تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مهدی اخوان ثالث(مشعل خاموش)

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
مهدی اخوان ثالث(مشعل خاموش)
مشعل خاموش

لبها پريده رنگ و زبان خشك و چاك چاك
رخساره پر غبار غم از سالهاي دور
در گوشه اي ز خلوت اين دشت هولناك
جوي غريب مانده ي بي آب و تشنه كام
افتاده سوت و كور

بس سالها گذشته كز آن كوه سربلند
پيك و پيام روشن و پاكي نيامده ست
وين جوي خشك ، رهگذر چشمه اي كه نيست
در انتظار سايه ي ابري و قطره اي
چشمش به راه مانده ، امديش تبه شده ست
بس سالها گذشته كه آن چشمه ي بزرگ
ديگر به سوي معبر ديرين روانه نيست
خشكيده است ؟ يا ره ديگر گرفته پيش ؟
او ساز شوق بود و سرود و ترانه داشت
و اكنون كه نيست ، ساز و سرود و ترانه نيست
در گوشه اي ز خلوت دشت اوفتاده خوار
بر بستر زوال و فنا ، در جوار مرگ
با آن يگانه همدم ديرين دير سال

آن همنشين تشنه ، چنار كهن ، كه نيست
بر او نه آشيانه ي مرغ و نه بار و برگ
آنجا ، در انتظار غروبي تشنه است
كز راه مانده مرغي بر او گذر كند
چون بيند آشيانه بسي دور و وقت دير
بر شاخه ي برهنه ي خشكش ، غريب وار
سر زير بال برده ، شبي را سحر كند
اين است آن يگانه نديمي كه جوي خشك
همسايه است با وي و همراز و همنشين
وز سالهاي سال

در گوشه اي ز خلوت اين دشت يكنواخت
گسترده است پيكر رنجور بر زمين
اي جوي خشك ! رهگذر چشمه ي قديم
وقتي مه ، اين پرنده ي خوشرنگ آسمان
گسترده است بر تو و بر بستر تو بال
آيا تو هيچ لب به شكايت گشودهاي
از گردش زمانه و نيرنگ آسمان ؟
من خوب يادم آيد ز آن روز و روزگار
كاندر تو بود ، هر چه صفا يا سرور بود
و آن پاك چشمه ي تو ازين دشت ديولاخ
بس دور و دور بود ، و ندانست هيچ كس
كز كوهسار جودي ، يا كوه طور بود
آنجا كه هيچ ديده نديد و قدم نرفت
آنجا كه قطره قطره چكد از زبان برگ
آنجا كه ذره ذره تراود ز سقف غار

روشن چو چشم دختر من، پاك چون بهشت
دوشيزه چون سرشك سحر، سرد چون تگرگ
من خوب يادم آيد ز آن پيچ و تابهات
و آنجا كه آهوان ز لبت آب خورده اند
آنجا كه سايه داشتي از بيدهاي سبز
آنجا كه بود بر تو پل و بود آسيا
و آنجا كه دختران ده آب از تو برده اند
و اكنون ، چو آشيانه متروك ، مانده اي
در اين سياه دشت ، پريشان وسوت و كور
آه اي غريب تشنه ! چه شد تا چنين شدي
لبها پريده رنگ و زبان خشك و چاك چاك
رخساره پر غبار غم از سالهاي دور ؟


مطالب مشابه ...










مهدی اخوان ثالث(مشعل خاموش)

۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۹:۵۶ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چون سبوی تشنه... ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 121 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  سبز ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 102 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  نی خاموش - هوشنگ ابتهاج خاطره بانو 0 194 ۳-۱-۱۳۹۱ ۱۲:۲۰ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  لب خاموش (هوشنگ ابتهاج) خاطره بانو 0 191 ۳-۱-۱۳۹۱ ۱۲:۱۶ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  اخوان ثالث(شکار) گلچین جاویددوست 0 167 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(باغ من) گلچین جاویددوست 0 156 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(هستن) گلچین جاویددوست 0 336 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(چاووشی) گلچین جاویددوست 0 158 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(اواز کرک) گلچین جاویددوست 0 191 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پند) گلچین جاویددوست 0 328 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان