تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هوشنگ ابتهاج

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
هوشنگ ابتهاج




هوشنگ ابتهاج ه.ا.سایه

هوشنگ ابتهاج در سال 1306 در شهر رشت زاده شد
دوره آموزش دبستانی را در همین شهر و آموزش دبیرستانی را در تهران پایان رساند
وی مدتی را به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت از سال 1350 تا 1356 نیز برنامه گلهای تازه و گلچین هفته رادیو ایران را سرپرستی می کرد
او در دوران دبیرستان اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه ها منتشر کرد
وی با سرودن شعر های عاشقانه آغاز کرد اما با کتاب شبگیر خود که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از 1332 است به شعر اجتماعی روی آورد



عمري به سر دويدم در جست وجوي يار
جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود
دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد
اين جست و جو نبود
هر سو
شتافتم پي آن يار ناشناس
گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم
بي آنكه خود بدانم ازين گونه بي قرار
مشتاق كيستم
رويي شكست چون گل رويا و ديده گفت
اين است آن پري كه ز من مي نهفت رو
خوش يافتم كه خوش تر ازين چهره اي نتافت
در خواب آرزو
هر سو مرا كشيد پي خويش
دربدر
اين خوشپسند ديده زيباپرست من
شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار
بگرفت دست من
و آن آرزوي گم شده بي نام و بي نشان
در دورگاه ديده من جلوه مي نمود
در وادي خيال مرا مست مي دواند
وز خويش مي ربود
از دور مي فريفت دل تشنه مرا
چون بحر موج مي زد
و لرزان چو آب بود
وانگه كه پيش رفتم با شور و التهاب
ديدم سراب بود
بيچاره من كه از پس اين جست و جو هنوز
مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو ؟
كو آن كه جاودانه مرا مي دهد فريب ؟
بنما كجاست او

============================

دختري خوابيده در مهتاب
چون گل نيلوفري بر آب
خواب مي بيند
خواب مي بنيد كه بيمار است دلدارش
وين سيه رويا شكيب از
چشم بيمارش
باز مي چيند
مي نشيند خسته دل در دامن مهتاب
چون شكسته بادبان زورقي بر آب
مي كند انديشه با خود
از چه كوشيدم به آزارش ؟
وز پشيماني سركشي گرم
مي درخشد در نگاه چشم بيدارش
روز ديگر
باز چون دلداده مي ماند به راه او
روي
مي تابد ز ديدارش
مي گريزد از نگاه او
باز مي كوشد به آزارش

=========================

از هم گریختیم
و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ
بر خک ریختیم
جان من و تو تشنه پیوند مهر بود
دردا که جان تشنه خود را گداختیم
بس دردنک بود جدایی میان ما
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه منناگزیر بود
من بارها به سوی تو بازآمدم ولی
هر بار دیر بود
اینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش
سرگذشته در کشکش طوفان روزگار
گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش

=======================


مطالب مشابه ...










هوشنگ ابتهاج

۲۴-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست!هوشنگ ابهتاج reza 0 118 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۳۵ عصر
آخرین ارسال: reza
  هوشنگ ابتهاج-رحیل reza 0 87 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۳۲ عصر
آخرین ارسال: reza
  هوشنگ ابتهاج-تا تو با منی reza 0 68 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۲۸ عصر
آخرین ارسال: reza
  هوشنگ ابتهاج-چه فکر میکنی reza 0 70 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۲۳ عصر
آخرین ارسال: reza
  هوشنگ ابتهاج-مرغ دریا reza 0 63 ۲۶-۱-۱۳۹۳ ۰۶:۲۰ عصر
آخرین ارسال: reza
  شعر ارغوان از استاد هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) خاطره بانو 0 209 ۳-۱-۱۳۹۱ ۰۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  گالیا - هوشنگ ابتهاج خاطره بانو 0 167 ۳-۱-۱۳۹۱ ۰۱:۴۰ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  وفا - هوشنگ ابتهاج خاطره بانو 0 171 ۳-۱-۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  رحیل - هوشنگ ابتهاج خاطره بانو 0 187 ۳-۱-۱۳۹۱ ۱۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  بهانه - هوشنگ ابتهاج خاطره بانو 0 159 ۳-۱-۱۳۹۱ ۱۲:۲۵ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان