تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

عشایر استان فارس

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
عشایر استان فارس
مقدمه:
اگر بخواهيم گذشته‌ي عشاير ايران را مورد مطالعه قرار دهيم بدون شك بايد مطالعه را از منطقه‌ي فارس آغاز كنيم. زيرا اين منطقه از آغاز دوران اسلامي و حتي قبل از آن عشاير نشين بوده است و ايلات و عشاير در آن زندگي مي كردند. ما اين نوشته ها را از كلمه هايي شروع مي كنيم كه ممكن است براي شما ناآشنا باشد.
زموم كردان
منشأ اين كلمه از اينجا گرفته شده است كه در گذشته عشاير ايران براي بهره‌وري بهتر از مراتع سردسير و گرمسير دو تا ده سياه چادر را در جايگاه مشخصي كنار هم بر پا مي‌داشتند كه در مناطق كردنشين به جمع اين سياه چادرها كه واحد مستقلي را تشكيل مي دهند زومه گفته مي شود و عشاير كرد هنوز اين واژه را به كار مي برند.
در سالهاي كم باران و خشك تعداد خانوارهاي هر زومه به حداقل و در سالهاي پرباران به حداكثر مي رسد ولي معمولا تعداد سياه چادرهاي در هر زومه از ده تجاوز نمي كند. معمولاً خانوارهاي هر زومه با هم خويشاوند هستند و سرپرستي هر زمه به دست يك نفر به نام سرزومه است كه زير نظر سرپرستان رده بالاتر خود انجام وظيفه مي كند.
زومه آخرين تقسيمات در رده بندي كردهاي جلالي است كه به طور متوسط درهرزومه 9 خانوار زندگي مي‌كنند وهرخانوار داراي حدود 135 رأس‌دام است.
كردان فارس
كردان فارس نامي است كه جغرافيدانان قديم (سده‌هاي پيشين) به عشاير فارس داده اند ومنشأ اين نام اين است كه در سال شانزدهم هجري قمري وقتي عربها جلگه هاي جنوبي عراق كنوني را تخسير كردند و باز هم پيشروي كردند، هنگام عبور به سمت شرق ايران كردهاي كوچنده را در سياه چادرهايي مي ديدند و وقتي به فارس رسيدند ديدند عشاير اين منطقه نيز در سياه چادرهايي اين چنين زندگي مي كنند. به همين علت آنان را كردان فارس ناميدند و هر كه در اين سياه چادرها زندگي مي كرد كرد خواندند.

ايلات فارس
مساحت منطقه‌ي فارس (استان فارس به علاوه قسمت هايي از استان هاي اطراف كه در قديم كلا منطقه فارس ناميده مي شد) حدود صد هزار مايل مربع (حدود 256 هزار كيلومتر مربع) تعيين شده است كه در دو سوم اين منطقه بيش از چهل طايفه زندگي مي كنند و اين طوايف در تابستان به سمت شمال و در زمستان به سوي جنوب حركت مي كند و اين عبورها براي روستائيان منطقه مناطق تجاري زيادي دارد ولي باعث خسارات نيز مي شود و هر دفعه عبور كوچ نشينان باعث ويراني كشتزارهاي كنار جاده مي شود و از اين جهت معمولاً در كنار جاده ها زمين‌هاي باير و مزارع متروك ديده مي‌شود.
ايلات فارس به دو گروه آبادي نشين و كوچنده تقسيم مي شوند كه البته گروه اول يعني آبادي نشين ها در ابتدا كوچنده بوده اند و چون سود و نفع آبادي نشيني و يكجانشيني را بيشتر از كوچ مي ديدند روستا نشين شدند كه اكثر آنها يا دهقان و يا كاسبند.
عشاير استان فارس داراي گروه هايي هستند كه دو گروه آنها قشقايي ها و ايلات خمسه هستند. قبايل ديگر اهميت كمتري دارند كه از بين آنها مي توان لرهاي كهگلويه و ممسني ها را نام برد.
توجه: نامهايي كه براي منطقه‌ي ناحيه‌‌ي زندگي طوايف و عشاير به كار برده مي‌شود نامهاي قديمي هستند و ممكن است اكنون به كار برده نشوند.

قشقايي ها
اين ايل كه از مهمترين گروه هاي كوچنده منطقه فارس محسوب مي شود، مشتمل بر دوازده طايفه است. بعضي از صاحب نظران، قشقايي ها را از مغول هايي مي دانند كه در زمان سلطنت چنگيزخان از تركستان مهاجرت كرده اند و در زمان نادرشاه در فارس سكني گزيده اند. بدون هيچ ادعايي و به احتمال قوي قشقايي ها دنباله قبيله اي قديمي در تركيه آسيايي (شرق تركيه) به نام قبيله خلج هستند كه بخشي از اين ايل بزرگ به قسمت هاي مختلف تقسيم و در منطقه فارس پخش شده اند. به همين جهت نام «قشقايي» كه در زبان تركي به معناي «فراري، فرار كرده» است به آنها اطلاق شده است.
بر اين اساس و به قولي تيره اي از ايل قشقايي در شمال منطقه فارس مستقر و در بلوك قونقري آبادي نشين شده است. اين تيره هنوز نام قديمي «خلج» را دارد و افراد آن گويش تركي خود را نيز حفظ كرده اند. در يكي از تقسيمات تيره كوچنده ديگري كه خود به چند شاخه تقسيم شده است نيز «خلج» ناميده مي شود.


زندگي كوچنده:
به هر ترتيب، امروزه عمدتاً معيشت ايل بزرگ قشقايي با تعداد زيادي طايفه و تيره، از توليدات دامي تامين مي شود و يك زندگي ساده كوچنده دارد. كارهاي درون چادر همچون تهيه آب، پخت نان، رسيدگي به چهارپايان، بافتن چادر و قالي و گليم بر عهده زنان است. مردها چوپاني مي كنند آنها گله ها را در كوهستان به چرا مي برند و آنچه را كه منزل لازم دارد تهيه مي كنند.
صنايع قشقايي، تهيه قالي پشمي و نخي است. محصولات دامي، پشم، كره و پنير در محل به فروش مي رسد.
گله هاي هر يك از طايفه هاي قشقايي در مالكيت خود طايفه است. گوسفندان در طول سال از مراتع سرسبز تغذيه مي كنند و در سال دوبار بره مي‌آورند.
نژاد قشقايي، قوي و درشت است. مردان قدبلند و عضلاني هستند و تقريباً چهره روشني دارند. آنها افرادي شجاعند. بيشتر ايل قشقايي خوش باور و مهمان نوازند. همچنين بسيار متعصبند اگر مردي از قبيله به كربلا نجف و يا هر محل مقدس ديگري برود، ديگر خطا نمي كند. بنابراين آرزو مي كنند كه همه افراد ايل به انجام فرايض ديني و تشرف به اماكن مقدسه نايل شوند.
سازمان ايل قشقايي داراي ضوابطي به شرح زير است:
ايل قشقايي به دوازده طايفه تقسيم مي شود كه تحت رهبري خان بزرگ (ايلخان) قرار دارند. ايل بيگي ، كه نوعي قائم مقامي است و ايلخان او را انتخاب مي نمايد، او را در انجام وظايفش همراهي مي كند. اداره هر يك از طايفه ها به شخصي به نام «كلانتر» واگذار مي شود، كه او را اعضاي طايفه اي كه به آن تعلق دارد انتخاب مي كنند. به همين دليل يك كلانتر هرگز قادر نيست همزمان دو طايفه را رهبري كند. هر طايفه به گروه هايي به نام «تيره» تقسيم مي شوند كه هر يك از آنها خانواده هايي كه با هم خويشاوندند، تشكيل مي گردد. كلانتر هر طايفه وظيفه دارد رئيس هر يك از تيره‌ها را تعيين نمايد. كه آن را «ريش سفيد» مي نامند. ريش سفيد شخص محترمي است كه به نحوي مشاور كلانتر نيز مي باشد. از طرف ديگر كلانتر فردي را به نام كدخدا انتخاب مي‌نمايد. مباشر طايفه كه از بين اعضاي همان گروه انتخاب مي شود مامور و مسئول جمع آوري ماليات است. در مجموع سازمان داخلي ايل و طايفه بر اساس انتخابات است و به صورت خودمختار اداره مي شود.

طوايف ايل قشقايي
1-طايفه كشكولي: دوازده هزار خانوار اين طايفه افرادي قوي و شجاعند. اين طايفه تابستان را در بلوك شش ناحيه، اردكان و كاكان (در ممسني) و زمستان را در مناطق دشتي، ماهور ميلاتي، جاره و فيروز آباد سپري مي كند.
2- طايفه دره شولي: اين طايفه با داشتن 8000 خانوار، نسبت به طايفه كشكولي، از اهميت كمتري برخوردار است. دره شولي ها در تابستان در منطقه فارس در نواحي سميرم و اسفدران وارد استان اصفهان مي شوند و از آن منطقه تا حدود قمشه و گندمان را در اختيار مي گيرند و در فصل زمستان در حدود كازرون، ماهور ميلاتي و فامور سكني مي گزينند.
3- طايفه شش بلوكي: شش بلوكي ها به كشكولي ها بسيار شبيهند. افراد اين طايفه قوي و ثروتمندند، آئين ها و آداب و رسوم آنها كاملاً به هم شباهت دارند، ليكن اصل برابري اجتماعي در اين طايفه بسيار مورد توجه است و به همين دليل چادرهاي خوانين و روسا تفاوتي با چادرهاي ساده رعايا ندارد. طايفه شش بلوكي حدود 11000 خانوار دارد آنها تابستان را در شش ناحيه در مناطق چهاردانگه و كوشكه زار، و زمستان را در فراشبند، خنجي و افرز مي گذارند.
4- طايفه خلج: افراد اين طايفه حدود 3500 خانوارند. خلج ها در تابستان به منطقه ده گردو و پادنا و زمستان به منطقه دشتستان كوچ مي كنند.
5- طايفه فارسي مدان: اين طايفه از 4000 خانوار تشكيل شده است. خانواده‌هاي اين طايفه تابستان را در كوه هاي دنا و زمستان را در بلوك خنج مي گذرانند.
6- طايفه صفي خان: اين طايفه تابستان را در دشت خسروشيرين و چهاردانگه و زمستان را در بلوك افرز ساكنند. 3500 خانوار را تشكيل مي دهند.
7-طايفه رحيمي: اين طايفه 4000 خانوار دارد كه اغلب آنها زارعند. فصل تابستان را در منطقه دزگارد (بلوك شش ناحيه) و زمستان را در بلوك خنج مي گذرانند.
8- طايفه گله زن: اين طايفه حدود 3500 خانوار دارد. گله زن ها در تابستان به حسن آباد (چهاردانگه) ودر زمستان به ماهور ميلاتي و دشتي مي روند.
9- طايفه ايگدر: 3000 خانوار هستند. افراد اين طايفه تابستان را در شش ناحيه و زمستان را در فيروزآباد مي گذرانند.
10- طايفه گهوا: اين طايفه تابستان را در منطقه اسپاس و زمستان را در محال اربعه به سر مي برد. حدود 3000 خانوار تشكيل مي دهد.
11- طايفه كراثي: افراد اين طايفه زمستان را در بلوك خشت و تابستان را در منطقه دشت ارژن (چهاردانگه) سپري مي كنند. اين طايفه 3500 خانوارند.
12- طايفه بيات: از 3800 خانواده تشكيل شده است كه تابستان را در كام فيروز و رامجرد و زمستان را در جره به سر مي برند.
13- طايفه عمله: اين طايفه 1500 خانوار دارد و نوكران ايلخان قشقايي را تامين مي كند. نام آن برگرفته از واژه «عمله» به معني «كارگر» است. طايفه عمله از پرداخت ماليات به ايل معاف است.
ايلات خمسه
ايلات خمسه مشتمل بر پنج ايل اينانلو، بهارلو، عرب، باصري و نفر است. به طور كلي بجز عربها ايلات خمسه از قشقايي ها يكجانشين تر هستند.
اين پنج ايل در حدود از مشرق و جنوب شرقي سرزمين فارس به سر مي‌برند، و مناطقي كه در نزديكي لارستان، جويم و بيدشهر واقعند، تحت اختيار آنهاست.
ب- پنج ايل خمسه
1- ايل اينانلو: (اين ايل نظام يكجا نشيني را اختيار كرده است).
اين اينانلو، مانند قشقايي، يكي از ايلات مغول تركمنستان بوده كه در زمان حمله مغول ها به فرماندهي چنگيزخان به ايران مهاجرت كرده اند. اين ايل ييلاق را در بلوك هاي رامجرد و مرودشت و قشلاق را در بلوك هاي داراب و فسا و خفر مي گذراند. اينانلو ها بارها در دولت هاي صفويه، افشاريه، و زنديه حضور داشتند و هزاران سرباز (سواره نظام توپخانه) در اختيار اين دولت‌ها گذاشته اند. ايل اينانلو به طايفه هايي تقسيم شده است و از زمان صفويه تا دوره كريم خان زند، ايلخانان هميشه از روساي طايفه بولوردي بوده‌‌اند. بعد از آن دوره، ايلخانان از روساي طوايف با قدرت سرگلو و بولاغي بوده‌اند. ايل جنگجوي اينانلو كه تا سال 1295 هـ.ق/ 1877 م از راه چپاول و غارتگري در جاده هاي اصلي فارس، كرمان و يزد روزگار مي گذرانيد. در سال 1295 به دستور ناصر الدين شاه به اشد مجازات رسيد و از اين تاريخ بود كه اين ايل براي هميشه در دشت فارس ساكن شد و از كوچ كناره گرفت و كم كم به زندگي يكجانشيني روي آورد.
ايل اينانلو مشتمل بر طايفه ها و تيره هايي است كه عبارتند از: ابوالوردي، اسلام لو، افشار اوشاقي، دنيدارلو، رئيس باقلو، زرين قلي، زنگنه، سوروقلو، سككاره، قورت باقلو، قورت، چاقيلو، كوراي، كركبار، محمد بگلو و يغمالو.
2- ايل بهارلو: (در چادر زندگي مي كنند ولي كوچ نمي كنند).
بهارلوها همانند اينانلو ها و قشقايي ها ايراني نيستند. به زبان تركي صحبت مي كنند و در يك نظر كلي يكي از ايلات تركند كه در زمان زمامداري مغول‌ها و سلجوقي ها از تركستان مهاجرت كرده اند. در گذشته اين ايل زمستان را در دشت يزد خواست و داراب مي گذراند و در تابستان به مرودشت، رامجرد و كمين كوچ مي كرد. از سده‌ي پيش اين مهاجرتها قطع شده است و ايل تمام سال را در دو طرف رود كر در بخشي از بلوك دارابگرد مي گذرانند.
هشت هزار خانوار بهارلو به طوايف زير تقسيم مي شوند:
ابراهيم خاني، احمدلو، اسماعيل خاني، بوربور، تالكه، جامعه بزرگي، جرقه، جوقه، حاجي تارلو، حاجي عطارلو، حيدرلو، رسول خاني، ساگوز، صفي‌خاني، عيسي بگلو، كريم لو، كلاه پوستي، مشهدلو، نظر بگلو و واراسه.
3-ايلات عرب: (تقريباً سرتاسر سواحل جنوب ايران تحت اشغال ايلات عرب مي باشد).
اين ايلات بدون ترديد از نجد (خوزستان)، عمان و يمامه آمده اند. آنها در زمان خلافت بني اميه و بني عباس يعني در زمان اولين سلسله خلفاي مسلمان به اين منطقه مهاجرت كرده اند. مهاجرت گروه هاي عرب به ايران احتمالاً نتيجه سياست اغراق آميز حكومت عربستان بود كه براي جانشيني حضرت محمد (ص) انجام مي شد. گروه هاي مهاجر موجب تداوم فتح فارس به نفع خليفه الله و ضامن برتري اسلام در زمان حضرت محمد (ص) در جنوب ايران بود. در شرايط عادي آنها كار جمع آوري ماليات رابه عهده داشته و به عنوان نماينده قدرت مطلق حكومت بغداد و جانشين خدا، در دور افتاده ترين روستاهاي فارس حضور مي يافتند. در اين جا لازم به تذكر است كه در بين اين ايلات عرب زبان، آنهايي كه امروزه در منطقه رامهرمز، جراحي، دورق و در يك كلمه در خوزستان ساكنند، مهاجرت هاي دوره اي ندارند. آنها در تمام سال در يك منطقه به سر مي برند. و زبان اصلي و ويژگي هاي خود را هم حفظ كرده اند. عشاير عرب كوچنده منطقه فارس زمستان را در بلوك اهي محله سبعه و بودنه احمدي و تابستان را در بلوك هاي بوانات قونقري و سرچاهان مي گذرانند. آنها همچنين هنگام كوچ بيش از ششصد كيلومتر راه را از قشلاق به ييلاق طي مي كنند. عشاير عرب فارس برخلاف عشاير عرب منطقه خوزستان از سوي همسايگان خود جذب شده اند. آنها خصوصيات اصيل نژادي و زباني خود را از دست داده اند و در حال حاضر با گويشي مخلوط از زبان هاي عربي، تركي، لري و فارسي صحبت مي كنند.
ايلات عرب فارس از دو گروه مجزا يعني جباره ها و شيباني ها تشكيل شده اند. آنها از 1500 از خانوار تشكيل شده اند. مردان اين قبايل به شجاعت و جسارت شهرت دارند. مسئوليت اداره ايل بيشتر به عهده شيباني ها است.
طوايف مختلف ايلات عرب به شرح زيرند:
الف- گروه جباره ها: مشتمل بر آن سعدي، ابوالغني، پيراسلامي، سادات حسيني، شيري، ابوالمحمدي، بوربور، بهلولي، جابري حنايي، قاريزي، اوربز، بزسرخي، تاني، جهاكي، سغري، قارقاني، كرايي (در گذشته در ايالت كرمان بوده است). ابوالحسيني، توربور، جلوداري، شاهسون، عيسايي، قنبري، نقدعلي، ابوشرف، درازي، شعباني و لر.
ب- گروه شيباني ها: مشتمل بر پاپتي، تقريتي، حساتي، فارسي- شيباني، كوتي، عبداليوسفي، والي شاهي، لاوردان، مزيدي، ابوالحسني، حياتي، شهسواري، ابوالحاجي، سنوده، صباحي، عزيزي، عمادي، كريچه، ماهاري، آردال، پالنگي، خوشنامي، سقاطي، گله ريشي، الواني، بني عبدالهي، قفلابه، هومالي، غلامشاهي، كوتي و والي شاهي كوتي.
4-ايل باصري: اين ايل يكي از ايلات قديمي است كه اصليت ايراني دارد. از سه هزار خانوار كشاور تشكيل شده است. معيشت آنها از فراورده هاي تعداد زيادي گله تامين مي شود. آنها زمستان را در بلوك هاي سروستان و كربال و تابستان را در بلوك هاي همسايه ارسنجان و كمين به سر مي برند.
ويسي، توربور، چهاربنيچه، علي ميرزايي و شكاري از طوايف ايل باصري‌اند.
5-ايل نفر: منشأ اين ايل ترك است. اغلب خان يا ايلخان از آن از ايل بهارلو انتخاب مي شود و برعكس گاهي ايل بهارلو رئيس خود را از ايل نفر انتخاب مي كند. از طرفي مي توان گفت كه بين اين دو ايل ويژگي هاي مشترك بسياري وجود دارد. ايل نفر در تابستان در بلوك هاي آباده- تشك و در زمستان به بلوك هاي درابگرد، جهرم و گاهي لارستان مي‌رود. اين ايل از 3500 خانوار تشكيل شده است و طوايف آن عبارتنداز:
بادكي، تاتاملو، چنگوري، دولو خانلو، زمانهالو (ايلخان ايل نفر بيشتر از اين طايفه انتخاب مي شود)، ستارلو، سنجرلو، شولي جن، عراقي، قادلو، قباد، خانلو، قره باجاقلو قيدارلو و لُر.
كهگيلويه
منطقه كهگلويه از نظر درختان جنگلي بسيار غني است. جنگلهاي بلوط، شاه بلوط، بادام وحشي، گلابي و كيلالك (نوعي زالزالك) در منطقه بسيار فراوان است. نام منطقه را هم از ميوه كيالك يعني كوه كيلويه اقتباس كرده اند.
در علفزارهاي منطقه سبزيهاي قابل مصرف به طور خودرو مي رويند. ساكنان آن از ميوه درختان صدساله بلوط نان مخصوصي را تهيه و مصرف مي كنند.
محصولات عمده آن حبوبات، پنبه و برنج است. از جنلگهاي منطقه بهبهان بهره برداري زيادي مي شود. در اين منطقه درختان انگور بعد از يك سال انار بعد از سه سال، مركبات و بعد از چهار سال خرما بعد از هفت سال به بار مي نشيند.
ايلات كهگليويه
در كهگيلويه گروهي از لرها زندگي مي كنند. گروه ديگري در منطقه ممسني سكونت دارند. لرهاي كهگيليويه به سه گروه آقاجري باوري و جاكي تقسيم مي شوند:
1- گروه آقاجاري: اين گروه يا ايل با اصليت ترك، تاجيك و لر امروزه تنها حدود دو هزار خانوارند كه در طوايف زير پراكنده :
افشار، بيگدلي، بانالكو، جامه بزرگي، جغتايي، داوري، چري، قره باغي، كاشتيلي و لارزبان. گروه آقاجاري ها كوچنده نيست. بدين معني كه آنها تمام سال را در حومه بهبهان به سر مي برند. آنها زمستان را در سياه چادر و تابستان را در كلبه هايي (كپر) كه خود مي سازند و با ساقه غلات مي پوشانند، در دوطرف رودخانه كردستان مي گذرانند.
2- گروه باوي: اين ايل كه احتمالاً عرب نژاد است. در دو منطقه باشت و كوه مره كه باوي هم ناميده مي شود به سر مي برد. ايل باوي با 1200 خانوار زمستان را در زير سياه چادر و تابستان را در كپر مي گذراند. طوايف آن عبارتند از: علي شاهي، كاشين، موسايي، بر‎آفتابي، قالئي يا عمله كه به زبان لري صبحت مي كنند.
3- گروه جاكي: اين گروه مشتمل بر دو طايفه چهار بنيچه و ليراوي به دو تيره ليراوي كوه و ليراوي دشت تقسيم مي شوند. تيره ليراوي كوه خود به بهمني، شيرعلي، طيبي و يوسفي تقسيم يم شود.
طايفه چهاربنيه
تيره بويراحمدي ها: بويراحمدي ها در تل خسروي، رون و بخشي از بلاد شاپور ساكنند. اين مناطق كه در مجموع كهگيلويه شمالي را تشكيل مي دهند. به منطقه بويراحمدي ها معروف است.
بويراحمدي ها در زمستان در بخش بلاد شاپور ساكن هستند. اين بخش به «بويراحمدي گرمسيري» معروف است و تابستان در بخش قديمي تل خسروي و رون اقامت مي كنند. به همين دليل همه اين منطقه «بوير احمدي سردسير» (ييلاق) ناميده مي شود. ايل بويراحمدي از تعداد زيادي گروه هاي خويشاوند تشكيل شده است كه عبارتند از: آقايي، اردشيري، اولادميرزاعلي، باباملكي، بادلوني، باتولي، بر‎آفتابي، تاس احمدي، تامرادي، جليل، خليلي، سركوهي، شيخ مامو (شيخ محمود)، عباسي، گودرزي، نگين تاجي و مشهدي.
كلانترهاي اين تيره هميشه از بين رده اردشيري انتخاب مي شوند.
تيره چرام
اين تيره چندين قريه از بلاد شاپور و رون در شمال شرقي بهبهان، معروف به «منطقه چرام» را شامل مي شود. تيره چرام مشتمل بر هزار خانوار است كه به رده هاي زير تقسيم مي شوند:
بگلار، بناري، پروخوري، تارموني، حسام بهاء الديني، ديلگون شيخ گلبار، گشتاسب، كمانكشي و مسيح شاهي. كلانترهاي تيره چرام هميشه از گروه بگلار انتخاب مي شوند.
تيره دشمن زياري
اين تيره هم در مناطق بلاد شاپور و رون در شمال غربي بهبهان مستقر است.
تيره دشمن زياري به دو دسته به نام هاي الياسي و گشتاسبي تقسيم شده است.
گروه الياسي ها به ديناري، بويري، سلطاني، شيرمحمدي و قلندري و گروه گشتاسبي به باوار، بناري، ميراحمدي تقسيم مي گردد. تيره دشمن زياري چهارصد خانوار دارد. كلانترها هميشه از خانواده شيرمحمدي انتخاب مي‌شوند.
تيره نوئي
اين تيره قسمتي از مناطق بلادشاپور و رون را كه به بخش نوئي معروف است، در اختيار دارد. تيره نوئي از گروه هاي پاپي، جلاله، دره موردي، دلاوري، زيلويي، زنگنه، شيخ تيرادگان، شيخ هابيل، محمود شاهي و مهويني تشكيل شده است. كلانترها و روسا از گروه محمد شاهي انتخاب مي شوند. اين تيره 1300 خانوار دارد.
طايفه ليراوري
طايفه ليراوي به دو قسمت ليراوري كوه وليراوي دشت تقسيم شده است. ليراوي كوه مشتمل بر چهار تيره بهمئي، شيرعلي، طيبي و يوسفي است.

تيره بهمئي
اين تيره از گروه هاي ابوالعباسي، بناري، بيژني، جليلي، خليلي رودتلخي، علاء الديني، عمله، كلاه كج، كماهي، محمدعيسي و نرميسا تشكيل شده است. بيشتر روساي تيره ها ا زگروه ترميسا انتخاب مي شوند. اين تيره بيش از سه‌هزار خانوار است. منطقه بهمئي ها كوهستاني، سرد و بسيار پردرخت است. بهمئي ها در زمستان به منطقه بختاري ودر تابستان به حوالي راهمهرمز كوچ مي كنند.
تيره شيرعلي
اين تيره تا سال 1256 هـ . ق بيش از يك هزار خانوار داشت كه از آن پس در سرتاسر خاك خوزستان پراكنده شدند. در سال 1281 هـ . ق معتمدالدوله، حاكم قديمي كهگيلويه، شيرعلي ها را به اين منطقه آورد و در بخش كوچك ابوالفارس مستقر كرد.
تيره طيبي
دو هزار خانوار تيره طيبي به گروه هاي تاج الدين طيب، تا حيسن شاهي، تاغين علي، تارضايي، تامالي، تامرادي، تاويسي، چارگاهي، خواجه دزكي، سل‌شهرو، اسماعيلي، علي طيب، قنبري، كرائي، گيوه چرمي و ناصر طيب تقسيم شده اند.
تيره طيبي زمستان را در بلاد شاپور و تابستان را در رون بسر مي برند. بيشتر مزارع آنها به كشت حبوبات، پنبه، برنج، كنجد و غيره اختصاص دارد.
تيره يوسفي
تيره اي قديمي است كه در شمال بهبهان زندگي مي كند و فقط هشتاد خانوار دارد.
ايلات و بلوك ممسني
بلوك وسيع ممسني در شمال غربي شيراز واقع شده است و آب و هواي آن در شمال سرد و در جنوب گرم مي باشد. در شمال، كوهستان ها هميشه پوشيده از برف هستند در حالي كه در دشت جنوبي نخلستان ها و باغهاي مركبات به خودي خود پرورش مي يابند.اين بلوك از شمال و مغرب به بلوك‌هاي شش ناحيه و كهگيلويه، از مشرق به بلوك اردكان و از جنوب به بلوك‌هاي كازرون و كوه مره شگفت محدود است.
در بخش جنوبي بلوك ممسني كه از چندين جريان آب مشروب مي گردد مقدار زيادي حبوبات، پنبه، كنجد و برنج كاشته مي‌شود. زمين آن آنقدر حاصلخيز است كه دو بار در سال مي توان برنج كاشت. كوههاي اين منطقه به حالت جنگلي و پوشيده از درختاني نظير بلوط، كركيه و بادام مي باشند.
در گذشته در شمال اين بلوك باغهاي بسيار بزرگ انگور و انجير فراوان به چشم مي خورده اند. امروزه اين باغ ها از بين رفته اند و كمتر نشاني از آنها باقي مانده است.
ايلات كوچنده ممسني
به چهار طايفه بكاش، دشمن زياري، جاويدي و رستم تقسيم مي شوند. نام هر يك از اين طوايف به محلي كه در آن سكونت دارند نيز اطلاق مي شود.
1-منطقه بكاش: منطقه‌اي گرم است كه طايفه بكاش با بيش از 1200 خانوار در آن سكونت دارد.
2-منطقه جاويدي يا جاوي: منطقه اي كوهستاني است كه بيشتر آب و هواي سرد دارد. طايفه جاويدي با بيش از 1000 خانوار در آنجا زندگي مي كند.
3-منطقه دشمن زياري: منطقه اي كوهستاني و سرد است. 1500 خانوار دشمن زياري در اين منطقه سكونت دارند.
4-منطقه رستم: بخشي از اين منطقه كوهستاني و سرد، و بخش ديگر آن گرم است. بخش گرم آن براي توليد مركبات و خرما بسيار مناسب است. طايفه رستم با 1300 خانوار در ان سكونت دارند:
به چهار منطقه اي كه در بالا اشاره شد بايد دو بخش فهليان و كاكان را نيز اضافه كرد. اولي آب و هوايي گرم دارد و بخش دوم (كاكان) آب و هوايي معتدل دارد.
ايلات ديگر ممسني
سرخي ها و كوه مره شگفت
گروه سرخي ها چادرنشين هستند ولي كوچ نمي كنند. آنها زمستان و تابستان را در بلوك كوه مره شگفت بسر مي برند.
آب و هواي اين منطقه سرد و كوهستاني است. از شمال به حومه شيراز و بلوك فراشبند و منطقه جره و از مغرب به منطقه كازرون مدود مي‌شود. زمين هاي كوهستاني و سنگلاخي آن چندان قابل كشت نيست. با اين همه چند مزرعه كشت غلات و برنج دارد. مناطق كوهستاني آن تقريباً پردرخت هستند و درختان انگور وحشي فراوان دارند. صنايع محلي آن منحصر به توليد زغال چوب مي باشد. تجارت آن به حمل و نقل اين زغالها و كشمش و انجير خشك محدود است. ايل كوچك سرخي با 700 خانوار در بلوكي در نزديكي طوايف ديگر سكونت دارد.
ايل لاشاني: كه بخشي از آن در روستاهاي بلوك مرودشت يكجانشين شده است و برخي ديگر آن كوچ مي كند، حدود هفتصد خانوار آنان معمولا در بلوك آباده تشك سكونت دارند.
ايل نوتركي: يكجانشين است (نژاد آنها بختياري است و از بخش چهارلنگند). نوتركي ها هنوز با گويش بختياري صحبت مي كنند و از محوصلات دامي خود روزگار خود را مي گذرانند.
ايل مسلاري: در بلوك خفر سكني گزيده اند و گله هاي بسيار دارند. پنير مسلاري در فارس مشهور است.
ايل علي شامحمدي: تابستان ها در كوه هاي تارو بين بلوك هاي سيمكان و فيروز آباد و زمستان ها در سيمكان به سر مي برند. اقتصادشان مبتني بر دامداري است.
ايل فرامرزي: در قسمت غربي كوه هاي جهانگيريه در (لارستان) مسكن گزيده اند.
جشني ها: طايفه كوچنده ايل خلج از بلوك قونقري هستند. آنان تابستان را در سرچاهان و زمستان را در جزيره مينگ، واقع در درياچه بختگان به سر مي برند.
چهارراهي ها: از ايل خلجند. تابستان در بلوك قونقري سكونت دارند و زمستان را در جزيره علي يوسف در درياچه بختگان مي گذرانند.
چركس ها: منشأ ترك دارند. در زمان صفويه از منطقه كوكاس مهاجرت كرده اند و د رحال حاضر در منطقه دزكرد (محله سبعه) اقامت دارند.
فرهادي ها و قونقري هاي سيمكان: برحسب فصل بين دشت و كوه و نيز در بلوك ميمند در حركتند.
كوهكي ها: بين جهرم و بيدشهر به تجارت چوب مشغولند.
گروه هاي ديگر را نمي توان ايل ناميد، زيرا بسيار كم جمعيت مي باشند. آنان فقط گروه هاي خانوادگي ساده عربند. تميمي ها و مالكي ها در بلوك مالكي به طور كامل در ساحل خليج فارس زندگي مي كنند. بهاء الديني ها در كوهستان ها و دشتهاي سيمكان به سر مي برند.
آل ناصر در بلوك سراف اقامت دارند و بندر كوچك كنگان را ساخته اند.
آل حرم ها هميشه در ساحل خليج فارس، در كنار بندر بيدخون، در بلوك مالكي ساكن اند. آنها بندر عسلويه را ساخته اند. دموخ ها يكجانشين هستند و به بوشهر تعلق دارند.

مطالب مشابه ...




عشایر استان فارس

۲۳-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۵۴ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer ، aylin

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بررسی پروژه خط انتقال آب از دریای خزر به استان سمنان senior engineer 0 136 ۲۲-۹-۱۳۹۱ ۰۴:۵۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  آبزیان خلیج فارس senior engineer 0 176 ۳-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۱۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  خليج فارس در گذرگاه تاريخ ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 202 ۲۴-۸-۱۳۹۰ ۱۲:۰۴ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان قزوین ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 375 ۲۳-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۴۹ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان