تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ضرورت دانستن فلسفه

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
ضرورت دانستن فلسفه


1- تاریخ فلسفه با دیگر تواریخ فرق دارد. می شود تاریخ علم فیزیک را ندانست و در عین حال فیزیکدان بزرگی بود. می توان تاریخ ریاضیات را ندانست و در عین حال در ریاضیات متبحر بود. چرا؟
زیرا تاریخ ریاضیات و آراء و افکار مطرح شده در تاریخ ریاضیات، یک چیز است و ریاضیاتی که ما هم اکنون می خوانیم چیز دیگر؛ یعنی آنچه از آرا و افکار ریاضیدانان قبلی درست و صحیح بوده گرفته شده و امروز به کار می رود و آنچه درست نبوده، کنار گذاشته شده است و احتیاجی به مطالعه آن افکار نادرست نیست.

اما تاریخ فلسفه به دلیل ویژگیی که دارد اینگونه نیست. اساسا فلسفه به یک اعتبار، عبارت است از تاریخ فلسفه؛ یعنی افکار و عقایدی فلسفی که در طول تاریخ ارائه شده اند و بررسی نقادانه آنها.
بنابراین، فلسفه چیزی جدای از تاریخ فلسفه نیست.

2- تاریخ فلسفه مسلما فقط گرد آوری عقاید و آرا فلاسفه یا نقل مطالب فلسفی، که هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند نیست.
اگر فقط به عنوان فهرستی از عقاید گوناگون که در طول تاریخ از سوی فلاسفه مطرح شده اند به تاریخ فلسفه بنگریم، این تاریخ به صورت داستانی بی فایده و یا حداکثر مطالبی که ذکر شده اند ومی توان آن را ها خواند یا نخواند، در می آیند.
در صورتی که با کمی تامل در می بابیم که افکار و عقاید فلسفی با همدیگر، چنان درهم پیچیده اند که آن ها را فقط باید در ارتباط با یکدیگر خواند و فهمید. به طور کلی هیچ فلسفه ای نمی تواند به طور کامل درک شود، مگر آنکه ارتباطش بانظامهای دیگر فهمیده شود.

مثلا چگونه کسی می تواند واقعا بفهمد که چه چیز افلاطون را بر آن داشته تا آنچه را گفته، بگوید، جز این که چیزی درباره فکر هراکلیتس و پارمنیدس و فیثاغورس بداند؟ و یا چگونه کسی می تواند افکار ملاصدرا را در فلسفه اسلامی بخواند، مگر این که از افکار ابن سینا و سهرودی اطلاع داشته باشد؟
بنابراین می بینیم که تاریخ فلسفه را باید به عنوان یک کل در نظر گرفت و ارتباطات میان آن را درک نمود.

3- همچنین افکار و عقاید فلسفی با تاریخ دوره خود و حوادث و جریانات آن و روح حاکم بر آن روزگار نیز ارتباط بسیار نزدیکی دارند و هیچ مکتب فلسفی یا آرای خاص یک فیلسوف را به راستی نمی توان فهمید، مگر این که تاریخ روزگار آن نیز خوانده شود.

ممکن است در ابتدا، ارتباط افکار و عقاید با حوادث روزگار مقداری دور از ذهن به نظر برسد؛ اما با کمی تامل به این نکته پی خواهیم برد که افکار و آرا فلاسفه و مکاتب فلسفی به نوعی نتیجه جریانات تاریخی و ناشی از روح حاکم بر روزگار آن فلاسفه و مکاتب بوده است.

گواه این مطلب، پیدایش فلسفه مسیحی پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا طی قرون وسطی؛ پیدایش مکاتب تجربی پس از رنسانس علمی و فرهنگی؛ پیدایش مکاتب اگزیستانسیالیسم و نهیلیسم در اروپا پس از جنگ های جهانی و پیدایش مکتب مارکسیم پس از انقلاب صنعتی می باشد و نیز نمونه های دیگر...





1ـ یک پژوهشگر فلسفه اساسا به دنبال تحقیقات و تأملات فلسفی در موضوعات مختلف می‌باشد از این دو تاریخ فلسفه عین مطلوب چنین تشخیص می‌باشد. چرا که تاریخ فلسفه مملو از آرا، تحليل‌ها و تأملات فلسفی درباره مسایل متعدد می‌باشد. به تعبیری می‌توان گفت که تاریخ فلسفه همان خود فلسفه است لااقل از این جهات که ابتدا پرسش‌های تاریخی فلسفه همچنان پا برجا هستند. نيز تاریخ فلسفه، تاریخ بکارگیری و استفاده از روش فلسفی و عقلانی است، همچنين تاریخ فلسفه حاوی اندیشه‌های فلسفی و محتوای عقلانی و نیز محتوی تفکرات بکر و دست نخورده و کلیدی برای حل معضلات عقلانی و فلسفی و خلاصه تاریخ فلسفه پر از مضمون و محتوای فلسفی است.

2ـ آشنایی با تاریخ فلسفه زمینه آگاهی از سیر اندیشه‌ها و تحولات آنها را در بستر زمان فراهم آورده بر این اساس درك عمیق و متمایز آنها را موجب می‌گردد. بدین معنی که اندیشه‌هایی که امروز مورد مطالعه قرار می‌گیرند آنگاه که سابقه تکوین و تحول آنها نیز روشن گردد بسیار عمیق‌تر و دقیق‌تر دریافت می‌شوند و خود نظریه و مرزها و تمایزات و یا به تعبیری وجوه تشابه و تمایز آنان از دیگر آرا متناظر روشن‌تر و آشکار‌تر می‌گردد.

3ـ از جهت آنکه تاریخ فلسفه عبارت از تکاپوی دراز مدت انسانی برای کشف حقیقت و تحلیل آن می‌باشد و همانا نوعی تحلیل واقعیت یا واقعیات از زوایای متعددي می‌باشد. از این حیث فی نفسه امری جذاب و مطلوب است.

4ـ از آنجا که پژوهشگر فلسفه ملزم به انجام تحقیقات اختیاری یا اجباری در باب آرای فلسفی متفکران می‌باشد از این رو آشنایی با طیف وسیع فلاسفـه و آرای و آثـار آنـها، در صد لزوم، ضـروری مـی‌باشد.
در حقیقت مردان بزرگ هنگامی با ما سخن می‌گویند که ما گوش و روان خود را برای دریافت سخنان آنان آماده داریم و ریشه گلی را که در روح آنها شکفته است در دل خود داشته باشیم. تجربیاتی را که آنها کرده‌اند ما نیز کرده‌ایم ولی ما نتوانسته‌ایم معنای دقیق و سری آن را در یابیم. ما مستعد دریافت آهنگهای گیرای حقیقت که در دور و بر ما طنین انداز است نبوده‌ایم. نابغه این آهنگها و موسیقی افلاک را می‌شنود. نابغه آنچه را فیثاغورس درباره فلسفه می‌گفت درک می‌کند. "فلسفه مرحله عالی موسیقی است."
سقراط پیر به " کرتیو " چنین می‌گفت : خردمند باش و نگاه مکن که آیا فلاسفه بد یا خوب بوده‌اند، بلکه به خود فلسفه متوجـــه‌باش، سعی کن تا آن را به تعمق و صداقت بررسي كني، اگر آن بد است سعي كن تا مردم را از آن برگردانی؛ ولی اگر چنان است که من می‌پندارم، آن را دنبال کن و به کار ببند و با شهامت و دلیـــر باش.
شناخت انديشه‌هاي ديگران از خود شناسي مي‌گذرد. در معبد دلفی Delphi شعاری به این مضمون حک شده بود :
"خود را بشناس !"
و به دستور آن هاتف غیبی که از همین معبد با سقراط صحبت کرد، فیلسوف نامدار یونانی مامور کشف حقایقی گردید که تمام اندیشه‌های تالي مغرب زمین از آن سر چشمه گرفته‌اند .
مطالعه انديشه‌ها و سير فكري فلاسفه قدیم شاید متضمن یک سود دیگر هم باشد، به این معنی که ممکن است در ذهن مطالعه‌کننده نوعی فهم و استنباط قویتر از سرشت و ماهیت تمام آن چیز‌ها که در اصطلاح "متمدن بودن" نهفته است ایجاد کند و این شبهه را از فکر وی دور سازد که انسان متمدن فقط موجودی رام شده است و فرق وی با انسان وحشی نظیر آن فرقی است که میان دامها وددها وجود دارد. و اگر از عهده این کار بر آید عملش با توجه به اوضاع عصر کنونی بیفایده نخواهد بود زیرا موقعی که ما مشغول جنگیدن یا کار کردن برای حفظ تمدن غربی هستیم لازم است تا آنجا که مقدورمان باشد برای فهم انگیزه‌ها و عللی که ما را وادار به کار کردن یا جنگ کردن برای پاسداری از آن تمدن می‌کند سعی و کوشش به کار بریم.
اندیشه، هنر و تخیل خلاق نخبگان هر نسل چونان بارانی حیات بخش، فرهنگ هر عصر را بارور می‌سازد. فرهنگ و تمدن امروز نیز از شـعلـه تـابـنـاک روح ایـن سر آمـدان مـعارف بـشری گرمـی و روشنـی و عظمـت مـی‌گـیـرد. تعاطی در سوانح زندگانی و روح اندیشه این نخبگان تنها طریق راهیابی به کاخ پر شکوه فرهنگ و اندیشه امروز است.
مجموعه تاریخ اندیشه‌ها به دنبال هدفي‌‌ست که در شرحی کوتاه، اما انتقادی و مطابق با واقع از حیات عقلانی و آراء و آثار بزرگان فرهنگ بشری ونحله‌ها و مکتب‌های بر آمده از اندیشه آنان به نحوی موثر و ژرف، ما را با بنیادهای فرهنگ و انديشه معاصر مأنوس و آشنا سازد.






هر كوششي براي بازگويي سرگذشت فلسفه غرب بايد از يونانيان باستان آغاز شود كه نه تنها نخستين فيلسوفان، بلكه بعضي از بزرگترين فلاسفه غرب از ميان آنان برخاستند. كسي كه نامش از همه آشناتر است سقراط است كه در 399 قبل از ميلاد مسيح از دنيا رفت. اما پيش از او نيز بعضي فلاسفة برجسته در يونان بودند، مانند فيثاغورس و هراكليتوس، كه بسيار معروفند و همچنين عده‌اي ديگر كه به هيچ وجه از ايشان كمتر نيستند. اول از همه طالس بود كه در قرن ششم قبل از ميلاد به شكوفايي رسيد.

فيلسوفان پيش از سقراط همه در اين دلمشغولي شريك بودند كه مي‌خواستند مبادي نخستين براي تبيين كل طبيعت پيدا كنند. به زبان امروز، به «كيهانشناسي» يا «علم» ‌از يك سو، و «فلسفه»‌ از سوي ديگر، يكسان توجه داشتند. سقراطخواسته و دانسته بر ايشان شوريد، زيرا معتقد بود كه آنچه ما بيش از هر چيز به دانستن آن نيازمنديم اين است كه خودمان چگونه بايد زندگي كنيم نه اينكه طبيعت چگونه عمل مي‌كند و، بنابراين، لازم است بيشتر و بالاتر از همه چيز به مسائل اخلاقي برسيم. تا جايي كه مي‌دانيم، او هرگز چيزي ننوشت و همه تعاليم خويش را شفاهاً القا مي‌كرد. نوشته‌هاي هيچ يك از حكماي پيش از سقراط مستقيماً به ما نرسيده است. اطلاعات ما از همه فلاسفه‌اي كه تاكنون نام برده‌ام، محدود به منابع دست دوم و از طريق آثار ديگران است، هر چند بايد تأكيد كنم كه در ميان اين منابع، پاره‌اي خلاصه‌هاي نسبتاً طولاني و بعضي نقل قولهاي مستقيم نيز ديده ‌‌مي‌شود. افلاطون نخستين كسي است كه نوشته‌هايش امروز در دست ماست. او شاگرد سقراط بود و، در واقع، بيشتر اطلاعات ما درباره سقراط از نوشته‌هاي او گرفته شده‌است. افلاطون بدون هيچ ترديد يكي از بزرگترين فيلسوفان همه ‌قرون و اعصار و، به عقيده بعضي، بزرگترين فلاسفه بوده‌است. از اين رو، اگر بخواهيم براي اين داستان مسلسل كه همواره ادامه داشته، به دلخواه آغازي برگزينيم، سال 399 قبل از ميلاد- يعني مرگ سقراط و شروع نوشته‌هاي افلاطون- نقطة‌ خوبي است.

وقتي سقراط مرد، افلاطون سي‌ويك سال داشت و هشتاد و يك سال عمر كرد. در اين نيم قرن، دست به تأسيس مدرسه مشهور خود در آتن، موسوم به آكادميا، زد كه نخستين نمونه چيزي است كه ما امروز به آن دانشگاه مي‌گوييم و همچنين آثارش را نوشت. تقريباً همه‌ اين آثار به شكل گفت وشنود يا مكالمه نوشته ‌شده است و استدلالهاي مختلف از زبان اشخاص گوناگون شنيده مي‌شود كه يكي از آنان تقريباً هميشه سقراط است. بيشتر- ولي نه همه – مكالمات به اسم كساني است كه با سقراط صحبت مي‌كنند و از اينجاست كه نام يكي فايدون است، ديگري لاخس، سومي ائوثروفرون، چهارمي ثناي تتوس، پنجمي پارمنيدس، ششمي تيمائوس و همين طور تا آخر. رويهمرفته، بيش از بيست مكالمه امروز در دست است كه طول بعضي به بيست، پاره‌اي به هشتاد و يكي دو تا حتي به 300 صفحه مي‌رسد. معروفترينشان جمهوري و ميهماني است و ترجمه‌هاي خواندني‌ترينشان با جلد شميز در حال حاضر در دسترس همه است. برجسته‌ترينشان نه تنها آثار بزرگي در فلسفه، بلكه شاهكارهايي در ادبيات محسوب مي‌شوند. افلاطون هم متفكر بود و هم هنرمند. نوشته‌هايش شكل هنري و ارزش دراماتيك دارند و بسياري از سخن‌سنجان معتقدند كه هيچ‌كس نثر يوناني را هرگز به اين خوبي و زيبايي ننوشته ‌است.


.


مطالب مشابه ...










ضرورت دانستن فلسفه

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۰۵ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  فلسفه تخته نرد soghooot 0 72 ۲۷-۵-۱۳۹۳ ۰۱:۰۳ صبح
آخرین ارسال: soghooot
  فلسفه ایشالله 120 ساله شی persian_girl 0 126 ۹-۳-۱۳۹۳ ۰۴:۰۰ عصر
آخرین ارسال: persian_girl
  فلسفه خوراکی‌های سفره شب یلدا چیست؟ baran** 0 137 ۲۹-۹-۱۳۹۲ ۰۲:۳۶ عصر
آخرین ارسال: baran**
  فلسفه ی شلوارهای "پایـــــــــ ــــــــــین " + عکس ShAyEsTeH 1 81 ۲۳-۵-۱۳۹۲ ۰۴:۰۴ عصر
آخرین ارسال: taranel007
  فلسفه ی انگشتر در هر انگشت چیه؟ گلچین جاویددوست 0 202 ۳-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  فلسفه ی اسامی خانواده-خیلی جالبه گلچین جاویددوست 0 362 ۳۱-۳-۱۳۹۲ ۱۱:۴۹ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  فلسفه از خوبی کردن و خوبی دیدن گلچین جاویددوست 0 154 ۲-۱-۱۳۹۲ ۰۲:۵۸ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  فلسفه چهارشنبه سوری به روایت شاهنامه فردوسی maryaaam 0 136 ۳۰-۱۲-۱۳۹۱ ۰۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: maryaaam
  فلسفه ی اصطلاح هفت خط(خیلی جالبه) گلچین جاویددوست 0 216 ۲-۳-۱۳۹۱ ۱۰:۴۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  فلسفه ی انگشت وسط(که نشانه ی فحشه) گلچین جاویددوست 0 255 ۲۶-۲-۱۳۹۱ ۰۸:۴۶ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان