تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

قحطي همدلي > >قحطي عشق

نویسنده پیام
  • soghooot
    آفلاین
  • کاربر ویژه
    ****
  • ارسال‌ها: 7,073
  • تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۱
  • اعتبار: 447
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:خودمم نمیدونم ..
  • محل سکونت: جایی ک خداخاست
  • سپاس ها 9775
    سپاس شده 21250 بار در 7533 ارسال
  • امتیاز کاربر: 139,496$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
قحطي همدلي > >قحطي عشق
قحطي!!!
> > اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم.
> > سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود.
> > صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود،
> > نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود.
> > همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ...
> > اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!
> > يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.
> > همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود.
> > امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا...
> >و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم.
> >مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! ويسكي گيرمان نيايد چي!؟ اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.
> >ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي خانه سينما، بسته شدن مطبوعات و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانيم! ...
> >مي شود كتابها نوشت...
> >خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم.
> >هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!
> >قحطي امروز قحطي انسانيت است
> >قحطي همدلي
> >قحطي عشق
قحطي همدلي  > >قحطي عشق
شبیه مه شده ای!!!نه میتوان در آغوشت گرفت نه آنسوی تورا دید فقط باید در تو گم شد….

۱۰-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۱۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط soheil ، ta.soltani

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان