‌ مشكلاتي‌ ايجاد كند.
ب‌- مواد كاني‌ به‌ منظور بالا بردن‌ نسبت‌ منفذهاي‌ بزرگ‌ پر از هوا است‌ و شامل‌ ماسه‌، صدف‌بازشده‌، ورمي‌ كولايت‌ و غيره‌ است‌.
بستر قلمه‌ چاي‌ بايد شني‌ لومي‌، با بافت‌ نرم‌ يا متوسط‌، اسيدي‌ و با pH حدود 5/4 تا 8/4 باشد.pH بستر قلمه‌ مي‌تواند در توليد ريشه‌هاي‌ نابجا اهميت‌ قابل‌ توجهي‌ داشته‌ باشد. pH بالاتر از5/5 براي‌ خزانه‌ چاي‌ مناسب‌ نيست‌، زيرا علي‌رغم‌ افزايش‌ تشكيل‌ كالوس‌، به‌ طور ناگهاني‌ سبب‌تاخير ريشه‌زايي‌ مي‌شود و ريشه‌ گياهان‌ درنتيجه‌ افزايش‌ pH در خزانه‌ به‌ علت‌ بيماري‌ Bittenoff از بين‌ مي‌روند.
ريشه‌زايي‌ در قلمه‌هاي‌ چاي‌ به‌ طور بحراني‌ وابسته‌ به‌ محيط‌ ريشه‌زايي‌ مي‌باشد، بنابراين‌ هرخزانه‌ بايد بهترين‌ خاك‌ را داشته‌ باشد. بهترين‌ خاك‌ براي‌ ريشه‌زايي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌، خاكي‌ بابافت‌ شني‌ لومي‌ اسيدي‌ با مقدار هوموس‌ پايين‌ مي‌باشد. از كاربد خاك‌هاي‌ رسي‌ به‌ علت‌ تهويه‌كم‌ و زهكشي‌ نامناسب‌ بايد اجتناب‌ كرد.
طي‌ آزمايش‌ در سال‌ 1986 نشان‌ داده‌ شد كه‌ تشكيل‌ كالوس‌ و ريشه‌دهي‌ در خاك‌ با pH كمتر از5 بهتر صورت‌ مي‌گيرد. شارما در سال‌ 1976 گزارش‌ داد در pHهاي‌ پايين‌ از 5، كالوس‌ زايي‌صورت‌ مي‌گيرد كه‌ اين‌ امر باعث‌ كاهش‌ تشكيل‌ ريشه‌ در قلمه‌ها مي‌شود. در صورتي‌ كه‌ محيط‌ريشه‌زايي‌ داراي‌ اسيديته‌ بالا و فاقد مواد غذايي‌ باشد بهتر است‌ كه‌ از خاك‌ زيرين‌ حاصلخيزاستفاده‌ شود. حتي‌ كاربرد يك‌ خاك‌ زيرين‌ اسيدي‌ بهتر مي‌باشد.
در سال‌ 1972، كايانگ‌ گزارش‌ نمود در گلدان‌هايي‌ كه‌ از لايه‌هاي‌ نازك‌ خاك‌ سطحي‌ پر شده‌اند،92% قلمه‌هاي‌ كشت‌ شده‌ در آن‌، بعد از شش‌ ماه‌ زنده‌ ماندند كه‌ اين‌ ميزان‌ در مقايسه‌ با قلمه‌هاي‌كشت‌ شده‌ در گلدان‌ حاوي‌ خاك‌ زيرين‌ 80% بود.
سال‌ 1983، بوردولي‌ گزارش‌ كرد كه‌ با استفاده‌ از خاك‌ زيرين‌، در خزانه‌هاي‌ چاي‌ قلمه‌هاي‌ريشه‌دار شده‌ رقم‌ TV18، TV1 و TV20 به‌ گلدان‌هاي‌ پلاستيكي‌ كه‌ از خاك‌ سطحي‌ خالص‌، خاك‌عمقي‌ خالص‌ و خاكي‌ كه‌ داراي‌ يك‌ تا چند ماده‌ آلي‌ و معدني‌ بود انتقال‌ داده‌ شد. پس‌ از يكسال‌ درگلدان‌هايي‌ كه‌ خاك‌ عمقي‌ همراه‌ با 10 گرم‌ سوپرفسفات‌ بود از سه‌ كلون‌ بالا به‌ ترتيب‌ 67، 87 و95% نهال‌ها زنده‌ ماندند درحالي‌ كه‌ با خاك‌ سطحي‌ اين‌ نسبت‌ به‌ ترتيب‌ 56، 81 و 93% بوده‌ است‌.در اكثر تيمارها اختلاف‌ وزن‌ خشك‌ در ريشه‌ و شاخه‌ كم‌ بود و همچنين‌ خاك‌ عمقي‌ خالص‌ نيزنتيجه‌ ضعيفي‌ داد.
ويزر از كارشناسان‌ برجسته‌ جهاني‌ چاي‌ گزارش‌ داد خاكي‌ كه‌ داراي‌ بافت‌ ويز با خلل‌ و فرج‌كافي‌ و pH تا 5/4 بادش‌ براي‌ كشت‌ چاي‌ مفيد است‌. ويزر رابطه‌ مناسبي‌ بين‌ بافت‌ و pH نيافت‌. اومعتقد است‌ كه‌ خاك‌هاي‌ بسيار حاصلخيز موجب‌ ريشه‌زايي‌ خوب‌ نمي‌شود.
در سال‌ 1989 گزارش‌ داده‌ شد كه‌ اثر ضايعات‌ پوسيده‌ چاي‌ حاصل‌ از مواد قلمه‌اي‌ و بقاياي‌گياهي‌ به‌ همراه‌ خاك‌ زيرين‌ در ريشه‌زائي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ بسيار مفيد واقع‌ مي‌شود.
آب‌
در تكثير گياهان‌ از رطيق‌ قلمه‌هاي‌ برگدار، حفظ‌ قلمه‌ بدون‌ تلفات‌ تا توليد ريشه‌ مسئله‌ مهمي‌مي‌باشد. اگرچه‌ وجود برگ‌ روي‌ قلمه‌، محرك‌ قوي‌ در تشكيل‌ ريشه‌هاي‌ اوليه‌ مي‌باشند، ولي‌تبخير آب‌ از برگ‌ها موجب‌ مي‌شود كه‌ ميزان‌ آب‌ قلمه‌ها به‌ ثدري‌ كاهش‌ يابد كه‌ قبل‌ از تشكيل‌ريشه‌ سبب‌ مرگ‌ آنها شود. در قلمه‌هاي‌ برگدار با وجود اين‌ كه‌ تامين‌ آب‌ برگ‌ها به‌ صورت‌طبيعي‌ از ريشه‌ها قطع‌ شده‌، ولي‌ برگ‌ همچنان‌ به‌ آرامي‌ به‌ تعرِ خود ادامه‌ مي‌دهد. در گونه‌هايي‌كه‌ قلمه‌ها به‌ سرعت‌ ريشه‌دار مي‌شوند با تشكيل‌ سريع‌ ريشه‌، براي‌ جبران‌ آب‌ دفع‌ شده‌، برگ‌هامي‌توانن‌ زود آب‌ را جذب‌ نمايند. اما در اكثر گونه‌هايي‌ كه‌ به‌ كندي‌ ريشه‌دار مي‌شوند، تا تشكيل‌ريشه‌، تبخير آب‌ از برگ‌ها در قلمه‌ تا كمترين‌ حد كاهش‌ مي‌يابد. براي‌ كاهش‌ تعرِ و به‌ حداقل‌رساندن‌ آن‌ در برگ‌هاي‌ قلمه‌، بايد فشار بخار آب‌ فضاي‌ بين‌ سلولي‌ برگ‌ها با فشار بخار آب‌ درفضاي‌ اطراف‌ برگ‌ها برابر شود.
با آن‌ كه‌ رطوبت‌ در رشد ريشه‌ها نقش‌ كاملاً واضحي‌ دارد اما تهويه‌ در محيط‌ رشد قلمه‌ ازاهميت‌ بيشتري‌ برخوردار است‌، يعني‌ اگر قلمه‌ها در محيط‌ بدون‌ رطوبت‌ زنده‌ بمانند تشكيل‌ريشه‌ اوليه‌ ممكن‌ است‌ در آنها صورت‌ گيرد، ولي‌ تهويه‌ محيط‌ زندگي‌ قلمه‌ها شرط‌ اساسي‌تشكيل‌ ريشه‌ در گياهان‌ بوده‌ و اين‌ مسئله‌ نقش‌ اكسيژن‌ را در ريشه‌زايي‌ روشن‌ مي‌كند.
دكا و همكاران‌ (1988) بهترين‌ ميزان‌ رطوبت‌ بستر را با پتانسيل‌ آبي‌ حدود 15 سانتيمتر جيوه‌گزارش‌ نمودند. گودچيلد ييك‌ ديگر از كارشناسان‌ چاي‌ پيشنها نموده‌ است‌ كه‌ آبياري‌ كامل‌ به‌ازاي‌ هر دو يا سه‌ روز و يا اسپري‌ روزانه‌ روي‌ برگ‌ها رطوبت‌ هوا را به‌ طور پايدار تامين‌ مي‌كند.امروزه‌، در گلخانه‌ها و خزان‌هاي‌ مدرن‌ استفاده‌ از برگ‌ رطوبتي‌ الكترونيكي‌ به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌به‌ منظور تعيين‌ زمان‌ آبياري‌، رايج‌ مي‌باشد.
درجه‌ حرارت‌
مناسب‌ترين‌ درجه‌ حرارت‌ براي‌ ريشه‌دار شدن‌ قلمه‌هاي‌ اكثر گياهان‌ در روز 27-21 درجه‌سانتي‌ گراد و در شب‌ حدود 15 درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. درجه‌ حرارت‌ بالاتر، پيشرفت‌ رشدجوانه‌ در تشكيل‌ ريشه‌ را افزايش‌ مي‌دهد ولي‌ مقدار آب‌ بيشتري‌ نيز از طريق‌ برگ‌ها هدر مي‌رودبه‌ طوري‌ كه‌ دماي‌ بستر قلمه‌ بايد حدود 4-3 درجه‌ سانتيگراد بالاتر از درجه‌ حرارت‌ هواي‌ محيط‌باشد.
هيد، در سال‌ 1964 گزارش‌ نمود كه‌ دماي‌ پايين‌تر از 5+ درجه‌ سانتيگراد مانع‌ از ريشه‌زايي‌ و درحرارت‌ 25 درجه‌ سانتي‌گراد تشكيل‌ ريشه‌ها را تهديد مي‌كند. گابري‌ چيدز و دزاكلي‌ در سال‌1976 در طول‌ دوره‌ آزمايش‌ خود برروي‌ ريشه‌زايي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ رقم‌ آناتولي‌ شماره‌ يك‌،مناسب‌ترين‌ درجه‌ حرارت‌ محيط‌ كشت‌ را 30-25 درجه‌ سانتيگراد و حرارت‌ هوا را 24-22درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ نمودند.
مقاوم‌ نمودن‌ نهال‌ به‌ دما براي‌ زنده‌ ماندن‌ نهال‌ها و مقاوم‌ نمودن‌ قلمه‌هاي‌ ريشه‌دار قبل‌ از انتقال‌به‌ زمين‌ اصلي‌ بسيار مهم‌ مي‌باشد.
الكسيوا و واسيليا در سال‌ 1972 بذنبال‌ مطالعات‌ خود گزارش‌ نمودند كه‌ 88% قلمه‌هاي‌ چاي‌كشت‌ شده‌ در گلخانه‌هاي‌ سرد در ماه‌ آوريل‌ در كيسه‌ پلي‌اتيلني‌ ريشه‌دار شدند و پس‌ از انتقال‌به‌ زمين‌ اصلي‌ 2/82% زنده‌ باقي‌ ماندند. در مقايسه‌ با آن‌، قلمه‌هايي‌ كه‌ در گلخانه‌هاي‌ گرم‌ كشت‌شده‌ بودند 2/86% ريشه‌ دادند ولي‌ پس‌ از انتقال‌ به‌ زمين‌ اصلي‌ تنها 1/47% زنده‌ ماندند. لذا معلوم‌مي‌شود مقاوم‌ نمودن‌ نهال‌ با محيط‌ بيرون‌ از اهميت‌ زيادي‌ برخوردار است‌.
نور
نور در تمام‌ مراحل‌ رشد گياه‌ بسيار مهم‌ بوده‌ چون‌ منبع‌ انرژي‌ براي‌ فتوسنتز مي‌باشد. درريشه‌دار شدن‌ قلمه‌هاي‌ برگي‌، مواد حاصله‌ از فتوسنتز براي‌ تشكيل‌ ريشه‌ اوليه‌ و رشد آن‌ نقش‌مهمي‌ دارد. شدت‌ و مدت‌ تابش‌ نور بايد آنقدر بالا باشد تا كربوهيدرات‌هايي‌ كه‌ ذخيره‌ مي‌شونددر تنفس‌ از آنها به‌ مقدار زياد مصرف‌ شود. در قلمه‌هاي‌ خشبي‌ بدون‌ برگ‌ اين‌ موضوع‌ به‌ ميزان‌كربوهيدرات‌هاي‌ ذخيره‌ بستگي‌ دارد. معلوم‌ شده‌ است‌ كه‌ بافت‌ ساقه‌ در تاريكي‌ توليد ريشه‌مي‌نمايد.
براساس‌ گزارش‌ فلتچر در سال‌ 1965 نور آبي‌ و مادون‌ قرمز مانع‌ تشكيل‌ ريشه‌ شده‌ و نور قرمزبرخلاف‌ آن‌ ريشه‌زايي‌ را تحريك‌ مي‌كند. بنابراين‌ مي‌توان‌ پذيرفت‌ كه‌ سيستم‌ مادون‌ قرمز درفعل‌ و انفعالات‌ دوران‌ آمادگي‌ تشكيل‌ ريشه‌ داراي‌ اثر بيولوژيكي‌ بوده‌ و فيتوكروم‌ها در اين‌ فعل‌و انفعالات‌ نقش‌ موثري‌ را عهده‌دار مي‌باشند.
با لامپ‌هاي‌ فلورسنت‌ سفيد كه‌ شدت‌ نوري‌ معادل‌ 200-150 فوت‌ كندل‌ دارند، قلمه‌هاي‌ برگي‌ به‌خوبي‌ ريشه‌دار مي‌شوند، گرچه‌ اين‌ مقدار نسبه‌ به‌ شدت‌ نور خورشيد كه‌ در حدود 10000 فوت‌كندل‌ است‌ كم‌ بنظر مي‌رسد، اما در تشكيل‌ ريشه‌ اكثر گونه‌هاي‌ گياهي‌ كافي‌ مي‌باشد و نور قرمزنارنجي‌ از نور آبي‌ مفيدتر است‌ اما در يك‌ آزمايش‌ معلوم‌ شد كه‌ پايه‌هاي‌ مادري‌ كه‌ قبل‌ ازقلمه‌گيري‌ به‌ مدت‌ شش‌ هفته‌ در منابع‌ نوري‌ مختلفي‌ قرار داشتند، ريشه‌دهي‌ قلمه‌ها از گياهان‌ درمعرض‌ نور آبي‌ سريع‌تر بوده‌ است‌. همچنين‌ فتوپريودي‌ كه‌ گياهان‌ مادري‌ تحت‌ آن‌ قرارمي‌گيرند مي‌تواند در ريشه‌زايي‌ قلمه‌ها آن‌ موثر واقع‌ شود. بهترين‌ نتيجه‌ از فتوپريودي‌ گرفته‌مي‌شود كه‌ موجب‌ افزايش‌ ذخيره‌ كربوهيدرات‌ها مي‌شود. نوع‌ فتوپريود مناسب‌ براي‌ريشه‌زايي‌ قلمه‌ گياهان‌ مختلف‌، متفاوت‌ مي‌باشد. اصولاً براي‌ رشد كافي‌ بوته‌هاي‌ چاي‌ حداقل‌بايد روزانه‌ 11 ساعت‌ نور به‌ گياه‌ برسد. كمتر از اين‌ مدت‌ به‌ علت‌ افزايش‌ هورمون‌هاي‌ بازدارنده‌رشد در گياه‌، بوته‌ برگ‌ جديد توليد نخواهد كرد.
گابري‌ چيذر و دزاكلي‌ در مطالعاتشان‌ در سال‌ 1976 در ريشه‌زايي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ آناتولي‌ شماره‌يك‌، گزارش‌ نمودند كه‌ از يك‌ بوته‌ مادري‌ كه‌ 500-400 قلمه‌ تهيه‌ مي‌شود 98-86% آنها ريشه‌دارمي‌شوند و نور مورد نياز به‌ اين‌ منظور 70-65% مي‌باشد.
مه‌پاش‌ و نقش‌ آن‌ در ريشه‌دار شدن‌ قلمه‌
ازدياد در محيط‌ مه‌پاش‌ از سال‌ 1940 آغاز شد كه‌ براي‌ ريشه‌دار كردن‌ قلمه‌هاي‌ برگدار بسيارمناسب‌ مي‌باشد. در چنين‌ محيطي‌ يك‌ لايه‌ نازكي‌ از آب‌ روي‌ برگ‌ها به‌ طور متناوب‌ قرارمي‌گيرد و نه‌ تنها موجب‌ بالا بردن‌ رطوبت‌ نسبي‌ اطراف‌ برگ‌ها مي‌شود، بلكه‌ سبب‌ كاهش‌ درجه‌حرارت‌ هوا و برگ‌ نيز مي‌شود و به‌ اين‌ طريق‌ در كاهش‌ ميزان‌ تعرِ برگ‌ها موثر مي‌شود.آزمايش‌هاي‌ انجام‌ شده‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ درجه‌ حرارت‌ برگ‌هايي‌ كه‌ در زير ميست‌ قرارداشتند 8/5-5/5 درجه‌ سانتيگراد كمتر از درجه‌ حرارت‌ برگ‌هايي‌ بود كه‌ در زير ميست‌نبوده‌اند.
از آن‌ جايي‌ كه‌ در ازدياد قلمه‌هاي‌ برگدار و سبز، تازه‌ ماندن‌ قلمه‌ تا مرحله‌ ريشه‌زايي‌ از اهميت‌خاصي‌ برخوردار تست‌، چنين‌ محيطي‌ براي‌ قلمه‌هاي‌ سخت‌ ريشه‌زا بسيار مفيد مي‌باشد زيرامدت‌ زيادي‌ آنها را تازه‌ نگه‌ مي‌دارد و شانس‌ ريشه‌زايي‌ را افزايش‌ مي‌دهد. پس‌ از آن‌ كه‌ قلمه‌هاريشه‌دار شدند براي‌ انتقال‌ آنها به‌ محل‌ اصلي‌، اين‌ عمل‌ نبايد به‌ صورت‌ ناگهاني‌ انجام‌ پذيرد. به‌ويژه‌ در موقعي‌ كه‌ شرايط‌ محيطي‌ اصل‌ نسبتاً خشك‌تر از محيط‌ اول‌ بايد زيرا سبب‌ پژكردگي‌ ونابودي‌ قلمه‌هاي‌ ريشه‌دار شده‌ مي‌شود.
احداث‌ خزانه‌ و نحوه‌ كشت‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌
پژوهشي‌ كه‌ در سال‌ 1982 بر روي‌ جهت‌ كشت‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ در خزانه‌ صورت‌ گرفت‌، بيانگراين‌ موضوع‌ بود كه‌ جهت‌ كشت‌ شرقي‌ - غربي‌ زماني‌ كه‌ نوك‌ برگ‌ها به‌ سمت‌ غرب‌ باشدكمترين‌ تلفات‌، و بعد از آن‌ جهت‌ شمالي‌ - جنوبي‌ زماني‌ كه‌ نوك‌ برگ‌ها به‌ سمت‌ شمال‌ باشد درجايگاه‌ دوم‌ قرار دارد. اما در مورد اخير قلمه‌ها داراي‌ الگوي‌ رشد عمومي‌ بهتري‌ بودند. بنابراين‌احداث‌ خزانه‌ها در جهت‌ شمالي‌ جنوبي‌ مناسب‌تر است‌.
طي‌ آزمايش‌هايي‌ كه‌ در سال‌ 1977 برروي‌ كلون‌هاي‌ TV20، TV18 و TV1 صورت‌ گرفت‌،گزارش‌ داده‌ شد كه‌ اگرچه‌ امروزه‌ خزانه‌ها را به‌ نحوي‌ در جهت‌ شمالي‌ جنوب‌ ياحداث‌ مي‌كنندكه‌ نوك‌ برگ‌ها به‌ سمت‌ غرب‌ باشند به‌ علت‌ استفاده‌ بيشتر قلمه‌ها از نور داراي‌ تلفات‌ كمتر ورشد بهتري‌ مي‌باشند.
سايبان‌ و نقش‌ آن‌ در ريشه‌زايي‌ قلمه‌
سايبان‌ مناسب‌ قطعاً بعد از كاشت‌ قلمه‌ در خزانه‌ ضروري‌ مي‌باشد. چون‌ موجب‌ مي‌شود تا قلمه‌از خطر آفتاب‌ در امان‌ باشد تا هنگامي‌ كه‌ جوانه‌هاي‌ كناري‌ قلمه‌ رشد كافي‌ نكرده‌ و داراي‌ چندبرگ‌ نباشد بايد خزانه‌ پوشيده‌ شود. ولي‌ وقتي‌ هر يك‌ از قلمه‌ها داراي‌ 3-2 برگ‌ شدند مي‌توان‌سايبان‌ را برداشت‌. البته‌ در مواقع‌ بازرسي‌، وجين‌ و مراقبت‌هاي‌ ديگر اگر بادي‌ وجود نداشته‌باشد براي‌ مدت‌ كوتاهي‌ مي‌توان‌ سايبان‌ را برداشت‌. امروزه‌ با استفاده‌ از نايلون‌هاي‌ بيرنگ‌ كه‌نور آفتاب‌ را از خود عبور مي‌دهند مي‌توان‌ سطوح‌ خزانه‌ را تا ارتفاع‌ 5/1-1 متري‌ پوشايند تا درموقع‌ آبياري‌ و وجين‌ احتياجي‌ به‌ برداشتن‌ آن‌ نباشد و از طرفي‌ اين‌ سايبان‌ مي‌تواند تا حد زيادي‌از هدر رفتن‌ رطوبت‌ خزانه‌ جلوگيري‌ كند، مي‌توان‌ از بامبو نيز استافده‌ نمود و سطح‌ خزانه‌ را تاارتفاع‌ 175 سانتي‌متر پوشايند (شكل‌ 5-3).
گابري‌ چيدز و دزاكلي‌ در سال‌ 1976 گزارش‌ نمودند كه‌ قلمه‌هاي‌ آناتولي‌ شماره‌ يك‌ به‌ دو حالت‌كشت‌ شدند: (الف‌) در زير تونل‌هاي‌ پلاستيكي‌ با پارچه‌هاي‌ كنفي‌ سايده‌ داده‌ شده‌ (ب‌) فقط‌ باپارچه‌هاي‌ كنفي‌ آنها را سايه‌ دادند و نتيجه‌ گرفتند كه‌ قلمه‌ها در حالت‌ اول‌ 80% و در حالت‌ دوم‌71% ريشه‌دار شدند.
روستر در سال‌ 1975 عنوان‌ نمود كه‌ در طي‌ دو سال‌ آزمايش‌، اختلاف‌ قلمه‌هاي‌ ريشه‌دار شده‌چاي‌ در زير سايباني‌ از نوع‌ پارچه‌ كه‌ 50% سايه‌ داشت‌ و چادر پلاستيكي‌، بسيار ناچيز بوده‌است‌. اما درصد ريشه‌زايي‌ قلمه‌هايي‌ كه‌ بدون‌ سايبان‌ و به‌ حالت‌ سرباز نگهداري‌ شده‌ بودندحداقل‌ مقدار بود.
آيفر و همكارانش‌ در سال‌ 1985 تاثير سايبان‌ در ريشه‌زايي‌ قلمه‌هاي‌ چاي‌ را طي‌ دو آزمايش‌بررسي‌ نمودند و گزارش‌ دادند كه‌: قلمه‌هايي‌ كه‌ در زير تونل‌هاي‌ پلاستيكي‌ با پارچه‌ سايه‌ داده‌شده‌ بود نسبت‌ به‌ انواع‌ ديگر سايبان‌ و بدون‌ سايبان‌ نتايج‌ بهتري‌ داده‌ و تا 92% قلمه‌ها ريشه‌دارشدند. در رقم‌ Fener-3 كشت‌ داده‌ در تونل‌هاي‌ پلاستيكي‌ با سايبان‌ چتايي‌ حداكثر ريشه‌زايي‌حدود 8/75% بدست‌ آمد. ولي‌ اين‌ مقدار در مقايسه‌ با سايبان‌هاي‌ پارچه‌ كتاني‌ سياه‌ 1/74%،پلاستيك‌ 8/55%، پارچه‌ كتاني‌ سفيد 8/50% و توري‌ پلاستيكي‌ 7/43% بوده‌ است‌. در اين‌ آزمايش‌حداكثر وزن‌ خشك‌ ريشه‌ با سايبان‌ چتايي‌ در بستر كاشت‌ شني‌ بدست‌ آمده‌ است‌.
شارما در سال‌ 1981 در آزمايشات‌ خود ذر مورد تاثير رنگ‌ كيسه‌هاي‌ پلاستيكي‌ گزارش‌ نمودكه‌ ريشه‌دهي‌ قلمه‌ واريته‌ UPASI-3 در زير پلاستيك‌ زرد روشن‌ 88% و در زير پلاستيك‌ روشن‌و شفاف‌ 82% است‌.

مطالب مشابه ...










سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۹-۸-۱۳۹۰ ۰۲:۰۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  نگرش كلي بر توربين هاي گاز(بخش پنجم) senior engineer 0 245 ۲۰-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۱۹ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  ورود خودرو به ايران(بخش چهارم) senior engineer 0 229 ۱۹-۸-۱۳۹۰ ۰۲:۰۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  ورود خودرو به ايران(بخش سوم) senior engineer 0 215 ۱۹-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۵۹ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  ورود خودرو به ايران(بخش دوم) senior engineer 0 300 ۱۹-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۵۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  ورود خودرو به ايران(بخش اول) senior engineer 0 176 ۱۹-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۵۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  مقاله جامع ورود خودرو به‌ ايران‌ ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 218 ۱۶-۸-۱۳۹۰ ۰۲:۱۴ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  خودرو های هیبریدی senior engineer 0 241 ۱-۸-۱۳۹۰ ۰۴:۵۳ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  علایم اختصاری تکنولوژی خودرو senior engineer 0 586 ۱۹-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  آشنایی با سیستم انتقال قدرت خودرو(2) senior engineer 0 1,589 ۱۷-۶-۱۳۹۰ ۰۷:۴۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  آشنایی با سیستم انتقال قدرت خودرو(1) senior engineer 0 1,065 ۱۷-۶-۱۳۹۰ ۰۷:۴۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان