تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

معناگرایی و رسالت هنر

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آنلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
معناگرایی و رسالت هنر
روشنفکر ایرانی درگیر دو مناقشه اساسی است:

۱) رسالت پیام و معنا برای اثر هنری

۲) رسالت و تعهد اجتماعی

به نظر می رسد برای استخراج معنا از یک متن یا اثر باید حوزه های عملکردی را به دقت از هم تفکیک کرد. در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی ، وجود چیزی که شاید بشود آن را عقلانیت محتوا نامید ضروری است. عقلانیت محتوا ضامن کاربردی بودن و نظم آفرینی بروندادهای این علوم است.اگر بتوانیم هرچند برای ثانیه ای از بند روابط و پیچیگیهای اجتماعی که در آن گرفتاریم رها شویم باید بپذیریم که محصول نهایی همه این خردگرایی ها در حوزه های اجتماعی و سیاسی اگر آفرینش قدرت نباشد دست کم در بسط و توسعه و تعمیق آن در تار و پود جامعه و در بند کشیدن رفتار و اندیشه است.

حال فکر کنید که اگر با همین اسلوب به آفرینش هنری نگاه کنیم چه فاجعه ای رخ خواهد داد.! گوهره آفرینش هنری در بداعت، گفتمان ستیزی و خرق عادت کردن است. هنر آنتی تزی است در دل گفتمان قدرت، اساسا هر آفربنش هنری با هر جهان بینی و باورمندی، کارکرد گفتمان ستیز دارد.هر چند خلق اثر هنری می تواند دستاویز قدرت شود ولی چون اساس هنر بر محاسبه و عقلانیت نیست چه بسیار که همین راهکارهای تمامیت خواهانه نیز به کارکردی معکوس منجر گردند.دلیل اساسی اش هم به سرشت «نقدخواهانه» هنر باز می گردد.یعنی اساسا آفرینش هنر برای جلوه کردن و به تماشا گذاشتن و تحسین شدن است و بازتاب های این نمایش هم جزیی تفکیک ناپذیر از نمایش است.در واقع هنر آشکار می شود تا دیده شود.ولی کار آفرینش قدرت از این دست نیست.گردانندگان سیاست و اجتماع همه کوشش خود را به کار می بندند که همه بند و بستهای کارشان پنهان بماند و بر به تماشا گذاشتن یک رونمای اغواگر و دروغین بسنده می کنند.از این رو در ذات خود «خواهش» نظر و نقد ندارند.

همه این مقدمه برای رسیدن به این دو پرسش بود: روشنفکر کیست؟ و تعهد اجتماعی و رسالت معنا برای هنر ،امری بدیهی است و یا جعلی ؟ من قصد ندارم به تکرار گزاره های دیگران بپردازم و در این نوشته با اعتماد به نفسی طنزآمیز از کمترین حقم استفاده می کنم تا دست کم دیدگاه خود را بنویسم. با پیش زمینه ای که تشریح کردم،من متولیان و گرداننگان و حتی «به ظاهر ستیزندگان» با نظم امور سیاسی و اجتماعی را روشنفکر نمی دانم.( توجه کنید که هدف غایی این ستیزندگان هم جایگزین کردن خودشان با دیگرانی است که فعلا در شبکه قدرت هستند) کار سیاست اقتدار آفرینی و استقرار است و ماهیتا با هنر که اقتدار ستیز و تجمع گریزاست در تضاد می باشد.از این رو بر این باورم که «متفکر سیاسی» داریم ولی «روشنفکر سیاسی» نداریم.«متفکر اجتماعی» داریم ولی «روشنفکر اجتماعی»نداریم. چگونه می شود کسی که خود را پژوهشگر نابهنجاری ها و مسوول جایگزین کردن آنها با هنجارها می داند روشنفکر باشد؟ اصلا این هنجارهای مسلم که پشتوانه اعمال نیرو بر اجتماع و در جهت استقرار و آرامش مطلوب قدرت است، از دل کدام اندیشه مطلق برآمده است؟ دست کم در روزگاری که ما زندگی می کنیم حکومتی که بری از فسادهای لو رفته مدیریتی و رسوایی های بزرگ در ساز و کارش باشد، وجود ندارد و ادعای تملک اندیشه مطلق و یکتا برای حکومتهای حال حاضز جهان خنده دار و حال به هم زن است. یعنی اگر اندیشه مطلقی هم وجود دارد قطعا آن چیزی نیست که امروز سیاستمداران زمین با آن سیاره کوچک ما را به چنین فضاحتی کشانده اند.

با این شرایط به نظر می رسد فرض لزوم معنا برای هر اثر هنری و لزوم تعهد اجتماعی برای هنر ، یکی از راهکارهای ناچارانه قدرتهاست. چون اساسا ماهیت قدرت تمایلی به هنر و گسترش واقعی آن در لایه های اجتماع ندارد. بگذارید مثالی ساده را مرور کنیم تا ببینیم هنر حتی بدون اینکه در پی معنا رساندن باشد می تواند تداعی گر و تفکر برانگیز باشد: آقای A می خواهد با بودجه ای عظیم، فیلمی جنگی بسازد تا با تحمیل نمادها و استعاره ها ی الصاقی جنگ و زشتی های دشمن را نشان دهد. دقت کنید ک آقای A نیت کرده که زشتی های دشمن را نشان دهد و همین چشم اسفندیار اوست. خب هم من و هم شما می دانیم که او فیلسماز با استعدادی نیست و تحمیل ها هم کارش را به فضاحت خواهد کشاند. آقای B با سرمایه ای عظیم می خواهد فیلم جنگی بسازد و جنگ را همچون امری قدسی و روحانی نشان دهد که سرشار از زیبایی و برکت است. من و شما می دانیم که حاصل کار او چه خواهد بود… .در این میان آقای C را ببینید که می خواهد دوربینش را بردارد برود در جایی که در آن جنگ در جریان است( مثلا در بوسنی یا فلسطین یا چچن و…) فقط دو ساعت از خط مقدم فیلم بگیرد دوربین را یک جا می کارد و هیچ مداخله ای هم نمی کند. او هیج نیتی هم ندارد. و خیلی هم آدم فاسد و کثیفی است(!!!)ولی او یک ژورنالیست است اگر این را برای بنگاه خبری اش ببرد پول کلانی خواهد گرفت یا همین نسخه بدون تدوین را در قالب یک کار نوآورانه یک به عنوان فیلم افتتاحیه یک جشنواره نمایش دهد به شهرت و ثروت خواهد رسید. ما می دانیم که با همه این قضایا، اگر این فیلم دوساعته را برای هر انسانی نشان دهند بدون شک پی خواهد برد که هیچ چیز در این دنیا پلیدتر و تعفن بار تر و خیوانی تر از جنگ نیست.

بله درست است: معنا و تفکر برانگیزی از نیت و اراده فاعل امر بر نمی آید و در ذات امر نهفته است. هر چیز که بازتاب و یا وانمایی دقیق امر بیرونی و یا رویاهای انسان باشد به شکلی اتوماتیک تداعی گر خواهد بود و هنر ناب را شکل خواهد داد.( طیف امر بیرونی ـ رویا را متناظر بگیرید با آفرینش هنری در طیف رئال/مستند ـ سورئالیزم)

با همین مثال ساده می بینیم حتی اگر «هنر» در هدف غایی خود برای مخاطب که جلوه گری و تحسین خواهی است و از دل نارسیسیسم بر می آید( و نتیجه همه اینها فرض لذت آفرینی برای هنر است که البته سلیقه ای است و فرد به فرد فرق می کند ) کوتاه بیاید و بخواهد بازتاب حال و احوال انسان و دنیا باشدـ (مقصودم زمین و کهکشان ما و کهکشهان های دیگر است و لاغیر) با تحمیل خواستهای قدرت به نام معنا و اراده به معنا رسانی، نمی تواند جایگاهی ماندگار بیابد و چه بسا ماهیت کارکردش وارونه شود. مثال درخشانش کار لنی ریفنشتال برای جاودانه کردن قدرت و عظمت هیتلر بود که در مفام نتیجه، یک تنفر و لعن تاریخی ماندگار به جا گذاشت و امروز تماشای این فیلم برای سرگرمی و به سبیل هیتلر خندیدن ، وسیله بسیار مناسبی است!!!








رضا کاظمی


ماهنامه آدم برفی ها ( http://www.adambarfiha.com )
معناگرایی و رسالت هنر

۲۴-۱۱-۱۳۹۰ ۰۷:۵۶ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان