تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

لحظاتی تا مرگ!

نویسنده پیام
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
لحظاتی تا مرگ!
حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد
لحظاتی تا مرگ!

۱۵-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۴۳ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط گلچین جاویددوست ، ♔ αϻἰг κнаη ♔
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #2
RE: لحظاتی تا مرگ!
مرگ زیباست.رهایی از تن فانی و حقیر پروازی بسوی مهر.نه ترسناکه نهزشت.این جسم خاکی کثیف و بی ارزشه که ما در ان زندانی هستیم
لحظاتی تا مرگ!

۱۵-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۵۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #3
RE: لحظاتی تا مرگ!
گلچین خانوم شما که این چیزا رو میدونید براچی اینقد
معاونای سایتو اذیتشون میکنین؟؟؟
لحظاتی تا مرگ!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آنلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #4
RE: لحظاتی تا مرگ!
گلچین خانوم سر پل صراط ولتون نمی کنم
کم برا ما ها پاپوش دوختی
لحظاتی تا مرگ!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط هادی
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #5
RE: لحظاتی تا مرگ!
اخه شماها به 100 کیلومتری صراط برسین بعد..............................
در ضمن من نه خیاطم نه ننه بابام خیاط بودن.پاپوش بلد نیستم بدوزم.چرخ خیاطی و نخ و سو زن هم ندارم
(۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ عصر)هادی گفته:  گلچین خانوم شما که این چیزا رو میدونید براچی اینقد
معاونای سایتو اذیتشون میکنین؟؟؟

بالاخره باید یه کم گناه جمع کنیم یا نه ؟نمیشه که همش تو بهترین جای بهشت خورد و خوابید....یه کم خواستیم بیاییم جلوی در باشیم.ته بهشت حال نمیده .گاهی بیرونو نگاه کنیم شاید شماها رو دیدیم یه کم خندیدیم که تو اتیش جهنم جلز و ولز میشین
RollingRollingRollingRollingRollingRollingRollingRolling
لحظاتی تا مرگ!

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۰۱ عصر، توسط گلچین جاویددوست.)
۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط هادی
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #6
RE: لحظاتی تا مرگ!
امیدوارم این خوشبینی کار دستتون نده!
لحظاتی تا مرگ!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۰۴ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان