تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مرغ باران - احمد شاملو

نویسنده پیام
  • خاطره بانو
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 10,850
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 414
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:پياده روي - موزيك
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 19538
    سپاس شده 15295 بار در 6555 ارسال
  • امتیاز کاربر: -152,327$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
مرغ باران - احمد شاملو
در تلاش شب كه ابر تیره می بارد
روی دریای هراس انگیز

و ز فراز برج باراند از خلوت، مرغ باران می كشد فریاد خشم آمیز

و سرود سرد و پر توفان دریای حماسه خوان گرفته اوج
می زند بالای هر بام و سرائی موج

و عبوس ظلمت خیس شب مغموم
ثقل ناهنجار خود را بر سكوت بندر خاموش می ریزد، -
می كشد دیوانه واری
در چنین هنگامه
روی گام های كند و سنگینش
پیكری افسرده را خاموش.

مرغ باران می كشد فریاد دائم:
- عابر! ای عابر!
جامه ات خیس آمد از باران.
نیستت آهنگ خفتن
یا نشستن در بر یاران؟ ...

ابر می گرید
باد می گردد
و به زیر لب چنین می گوید عابر:
- آه!
رفته اند از من همه بیگانه خو بامن...
من به هذیان تب رؤیای خود دارم
گفت و گو با یار دیگر سان
كاین عطش جز با تلاش بوسه خونین او درمان نمی گیرد.
***
اندر آن هنگامه كاندر بندر مغلوب
باد می غلتد درون بستر ظلمت
ابر می غرد و ز او هر چیز می ماند به ره منكوب،
مرغ باران می زند فریاد:
- عابر!
درشبی این گونه توفانی
گوشه گرمی نمی جوئی؟
یا بدین پرسنده دلسوز
پاسخ سردی نمی گوئی؟

ابر می گرید
باد می گردد
و به خود این گونه در نجوای خاموش است عار:
- خانه ام، افسوس!
بی چراغ و آتشی آنسان كه من خواهم، خموش و سرد و تاریك است.
***
رعد می تركد به خنده از پس نجوای آرامی كه دارد با شب چركین.
وپس نجوای آرامش
سرد خندی غمزده، دزدانه از او بر لب شب می گریزد
می زند شب با غمش لبخند...

مرغ باران می دهد آواز:
- ای شبگرد!
از چنین بی نقشه رفتن تن نفرسودت؟

ابر می گرید
باد می گردد
و به خود این گونه نجوا می كند عابر:
- با چنین هر در زدن، هر گوشه گردیدن،
در شبی كه وهم از پستان چونان قیر نوشد زهر
رهگذار مقصد فردای خویشم من...
ورنه در این گونه شب این گونه باران اینچنین توفان
كه تواند داشت منظوری كه سودی در نظر با آن نبندد نقش؟
مرغ مسكین! زندگی زیباست
خورد و خفتی نیست بی مقصود.
می توان هر گونه كشتی راند بر دریا:
می توان مستانه در مهتاب با یاری بلم بر خلوت آرام دریا راند
می توان زیر نگاه ماه، با آواز قایقران سه تاری زد لبی بوسید.
لیكن آن شبخیز تن پولاد ماهیگیر
كه به زیر چشم توفان بر می افرازد شراع كشتی خود را
در نشیب پرتگاه مظلم خیزاب های هایل دریا
تا بگیرد زاد و رود زندگی را از دهان مرگ،
مانده با دندانش آیا طعم دیگر سان
از تلاش بوسه ئی خونین
كه به گرما گرم وصلی كوته و پر درد
بر لبان زندگی داده ست؟

مرغ مسكین! زندگی زیباست ...
من درین گود سیاه و سرد و توفانی نظر باجست و جوی گوهری دارم
تارك زیبای صبح روشن فردای خود را تا بدان گوهر بیارایم.
مرغ مسكین! زندگی، بی گوهری این گونه، نازیباست!
***
اندر سرمای تاریكی
كه چراغ مرد قایقچی به پشت پنجره افسرده می ماند
و سیاهی می مكد هر نور را در بطن هر فانوس
و زملالی گنگ
دریا
در تب هذیانیش
با خویش می پیچد،
وز هراسی كور
پنهان می شود
در بستر شب
باد،
و ز نشاطی مست
رعد
از خنده می تركد
و ز نهیبی سخت
ابر خسته
می گرید،-
در پناه قایقی وارون پی تعمیر بر ساحل،
بین جمعی گفت و گوشان گرم،
شمع خردی شعله اش بر فرق می لرزد.

ابر می گرید
باد می گردد
وندر این هنگام
روی گام های كند و سنگینش
باز می استد ز راهش مرد،
و ز گلو می خواند آوازی كه
ماهیخوار می خواند
شباهنگام
آن آواز
بر دریا
پس به زیر قایق وارون
با تلاشش از پی بهزیستن، امید می تابد به چشمش رنگ.
***
می زند باران به انگشت بلورین
ضرب
با وارون شده قایق
می كشد دریا غریو خشم
می كشد دریا غریو خشم
می خورد شب
بر تن
از توفان
به تسلیمی كه دارد
مشت
می گزد بندر
با غمی انگشت.

تا دل شب از امید انگیز یك اختر تهی گردد.
ابر می گرید
باد می گردد...

مطالب مشابه ...










زاده شده تیر مغرور است
نمی گوید دوستت دارم تا زمانی که مطمئن شود او نیز دوستش دارد

اما همینکه مطمئن شد، غرورش مالامال به عشقی دست نیافتنی تبدیل می شود

مرغ باران - احمد شاملو

۱-۱۲-۱۳۹۰ ۱۰:۵۹ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  من بهارم تو زمین - احمد شاملو ta.soltani 0 111 ۱۴-۳-۱۳۹۳ ۰۷:۱۳ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  احمد شاملو persian_girl 1 153 ۲-۱۱-۱۳۹۱ ۰۴:۱۴ عصر
آخرین ارسال: persian_girl
  مجموعه شعر شكفتن در مه اثر احمد شاملو senior engineer 0 470 ۱۲-۲-۱۳۹۱ ۰۹:۵۰ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  دانلود هشت كتاب شاملو دفتر هشتم senior engineer 0 315 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۴۲ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر هفتم senior engineer 0 222 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر ششم senior engineer 0 235 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۲۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر پنجم senior engineer 0 215 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۲۳ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر چهارم senior engineer 0 207 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۲۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر سوم senior engineer 0 327 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۱۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [دانلودebook] دانلود هشت كتاب شاملو دفتر دوم senior engineer 0 343 ۱۱-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۱۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان