تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا

نویسنده پیام
  • خاطره بانو
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 10,850
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 414
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:پياده روي - موزيك
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 19538
    سپاس شده 15295 بار در 6555 ارسال
  • امتیاز کاربر: -152,327$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا

روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


مطالب مشابه ...









زاده شده تیر مغرور است
نمی گوید دوستت دارم تا زمانی که مطمئن شود او نیز دوستش دارد

اما همینکه مطمئن شد، غرورش مالامال به عشقی دست نیافتنی تبدیل می شود

ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا

۲۵-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط گلچین جاویددوست

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان کوتاه سه پند گنجشک ta.soltani 0 3,428 ۱۷-۱۰-۱۳۹۳ ۰۶:۴۴ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  [جالب] ماجرای خنده دار قضای حاجت ناصرالدین شاه در سفر فرنگ .. @Autumn@ 1 38 ۳۱-۳-۱۳۹۳ ۰۳:۱۱ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  سبیل کسی را چرب کردن چگونه بوجود آمد؟! ta.soltani 0 68 ۲۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۷ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  ماجرای پاسخ دندان شکن دانشجو به استاد!!!!!!!! neda 0 122 ۲۹-۱۰-۱۳۹۲ ۰۱:۴۱ عصر
آخرین ارسال: neda
  ماجرای جالب مردی که به هیچ صورت نمرد ! persian_girl 0 110 ۹-۶-۱۳۹۲ ۰۲:۲۸ صبح
آخرین ارسال: persian_girl
  ابراهیم و آتش و گنجشک گلچین جاویددوست 0 93 ۸-۱-۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  ماجرای چوپان و مشاور‎ گلچین جاویددوست 0 84 ۸-۱-۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  ماجرای طوطی گلچین جاویددوست 0 102 ۲۶-۳-۱۳۹۱ ۱۰:۱۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  ماجرای خواستگاری فتحعلی شاه از دختر میرزای قمی senior engineer 0 208 ۲۲-۲-۱۳۹۱ ۱۲:۰۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  ماجرای ایرانی‌ای که کارمند آمریکایی را مات کرد! خاطره بانو 0 107 ۲۳-۱-۱۳۹۱ ۰۵:۳۳ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان