تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مهدی اخوان ثالث(ارمغان فرشته)

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
مهدی اخوان ثالث(ارمغان فرشته)
ارمغان فرشته

با نوازشهاي لحن مرغكي بيدار دل
بامدادان دور شد از چشم من جادوي خواب
چون گشودم چشم، ديدم از ميان ابرها
برف زرين بارد از گيسوي گلگون، آفتاب
جوي خندان بود و من در اشك شوقش گرم گرم
گرد شب را شستم از رخسار و جانم تازه شد
شانه در گيسوي من كوشيد با آثار خواب
وز كشاكشهاش طرح گيسوانم تازه شد
سايه روشن بود روي گيتي از خورشيد و ابر
ابرها مانند مرغاني كه هر دم مي پرند
بر زمين خسسبيده نقش شاخهاي بيد بن
گاه محو و گاه رنگين ليك با قدي بلند
بره ها با هم سرود صبحدم خواندند و نيست
جز: كجايي مادر گمگشته؟ قصدي ز آن سرود
لك لك همسايه بالا زد سر و غليان كشيد
جفت او در آشيان خفته ست بر آن شاخ تود
آن نشاط انگيز روح شادمان بامداد
چون محبت با جفا آميخت در غمهاي من
حزن شيريني كه هم درد است و هم درمان درد
سايه افكن شد به روح آسمان پيماي من
خنده كردم بر جبين صبح با قلبي حزين
خنده اي ، اما پريشان خنده اي بي اختيار
خيره در سيماي شيرين فلك نام تو را
بر زبان آوردم تابنده مه ، جانانه يار
ناگهان در پرنيان ابرها باغي شكفت
وز ميان باغ پيدا شد جمالي تابناك
آمد از آن غرفه ي زيباي نوراني فرود
چون فرشته ، آسماني پيكري پر نور و پاك
در كنار جوي ، با رويي درخشان ايستاد
وز نگاهي روح تاريك مراتابنده كرد
سجده بردم قامتش را ليك قلبم مي تپيد
ديدمش كاهسته بر محجوبي من خنده كرد
من نگفتم: كيستي؟ زيرا زبان در كام من
از شكوه جلوه اش حرفي نمي يارست گفت
شايد او رمز نگاهم را به خود تعبير كرد
كز لبش باعطر مستي آوري اين گل شكفت
اي جوان ، چشمان تو مي پرسد از من كيستي
من به اين پرسان محزون تو مي گويم جواب
من خداي ذوق و موسيقي خداي شعر و عشق
من خداي روشنيها من خداي آفتاب
از ميان ابرهاي خسته اين امواج نور
نيزه هاي تيرگي پير اي زرين من است
خسته خاطر عاشقان هستي از كف داده را
هديه آوردن ز شهر عشق ، آيين من است
نك برايت هديه اي آورده ام از شهر عشق
تا كه همراز تو باشد در غم شبهاي هجر
ساحلي باشد منزه تا كه درج خاطرش
گوهر اندوزد ز غمهاي تو در درياي هجر
اينك اين پاكيزه تن مرغك ، ره آورد من است
پيكري دارد چو روحم پاك و چون مويم سپيد
اين همان مرغ است كاندر ماوراي آسمان
بال بر فرق خداي حسن و گلها گستريد
بنگر اي جانانه توران تا كه بر رخسار من
اشكهاي من خبردارت كنند از ماجرا
ديدم آن مرغك چو منقار كبود از هم گشود
مي‌ستايد عشق محجوب من و حسن تو را


مطالب مشابه ...










مهدی اخوان ثالث(ارمغان فرشته)

۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۹:۴۸ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چون سبوی تشنه... ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 121 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  سبز ( مهدی اخوان ثالث ) ღمژگانღ 0 101 ۱۵-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  اخوان ثالث(شکار) گلچین جاویددوست 0 167 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(باغ من) گلچین جاویددوست 0 156 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(هستن) گلچین جاویددوست 0 336 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(چاووشی) گلچین جاویددوست 0 157 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(اواز کرک) گلچین جاویددوست 0 191 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پند) گلچین جاویددوست 0 328 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(پرنده ای در دوزخ) گلچین جاویددوست 0 223 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  اخوان ثالث(سرود پناهنده) گلچین جاویددوست 0 164 ۶-۱۲-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان