تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

فووسیم

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
فووسیم
فوو به معنی دد گری میباشد.
و در ادامه به اکسپرسیونیسم تبدیل میشود

فوویسم Fauvism، به فقدان طرح و نقص در امپرسیونیسم توجه کرد. خاصه با روشن شدن افکار عمومى که اصولاً مبارزه‌ی اجتماعى را پیش مى‏آورد، پى‏ برد که بایست از تمام عوامل فنى به نفع گویایى بهتر استفاده کند. در این زمان جنگ افکار و تضاد طبقاتى، پایه گرفتن خشونت‏ها و افکار اشتراکى داراى شدت عمل بود و مى‏بایست آن را با تشدید عوامل فن در نقاشى، بیان کرد.
اولین سبک اوانگارد از اغاز قرن بیستم تا پیش از شروع جنگ جهانی اول بود.
و به خاطر تغییر دید هنرمندان به نقاشی بعد از دوربین عکاسی به وجود امد.
در 1905 اولین پیشگامان این سبک نمایشگاهی بر پا کردند.
و در ورودی ان مجسمه ی دوناتللو قرار داشت.که یکی از منتقدین هنری این نمایشگاه را دوناتللو در میان ددان(وحشیها)نامید.و بدین ترتیب نام فوویسم(وحشی گری)مرسوم شد




مشخصات:
سادگی طرح
استفاده زمخت و جسورانه از رنگ
خطوط محیطی ضخیم و تیره
پرهیز از هر گونه سه بعدنمايي
بیان نور به واسطه رنگ




هنرمندان سبک فوویسم:

-کسوان دونگن (1877- 1968)
- آلبر مارکه (1875- 1948)
- هانری ماتیس (1869- 1954)
- رائول دوفی (1877- 1953)
- مریس ولامینگ (1876- 1957)
- آندره درن (1880- 1954).
- ژرژ روئو (1871-1958)
-ژرژ براک(پیش از کوبیسم)

ژرژ روئو:

ژرژ روئو تابلوي آقا و خانم پولو را با الهام از رماني به نام زن فقير كشيد كه در سال 1897 توسط لئون بلوا، منتقد سرسخت مسائل اجتماعي، نگاشته شده بود . روئو اين تابلو را با شيوه زمخت و سردستي كشيد . حركت قلم مو، رنگهاي گرفته و كل صحنه فاقد هرگونه ظرافت و جذابيت اند. در پس داستان ظاهري آن، نقدو نكوهشي احساس مي شد كه خواننده نمي توانست از انها همان لذتي را انتظار داشته باشد كه داستانهاي سرگرم كننده تر قادر به ايجادش بودند. در پس تابلوي روئو نقاشي بي ادعايي وجود داشت كه نه از شهرتي برخوردار بود و نه ستايشي را برمي انگيخت .

ولامینگ:
فووسیم
ولامینك برخلاف ماتيس و روئو، ميل به شگفت زده كردن مخاطب نداشت . مي خواست با قدرت ، حرفي برخلاف جريان زمانه در آثار خود داشته باشد. با اين همه ، نمونه برجسته كار ولامینك در اين زمان ، منظره پردازي است كه درآن ، نحوه ارائه موضوع است ، و نه خود موضوع .
رنگ هايش آواي بلندي دارند، ضربه هاي قلم مويش به جاي آنكه سوژه را بسازند به آن مي تازند.

هانري ماتيس:
فووسیم
يكي از تابلوهايي كه در اين نمايشگاه گذاشته شد زني با كلاه اثر هانري ماتيس بود. هيچ موضوع آزارنده و موهني در اين تابلو نبود: تابلو خانمي را نشان مي دهد كه به صورتي آراسته بر صندلي نشسته است و كلاهي برسر دارد كه ممكن است در يك ضيافت رسمي كمي گزافه آميزبه نظر آيد، ولي در پارك مي توانسته بسيار عالي و پسنديده باشد.«فوویسم، یوغ ستمگری مکتب تجزیه کاری را شکست» او پیوسته بر این باور بود که «هنر باید پویا باشد، نه ایستا» ماتیس بیشتر از هر چیزی به دنبال نحوه بیان بود و اذعان می کرد که نمی توانم بین احساسی که برای زندگی دارم و نحوه بیان آن تمایزی قائل شوم. ماتیس و دوستانش تصویر را به عنوان یک «فضای معنوی» می پنداشتند و سعی می کردند که ارتباط عمیق تری را با چنین معنویتی ایجاد کنند.

رنگ هاي تابلو براي كساني كه به دنبال واقعيت ها بودند بي معنا به نظر مي آمدند: آيا موي مدل تابلو به راستي در يك سمت قرمز و در سمت ديگر سبز بود و آيا چهره او به واقع داراي رگه هايي از سبز و آبي و بنفش روشن بود ؟ ماتيس به مرور از خشونت و بي ظرافتي قلمش كاست. درهمان حال كه تك چهره بسيار انتقاد شده زني با كلاه ، بر ديوار سالن پاييز آويزان بود تك چهره ديگري را آغاز كرد كه اكنون به مادام ماتيس : خط سبز مشهور است . اين كار نيز داراي تاثيرگذاري قوي است ، قدرت اين تابلو ناشي از ساخت محكم آن است.

تابلوي زني با كلاه پايان يك دوره را در كار ماتيس نشان مي دهد حال آنكه تابلوي مادام ماتيس : خط سبز نشانه آغاز يك دوره در كار اوست . او در انتخاب رنگها بر اساس مشاهده ، احساس و ماهيت هر تجربه صورت مي گيرد. هدف او بيانگري است منتهي يك بيانگري هماهنگ. تجربه اي كه مي خواهد انتقال دهد بايد به معادل تصويري آن برگردانده شود: مي خواهم به آن حالت تراكم احساساتي برسم كه شكل دهنده يك تابلوست . ماتيس مي خواست تيزبيني خود را از طريق جلوه لحظه اي دادن به كار خويش انتقال دهد.

الهام از هنرهاي آفريقائي:

فووسیم
فووها اولين گروهي بودند كه به هنر قبايل دورافتاده نظر كردند. آنها ارزش كار مستقيم با مواد و مصالح و توجه به ماهيت آنها را از آفريقاييان آموختند. با اندك استثنائاتي سنت پيكرسازي اروپايي به طور كلي مبتني بر در گذشتن از مرزها و محدوديت هاي طبيعي مواد و مصالح بود. اكنون سنت جايگزيني به ميدان آمده بود كه گويي قدرت بيانگري برتر خود را از بري بودن از هرگونه تصنع به دست آورده بود.



اوج فعاليت فووها از ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۷ بود پس از آن هر يك به راهي رفتند و گروه از هم پاشيده شد تعدادي از اعضاي گروه جذب سبك اكسپرسيونيسم شدند و گروهي در سال ۱۹۰۸ به كوبيستها پيوستند.




البته فوویسم مکتبى بود که در آن رنگ‌ها و طرح‏ها و ترکیب‏ها خشن و وحشیانه جلوه‏گرى مى‏کردند. با این همه، وحشی‌گری‌هایش، آن مکتبى را مى‏نمایاند که با دوباره به کار گرفتن آوردن طرح به صورت تازه‏تر و الهام گرفتن از رنگ‌هاى متنوع مکتب امپرسیونیسم و به کارگرفتن آنها براى مضامین سنگین (و همچنین با درون‏بینى بیشترى نسبت به گذشته براى بیان تندی‌هایش) دنیاى بازترى را از نظر گویایى در میدان دید هنرمندان گذاشت و راه بیان وسیع‌ترى را به آیندگان آموخت. این مکتب تا حدود پنجاه سال پیش در اوج قدرت خود بود.




فووسیم
فووسیم
فووسیم
فووسیم

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۱۶ عصر، توسط گلچین جاویددوست.)
۲۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۱۴ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان