تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شیطان (جامع)

نویسنده پیام
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
شیطان (جامع)
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #2
RE: شیطان (جامع)
پيشنهاد ابليس
روزى ابليس بر حضرت عيسى مسيح ظاهر شد، و به او گفت : مگر تو نمى گوئى هيچ چيزى به انسان نمى رسد مگر اينكه خداوند آن را برايش مقدر كرده باشد.
عيسى پاسخ داد: آرى ، چنين است .
ابليس : پس بيا خودت را از بالاى اين قله كوه به پائين پرت كن . اگر براى تو سلامتى مقدر شده باشد سالم خواهى ماند، و اگر سلامتى مقدر نشده بود كه ...
عيسى : اى ملعون ، خداوند بندگانش را امتحان مى كند، نه بنده ، خدايش را
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۹ عصر، توسط سکوت تلخ.)
۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #3
RE: شیطان (جامع)
شيطان در چند جا زوزه کشيد
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
اول ، وقتى كه حضرت آدم عليه السلام توبه كرد و خداوند توبه او را پذيرفت - هنگامى كه او از بهشت اخراج شد، دويست سال گريه كرد تا اين كه جبرئيل نازل شد و گفت : اى آدم آن اسامى كه بر ساق عرش نوشته بود بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبه ات قبول شود - و آنها را به آدم ياد داد. - چون حضرت آدم خدا را نافرمانى كرد و از بهشت بيرون آمد، شيطان خوش حال كه آدم هم مانند او از بهشت رانده شده است ؛ ولى آدم با توجه به خدا توبه اش پذيرفته شد. اين شيطان ملعون از سوز دل ناله كرد كه ملائكه آسمان و زمين را متوجه كرد و همه او را لعنت كردند
دوم ، روزى بود كه حضرت يوسف از دست زليخا گريخت ، ووقتى زيلخا يوسف را خريد، عاشق او شد و او را در سالن شاهى برد و درها را بست ، شيطان خوش حال شد كه پيغمبر زاده و گبر زاده را در مجلس خلوتى جمع كرده ، يوسف زنا مى كند، و نامش از مرتبه نبوت محو خواهد شد! هنگامى كه يوسف فرار كرد و خود را نجات داد، بر مقام و مرتبه او افزوده مى شود - اين بود كه شيطان از سوز دل ناله اى كرد كه ملائكه صداى او را شنيدند و لعنتش نمودند.سوم ، در عيد غدير خم وقتى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را به خلافت نصب كرد و فرمود(من كنت مولاه فعلى مولاه ) بعد فرمود:اى مردم ! دوستى على حسنه است . با دوستى و ولايت على هيچ گناهى مانع از رفتن به بهشت نمى شود. در اين هنگام شيطان از دل پر درد خود ناله اى كشيد و گفت : از اين پس چه كنم و چاره من چيست ؟ اولاد خود را جمع كرد و گفت : تا مى توانيد مردم را به شك اندازيد. محبت و ولايت و دوستى على را چنان بر مردم مشتبه كنيد كه او را به خدايى باور كنند و از راه غلو به جهنم بروند. و عده اى از راه و روش او برگردند و جهنمى شوند.
چهارم ، روز عاشورا بشيار زحمت كشيد تا زمينه اى فراهم آورد به طورى كه همه لشگر عمر سعد عليه امام حسين عليه السلام شوريدند و او را به قتل رساندند! آن گاه همه شياطين ، روى زمين پخش شدند و با شادى و خوانندگى ابراز خرسندى كردند. شيطان مى گفت : عجب خلق خدا را گمراه كردم . گاهى به صورت شمر و گاهى به صورت عمر سعد مردم را واداشت تا بجنگند. سرانجام گفت : كار را درباره فرزندان آدم به پايان رساندم . آن چه مقصود من بود امروز دست گيرم مى شود. جبرئيل پرسيد: اين همه سرخوشى تو براى چيست ؟

اى سگ ملعون جواب من بگو *راست گوى و در دغا زوزه مجو

گفت : به خاطر اين كه از زمان حضرت آدم تا كنون چنين حادثه اى واقع نشده و نخواهد شد.
بعد از آن كه حضرت عليه السلام به شهادت رسيد، درهاى آسمان گشوده شد تا ملائكه ، كربلا را ببينند. زمانى كه شيطان با خبر شد خداوند چه ثوابى براى پيروان و زيارت كنندگان او قرار داده ، از كرده خود پشيمان شد از روى حسرت و ندامت نعره اى كشيد كه جميع ملائكه او را لعنت كردند. گفت (واويلاه )قضيه بر عكس شد و مردم بيشتر داخل بهشت شدند.
پنجم ، روزى كه بهشت بر او حرام شد و به زمين آمد از ناراحتى فريادى زد كه ، چرا از آن مقام قرب و جمع ملائكه رانده شده و بايد در زمين تنها باشدششم ، وقتى تكبر نمود و آدم را سجده نكرد، خداوند و جميع ملائكه او را لعن كردند. او از حسرت و دورى از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت هايش فريادى كشيد.
هفتم ، وقتى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به پيامبرى مبعوث شد و مردم را از نادانى و گمراهى و جهنم نجات داد و به سوى بهشت رهنمون ساخت ، زوزه اى كشيد
هشتم ، زمانى كه آيه توبه نازل شد، مبنى بر اين كه انسان اگر گناهى كند يا ظلمى به خود و ديگران روا دارد و سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نمايد، خداوند تمام گناهان او را مى بخشد. در اين موقع شيطان فريادى كشيد و ناله زد به طورى كه تمام بچه شيطان ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسيدند؟ گفت : آيه اى نازل شده كه خدا تمام گناهان را مى بخشد و زحمات ما باطل مى شود.
نهم ، بعد از تولد حضرت عيسى عليه السلام وقتى مى خواست به آسمان رود، فرشتگان به دستور خداوند او را سنگ باران نمودند و از آسمان چهارم برگداندنددهم ، وقتى كه آخرين پيامبران (حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ) پا به عرصه وجود گذاشت ناله او بسيار سوزناك بود.
يازدهم ، وقتى سوره مباركه (حمد) نازل شد فريادى زد و ياران خود را فرا خواند و داستان آمدن سوره را بيان كرد. وبه او گفتند:اى (عزازيل ) چرا از نازل شده اين سوره ناليدى
گفت : من در لوح محفوظ ديدم كه نوشته بود، اگر بنده اى از بندگان خدا در تمام طول روز گناه كرده باشد و پيش از آن كه آفتاب غروب كند، طهارت بگيرد و سه مرتبه اين سوره را بخواند، به بركت آن ، همه گناهانش آمرزيده مى شود و بدون واسطه از ميان عرش ندايى آمد كه اى بنده من !گناهانت را آمرزيدم و اسم تو را در دفترى كه اسم صالحان را در آن نوشته ام ثبت كردم
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۹ عصر، توسط سکوت تلخ.)
۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #4
RE: شیطان (جامع)
فروش شيطان
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
همين طور كه خداوند عالم بهشت را به جاى جانها و مالهاى ايشان به مؤمنان مى فروشد، شيطان هم چيزى (دنيا) را كه ملك خود مى داند، به طرف داران سست ايمان و از خدا بى خبر و خودباختگان دنيا مى فروشد.
وارد شده است كه : هر روز صبح شيطان لعين ، دنيا را بلند مى كند و با صداى رسا مى گويد: آيا كسى هست از من چيزى را كه همه اش زيان ، غصه و اندوه ، رنج و ناراحتى ، بدبختى و بيچارگى ، شقاوت و سنگ دلى ، خودخواهى و بلند پروازى است و اصلا سرور و خوشحالى در آن وجود ندارد، بخرد؟
دنياطلبان و دنيا دوستان مى گويند: ما با همه عيوبى كه دارد خواهانش ‍ هستيم و مى خريم .
شيطان مى گويد: بدانيد كه - فروشنده هنگام فروش جنس خود بايد تمام عيوب ظاهر و باطن آن را براى خريدار بيان كند - من هم عيوب آن را براى شما بيان مى كنم . اين دنيا كه شماطالب آن هستيد عجوزه اى بدسابقه و دزد مى باشد، از طرف ديگر با شما دشمن است و دشمنى مى كند و دوست نخواهد شد، آن گونه كه با پدران و گذشتگان شما دوستى نكرد و همه آنان را هلاك كرد.
اهل دنيا و خريداران آن مى گويند: باكى نيست ، ما حاضريم آن را با تمام كاستى هايش بخريم و فسخ هم ننماييم .
شيطان مى گويد: بهاى آن درهم و دينار نيست ، بلكه سهم شما از بهشت است و من هم اين دنيا را خريده ام به بهاى لعنت خداوند و ملائكه و اولياى او، غضب و عذاب خداوند، نااميدى از رحمت واسعه او جل جلاله .
مى گويند: ما نيز به همين طور خريداريم . شيطان مى گويد: علاوه بر قيمت ، من نفع و سودى هم مى خواهم . سودش دل بستن به آن است ، هرگز دست برنداريد و از آن جدا نشويد و همه چيز حتى ايمان و وجدان خود را فداى آن كنيد.
ايشان مى گويند: همه اين ها را پذيراييم و حاضريم آنها را فدا كنيم . سپس ‍ وى براى آنان دعا مى كند و با خوشحالى مى گويد: اين معاله براى شما مبارك نباشد، اميدوارم كه از آن سود و نفعى نبريد و بدبختى آن گريبان شما را بگيرد و شما را هم نابود سازد.
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۹ عصر، توسط سکوت تلخ.)
۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #5
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْگاهى شيطان از دست بعضى افراد گلايه مى كند. او تمام دنيا را از آن خود مى داند و مى گويد: چون مؤمنان مى دانند كه دنيا از آن من است ، آن را دشمن مى دارند و دنبال آن نمى روند، اما عده اى هستند كه دنيا را طالبند و به آن عشق مى ورزند.

شيخ عطار، در كتاب منطق الطير، در همين باره داستانى را به شعر در آورده و قدرى از گلايه و ناراحتى شيطان را متذكر مى شود و مى گويد:

عاقلى شد پيش آن صاحب چله (316)


كرد از ابليس بسيارى گله


مرد گفتش : اى جوان مرد عزيز


آمد بد پيش از اين ، جا بليس (317)


خسته مى بود از تو و آزرده بود


خاك از ظلم تو بر سر كرده بود


گفت : دنيا جمله اقطاع (318) من است


هست مؤمن آن كه دنيا دشمن است .


تو بگو او را كه عزم راه كن


دست از اقطاع من كوتاه كن


من به نيشش مى كنم آهنگ سخت


زآنكه در اقطاع من زد چنگ سخت


هر كه بيرون شد زاقطاعم تمام


نيست با وى هيچكارم والسلام


باز نقل مى كند كه روزى حضرت عيسى بن مريم عليه السلام خشتى را زير سر خود گذاشته و خوابيده بود. شيطان آمد و گفت : اى عيسى ! مگر تو زاهد نيستى ؟ فرمود: چرا. عرض كرد: اگر زاهدى پس چرا دل به دنيا بسته اى ؟ فرمود: دل بر چه بسته ام ؟ گفت : به اين خشتى كه زير سر گذاشته اى . آن حضرت خشت را از زير سر برداشت و دور انداخت و بار ديگر خوابيد.

شيخ عطار اين داستان را هم به شعر آورده است :

عيسى مريم به خواب افتاده بود


نيم خشتى زير سر بنهاده بود


چون گشاد از خواب خود عيسى نظر


ديد ابليس لعين را بر زبر(319)


گفت : اى ملعون ! چرا ايستاده اى


گفت : خشتم زير سر بنهاده اى .


جمله دنيا چو اقطاع من است


هست آن خشت از آن من و اين روشن است


تا تصرف مى كنى در ملك من


خويش را آورده اى در ملك من


عيسى آن از زير سر پرتاب كرد


روى را بر خاك و عزم خواب كرد


چون فكند آن نيم خشت ، ابليس گفت :


من كنون رفتم تو اكنون خوش بخفت


چون به سر خشت لحد خواهى نهاد


خشت بر خشتى چرا بايد نهاد
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۱۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #6
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

او هر چه كرد كه مال دنيا را به دست آورد و به زندگى خود رونقى بخشد، ممكن نشد. در راه حلال كوشش كرد به دست آورد نشد، از راه حرام باز نشد!

شيطان پيش او آمد و گفت :اى فلانى ! تو نتوانستى دنيا را نه از راه حلال و نه از راه حرام به دست آورى . آيا مى خواهى تو را راهنمايى كنم به كارى كه دنياى تو رونق پيدا كند و همه از تو تبعيت نمايند؟

در جواب گفت : بلى ! شيطان گفت : برو براى خود دينى انتخاب كن و مردم را به آن بخوان . او هم همان كار را كرد. مردم دور او را گرفتند و از وى حمايت كردند، دنيا هم به او روى آورد. بعد از مدتى به اشتباه خود پى برد و گفت : چه كار خلافى كردم ، مردم را گمراه و از دين حق بيرون كردم . ديگر توبه ام قبول نمى شود مگر آن كه كسانى را كه گمراه كرده ام ، آگاه كنم و به راه راست برگردانم .

آنها را گرد آورد و برايشان صحبت كرد و گفت :اى مردم ! اين دينى كه من شما را بدان دعوت كردم ، دين باطلى بود و من آن را به وجود آورده بودم . آن را رها كنيد و به دنبال حق و حقيقت رويد. آنها در جواب گفتند: تو دروغ مى گويى ، همان دين ، حق است ! تو درباره آن شك كرده اى و از آن برگشته اى . آن شخص وقتى چنين ديد، زنجيرى به گردن خود انداخت و ميخ هايى به آن زنجير بست و گفت : من خودم را باز نمى كنم تا اين كه خداوند توبه مرا بپذيرد.

خداوند به پيغمبر آن زمان وحى كرده كه : اى پيامبر! به فلانى بگو: قسم به عزت و جلالم ، اگر آن قدر مرا بخوانى تا بند بندت از هم جدا شود، توبه ات را قبول نمى كنم ، مگر اين كه آن كسانى را كه با اين دين از دنيا رفته اند، زنده كنى و از گمراهى نجات دهى
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #7
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شيطان هم مانند شهروندان كشورها رئيس جمهور، دولت و كابينه اى دارد. و كابينه او مركب از بيست نفر است . كارهاى خود را با كمك آنها انجام مى دهد. براى هر كارى وزيرى تعيين كرده ، به انحراف كشيدن مردم را به آن كابينه سپرده است . افراد كابينه اش از فرزندان خود او هستند. در هر صبح و شام تخت خود را مى گذارد و بر آن مى نشيند، افراد كابينه دورش جمع مى شوند، او هم دستورهاى لازم را به آنها مى دهد، هر كس در پى ماءموريت خود مى رود. اسامى كابينه او از اين قرار است :

1. ولها يا ولهان ؛

او ماءمور طهارت و نماز و عبادت است . او انسان را در طهارت و نماز وسوسه مى كند و به شك مى اندازد كه اين نماز باطل است ؛ نماز ديگرى شروع كن ؛ وضوى تو ناقص بود؛ دو مرتبه تجديد كن . گاهى در سجده در بدن انسان چيزى مى دمد، به طورى كه انسان خيال مى كند وضوى او باطل شد و مجبور شد دو مرتبه وضو بگيرد.(247)

2. هفاف ؛

ماءموريت دارد كه در بيابانها و صحراها انسان را اذيت كند و براى ترسانيدن او را به وهم و خيال اندازد يا به شكل حيوانات گوناگون به نظر انسان درآيد.

3. زلنبور (ياركتبور)؛

كه آن موكل بازارى ها است . لغويات و دروغ ، قسم دروغ و مدح كردن متاع را نزد آنها زينت مى دهد. آنها هم براى اين كه جنس خود را به فروش ‍ رسانند آن اعمال را انجام مى دهند.(248)

4. ثبر؛

در وقتى كه مصيبتى به انسان وارد مى شود، صورت خراشيدن ، سيلى به خود زدن ، يقه و لباس پاره كردن را براى انسان پسنديده جلوه مى دهد.(249)

5. ابيض ؛

انبيا را وسوسه مى كند - يا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پيش او موجه جلوه مى دهد و به وسيله آن خونها ريخته مى شود.

6. اعور؛

كارش تحريك شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حركت مى آورد! و انسان را وادار به زنا مى كند.

از زنا افتد و با اندر جهات


ابر نايد از پى منع زكوت


اعور، همان شيطانى است كه بر صيصاى عابد را وسوسه كرد تا با دخترى زنا كند و بعد او را به قتل رساند. (داستانش خواهد آمد.) روزى اعور پيش ‍ هود پيغمبر رفت ، آن حضرت ضربه اى به چشم او زد، كج شد.(250)

7. داسم ؛

همواره مراقب خانه ها است . وقتى انسان داخل خانه شد و سلام نكرد و نام خدا را بر زبان نياورد، با او داخل خانه مى شود و آن قدر وسوسه مى كند تا شر و فتنه ايجاد نمايد و اهل خانه را به جان هم اندازد. اگر انسان سر سفره غذا نشست و ((بسم الله )) نگفت با او غذا مى خورد. هرگاه انسان داخل خانه شد و سلام نكرد و ناراحتى پيدا شد بايد بگويد (داسم ، داسم ، اعوذ بالله منه ).(251)

8. مطرش يا مشوط و سا وشوط؛

كار او پراكندن اخبار دروغ يا دروغ هايى است كه خود جعل كرده ؛ در حالى كه حقيقت ندارند.(252)

9 . قنذر؛

او نظارت بر زندگى افراد مى كند. هر كس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غيرت را از او بر مى دارد، به طورى كه انسان در برابر ناموس ‍ خود بى تفاوت مى شود.(253)

10. دهار؛

ماءموريت او آزار مؤمنان در خواب است . به طورى كه انسان خواب هاى وحشت ناك مى بيند، يا در خواب به شكل زنان نامحرم در مى آيد و انسان را وسوسه مى كند تا او را محتلم كند.(254)

11. اقبض ؛

وظيفه او تخم گذارى است . روزى سى عدد تخم مى گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمين ، از هر تخمى عده اى از شياطين و عفريت ها و غول ها و جن بيرون مى آيند كه تمام آنها دشمن انسان اند.(255)

12. تمريح ؛

امام صادق عليه السلام فرمودند: براى ابليس - در گمراه ساختن افراد - كمك كننده اى به نام ((تمريح )) وى در آغاز شب بين مغرب و مشرق به وسوسه كردن ، وقت مردم را پر مى كند.(256)

13. قزح ؛

ابن كوا از اميرالمؤمنين عليه السلام از قوس و قزح پرسيد، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زيرا نام شيطان ((قزح )) است بلكه بگو ((قوس اله و قوس ‍ الرحمن )).

14. زوال ؛

مرحوم كلينى از عطيه بن المعزام روايت كرده كه وى گفت : در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم و از مردانى كه داراى مرض ((ابنه )) بوده و هستند ياد كردم . حضرت فرمود: ((زوال )) پسر ابليس با آنها مشاركت مى كند ايشان مبتلا به آن مرض مى شوند.

15. لاقيس ؛

او يكى از دختران شيطان و كارش وادار كردن زنان به مساحقه . و هم جنس ‍ بازى زنان است او مساحقه را به زنان قوم لوط ياد داد. يعقوب بن جعفر مى گويد: مردى از حضرت صادق عليه السلام از مساحقه بازى زن با زن ديگر- پرسيد: حضرت در حاليكه تكيه كرده بود نشست و فرمود: زن زير و زن رو - هر دو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بكشد ((لاقيس )) دختر ابليس را كه چه عمل زشتى را براى زنها آورد. آن مرد گفت : اين كار اهل عراق است ؟ حضرت فرمود سوگند به خدا كه اين عمل در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، قبل از آن كه در عراق باشد.(257)

16. متكون ؛

شكل خود را تغيير مى دهد و خود را به صورت بزرگ و كوچك در مى آورد و مردم را گول مى زند و اين وسيله آنان را وادار به گناه مى كند.(258)

17. مذهب ؛

خود را به صورت هاى مختلف در مى آورد، مگر به صورت پيغمبر و يا وصى او. مردم را با هر وسيله كه بتواند گمراه مى كند.(259)

18. خنزب ؛

بين نمازگذار نمازش حايل مى شود؛ يعنى توجه قلب را از وى برطرف مى كند. در خبر است كه : عثمان بن ابى العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض كرد: شيطان بين نماز و قرائت من حايل مى شود - يعنى حضور قلب را از من مى گيرد - حضرت جواب داد: نامش ‍ شيطان ((خنزب )) است . پس هر زما از او ترسيدى به خدا پناه ببر.(260)

19. مقلاص ؛

موكل قمار است . قمار بازها همه به دستور او رفتار مى كنند. به وسيله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنى در ميان آنان به وجود مى آورد.(261)

20. طرطبه ؛

يكى از دختران آن ملعون مى باشد. كار او وادار كردن زنان به زنا است و هم جنس بازى را هم به آنان تلقين مى كند.(262)

با توجه به مطالب فوق به دست مى آيد كه ابليس به صورت يك فرمانده ويران گر كه نقش فرماندهى را به عهده دارد فرمان مى دهد و بچه هايش در اجراى دستورات او مى كوشند و با تلاش ها و تغيير شكل هاى مختلف ، جوامع انسانى را به بدبختى مى كشانند.
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #8
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اولين كسى كه به دروغ گريه نمود شيطان بود. (آن ملعون به واسطه گريه ، دل بعضى را مى سوزاند، بعضى را غافل گير مى كند و بر آنها مسلط مى شود و منحرفشان مى سازد.) اولين گريه دروغين او پيش حوا بود. وقتى كه از فريب دادن آدم عليه السلام ماءيوس شد، در حالى كه گريه مى كرد و اشك مى ريخت نزد حوا آمد و او دلش به حال شيطان سوخت . پرسيد: چرا گريه مى كنى ؟ گفت : اى حوا! دلم به حال تو مى سوزد حيف از اين زيبايى و جوانى تو كه مى ميرى و زير خاك مى شوى .

حوا گفت : چه كنم كه نميرم ؟ گفت : اگر تو و همسرت از اين درخت بخوريد، ديگر مرگ به سراغ شما نخواهد آمد. حوا رفت پيش آدم عليه السلام و داستان گريه او را بيان كرد و هر دو از آن درخت خوردند و از بهشت بيرون شدند.(237)

نيز نقل شده كه : حضرت يحيى بن زكريا (س ) روزى به ابليس برخورد نمود، در حالى كه آن ملعون گريه مى كرد. يحيى علت گريه او را پرسيد؟ گفت : اى پيامبر خدا! هر چه در خانه خدا مى روم و او را مى خوانم ، جوابم را نمى دهد و عنايت در حقم نمى فرمايد. يحيى از روى دل سوزى عرض كرد: خدايا! چه مى شد اگر درب عنايت خويش را به روى اين مرد باز مى كردى و او را مشمول رحمت خود مى فرمودى ؟!

خطاب رسيد: اى يحيى ! شيطان به دروغ گريه مى كند، گريه او براى فريب دادن بندگانم است . اگر مى خواهى دروغ او بر تو هويدا شود به او بگو: خدا تو را مى بخشد، در صورتى كه بروى كنار قبر آدم عليه السلام و بر خاك او سجده كنى !

يحيى جريان را براى شيطان بازگو كرد و از خواست تا بر سر آدم عليه السلام رود و سجده كند! گفت اى يحيى ! آن وقت كه آدم عليه السلام بر مسند عزت و قدرت تكيه زده بود او را سجده نكردم ، چگونه حال كه مرده و زيرخاك رفته است بروم و خاكش را سجده كنم ؟ هرگز چنين كارى نخواهم كرد.

خطاب از جانب خدا رسيد:اى يحيى ! حال دانستى كه گريه آن ملعون نيرنگ بوده و مقصودش منحرف كردن مردم است ؟!(238)

چند نفر از شاگردان و پيروان شيطان هم از او پيروى نمودند و به دروغ گريه كردند. يكى پسران يعقوب كه شبانه پيش پدر آمدند، در حالى كه گريه دروغين مى كردند و گفتند:اى پدر! يوسف را گرگ خورد و پيراهن خون آلود او را به پدر نشان دادند.(239)

هم چنين در شام ، به امر معاويه به بهانه پيراهن عثمان كه خون آلود بود عده اى گريه هاى دروغين كردند و مردم را عليه حضرت على عليه السلام شوراندند. و نيز ماءمون عباسى كه در شهادت امام رضا عليه السلام در خراسان به دروغ گريه كرد.(
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #9
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْبعد از آن كه شيطان از سجده كردن بر آدم سرپيچى كرد و از بهشت بيرون شد.
گفت : پروردگارا! حالا كه مرا بيرون و از رحمت خود دور مى كنى ، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت كرده ام كه فقط چهار هزار سال آن را به دو ركعت نماز گذراندم ! علاوه بر آن خودت فرمودى ، عمل عمل كنندگان را ضايع نمى كنم !(121) آيا سزاوار است كه با يك اشتباه ، مزد عمل چندين هزار ساله من به كلى از بين برود؟
خطاب از مصدر جلال رسيد كه مزد هيچ كس در پيش من ضايع نمى شود؛ ولى كسى كه قابليت نداشته باشد پاداش كارش را در آخرت دهم در دنيا هر چه بخواهد، مى دهم . شيطان عرض كرد: من هم مزد عمل خود را در دنيا از تو طلب مى كنم . چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم ! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم ! شيطان در جواب گفت :
اول آن كه ، اجازه دهى تا روز قيامت زنده باشم . خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان كندن نجات يابى يا شربت ناگوار آن را نجس ، اراده من بر اين است كه هر كس به دنيا آيد مزه مرگ را بچشد و اگر كسى مرگ سراغش نيايد در آخرت هم كه مردن نيست . آن روز همه زنده مى شوند، مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشركان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود.
چون نجات از مرگ براى كسى نيست ؛ تو را مهلت مى دهم تا روزى كه معلوم است .(122)
- شايد مراد روز ظهور امام عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - باشد كه به دست لشكر آن حضرت كشته مى شود و شايد هم روز آخر دنيا باشد -.(123)
دوم اين كه ، خدايا! از تو مى طلبم كه در مقابل هر يك از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا كنى ! از اين رو، در اخبار وارد شده : برابر هم يك نفر از اولاد آدم كه متولد مى شود، دو شيطان بر او مسلط است و او را اغوا مى كنند.
سوم ، گفت : خدايا! از تو مى خواهم كه مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جريان دهى كه از هر جاى بدن او بخواهم ، بتوانم او را به معصيت بكشانم .
چهارم . از تو مى خواهم كه فرزندان آدم ما را نبينند، ولى ما آنها را ببينيم !
پنجم ، از تو مى خواهم اين قدرت را به من بدهى كه به هر صورت بخواهم بتوانم در آيم . بنابر اين (در هر جا و هر شكلى كه مى خواهد در مى آيد تا شايد مردم را فريب دهد). همان طور كه در روز سقيفه بنى ساعده ، مجلس ‍ شوراى مكه كه عليه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم تشكيل شده بود، خود را به صورت پيرمردى نجدى در آورده و كار را براى آنان آسان كرد (كه در داستان شيطان و مجلس شوراى مكه بيان شده است ). و در اول خلافت ابوبكر به شكل پيرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبكر بيعت كرد تا مردم تشويق شدند(124) و ده ها داستان ديگر كه در مباحث كتاب آورده شده است .
ششم . پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم !
هفتم ، عرض كرد: خدايا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سينه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه كنم . چنان چه در قرآن مى فرمايد:
الخناس الذى يوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس ؛
((شيطانى كه وسوسه و انديشه بد در دل مردم مى افكند، وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان )).(125)
خداوند هم در پايان هر يك از خواسته هاى او فرمود، راضى شدم . وقتى شيطان اين حاجات را از خداوند گرفت ، عرض كرد:
فبعزتك لاغوينهم اجمعين (126)
اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت ، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى كنم .
سپس شيطان گفت : من آنها را از پيش رو (آنها كه آخرت را در پيش دارند در نظرشان كوچك و ساده جلوه مى دهم ) و از پشت سر (آنها را كه به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم ) و از طرف راست (امور معنوى را به وسيله شبهه و شك و ترديد ضايع مى سازم )، و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم .) و سراغشان مى روم و تو اكثر آنها را شكر گزار نخواهى (127) يافت .
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani
  • سکوت تلخ غایب
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 16,735
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
  • اعتبار: 801
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:خودش میدونه!
  • محل سکونت:پايتحت مادها
  • سپاس ها 11000
    سپاس شده 33219 بار در 11108 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1,792,920$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #10
RE: شیطان (جامع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

از انس بن مالك نقل شده كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى با على عليه السلام بر در خانه نشسته بودند. پيرمردى پيش آمد به آن حضرت سلام كرد و رفت . بعد از رفتن او حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به على فرمود: يا على ! او را شناختى ؟ عرض كرد: يا رسول الله ! نشناختم . فرمود: آن شخص ابليس بود. على عرض كرد: يا رسول الله ! اگر شناخته بودم با يك شمشير او را از پاى در مى آورم و امت تو را از دست او نجات مى دادم .

ابليس برگشت پيش على عليه السلام و گفت : يا على ! در حق من ظلم كردى . آيا نشنيده اى كه خداوند مى فرمايد: ((و شاركهم فى الاموال و الاولاد)) به خدا قسم ! من در نطفه كسى كه تو را دوست داشته باشد، شركت نكرده ام و نطفه او پاك است .(546)

از جابر بن عبدالله نقل شده : مادر خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بوديم . ناگهان ديدم كسى در ركوع و سجده گريه و زارى مى كند. گفتيم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ! اين شخص چه نماز خوبى مى خواند! فرمود: او آن كسى است كه پدر ما را از بهشت بيرون كرد. على عليه السلام بى مهابا حركت كرد رفت او را گرفت و درهم فشار داد، به طورى كه دنده هاى راست او در چپش فرو رفت و فرمود: ((ان شاء الله )) تو را مى كشم .

شيطان گفت : تو نمى توانى مرا بكشى ؛ زيرا عمر و اجل من در پيش خدا معلوم است . چرا مى خواهى مرا بكشى ؟ هيچ كس دشمن تو نيست ، مگر اين كه من جلوتر از پدرش نطفه ام را در رحم مادرش ريخته ام و در اموال و اولاد دشمنان تو شركت مى كنم .
از یه جایی به بعددیگه نه دست و پا میزنی ؛نه دل دل میکنی ،نه داد و بیداد میکنی !نه گریه میکنی ....نه مشت میزنی به دیوارنه سرت رو میکوبی به دیوار ؛ نه ...از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی

۹-۲-۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ta.soltani

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اطلاعاتی جامع در مورد ویزا کارت zahrabb 0 52 ۱۲-۱۰-۱۳۹۵ ۱۲:۵۷ عصر
آخرین ارسال: zahrabb
  تاریخچه ای جامع و جالب از بادکنک yasaman76 0 148 ۱-۶-۱۳۹۴ ۱۱:۵۷ عصر
آخرین ارسال: yasaman76
  اولین کارهایی که شیطان انجام داده است!؟ ღمژگانღ 0 175 ۱۱-۱-۱۳۹۲ ۱۲:۲۴ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  پلی که شیطان آن را طلسم کرده است + تصاویر ندای بهار 2 246 ۲۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  دختر شیطان پرست در گذر زمان *بی دل* 6 4,502 ۳۱-۴-۱۳۹۱ ۰۴:۳۹ عصر
آخرین ارسال: ghazaleh_235
  شیطان(ابلیس)که بود؟؟؟(خواندنی) گلچین جاویددوست 0 309 ۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۴۵ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  شیطان و شیطنت ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 234 ۴-۶-۱۳۹۰ ۰۳:۳۱ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان