تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نبض و نا گفته های ان

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
نبض و نا گفته های ان
[/size] پزشكان قديم ايران و يونان و چین و هند اختلالات بدنی و انواع گوناگون بيماريها را بوسيله نبض تشخيص می دادند به اين جهت نظر به اهميت مساًله نبض در نزد قدما ضرورتاً براي روشن شدن ذهن پزشكان و محققان كنونی توضيحاتی در اين باره خواهيم داد. دانشمندان اروپايی در چند قرن اخير به موازات پيشرفتها و اكتشافاتی كه در رشته های مختلف دانش پزشكی نموده اند مطالعات و تحقيقات زيادی نيز درباره نبض داشته اند. عده ای از حکما نبض را ناشی از انبساط مجرای خون می دانستند، و گروهی ديگر تصور می كردند كه بر آمدن و يا به جلو افتادن شريان است كه نبض را بوجود می آورد، ولی عده ای اين عقيده را داشتند كه اين پديده معلول دراز شدن و كشيده شدن مجرای خون است، و بالاخره نظر گروهی اين بوده است كه علت را در برخورد و تصادم خون با جدار شريان می دانستند.


نبض چيست ؟



نبض حركت شريانها را گويند، هر انقباض بطن چپ مقداری خون وارد آئورت مينمايد كه موجب انبساط آن ميگردد. اين انبساط مانند موجی در طول تمام شرائين انتشار می يابد زیرا بافت شرائین(و کلا همه عروق )ارتجاعی و کش می آید. برای اينكه عبور موج را حس كنيم بهتر است انگشت را روی شريانی بگذاريم كه روی يك سطح استخوانی قرار گرفته باشد تا آنكه بالا و پائين آمدن جدار شريان به خوبی محسوس گردد اين حركت جدار شريان را نبض می نامند. در افراد بالغ ، سرعت طبيعی نبض عبارت از هفتادو دو ضربان در هر دقيقه است ، اما عواملی از قبيل سن و جنس و قامت و غيره در تعداد ضربانات نبض موثر می باشند. عواملی كه باعث تغيير ميدان نوسان نبض می گردد عبارتند از، نيروی انقباض بطن قلب ، حجم‌ خون و چگونگی فشار شريانی و پاره ای عوامل موضعی از قبيل قطر داخلی شريان و مسافتی كه شريان را از قلب جدا می سازد ،در سرعت نبض (يعنی در تكرار ضربانهای قلب)‌عواملي دخيل هستند كه پاره ای از اين عوامل تاثير خود را در جهت واحدی اعمال مي كنند و در نتيجه همسوو مقوی يكديگر میباشند ، لكن پاره ای ديگر در جهت معكوس بوده و لذا اثرات عوامل دسته اول را تخفيف و تقليل می بخشند از انواع دسته بندی شده آن چنین است:



Dicroteنبض مطرقی regleمنتظم Aouls fort نبض قوی

Intermittentنبض متنوب deregle غيرمنتظم frequentسريع

Myureنبض ذنب الفاری mou/souple لين (نرم ) faible ضعيف

Dur(سخت ) صلب lentبطئی ondulant موجی

Plein ممتلي egalمتوی‌، نبض هموار vif متواتر

Serreمنغمز couvulsifمختلج inegalنبض ناهموار

Large بسیط fliformضيق formicant نملی



نبض راچگونه بايد جست :



نبض را بوسيله 4 انگشت بايد پيدا كرد مسبحه ، وسطی، بنصر،خنضر، يعنی انگشت اشاره ، انگشت وسط ، انگشت حلقه و انگشت كوچك و پايانی ، (همه‌ چهار انگشت يك دست به غير از شصت ) و نبض را بايد از يك طرف و از روی ساعد يافت با كمی خميدن و شكستن دست به سمت بالا، نبض دست راست بايد به وسيله دست راست نباض ، و نبض دست چپ بيمار بوسيله دست چپ نباض بايد گرفته شود. نبض بايد از سمت داخلی ساعد گرفته ‌شود.

چرا كه اگر از سمت خارج ساعد لمس شود حركت شريان عريض تر و بلند تر خواهد بود و طولش در اين حال كم خواهد شد مخصوصاً اگر فرد لاغر باشد ولی اگر به سمت پشت برگردانده شود درازتر و بلندتر خواهد شد و عرضش كمتر و اين بهترين نوع نبض گيری است و دستی كه می خواهيم از آن نبض بگيريم بايد آسوده و راحت باشد اگر می خواهيم كه نبض قوی را بيابيم بايد اين نوع نبض را به وسيله سر انگشتان لمس كنيم و سر انگشتان را بايد با فشار بر روی رگ قرار دهيم تا بتوانيم تمام علائم بيماری را دريابيم ، برای گرفتن نبض از افراد ضعيف و سبك وزن فشار به شريان بايد كمتر باشد درحاليكه انگشتان طبيب بايد لطيف باشد نباض بايد دارای قوت بالای فكری و تمركز كامل باشد تا بتواند با گرفتن نبض به حقيقت شادی و خشم و اندوه و مانند آن در بيمار پی ببرد.نبض را نبايد بعد از رنج و رياضت و گرمابه و خواب افراطی و بيخوابی و بعد از سيری فراوان و گرسنگی و حال ضعف جست، بدليل آنكه نبض هر شخصی بايد در خور مزاج و قوای جسمانی و حركتهای بدنی و نفسانی شريان در حال عادی باشد.







نبض از نظر جنس



نبض به قول طبيبان ازده جنس است :

يكی مقدار حركت ، دوم سرعت و كندی ، سوم تواتر و تفاوت ، چهارم قوت و ضعف ، پنجم نرمی و سختی رگ ، ششم گرمی و سردی رگ ، هفتم پری و سستی رگ ، هشتم استوا و اختلاف ، نهم نظام حركتها و سكونها، دهم وزن زمان حركت و سكون.

آنچه از مقدار و اندازه رگ می جويند: از درازی و پهنی و افراشتگی بايد يافت بدليل آنكه برای اندازه گرفتن جسم هم اين سه مورد را در نظرمی گيرند. درازی را در زبان فارسی‌ طول می گويند، و پهنی ‌را عرض می ‌نامند و افراشتگی همان عمق است به همين دلايل انواع نبض ساده با اين سه خصيصه 9 نوع می باشد.

سه مورد از 9 مورد نبض در اثر درازی (يعنی طول) رگ پديد می آيد و آن:

(طويل و قصير و معتدل)

طويل : حركتی است از نبض كه درازی آن و طول آن به وسيله همه انگشتان دريافت می شود.

قصیر: نوعی از نبض است كه فقط در يك انگشت حس می شود و كوتاه است .

معتدل ميان كوتاه و بلند است و سه نوع ديگر آن در اثر پهنای رگ پديد می آيد و آن ، عريض ، ضيق و معتدل است.

عريض: نبضی است كه پهنای حركت رگ با تمام انگشتان حس می شود .

ضيق نبضی است كه حركت رگها تنگ است و بر خلاف نبض عريض است‌.

معتدل: ميان ضيق و عريض را گويند. و نبض خفيف و (تنگ و باريك) نبض دقيق را می گويند و دقيق به زبان خودمان يعني باريك می باشد و سه نوع ديگر در بلندی و افراشتگی رگ پديد می آيد يعنی در حجم . و آن نبض ها، مشرف ، منخفض و معتدل می باشد.

مشرف: نبضی است كه دو عمق بلند می باشد كه به آن شاهق گويند با فشار قطع نمی شود.

منخفض: نبضي است كه پست و افتاده است و عمق ندارد با فشار خيلی سريع قطع میشود و بر خلاف شاهق می باشد.

معتدل از نظرعمق ميان اين دو نبض می باشد.







نبضهاي خاص :

اول ذنب الفار (يعني دم موش) و اين دو گونه می باشد و اين نبضی است كه می تواند بصورت رشته‌های زياد و به هم پيوسته و هم بصورت تك رشته ای باشد چنين است كه نخست با حركتی قوی يا عظيم و يا سريع آغاز می شود و بتدريج ضعيف و كوچك و كند می ‌شود و از اين دو حال بيرون‌ نمی ‌باشد يا به حدی سريع می شود كه نمی شود آن را پيدا كرد يا به حدی ميرسد كه به راحتی می توان آن را يافت و به سرعت هم حركتش كند می شود و از بين می رود.

دوم نبض مسلی (اين نبضی است كه مركب از دو نبض ذنب الفار می باشد) نبضی است كه وسط آن قوی و دو طرف آن باريك است.

سوم نبض منقطع ، مثل حركت انبساط و انقباض است بطوری كه اين انبساط بعد از رسيدن به نزديك انگشت وسطی می گسلد و فقط با انگشت اشاره می توان تمام حركت آن را دريافت كرد.

چهارم نبض غزالی است ، و اين نبض دانه‌ای است مثل قطره باران بر شيشه و مثل نبض منقطع با دانه دانه انگشتان نباض حس می شود و مانند منقطع با فشار قطع می شود و نشانگر اضطراب و استرس موجود در بيمار می باشد و گاهی علائمی از بيماريهای مختلف مانند (پرولاپس دريچه ميترال و اضطراب) را به ما نشان می دهد. در نهايت نبضی است كه ميان حركت آغازين و ما بعد آن سكونی وجود ندارد.

پنجم نبض ذوالقر عتين است .

ششم نبض مختلف القرعه است .

هفتم نبض موجی است و اين نبضی است كه نرم و پهن است و در نرمی و بلندی معتدل و حركت او در عمق و پهنا به مثل موج می باشد و اين نبض هميشه پس از گرما به و شراب خوردن بسيار و در بيماريهای استسقاء (آب آوردن بدن)‌ و فالج و سكته و ذات الجنب و ذات الريه ، پديد می آيد. و اگر اين نوع نبض در حالت تب پديد آيد نشان ‌دهنده عرق می باشد.

هشتم نبض دودی ، نبضی است مشابه نبض موجی وليكن بسيار كوتاه ‌تر و متواترتر مثل حركت دود و هيچ سرعتی ندارد.

نهم نبض نملی ، مثل حركت مورچه بسيار تكه تكه و ريز ريز می باشد عمق و پهنا و طول آن به يك مقدار است. بيشتر نبض نوزادان تازه متولد شده اينگونه است و همينطور نبض افراد بالغی كه بسیار ضعيف بنيه هستند .

دهم نبض منشاری ، مثل موجی است كه دارای بلندی است يعنی عمق دارد پهنای كم و عرض

ناهموار می باشد اين نبض دارای سرعت است و صلب و سخت است بسيار نزديك به شاهق ، اين نوع نبض در رگهايی كه دارای آماس‌های گرم می باشند، كه پخته و يا نيمه پخته هستند پديد می‌آيد و شايع است و افراد عصبی دارای چنين نبضی هستند.

يازدهم نبض متخلخل است .

دوازدهم نبض متشنج است اين نوع نبض دارای كشيدگی و در عين حال دارای پيچيدگی است يعنی بعد از يك حركت طولی و كشيده به يك سری پيچيدگيها و گره‌هايی بر می خوريم كه قابل حس با سر انگشتان هستند.

اگررگ ظاهرنباشد يعني پيدا نباشد نمی توان اين نوع نبض را به خوبی دريافت كرد.

اين نوع نبض دارای انبساط كمتر و پوشيده تر است اين نوع نبض نشانگر بيمارهای خشك می باشد با از دست دادن آب بدن همراهند، مانند (دق)

سيزدهم نبض مرتعش ، و اين نبضی می باشد كه رگ داراي حركتهای لرزان بوده بدون فشار، لمس می شود چه با تمام انگشتان و چه با يكی از انگشتان ، و اين بدليل قوی بودن و بالا بودن قوت حيوانیست كه دارای خلط اضافی میباشد .



نبض مزاجها :

در مزاج گرم طبيعی (دموی) اگر قوت قوی باشد و رگها هم قوی باشند و نرم نبض قوی ميباشد و در مزاج گرم نا طبيعی (صفراوی) اگر رگ نرم باشد و قوت بالا باشد نبض حالت خشن پيدا می كند و می گردد. در مزاج سرد و تر طبيعی مانند (بلغم) نبض يا كوتاه‌ يا متفاوت و يا كند است چرا كه سردی مزاج باعث ضعف و سستی رگها می شود و نبض مزاج خشك و سرد غیر طبيعی مثل (سودا) دقيق و باريك است و سخت و سفت. گاهی اتفاق می افتد بدليل سرد بدون يك نيمه بدن نبض يك طرف از يك شخص آرام و سست است و اين به دليل اختلالات مزاجی است كه در يك طرف بدن و يا آن عضو پديد آمده است و از طرفی قسمت ديگر بدن دارای نبضی قوی و شاهق مي باشد و اين به‌ خلط اضافی و يا سوء مزاج در آن قسمت از بدن مربوط است. نبض مردم لاغر قويتر و كندتر از نبض مردم چاق و فربه كه سست و سريع می باشند حس می شود.





نبض فردآبستن :

دربزرگی و سرعت و تواتر بيشتر از حال عادی فرد است اين نوع نبض، نبضی دو تائی است يكی با قدرت و عمق و طول بيشتر و يكی ضعيف تر و سست تر و پيوسته اين دو نبض با هم شروع به طپش می كنند.



تغييرنبض ازلحاظ اعراض نفساني:

امراض نفسانی شادی و لذت و غم و اندوه و ترس و خشم را می گويند . اماخشم به دليل آنكه روح را و قوت و حرارت غريزی را بالا می برد نبض را عظيم و بلند و سريع و متواتر می كند و اگر خشم آميخته با ترس و خجالت باشد نبض مختلف می گردد.و لذت و شادی بدليل آنكه هر دويشان روح را و قوت غريزی بدن را به نيكويی و بهتر از خشم‌ می ‌جنبانند نبض به طور معمول عظيم و سخت نمی شود، در اين حال نبض نرمتر و موافق تر است ، ترس نبض را سريع و لرزان و مختلف و بی نظام می كند.

و اما ما چه استفاده ای از نبض و گرفتن آن می بریم : در مجموعه علمی پژوهشی ما سالها بیماران مراجعه کننده از لحاظ نبض شناسی با علائم و نتایج آزمایشگاهی ارائه شده توسط بیماران ، با یکدیگر مقایسه شده اند و با حصول شرایط نباض ( نبض شناسی ) از بیماران نبض گرفته می شود که در پرونده های آنها ثبت میگردد و هم اکنون نیز اینکار برای بیماران در محل معاینه انجام و با شکایتهای بیمار و مشکلات وی مطابقت داده میشود . نبض شناسی میتواند بسیاری از مشکلات پشت پرده بیماران را آشکار نماید و از آنجائیکه با آن میتوان در اعماق جسم و روح بیمار رسوخ نموده تعلیم آن بر بسیاری از افراد نا محرم ، ناصواب و خطاست و ممکنست زمنیه سوء استفاده را با وسوسه شیطان رجیم فراهم نماید فلذا کلاس نبض شناسی تشکیل نخواهد شود مگر محرم آن به خواست خدا پیدا شود و در صورت آموزش آن به افراد نا صواب عملا بنده مشاهده نمودم که ممکن نیست آن را فرا گیرند و توان تمرکز و باور بر توان استفاده کلان و موثرازنبض شناسی در بیماریها را ، در مغز این افراد نخواهیم یافت آنچنانکه از بین سیزده نفری که بنده بیش از یکسال به آنها نبض شناسی را آموزش داده بودم فقط یک نفر، فرا گرفت ! و بقیه از کنارش رد شدند و بهره ای نبردند !

نبض شناسی یکی از ابزارهای تشخیص بیماریهاست مثل رادیو گرا فی یا سونوگرافی و مختصات درون بیمار را نشان طبیب و حکیم میدهد و آنکس که آن را شناخت و بکار برد میشود ((حکیم)) که بالاتر از پزشک و طبیب است و چون حاذق گشت باید احترامش گذاشت و به سر نهاد و از حکمت خدادادیش بهره ها جست و بخاطرهمین است که من همیشه به حکیم حسین ابراهیمیان معروف به حکیم مومن تبریزی احترام گذاشته وهنر نبض شناسی وی را یک توان لدنی و از نعمات خداوندی می شمارم که البته او هم تمایل به آموزش نبض به بنده و دیگر پزشکان نداشت ولی چون خدا خواست ما آموختیم و بخشی از آن را که دنیائی است خاص به نظم در آوریم.
نبض و نا گفته های ان

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۰۳ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان