تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

عضدالدوله

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
عضدالدوله
فناخسرو پسر حسن ركن الدوله در سال 337 ه.ق در حالي كه نوجواني چهارده ساله بود بنا به درخواست علي عمادالدوله ( از شاهان بويه كه پسر نداشت ) به شيراز فراخوانده شد و جانشيني وي را به عهده گرفت وي قدرتمندترين پادشاه سلسله آل بويه است. . با آنكه در آغاز كار مخالفان از پذيرش او سرپيچيدند ، وي به ياري پدر و عمويش معزالدوله بر آنان غلبه كرد و جانشين پدرش شد . او در آغاز حكومت خود با شورش بلكا بن ونداد روبه رو شد كه توانست اين شورش را با موفقيت سركوب كند.

وي پس از سركوب مخالفان ، روابط خود را با خليفه بهبود بخشيد و فرستادگان خليفه المطيع را با آغوش باز پذيرفت. عضدالدوله همچنين در سال 355 ه.ق با سپاهي عازم عمان و سيراف شد و در تسخير آن ديار لياقت و شجاعت نشان داد. مدتي بعد نيز رهسپار كرمان شد و پس از سركوب طوايف شورشي و سركش بلوچ ، كرمان را از سلطه سرداران ساماني بيرون آورده و حكومت آنجا را به پسرش ابوالفوارس شيرذيل داد. همزمان با اين وقايع ، بغداد كه در دست عزالدوله بختيار ،
جانشين احمد معزالدوله بود در آتش اختلاف ميان تركان و ديلميان از يك سو و درگيري ميان شيعيان و سنيان از ديگر سو مي سوخت . عزالدوله كه ناتوان در حل امور قلمرو خود بود به ناچار از عموي خود ركن الدوله فرمانرواي فارس ياري خواست . او هم پسر خود عضدالدوله را براي كمك به بغداد فرستاد. غضدالدوله با سپاه خود به سوي بغداد رفت و شورشيان ترك را كه تحت فرمان آلپتكين ( يا آلفتكين ) توطئه و شورش كرده بودند با قدرت سركوب كرد.


و خليفه الطائع را كه همراه تركان به تكريت رفته بود به بغداد بازگرداند وي در ابتدا تصميم داشت حكومت بغداد را بر عهده بگيرد اما با تهديد پدرش از اين كار منصرف شد و حكومت عراق را به عزالدوله داد و خود به فارس بازگشت . مدتي بعد ركن الدوله در گذشت و عضد الدوله آماده شد تا نقشه هاي خود را مبني بر تسلط بر بغداد به اجرا درآورد .
عزالدوله حاكم بغداد نيز به دنبال متحداني بود و سعي داشت حمايت خليفه را بدست آورد. وي كوشيد تا مخالفان عضدالدوله را با وعده هاي گوناگون به سوي خود جلب كند .

از اين رو دختر خود را به ازدواج خليفه الطائع درآورد. عضدالدوله در سال 366 ه.ق با تجهيزات كامل به عراق حمله كرد و در جنگي كه در ذي القعده همان سال ميان طرفين رخ داد عزالدوله را شكست داد .

وي به واسط گريخت . مسكويه درباره شكست عزالدوله گفته است كه وي سپاه سواره را در جلو پيادگان قرار داد. در جنگ ديگري با عضدالدوله وي شكست خورد و كشته شد. خليفه علاوه بر لقب عضدالدوله لقب تاج الملة را هم به او داد. پس از اين عضدالدوله مركز حكومت خود را در بغداد قرار داد اما پايتخت اصلي او شيراز بود . به همين دليل وزير بزرگ او نصربن هارون در شيراز اقامت داشت.

عضدالدوله اقداماتي براي آباداني بغداد انجام داد از جمله دستور پاكسازي نهرها ، ترميم پل هاي شكسته و ساختن پل هاي جديد را داد .

وي همچنين بناهاي بزرگ و مهمي از خود به يادگار گذاشت كه ساختن گنبد و بارگاه بر قبور ائمه ، خاصه حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) ، بناي بيمارستان عضدي ، سد امير بر رود كُر و آب انبارها و كاروانسراها و راههاي فراوان از آن جمله است. وي فردي سنگدل و بيرحم بود و پس از معتضد و قاهر – خلفاي عباسي – سومين فرد سنگدل قرن هاي سوم و چهارم به شمار مي آمد . عضدالدوله چند فيل و شير و پلنگ را با قلاده و زنجير در اطراف مجلس خود قرار داده بود تا مراجعين مرعوب گردند .


وي مبتكر تازيانه عدلي است كه اگر كسي محكوم به صد تازيانه مي شد به او 120 تازيانه مي زدند تا اگر بعضي از ضربه ها به قدر كافي دردناك نبود ، اين بيست تازيانه اضافي جبران آن را بكند. سردارانش چنان از او حساب مي بردند و ترس از او چنان در دلهايشان جايگزين شده بود كه كمترين كوتاهي در انجام وظيفه را خطايي غيرقابل بخشايش مي دانستند . چنانكه مطهر بن عبدالله – يكي از وزيران عضدالدوله – چون در جنگي كه سرداري سپاه را بر عهده داشت شكست خورد خود را كشت. معلومات علمي و ادبي عضدالدوله بسيار و متنوع بود و از درس بهترين معلمان زمان خود بهره كافي برده بود . معلم او در امور كشورداري و رتق و فتق امور ابوالفضل بن العميد بود. عضدالدوله به مسائل رياضي و هندسي به اندازه اي علاقه داشت كه براي حل مسائل پاره اي از كتاب هاي هندسي مبالغ گزافي نذر مي كرد و به علم نجوم نيز علاقه زيادي داشت . وي هم شعرشناس بود و هم خود شعر مي سرود .

بزرگترين شاعري كه در مدح او شعر سروده ابوالطيب متنبي است .

چند تن از علماي آن زمان به نام وي كتاب نوشته اند از جمله :
كتاب الايضاح در علم نحو تاليف ابوعلي فارسي
2. كتاب التاجي در اخبار آل بويه تاليف ابواسحاق صابي
3. صورالكواكب تاليف ابوالحسين صوفي. عضدالدوله بزرگترين پادشاه سلسله آل بويه است . بعد از وي اين حكومت رو به ضعف و انقراض رفت و جانشينان وي افراد لايقي نبودند .
عضدالدوله در روز هشتم شوال سال 372 ه.ق در 47 سالگي به علت بيماري صرع فوت كرد. نخست مرگ او را پنهان كردند تا فرزندش – ابوكاليجار مرزبان – حاضر گرديد و از خليفه الطائع خواستند براي او فرمان صادر كند. خليفه پذيرفت و او را ( صمصام الدوله ) لقب داد .

آنگاه مرگ عضدالدوله را آشكار ساختند و طبق وصيت او جسدش را به نجف اشرف بردند و در محلي كه قبلا آماده شده بود در كنار مرقد امام علي (ع) به خاك سپردند.
عضدالدوله

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۸:۳۳ عصر، توسط گلچین جاویددوست.)
۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۸:۳۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان