تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شیعه امامیه اثنى عشریه

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
شیعه امامیه اثنى عشریه
شیعه امامیه اثنى عشریه
امامیه معتقدین به امامت ائمه دوازدگانه از حضرت على ـ علیه السلام ـ تا امام مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه ـ مى باشند و هرجا امامیه به صورت مطلق عنوان گردد و یا لفظ شیعه به صورت مطلق بیان شود منظور اثنى عشریه هستند. آنها را شیعه جعفرى یا جعفریه، اهل ایمان، اصحاب الانتظار، قائمیه نیز نامیده اند. امامیه به نص جلّى و صریح پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ درباره امامت على ـ علیه السلام ـ و یازده فرزندش اعتقاد دارند و امامت به عقیده آنها امامت و ولایت عامه مسلمانان است درامور دین و دنیا که به نیابت از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ به آنها واگذار شده است زیرا آنها معتقدند که بر پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ عقلاً واجب است که براى خود جانشینى انتخاب کند. شیعه امامیه از همان آغاز در مقابل سبعیه (هفت امامیه) اثنى عشریه خوانده شده اند.[۱]
نام دوازده امام اثنى عشریه به ترتیب عبارت اند از: ۱٫ امام على ـ علیه السلام ـ، ۲٫ امام حسن ـ علیه السلام ـ، ۳٫ امام حسین ـ علیه السلام ـ، ۴ امام على بن حسین ـ علیه السلام ـ، ۵٫ امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ، ۶٫ امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ، ۷٫ امام موسى کاظم ـ علیه السلام ـ، ۸٫ امام رضا ـ علیه السلام ـ، ۹٫ امام جواد ـ علیه السلام ـ، ۱۰٫ امام على النقى ـ علیه السلام ـ، ۱۱٫ امام حسن عسگرى ـ علیه السلام ـ، ۱۲٫ امام مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه ـ که داراى دو غیبت صغرى و کبرى مى باشد که غیبت کبرى از سال ۳۲۹ قمرى شروع شده و تا امروز ادامه دارد. شیعه اثنى عشریه،‌ امامان خود را مانند پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ ملهم از جانب خدا مى دانند و امامت را ریاست عامه مى دانند و مقام وى را مافوق بشر عادى و قائم آل محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ، پس از بروز علائمى که از جانب پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ و ائمه پیشین از او بیان شده ظهور خواهد کرد.[۲]
شیعه اثنى عشریه داراى فقه پویا و کامل است که مجموعه احادیث آنان در چهار کتاب به نام هاى کافى، تهذیب، من لا یحضره الفقیه و استبصار جمع آورى شده است و مبانى فقهى آنان بر چهار اصل قرآن، سنت، عقل، و اجماع استوار است. از مسائل خاص شیعه که آنها را از اهل سنت و بسیارى از فِرق اسلامى دیگر متمایز مى سازد عبارتند از: امامت و ولایت بلافصل على ـ علیه السلام ـ و اولادش، عصمت در انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ ، تقیه، بداء، رجعت و متعه که بطور خلاصه به آنها اشاره مى شود.[۳]
امامت
امامت در بین مکاتب کلامى، امامیه تنها گروهى هستند که امامت را از اصول دین خود به شمار مى آورند و بر آن تأکید فراوان دارند. دیگر مکاتب کلامى امامت را از فروع دین مى شمارند به علاوه مفهوم «امت» و «امامت» درتفکر شیعه امامیه به کلى با انگاره دیگران تفاوت دارد. به اعتقاد امامیه،‌‌ امامت صرفاً یک رهبرى اجتماعى و حتى دینى به معناى اجراى احکام اسلامى نیست، بلکه امامت رهبرى امت اسلام در همه شئون حیات بشرى اعم از اعتقادى، عملى ،‌اخلاقى، اجتماعى و سیاسى است. از سوى دیگر امام یک شخص و یا یک شخصیت عادى نیست که مردم او را به میل خویش برگزینند، بلکه امام فردى معصوم از گناه و خطاست و رسالت سنگین استمرار راه نبوت را بر دوش دارد که بعد از رحلت پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ با امامت على ـ علیه السلام ـ شروع و تا قیامت استمرار خواهد داشت.[۴]
عصمت
امامیه علاوه بر اینکه معتقد به امامت دوازده امام ـ علیهم السّلام ـ از طریق نص هستند؛ قائل به عصمت آنان مانند عصمت انبیاء می‎باشند به همین جهت امامان نه تنها معصوم از گناه هستند بلکه از خطا و اشتباه و سهو و نیسان نیز معصوم مى باشند و براى اثبات این عصمت، هم به «نقل» و هم به «عقل» تمسک مى جویند. ضمناً امامیه در رابطه با عصمت امامان قائلند که این عصمت مطلق است، یعنى امام هم قبل از امامت و هم بعد از امامت و هم در احکام دینى و جمیع امور باید معصوم باشد.
تقیه
یکى از تمایزات امامیه عقیده به «تقیه» مى باشد که عبارت است از اینکه کسى در ظاهر خودش را با دیگرى در گفتار یا کردار یا ترک کارى موافق نشان بدهد، به خاطر آنکه خود یا دیگران را از آزار دشمنان و مخالفین حفظ نماید و این در حالى است که شخص تقیه کننده کاملاً دانا هست به اینکه این کار او بر خلاف حق و واقع است، منتها چون می‎داند حفظ جان یا مال یا عرض و یا ناموس او بستگى به این کار دارد لذا تقیه مى کند. بنابراین تقیه موضوعى است که نه تنها شیعیان بلکه هر انسان عاقل به رعایت آن در جهت پیشبرد اهداف مشروع و برحق خود و جامعه اى که در آن زندگى مى کند، ملتزم خواهد بود.[۵]
بداء
بداء یکى دیگر از اعتقادات امامیه مى باشد، بداء به معنى ظاهر شدن چیزى پس از آنکه مخفى بوده است، مى باشد. شیعیان از کلمه بداء آنجا که به خداوند نسبت مى دهند منظورشان ظاهر کردن امرى پس از آنکه براى دیگران مخفى بوده است مى باشد که اصطلاحاً به آن اظهار بعد از اخفاء گفته مى شود یاد مى کنند به این بیان که خداوند متعال، گاهى چیزى را به خاطر مصلحتى از بندگان مخفى نگاه مى دارد، در حالى که براى خود او هرگز مخفى نبوده و روشن است ولى بعد به خاطر حکمت و مصلحتى آن مخفى شده را ظاهر مى سازد.[۶]
رجعت
رجعت یکى دیگر از امتیازات شیعه امامیه از سایر مسلمانان مى باشد؛ امامیه معتقد است که در زمان ظهور حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه ـ کثیرى از دوستان و عاشقان آن حضرت و همچنین پدران گرامى اش دوباره زنده مى شوند تا شاهد برپایى حق و اقامه حکومت الهى توسط آن امام بزرگوار باشند.
اما اصول عقاید مذهب شیعه اثنى عشریه عبارتند از توحید، نبوت، معاد، ‌عدل و امامت. درباره توحید عقیده آنان این است که خدا یکتا و بى همتاست و هیچ گونه کثرت و ترکیبى در ذات او راه ندارد[۷]و داراى صفات ثبوتیه اى مى باشد که آن صفات عین ذات اوست.
عقیده امامیه درباره نبوت این است که خداوند براى هدایت بشر پیامبرانى فرستاده است که اولین آنها آدم و آخرین آنان حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ است و همه آنها از هرگونه خطا و گناهى معصوم مى باشند.[۸]
شیعیان معتقدند که خداى متعال عادل است و به احدى ظلم نمى کند و کارى که از نظر عقل قبیح و زشت باشد از او صادر نمى شود،[۹]از نظر شیعه «امامت» جزء اصول دین است ولى اهل سنت، امامت را از فروع دین مى دانند. پس از امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ امامیه به ۱۵ فرقه تقسیم شدند که همه آنها جز فرقه اثنى عشریه از میان رفته اند، در قرون اخیر دو نوع نگرش در شیعه امامیه پدید آمده که البته نمى توان آن را به معنى اخص کلمه فرقه نامید یکى اخباریه که همان اصحاب حدیث هستند و معتقدند که از ادله چهارگانه قرآن، ‌سنت، عقل و اجماع تنها منبعى که باید به آن رجوع کرد اخبار و احادیث هستند حتى استفاده از قرآن را هم منوط به ورود احادیث در آن مورد مى دانند و تقسیم احادیث به صحیح و موثق و ضعیف و … را ناروا مى دانستند و به طور مطلق همه احادیث را قابل اعتماد مى دانستند، در مقابل این ها گروه دیگرى به نام اصولیون وجود دارد که ادله اربعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) را از منابع استدلالى فقه مى دانند و بعد از قرآن «سنت» را از ادله مى دانند و معتقدند که تنها حدیث صحیح و موثق قابل اعتماد است و راوى حدیث باید عادل و شخص مورد وثوقى باشد.[۱۰]
دلایل حقانیت شیعه
درحقانیت شیعه امامیه، از نظر عقلى و نقلى باید بگوییم که از نظر عقلى،‌عقل بطور کلى چنین حکم مى کند که هر مذهبى که امام و پیشواى آن از جانب وحى معرفى شده باشد، معصوم و به پیامبر نزدیک باشد، مؤید به علم الهى و صالح براى امر امامت مى باشد. چنین مکتب و مذهبى بر حق است؛ این کبرى کلى را قرآن کریم و روایاتِ بسیارى از منابع اهل سنت و شیعه در مورد مذهب شیعه دوازده امامى تأیید مى کنند به تعدادى از آیات و روایاتى که حکم کلى عقل را منطبق بر عقیده شیعه در مورد امامت و پیروى از معصوم و اینکه پیشوایان این مذهب مورد عنایت خاص الهى و منصوص و معرفى شده از جانب وحى اند اشاره مى شود.
آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً»[۱۱]و یا آیه «یا ایها الذین امنوا اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولى الامر منکم…»[۱۲]فخر رازى از علماى معروف اهل سنت از این آیه معصوم بودن اولوالامر را استفاده کرده [۱۳]که کاملاً صحیح مى باشد اما اینکه اواوالامر معصوم چه کسانى هستند قرآن و سنت، اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را معرفى مى کنند اما در سنت نیز روایات متعددى وارد شده است. به عنوان مثال حدیث منزلت، حدیث اطاعت و … که مى گویند على ـ علیه السلام ـ به منزله هارون موسى نسبت به پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ است و اطاعت على ـ علیه السلام ـ اطاعت از پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ است و اطاعت از پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ اطاعت از خداست.[۱۴]
روایتى را فخر رازى نقل مى کند که جدا از دلیل نقلى براى اثبات حقانیت شیعه دوازده امامى، بهترین شاهد و مؤید براى حکم عقل است که باید از على ـ علیه السلام ـ پیروى و تبعیت کنیم چون مورد اطمینان و تأیید وحى است «.
.. فقد ثبت بالتواتر، و من اقتدى فى دینه بعلى بن ابى طالب فقد اهتدى و الدلیل علیه قوله ـ صلى الله علیه و آله ـ اللهم دار الحق مع على حیث دار … و من اتخذ علیاً اماماً لدینه فقد استمسک بالعروة الوثقى فى دینه و نفسه»[۱۵] یعنى به تواتر ثابت شده هر که در امور دینش به على ـ علیه السلام ـ اقتدا کند هدایت یافته است و دلیل این گفتار حدیثى است از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ که فرمود: خدایا حق را به دور على بچرخان هرجا على ـ علیه السلام ـ بچرخد … و هر کسى که على ـ علیه السلام ـ را امام و پیشواى دینى خود قرار دهد به ریسمان محکمى در دین و در نفسش چنگ زده است. روایات و احادیث فراوانى در منابع مهم اهل سنت و تشیع داریم که صریحاً دستور دادند از ائمه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیروى کنید و راه نجات را منحصر در پیروى از آنها کرده است که به بعضى از آنها اشاره مى کنیم:
۱٫ حدیث ثقلین: در منابع متعدد اهل سنت به عبارات مختلف وارد شده که مى گویند نجات و سعادت و گریز از گمراهى در تمسک به قرآن و اهل بیت است. یعنى قرآن به تنهایى کافى نیست بلکه مفسر و مبین معصومى که مورد تأیید وحى هم باشد لازم است «انى تارکم فیه ثقلین کتاب الله و عترتی…»[۱۶]
۲٫ در منابع متعدد اهل سنت از پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ‌روایت شده که فرمودند: إنّ وصیّى والخلیفة من بعدى على بن ابى طالب و…»
و ده ها حدیث و آیات دیگر که راه و روش کسانى را تأیید مى کنند که از رهبران معرفى شده از جانب وحى پیروى مى کنند و تنها مذهبى که به این آیات و احادیث عمل مى کند و از اهل بیت پیامبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ اطاعت مى کند مذهب حقیه شیعه مى باشد.
پس در نتیجه هم از نظر نقلى و هم از نظر عقلى حقانیت مذهب امامیه ثابت مى شود. از نظر نقلى وجود ده ها آیه و روایت در شأن و منزلت على ـ علیه السلام ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و صریح حدیث غدیر و … و از نظر عقلى هم بدیهى است که اگر فرد مصلحى با زحمات زیاد طرح و روش جدیدى را براى جامعه بشر ابداع کند حتماً براى حفظ و استمرار آن چاره مى اندیشد؛ پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ که از بیان کوچکترین مسایل مربوط به سعادت بشر دریغ نکرده چگونه معقول است در مورد رهبرى که سرنوشت ساز است سکوت کند و یا اینکه به مردم واگذار کند در حالى که خودش از همه بهتر به شخص واجد شرایط آگاه است.[۱۷]
از طرفى واقعیت امر این است که نخستین بار نام شیعه را پیامبر گرامى اسلام براى على ـ علیه السّلام ـ و یارانش به کار برده است و این مى تواند وجه دیگرى براى کامل و به حق بودن مذهب شیعه باشد.
منبع کل مطلب: http://tazohor.com/?p=2674 پى نوشت ها در سایت مذکور :
[۱] . شهرستانى، ملل و نحل، دارالمعرفه، بیروت، ج۱، صفحه۱۷۲؛ تاج العروس، حسینى واسطى، ج۱۱، صفحه ۲۵۷٫
[۲] . نوبختى، فرق الشیعه، المطبعه الحیدریه نجف، صفحه ۱۰۸ الى ۱۱۲٫
[۳] . ربانى گلپایگانى،‌ على، فرق و مذهب کلامى، انتشارات مرکز جهانى، صفحه ۱۳۹٫
[۴] . دائره المعارف بزرگ شیعه، انبشارات علمى فرهنگى،‌تهران، ج۴، صفحه ۲۷۳٫
[۵] . حجت، سید محسن، تشیع چیست و شیعه کیست، دفتر انتشارات اسلامى، صفحه ۳۰۳٫
[۶] . سید محسن حجت، پیشین، صفحه ۲۹۱٫
[۷] . فرق و مذاهب کلامى، پیشین، صفحه ۱۴۲٫
[۸] . همان.
[۹] . همان.
[۱۰] . استاد مطهرى، آشنایى با علوم اسلامى، انتشارات صدرا، صفحه ۲۱٫
[۱۱] . مائده، آیه ۳٫
[۱۲] . نساء، آیه ۵۹٫
[۱۳] . امام فخر رازى، التفسیر الکبیر، دارالکتب العلمیه، ج۱۰، صفحه ۱۴۴٫
[۱۴] . المستدرک، حاکم نیشابورى، موسسه طبع و نشر، ج۳، صفحه ۱۹۵٫
[۱۵] . امام فخر رازى، تفسیر کبیر، چاپ سوم، ج۱، صفحه ۲۰۵٫
[۱۶] . صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۲٫
[۱۷] . سبحانى،جعفر، منشور عقاید امامیه، چاپ اعتماد، صفحه ۱۵
منبع :مختار اصلانی- مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه علمیه – سایت اندیشه قم
شیعه امامیه اثنى عشریه

۱۶-۱۰-۱۳۹۰ ۰۳:۴۶ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط نیاز

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان