تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مهدی اخوان ثالث(سترون)

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
مهدی اخوان ثالث(سترون)
سترون

سياهي از درون كاهدود پشت درياها
بر آمد ، با نگاهي حيله گر ، با اشكي آويزان
به دنبالش سياهيهاي ديگر آمده اند از راه
بگستردند بر صحراي عطشان قيرگون دامان
سياهي گفت
اينك من، بهين فرزند درياها
شما را ، اي گروه تشنگان ، سيراب خواهم كرد
چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران
پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم كرد
بپوشد هر درختي ميوه اش را در پناه من
ز خورشيدي كه دايم مي مكد خون و طراوت را
نبينم ... واي ... اين شاخك چه بي جان است و پژمرده
سياهي با چنين افسون مسلط گشت بر صحرا
زبردستي كه دايم مي مكد خون و طراوت را
نهان در پشت اين ابر دروغين بود و مي خنديد
مه از قعر محاقش پوزخندي زد بر اين تزوير
نگه مي كرد غار تيره با خميازه ي جاويد
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند
ديگر اين
همان ابر است كاندر پي هزاران روشني دارد
ولي پ ير دروگر با لبخندي افسرده
فضا را تيره مي دارد ، ولي هرگز نمي بارد
خروش رعد غوغا كرد ، با فرياد غول آسا
غريو از تشنگانم برخاست
باران است ... هي ! باران
پس از هرگز ... خدا را شكر ... چندان بد نشد آخر
ز شادي گرم شد خون در عروق سرد بيماران
به زير ناودانها تشنگان ، با چهره هاي مات
فشرده بين كفها كاسه هاي بي قراري را
تحمل كن پدر ... بايد تحمل كرد
مي دانم
تحمل مي كنم اين حسرت و چشم انتظاري را
ولي باران نيامده
پس چرا باران نمي آيد ؟
نمي دانم ولي اين ابر باراني ست ، مي دانم
ببار اي ابر باراني ! ببار اي ابر باراني
شكايت مي كنند از من لبان خشك عطشانم
شما را ، اي گروه تشنگان ! سيراب خواهم كرد
صداي رعد آمد باز ، با فرياد غول آسا
ولي باران نيامد
پس چرا باران نمي آيد ؟
سر آمد روزها با تشنگي بر مردم صحرا
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند
آيا اين
همان ابر است كاندر پي هزاران روشني دارد ؟
و آن پير دورگر گفت با لبخند زهر آگين
فضا را تيره مي دارد ، ولي هرگز نمي بارد


مطالب مشابه ...










مهدی اخوان ثالث(سترون)

۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۹:۵۰ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چون سبوی تشنه... ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 121 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  سبز ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 101 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  اخوان ثالث(شکار) گلچین جاویددوست 0 167 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(باغ من) گلچین جاویددوست 0 156 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(هستن) گلچین جاویددوست 0 336 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(چاووشی) گلچین جاویددوست 0 157 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(اواز کرک) گلچین جاویددوست 0 191 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پند) گلچین جاویددوست 0 328 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پرنده ای در دوزخ) گلچین جاویددوست 0 223 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(سرود پناهنده) گلچین جاویددوست 0 164 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان