تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نامه زیبای چارلی چاپلین به دخترش

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
نامه زیبای چارلی چاپلین به دخترش
جرالدین دخترم! از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود.اما تو کجایی؟در پاریس روی صحنه ی تئاتر پر شکوه شانزلیزه…این را می دانم و چنان است که در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدمهایت را می شنوم. شنیده ام نقش تو در این نمایش پر شکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.
جرالدین! در نقش ستاره باش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هوشیاری داد، بنشین و نامه ام را بخوان…من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی. امروز نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن.زندگی آنان که با شکم گرسنه، در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد و هنرنمایی می کند. من خود یکی از ایشان بودم.
جرالدین دخترم! تو مرا درست نمی شناسی. در آن شبهای بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم. آن هم داستانی شنیدنی است. داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد.این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را کشیده ام. و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند.اما سکه ی صدقه ی آن رهگذر که غرورش را خرد نمی کند رانیز احساس کرده ام. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آن که بمیرند حرفی نباید زد.داستان من به کار نمی آید.از تو حرف بزنم. به دنبال نام تو نام من است،چاپلین.
جرالدین دخترم! دنیایی که تو در آن زندگی می کنی دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن. ولی حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار.به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرجهای دیگرت، باید برای آن صورت حساب بفرستی…..
دخترم جرالدین! گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر بگرد. مردم را نگاه کن. زنان بیوه و یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو: من هم از آنها هستم. تو واقعا یکی از آنها هستی.هنر قبل از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد،اغلب دو پای او را می شکند. وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه ی پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. آنجا بازیگران مانند خویش را خواهی دید که از قرنها پیش زیباتر از تو، چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمایی می کنند.اما در آنجا از نور خیره کننده ی نورافکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست. نورافکن کولی ها تنها نور ماه است.نگاه کن، آیا بهتر از تو هنرنمایی نمی کنند؟ اعتراف کن.دخترم…همیشه کسی هست که بهتر از تو هنرنمایی کند و این را بدان که هرگز در خانواده ی چارلی چاپلین کسی آنقدر گستاخ نبوده که یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن یا کولی هنرمند حومه پاریس را ناسزایی بگوید…….
دخترم جرالدین! چکی سفید برای تو فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی، با خود بگو سومین فرانک از آن من نیست. این مال یک فرد فقیر گمنام می باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد.جستجو لازم نیست.این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت.اگر از پول و سکه برای تو حرف میزنم برای آن است که از نیروی فریب و افسوس پول، این فرزند شیطان، خوب آگاهم…….
من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه برای بندبازان بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده، بیشتر از بندبازان ریسمان نااستوار سقوط می کنند.
دخترم جرالدین! پدرت با تو حرف میزند.شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد.آن شب است که این الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است….روزی که چهره ی زیبای یک اشراف زاده ی بی بند و بار تو را بفریبد، آن روز است که بندبازی ناشی خواهی بود.بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.
از این رو دل به زر و زیور مبند.بزگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد….اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار و معنی این را وظیفه ی خود در قبال این موضوع بدان.به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد.او بهتر از من معنی عشق را می داند.او برای تعریف معنی عشق، که معنی آن یکدلی است شایسته تر از من است……
دخترم! هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند…..برهنگی بیماری عصر ماست.به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.
دخترم جرالدین! برای تو حرف بسیار دارم ولی به موقع دیگری می گذارم و با این پیام نامه ام را پایان می بخشم:
انسان باش،پاکدل و یکدل؛زیرا که گرسنه بودن،صدقه گرفتن و در فقر مردن،هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است

پدرت – چارلی چاپلین

مطالب مشابه ...










 نامه زیبای چارلی چاپلین به دخترش

۱۶-۱۰-۱۳۹۰ ۰۶:۴۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پیدا کردن نامه عاشقانه یک زوج مال 70 ساله قبل SOHEILA-KHANOM 1 217 ۱۰-۵-۱۳۹۴ ۰۹:۲۷ عصر
آخرین ارسال: soghooot
  [جالب] با ده گل زیبای مرگبار آشنا شوید! .. @Autumn@ 1 72 ۲۵-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۲۳ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  [جالب] وصیت نامه هیتلر ♔ αϻἰг κнаη ♔ 1 122 ۱۴-۱-۱۳۹۳ ۰۳:۵۹ عصر
آخرین ارسال: soghooot
  نامه تشکرآمیز یک مازندرانی به سیروس مقدم sea girl 0 81 ۱۱-۱-۱۳۹۳ ۰۴:۱۰ عصر
آخرین ارسال: sea girl
  انیشتین و چارلی sea girl 0 86 ۲۴-۱۲-۱۳۹۲ ۰۱:۱۴ عصر
آخرین ارسال: sea girl
  چارلی چاپین sea girl 0 90 ۷-۱۱-۱۳۹۲ ۰۵:۲۳ عصر
آخرین ارسال: sea girl
  چه کسی وصیت نامه شاه را نوشت؟ Sunflower 0 77 ۳-۱۰-۱۳۹۲ ۰۲:۳۷ عصر
آخرین ارسال: Sunflower
  وصیت‌نامه دکتر محمد مصدق (+دست خط) Sunflower 1 124 ۲۶-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۲۹ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  نامه فارسی بسیار جالب بی نقطه! محمد اسماعیل 2 168 ۲-۷-۱۳۹۲ ۰۸:۴۲ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  وصيت نامه كورش بزرگ shahabsky 0 117 ۹-۶-۱۳۹۲ ۰۴:۳۶ عصر
آخرین ارسال: shahabsky

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان