تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مهدی اخوان ثالث(خفته)

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
مهدی اخوان ثالث(خفته)
خفته

آمد به سوي شهر از آن دور دورها
آشفته حال باد سحرخيز فرودين
گفتي كسي به عمد بر آشفت خاكدان
زان دامني كه باد كشيديش بر زمين
شب همچو زهد شيخ گرفتار وسوسه
روز از نهاد چرخ چو شيطان شتاب كن
همچون تبسمي كه كند دختري عفيف
بنياد زهد و خانه ي تقوا خراب كن
آن اختران چو لشكريان گريخته
هر يك به جد و جهد پي استتار خويش
افشانده موي دختركي ارمني به روي
فرمانروا نه عدل ، نه بيداد ، گرگ و ميش
سوسو كنان به طول خيابان چراغها
بر تاج تابناك ستونهاي مستقيم
چون موج باده پشت بلورين ايغها
يا رقص لاله زار به همراهي نسيم
آمد مرا به گوش غريوي كه مي كشيد
نقاره با تغني منحوس و دلخراش
ناقوس شوم مرده دلان است ، كز لحد
سر بر كشيده اند به انگيزه ي معاش
توأم به اين سرود پر ابهام مذهبي
در آسمان تيره نعيب غرابها
گفتي ز بس خروش كه مي آمدم به گوش
غلتان شدند از بر البرز آبها
من در بغل گرفته كتابي چو جان عزيز
شوريده مو به جانب صحرا قدم زنان
از شهر و اهل شهر به تعجيل در گريز
بر هم نهاده چشم ز توفان تيره جان
بر هم نهاده چشم و روان ، دستها بهجيب
وز فرط گرد و خاك به گردم حصارها
ناگه گرفت راه مرا پيكري نحيف
چون سنگ كوه ، در قدم چشمه سارها
ديدم به پاي كاخ رفيعي كه قبه اش
راحت غنوده به دامان كهكشان
خوابيده مرد زار و فقيري كه جبه اش
غربال بود و هادي غمهاي بيكران
كاخي قشنگ ، مظهر بيدادهاي شوم
مهتاب رنگ و دلكش و جان پرور و رفيع
مردي اسير دوزخ اين كهنه مرز و بوم
چون بره اي كه گم شده از گله اي وسيع
از كاخ رفته قهقهه ي شوق تا فلك
چون خنده هاي باده ز حلقوم كوزه ها
وان ناله هاي خفته كمك مي كند به شك
كاين صوت مرد نيست كه آه عجوزه ها
تعبير آه و قهقهه خاطر نشان كند
مفهوم بي عدالتي و نيش و نوش را
وين پرده ي فصيح مجسم عيان كند
دنياي طلم و جور سباع و وحوش را
آن يك به فوق مسكنت از ظلم و جور اين
اين يك به تخت مقدرت از دسترنج آن
اين با سرور و شادي و عيش و طرب قرين
و آن با عذاب و ذلت و اندوه توأمان
گفتم به روح خفته ي آن مرد بي خبر
تا كي تو خفته اي ؟ بنگر آفتاب زد
بر خيز و مرد باش، وليكن حذر ، حذر
زنهار، بي گدار نبايد به آب زد
همدرد من ! عزيز من! اي مرد بينوا
آخر تو نيز زنده اي، اين خواب جهل چيست
مرد نبرد باش كه در اين كهن سرا
كاري محال در بر مرد نبرد نيست
زنهار ، خواب غفلت و بيچارگي بس است
هنگام كوشش است اگر چشم وا كني
تا كي به انتظار قيامت توان نشست
برخيز تا هزار قيامت به پا كني


مطالب مشابه ...










مهدی اخوان ثالث(خفته)

۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۹:۴۸ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چون سبوی تشنه... ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 121 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  سبز ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 102 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  اخوان ثالث(شکار) گلچین جاویددوست 0 167 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(باغ من) گلچین جاویددوست 0 156 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(هستن) گلچین جاویددوست 0 336 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(چاووشی) گلچین جاویددوست 0 158 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(اواز کرک) گلچین جاویددوست 0 191 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پند) گلچین جاویددوست 0 328 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پرنده ای در دوزخ) گلچین جاویددوست 0 223 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(سرود پناهنده) گلچین جاویددوست 0 165 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان