تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ماکس وبر و جامعه شناسی

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
ماکس وبر و جامعه شناسی
ماکس وبر جامعه شناسی را علم فراگیر کنش اجتماعی می دانست. او به خاطر تأکید تحلیلی بر کنشگران فردی، از بسیاری از پیشینیان متفاوت بود، زیرا که تحلیل جامعه شناختی آن ها بیشتر بر صورت های ساختاری- اجتماعی مبتنی بود. اسپنسر بیشتر به قضیه تکامل هیئت اجتماعی در مقایسه با ارگانیسم فردی پرداخته بود. علاقه اصلی دورکیم معطوف به تنظیم های اجتماعی ای بود که انسجام ساختارهای اجتماعی را حفظ می کنند. مارکس در تحلیل های اجتماعی اش، بیشتر به کشمکش های طبقات اجتماعی در چهارچوب ساختارهای اجتماعی و روابط تولیدی می پرداخت. اما وبر بر خلاف همه این ها، تاکید اصلی اش متوجه معانی ذهنی ای است که انسان ها کنشگر به کنش های شان نسبت می دهند و جهت گیری های متقابل این کنش ها را در چهارچوب زمینه های تاریخی-اجتماعی، مورد بررسی قرار میدهد. وبر می گفت که رفتاری که از یک چنین معنایی بویی نبرده باشد در خارج از پهنه جامعه شناسی جای می گیرد.
انواع کنش اجتماعی
در جامعه شناسی وبر چهار نوع کنش اجتماعی باز شناخته شده اند. انسان ها می توانند به یک کنش غایتمندانه یا هدفداری دست یازند؛ کنش معقولانه آن ها می تواند معطوف به ارزش باشد؛ آن ها ممکن است به انگیزش های عاطفی یا احساسی عمل کنند و سرانجام این که انسان ها ممکن است دست به یک کنش سنتی زنند.
معقولیت غایتمندانه که هم هدف و هم وسایل آن معقولانه برگزیده می شوند، در کار آن مهندسی نمودار است که با کارآترین فن ارتباط وسایل به اهداف، پلی را می سازد.
• معقولیت معطوف به ارزش، در تلاش برای تحقق یک هدف ذاتی نمایان می شود، هدفی که به خودی خود معقول نیست- مانند دستیابی به رستگاری- اما می تواند با وسایل معقول پیگیری شود- مانند رفتار کسانی که در خدمت مذهبی یک فرقه بنیادگرا کار می کنند.
• سرانجام این که کنش سنتی به راهنمایی عادات مرسوم فکری و با اتکاء بر « گذشته ازلی» انجام می گیرد؛ نمونه این رفتار در هر یک از مجامع کلیمیان درست آیین دیده می شود.
• این طبقه بندی از انوع کنش ها از دو جهت به کار وبر می خورد، زیرا که از یک سوی به وبر اجازه می دهد که به تمایزهای سنخ شناختی خویش دست یابد مانند تمایز انواع اقتدار، و از سوی دیگر مبنایی را برای او فراهم می سازد تا مسیر تحول تاریخی غرب را بر آن مبنا مورد بررسی قرار دهد.
• ریمون آرون حق دارد که کار وبر را بسان « نمونه یک نوع جامعه شناسی هم تاریخی و هم دستگاهمند» می انگارد.
کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
وبر بیشتر به جامعه نوین غرب پرداخته بود، یعنی همان جامعه ای که به نظر او، رفتار افراد آن هر چه بیشتر تحت سلطه معقولیت هدفدار در آمده است، حال آنکه در دوران پیش از این، رفتار انسان ها برانگیخته سنت، محبت یا معقولیت معطوف به ارزش بود. بررسی هایی که وبر از جوامع غیر غربی کرده بود، بیشتر برای روشن تر ساختن این تحول شاخص غرب طراحی شده بودند.
کارل مانهایم این قضیه را به خوبی مطرح می سازد، زمانی که می گوید « کل کار ماکس وبر بر محور این پرسش دور می زند که کدامیک از عوامل اجتماعی، معقولیت تمدن غرب را پدید آورده اند». وبر استدلال می کرد که در جامعه نوین، چه در پهنه سیاست یا اقتصاد و چه در قلمرو قانون و حتی در روابط متقابل شخصی، روش کارآی کاربرد وسایل متناسب با اهداف، مسلط شده و جانشین محرک های دیگر کنش اجتماعی گشته است.
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:
نظریه پردازان پیش از وبر می کوشیدند که گرایش های تاریخی یا تکاملی عمده جامعه غربی را بر حسب ساختارهای اجتماعی در نظر گیرند؛ برای مثال، مفهوم مورد نظر تونیس، مستلزم تغییر جهت از اجتماع به تجمع غایتمند بود. مفهوم مین تغییر از جامعه مبتنی بر منزلت به جامعه مبتنی بر قرارداد را پیش کشیده بود و برداشت امیل دورکیم، مبتنی بر حرکت از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیک بود. اما وبر در همین مورد پیشنهاد کرده بود که نشانه های بازر و اساسی انسان نوین غربی را باید بر حسب دگرگونی های چشمگیر در موقعیت تاریخی و اجتماعی. وبر که نمی خواست خود را به هرگونه تفسیر « مادی اندیشانه» یا « ایدآلیستی» تاریخ پایبند سازد، واحد نهایی تحلیل خود را همان شخص کنشگر عینی می دانست.
جامعه شناسی تفسیری، فرد و کنش او را به عنوان واحد اساسی و اتم خود در نظر می گیرد... فرد بالاترین حد و تنها حامل رفتار معنی دار است…….. مفاهیمی چون دولت، «تجمع، فئودالیسم و نظایر آن، مقولات خاصی از کنش متقابل انسانی را مشخص می سازند. از همین روی، وظیفه جامعه شناسی، تقلیل این مفاهیم به کنش «قابل فهم» است که بدون استثناء در مورد کنش های یکایک افراد بشر صادق است.
تأکید وبر بر جهتگیری های متقابل کنشگران اجتماعی و انگیزه های «قابل فهم» کنش های آن ها، از ملاحظات روش شناختی ای مایه می گیرد که رهیافت او را از آن دیگران متمایز می سازند.
عقلایی شدن و افسون زدایی
روند رشدعقلایی شدن انسانها
وبر بارها تأکید کرده بود که جهان نوین خدایانش را رها کرده است. انسان نوین خدایان را از صحنه ییرون رانده است و آنچه را که در دوران پیشین با بخت، احساس، سودا، تعهد، و با جاذبه شخصی، وفاداری به ارباب و خیرخواهی و اخلاق قهرمانان فرهمند تعیین می شده است، عقلایی کرده و تابع محاسبه و پیش بینی پذیرش ساخته است. وبر کوشیده بود تا این تحول را در انواع حوزه های نهادی به گونه ای مستند نشان دهد.
او در جامعه شناسی دینی خود می خواست راههای پیچیده و پرپیچ خمی را پیگیری کند که _عقلایی شدن زندگی دینی_از طریق آنها، رابطه منظم و معقول انسان با خدا را جایگزین روش های جادویی کرده است. او می کوشید تا نشان دهد که چگونه پیامبران با جاذبه های فرهمندانه شان توانستند قدرت های کاهنان را که مبتنی بر سنت بودند از اعتبار بیندازند؛ و چگونه با پیدایش _دین مبتنی بر کتاب_، فراگرد عقلایی و نظامدار شدن پهنه دینی آغاز شد و در اخلاق پروتستانی به اوج خود رسید.
دیگر جنبه های عقلایی شدن
وبر در عرصه حقوقی نیز یک چنین مسیری را از عدالت شخصی رهبران و پیشکسوتان خردمند گرفته تا عدالت قانونی، عقلایی و غیر شخصی جهان نوین، پی می گیرد. او همچنین، تحول فراگرد اقتدار را از شاهان دارای فره موروثی یا قدرتهای اعجازآمیز گرفته تا سران معمولی دولت جدید که در چهارچوب مصوبات معقول و قانونی حکومت می کنند، مورد بررسی قرار می دهد.
وبر می گفت که حتی حوزه های تجربی خصوصی ای چون موسیقی نیز از این گرایش های عقلایی جامعه غربی برکنار نیستند. وبر در نوشته های راجع به جامعه شناسی موسیقی، نوت نویسی های دقیق و گام های منظم موسیقی مدرن، یکنواختی و هماهنگی حاکم بر یک ارکستر سنفونیک جدید را در تضاد با بداهه نوازی و خود جوشی نظام های موسیقی آسیایی یا قبایل نانویسا قرار می دهد.
تفسیرتاریخ بشری از نگاه وبر
همچنان که گفته شد، وبر در نوشته های روش شناختی اش با هر گونه تفسیر تاریخ بشری که تاریخ را تابع یک نیروی محرک گریز ناپذیر می سازد، سرسختانه مخالفت نشان داده بود. او استدلال می کرد که جامعه را باید یک توازن ظریف میان انواع نیروهای مختلف و متنازع در نظر گرفت، چندان که یک جنگ، انقلاب و یا یک رهبر قهرمانان می تواند این توازن کلی و ظریف را به سود یک پیامد ویژه بر هم زند.
با این همه، او در هنگام پرداختن به روندهای معطوف به عقلایی و بروکراتیزه شدن جامعه نوین، به آن گراییده بود که احتمال قوی، نوع بشر در آینده در قفس آهنین خود ساخته اش زندانی خواهد شد. از این جنبه، پیام او با پیام بیشتر پیشینیان سده نوزدهمی اش تفاوت بنیادی دارد. وبر پیامبر موج های دلپذیر آینده نبود، بلکه منادی بدبختی و بلا بود.
چه سود از کوششی که هدفش مختصر کردن کاری باشد که تنوعی شگفت انگیز و گستردگی فراگیری دارد. در انیجا تنها می توان این توضیح واضحات را به عمل آورد و گفت که کار وبر در تاریخ علوم اجتماعی یک نقطه عطف تعیین کننده به شمار می آید.
جامعه شناسی را می توان به دو دوره ما قبل و ما بعد وبر تقسیم کرد. سراسر جامعه شناسی معاصر یا بسیار معاصر، داغ نبوغ ذاتی وبر را بر پیشانی دارد. حتی آنهایی که نمی توانند در پیش بینی های بدبینانه و اعتقاد قدری رمانتیک وبر به خیرخواهی منجیانه قهرمانان فرهمند سهیم باشند، باز می توانند از میوه های کارهای تحلیلی قدرتمند او بهره گیرند.
به موازات تکوین جهان مدرن، پاره‏اى از متفکران به تبیین مختصات آن همت گماردند و تمایزات، ویژگى‏ها و زمینه‏هاى ظهورش را در معرض پژوهش و ارزیابى قرار دادند . در این میان، ماکس وبر از چشم‏انداز جامعه‏شناسى به بازاندیشى درباره جهان مدرن پرداخته است . مقاله حاضر مى‏کوشد با توضیح مقدماتى در خصوص مفهوم عقل و نقش آن در تکوین دنیاى نو، تقسیم‏بندى او را از شکل‏هاى سیاست و مدل‏هاى سیاسى تبیین کند .
به نظر ماکس وبر، «عقلانیت‏یا عقلانى شدن‏» عبارت است از: پیچیدگى در نظام ادارى، اجتماعى و اقتصادى; پیدایش تقسیم کار و وظایف گسترده، پیش‏بینى‏پذیر شدن امور زندگى اجتماعى و اقتصادى، به ویژه بهره‏گیرى انسان از ابزارها و گسترش عقلانیت ابزارى در حیطه‏هاى دولتى; بوروکراسى; اقتصاد سرمایه دارى و ... . اما عقلانى شدن لزوما به معناى لقاى روحانى انسان نیست، حتى به معناى افزایش آگاهى انسان هم نیست; زیرا انسان تنها در جامعه مدرن از وسایلى استفاده مى‏کند که نسبت‏به جزئیات آنها آگاهى ندارد . تفاوت انسان مدرن با انسان سنتى در آن است که انسان مدرن به لحاظ گسترش تخصص‏ها، نقش‏هاى مختلفى را در جامعه بازى مى‏کند . انسان مدرن میان «واقعیت‏» و «امکان‏» فاصله مى‏بیند .
از دیدگاه وبر، چهار عامل موجب مى‏شود که بخش عمده‏اى از زندگى انسان غیرعقلانى باشد: الف) زندگى عاطفى انسان; ب) تصادف و بخت; ج) تضاد میان ارزش‏ها; د) فرق بین نیت و نتیجه . این عوامل نه تنها در زندگى اجتماعى مؤثرند، بلکه در زندگى سیاسى نیز اثر مى‏گذارند . انسان با وجود آنکه موجودى عقلانى است، موجودى احساسى، عاطفى و غیرعقلانى نیز هست.
ماکس وبر از سه نوع سلطه سخن مى‏گوید: سلطه بوروکراتیک; سلطه سلطنتى و سلطه کاریزمایى . به نظر وبر، سیاست عبارت است از «حکم و اطاعت، و نحوه ارتباط بین حکم و اطاعت است که نوع سیاست را تعیین مى‏کند.
«به عبارت دیگر، دلایلى که حاکمان سیاسى براى توجیه حکومت‏خود به‏کار مى‏برند، و نیز دلایلى که بر اساس آنها، مردم از حکومت اطاعت مى‏کنند، اساس تعیین نوع سیاست است . تعیین اینکه آیا رابطه میان حکام و شهروندان رابطه‏اى از نوع عاطفى، سنتى یا بوروکراتیک است، به نوع سیاست ارتباط دارد .
الف) سیاست‏بوروکراتیک مبتنى بر مجموعه‏اى از قوانین مکتوب است که از اراده حاکمان سیاسى، مستقل است; به گونه‏اى که با تغییر پرسنل سیاسى، تغییرى در قوانین و ساخت قانونى جامعه پدید نمى‏آید . این نوع سیاست، غیرشخصى‏ترین نوع سیاست و حکومت است.
ب) سیاست‏سنتى، سیاستى است مبتنى بر رفتار سنتى، که در آن، حاکم به حکم سنت‏هاى قدیم حکومت مى‏کند و اتباع به موجب قداست این سنت‏ها و احترامى که براى این سنت‏ها قائل‏اند، فرمانبردارى مى‏کنند . به نظر وبر، اساس این نوع حکومت، خانواده پدر سالار است .
ج) سیاست کاریزمایى . کاریزما یک نیرو و جنبش ذهنى است و در صورتى که چنین جنبشى پیروز شود و قدرت سیاسى را در دست گیرد، «سیاست کاریزمایى‏» پیدا مى‏شود و زندگى سیاسى را ایدئولوژیک مى‏کند، تعابیر جدیدى از واقعیت عرضه مى‏شود و سنت‏ها نه تنها احیا، بلکه به صورتى گسترش مى‏یابند و با واقعیت‏هاى جدید سازگار مى‏شوند . وظیفه رهبر کاریزمایى این است که جنبش را به هر ترتیبى پا بر جا نگاه دارد . ازاین‏رو، بسیج احساسات و عواطف پیرامون مسائل جدید بسیار مهم است . یکى از سیاست‏هاى دولت‏هاى کاریزمایى، تحریک مستمر مردم است: چه از طریق آشکار کردن خطرات و چه از راه ایجاد خطرهاى واهى . جنبش‏هاى کاریزمایى، پس از مرگ رهبر، نهادینه مى‏گردند و به صورت مؤسسات در مى‏آیند .

مطالب مشابه ...










ماکس وبر  و جامعه شناسی

۱۹-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۰۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط نیاز

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مقاله نماز شناسی سکوت تلخ 29 656 ۴-۲-۱۳۹۳ ۰۶:۰۵ عصر
آخرین ارسال: سکوت تلخ
  مقاله:تحلیل جامعه شناختی از مسکن شهری در ایران سکوت تلخ 10 589 ۳-۲-۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ عصر
آخرین ارسال: سکوت تلخ
  [مقاله] ساختار جامعه‌شناختی پیری (درس‌هایی برای نظریه‌پردازی) ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 62 ۲۹-۵-۱۳۹۲ ۰۳:۲۵ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  دانلود رایگان پاورپوینت رفتار شناسی سگ 41 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 1,239 ۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۹:۰۳ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  دانلود رایگان پاورپوینت رفتار شناسی اسب 48 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 1,730 ۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۸:۵۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] عنکبوتیان | زیست شناسی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 206 ۲۹-۹-۱۳۹۱ ۱۱:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] سخت پوستان | زیست شناسی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 372 ۲۹-۹-۱۳۹۱ ۱۱:۲۰ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] حشرات | زیست شناسی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 203 ۲۹-۹-۱۳۹۱ ۱۱:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] بند پایان |زیست شناسی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 252 ۲۹-۹-۱۳۹۱ ۱۱:۱۶ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [دانلود] پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر 186 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 580 ۹-۹-۱۳۹۱ ۰۸:۴۸ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان