تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شغل بازيگري

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34949
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
شغل بازيگري
شغل بازيگري

بازي گري درتعريف عيني يعني حضور زنده ي بازي گربر صحنه .دراين جا "حضور" يعني اشغال بخشي ازفضا توسط بدن؛ قيد« زنده»يعني آن حضور (بدن) با انديشه و احساس توأم است ؛ و«صحنه »در اين تعريف يعني هرنوع فضاي بازي . پس بازيگر در هر مكتبي مشق كرده باشد ،با هر شيوه اي به نقش رسيده باشد ،نمايش اش هر سبك زيبا يي شناختي داشته باشد ،كارش از اين سه جنبه داوري مي شود : جنبةبدني (فيزيكي) يا تكنيكي ؛(جنبة ذهني يا انديشه اي ؛)جنبه حسي يا روحي
جنبه بدني يا تكنيكي در يك كلام يعني چگونگي حضور بدني بازيگر بر صحنه . اين حضور گاه ساكن است (بازيگر درجا وبي حركت ايستاده ،نشسته خوابيده ،يا ....)گاه متحرك: حركت آن گاه درجاست (بازيگر در جا ،سر ودست وتنه و اعضاي صورت اش حركت‌مي دهد وبا لوازم بازي اش كارمي كند وتغييرمكاني ندارد )گاه توأم با جابجايي (بازيگر در صحنه جابجا مي شود وتغيير مكان دارد ،يعني پايين وبالا يا چپ وراست مي‌رود)؛‌ درهمةاين احوال گاه با بيان همراه است وگاه بي صدا يا بي كلام است ؛وسرانجام، گاه فردي است ،گاه جمعي . پس اين جنبه مشتمل است بر همة آنچه تماشاگر از بازيگر مي‌بيند ومي شنود .
اين ديده ها وشنيده ها زماني برتماشاگر تأثير ميگذارند كه باورشوند .ونخستين شرط باور شدن شان اين است كه دست كم راحت و روان انجام شوند .بازي راحت و روان در صورتي ميسر است كه بازيگر بر بدن وبيان خود شناخت وتسلط داشته باشد .بسياري معتقدند كه فقط اين جنبه ازكار بازيگر ي آموختني است . جنبه‌ي تكنيكي يا بدني كار بازيگر يعني جنبه ي مر بوط به شناخت وتسلط بازي گر بر بدن و بيان خود . شناخت و تسلط بربدن و بيان در بازي گري هريك بحث و فصلي مستقل ،مهم ومفصل است .
در جنبةذهني يا انديشه اي موضوع بررسي اين است كه با زيگر چگونه شخصيت نقش خود رااز زواياي مختلف تجزيه و تحليل مي كند – به افكار او ،احساسات و عواطف او ، اعمال او رابطه اي كه با نمايش وديگر نقش هاي آن دارد پي مي برد . اين جنبة از كار بازيگر ،نمود بيروني چنداني ندارد .حركت و احساس تجلي بيروني دارند ، اما انديشه ؟ تماشاگر معمولا"به نحوه ي مواجهه ي بازيگر با اين دسته از مسائل نقش كاري ندارد و در واقع فقط نتايج اين جنبه را مي بيند . اما شكي نيست كه بازيگر اگر از اين نظر ضعفي داشته باشد ،نمي تواند نقش راگويا ،دقيق وباوركردني بنماياند .
جنبةاحساسي ياروحي رابسياري عالي ترين جنبةكار بازيگر مي دانند و بر اين باورند كه اين جنبه چندان آموزش دادني نيست .
بنابراين باور،بيش تر بازيگران درجنبه هاي اول ودوم تبحر پيدا مي كنند واز اين مرحله فراترنمي روند ودر نهايت مي شوند«بازيگر خوب » يا به تعبيري «تكنيكي » ،كه گاهي تا مرتبه ي «ستاره شدن » نيز پيش مي روند ،اما تا در جنبه ي احساسي يا روحي پرورده و استاد نشوند «بازيگر بزرگ »نمي شوند – بازي چنين بازيگراني است كه سالها درخاطر مي ماند.
بازيگر كيست؟
بنابر تعريف هفتمين جلد فرهنگ و‌ِبست‍ِر، برخي از معاني فعل «بازي كردن» عبارت است از:
«نمايش‌ِ عملي به‌ويژه روي صحنه، تظاهر كردن، بازآفريدن، تجسم بخشيدن، بازي كردن نقش؛
مثلاً در يك نمايش، رفتار كردن به شيوه‌اي مناسب با رفتار كردن به شيوة اجرا بر روي صحنه، وانمود كردن، بازي كردن، اجراي نقشي مشخص
فرهنگ معين نيز در تعريف اين واژه چنين مي‌گويد: «بازي‌كننده؛ كسي است كه در تماشاخانه يا فيلم بازي كند؛ هنرپيشه.
گروتفسكي نيز بازيگر را چنين تعريف كرده است: «بازيگر كسي است كه چون كشيش، مناجات دراماتيك مي‌آفريند و در عين حال، تماشاگر را به تجربه كردن وامي‌دارد. يعني، ايجاد يك تنش رواني بين خود و تماشاگر».
نظر استلاآدلر نيز چنين است: «بازيگر، تعبيركنندة نمايشنامه و مهم‌ترين عنصر تئاتر است.»‌
وي در جاي ديگر مي‌گويد: «بازيگر، هنرمندي است كه به‌گونه‌اي منحصر‌به‌فرد، بدنش، روحش و صدايش را ابزار كارش قرار مي‌دهد.»
اورلي هولتن از باريگر، تعبير ديگري دارد، او مي‌گويد: «اصطلاح بازي كردن، چيزي بيشتر از معنايي است كه در اصطلاح عام از آن استنباط مي‌شود. اين اصطلاح بيشتر از نماياندن، وانمود كردن، تجسم بخشيدن است. بازيگر بنا به سنت، وانمود مي‌كند كه كس ديگري است و نقشهاي خيالي معيني را ايفا مي‌كند.»
الكساندر تايروف، تعريف ديگري دارد كه شايد مناسب‌ترين تعبير در پاسخگويي به پرسش ما باشد او مي‌گويد: «بازيگري تركيبي است از احساس و شكل، منتج از تخيل خلّاق بازيگر.»
لي استراسبرگ مي‌گويد: «بازيگر، يك هنرمند خلاق است كه بايد عقايد، آرا، مفاهيم و لغات نويسندة اثر را در نمايش زنده، تفسير كند.»
بنابراين، چنين مي‌توان گفت كه: بازيگر شخص عاملي‌ست كه فقط در صورتي مي‌تواند عمل
بازيگري را صحيح و كامل انجام دهد كه از تمامي تواناييهاي خود بهره ببرد و اين تواناييها مي‌تواند جسمي، روحي و تجربي باشد؛ البته لازم به ذكر است كه كمتر بازيگري قدرت بهره‌برداري كامل از تواناييهاي خود را دارد. يك بازيگر واقعي اگر به خلاقيتش دست پيدا كند به همان اكتفا مي‌كند و جست‌وجويش را در همان جهت ادامه مي‌دهد. اين فقط خصوصيت يك بازيگر خلاق به معناي اخص است كه نه فقط از تواناييهاي خود استفاده‌اي بهينه مي‌كند، بلكه تا آخرين اجراي يك نمايش، دست از آفرينندگي برنمي‌دارد و سعي مي‌كند هر لحظة بازي را فرصت غني بداند و از آن بهره ببرد. اين‌جاست كه مي‌توان فرق بين هنر غني و هنر كاذب را تشخيص داد. بازيگر هنرمند كسي است كه خالق باشد و اگر زماني دست از آفرينندگي بردارد، نه يك هنرمند كه مجري است؛ همچنان كه يك موسيقيدان وقتي هنرمند است كه آهنگساز باشد، نه يك نوازندة ص‍ِرف نتهاي ديگران.
حال بايد گفت منظور از «خلق» در بازيگري چيست؟ آيا منظور خلق يك انسان ديگر در وجود خود روي صحنه است يا به عبارتي ديگر، خلق شخصيتهاي بي‌روح و بي‌جان‌ِ نويسنده، به شكل يك انسان با تدبير و تفكر و احساس؛ و داراي عكس‌العمل در مقابل ديگران و يا خلق دنيايي باورپذير و جادويي براي شكل‌گيري ارتباط بين خود و تماشاگر؟ در جواب بايد گفت هر دو. اگر چه عده‌اي بر اين باورند كه بازيگر، كسي است كه مورد اول را انجام مي‌دهد و عده‌اي ديگر بر مورد دوم تأكيد دارند؛ اما آنچه بازيگر را عاملي خل‍ّاق و هنرمند جلوه مي‌دهد در حقيقت تركيبي از هر دو مورد است. حال با مقايسه و تحليل موارد ذكر‌شده به تشريح اين مطالب مي‌پردازيم.

وقتـي يك بازيگر، نقشـي را بر عهـده مـي‌گيرد پس از خواندن و تجزيـه و تحليل به چگونگـي
شخصيت‌پردازي؛ با در نظر گرفتن اينكه يك شخصيت با پيروي از دو نمودار انديشه و رفتار شكل مي‌گيرد، مي‌انديشد. بنابراين يك بازيگر براي ايفاي يك نقش با توجه به پارامترهاي موجود در متن، به كشف انديشه و در نهايت رفتار شخصيت آن‌‌چنان كه بايد باشد، مي‌پردازد و او روي صحنه، نه شخص «الف» است و نه يك بازيگر، بلكه بايد چنان در باور تماشاگر بگنجد كه شخصي به نام «ب» شود. و مثل او فكر كند و رفتار كند و عكس‌العمل نشان دهد. استانيسلاوسكي مي‌گويد:‌ «بازيگر كسي است كه توانايي بازگو كردن افكار شخصي ديگر، توانايي واگذار كردن كامل خود در خدمت هيجانات كسي ديگر و آفرينش اعمال كسي ديگر را دارد؛ آن‌چنان كه گويي اين اعمال از خود اوست.»
به همين منظور بازيگر را ايثارگر مي‌دانند يعني؛ كسي كه روي صحنه، خود را قرباني مي‌كند تا از جسدش، شخصيتي ديگر به نام نقش، متولد شود. بازيگر بايد مثل نقش، بينديشد تا عكس‌العمل او، مطابق با واكنشي باشد كه نقش از خود بروز مي‌دهد، و همين‌طور بايد همانند نقش حرف بزند، راه برود و زندگي كند تا آنچه از نظر بصري، خلق مي‌كند، همان باشد كه بايد باشد. همين امر باعث مي‌شود تا مخاطب، او را باور و پيام نمايش را دريافت كند و اين حقيقت، رسالت‌ِ نمايش است.
«اگر مي‌گوييم سنت اين بوده است كه بازيگر وانمود و تجسم كند، نبايد نتيجه بگيريم كه در تمام ادوار تاريخ و در تمام فرهنگها، همه بازيگران دقيقاً به شيوه واحدي، وانمود و تجسم مي‌كنند. در تئاتر «واقع‌گرا» معمولاً بازيگري را خوب مي‌دانيم كه بتواند آن‌قدر در نماياندن شخصيت داستان موفق باشد كه موقتاً باور كنيم او خود؛ حقيقتا‌ً همان شخصيت داستان است.».
در تئاتر معاصر، ما معمولاً به‌دنبال واقع‌گرايي و يكي‌پنداري بازيگر و تماشاگريم. ما بازيگر را بزك مي‌كنيم تا اين، يكي‌پنداري را تشديد كنيم؛ يعني بازيگر به اين باور كمك كند كه هولبروك، همان مارك تو‌اين است. برعكس، بازيگران يونان باستان و بازيگران تئاتر نو، در ژاپن امروز، صورتك مي‌گذارند تا شبيه شخصيت داستاني شوند؛ و ا‌ين امر نمي‌گذارد تا باور كنيم كه بازيگران، حقيقتا‌ً همان شخصيتهاي نمايش‌اند.
موارد مذكور اگرچه در خصوص شيوه‌هاي خاص بازيگري است؛ ولي در كل، به اين مبحث مي‌پردازد كه بازيگر نبايد تبديل به شخصيت نقش شود، بلكه بايد شبيه او شده و در عوض، سعي در ايجاد ماتريس و فضايي كند كه در آن، تماشاگر را همچون نمايشهاي آئيني، تحت تأثير قرار دهد و در اين فضا به يكي شدن روح بازيگر و تماشاگر بپردازد و با اين پيوند كه درواقع تجمع نيروي عظيم دروني تماشاگر و بازيگر است بر مخاطب تأثير بگذارد و اين شگرد يك بازيگر است كه از نيروي مخاطبش در راه تأثير بر خود او، بهره مي‌برد. گفتني است كه اين شيوه، جزو قديمي‌ترين شيوه‌هاي نمايشي است و حتي قبل از آنكه نمايش زيرمجموعه‌اي از آئين تلقي شود؛ نمود داشته است و در دنياي امروز نيز از آن بهره مي‌جويند تا جايي كه «مه يرهولد» در اين خصوص مي‌گويد: «انسان نيازي ندارد كه روي صحنه، كوشش كند تا خالق انسان ديگري باشد، بلكه برعكس، بازيگر بايد با ارائة هنر خود، دنيايي شگفت‌‌انگيز، خلق كند كه در آن، هم تماشاگر بياموزد و هم سرگرم شود

بازيگر بايد چنان در نقش خود فرو رود كه باورپذير باشد تا بتواند با همين باور با تماشاگر ارتباط برقرار كند و در اين ارتباط به او بياموزد و نيز آن‌چنان خارق‌العاده ظاهر شود كه تماشاگر، دچار ح‍َظ‌ّ و لذت بشود و بدين ترتيب، سرگرم شود. بنابراين بازيگر كسي است كه به‌گونه‌اي منحصر‌به‌فرد با بهره‌مندي از تمامي تواناييهاي دروني و بروني خود، دست به خلق اثري و فضايي شگفت‌ و پر از ايجاز بزند كه نتيجه آن، شكل‌گيري ارتباط و معادله خاص ميان تماشاگر و بازيگر است.
• اين مبحث را با گفتاري از «هگل» فيلسوف شهير آلماني خاتمه مي‌دهيم او مي‌گويد: «بازيگر با تمام وجود، با چهره، قيافه و با صداي خود، هنرآفريني مي‌كند. وظيفه او اين است كه خويشتن را با نقشي كه بر عهده دارد، يكي سازد. صدا، طرز سخن گفتن، حالتها، قيافه و به‌طور كلي همه اعمال و انديشه‌هاي او با نقشي كه دارد، منطبق باشد. بازيگر، مجبور است همه چيز خود را از ياد ببرد تا بتواند احساس ديگري را نشان دهد؛ يعني نقش انسان ديگري را بازي كند. بازيگر، مثل هر انسان زنده، صاحب صدا و چهره و قيافه و حالتي خاص است كه با سرشت او آميخته و مختص به خود اوست. بازيگر بايد اين‌ همه را تغيير دهد تا بتواند خودش را با نقشي كه بر عهده‌اش مي‌گذارند، تطبق دهد.
ایفای نقش شخصیتی در فیلم ، از خلال کنش ها و واکنش ها ، ژست ها ، تغییر حالت های چهره ، تغییر رفتار و تغییر لحن گفتار را ، بازیگری گویند.
عوامل موثر در بازی بازیگر
عوامل مختلفی بر نوع بازی یک بازیگر تاثیر می گذارند ، که مهم ترین آنها عبارت اند از :
نقش بازیگر
مسلما مهـم ترین مسئلـه ای که نوع بازی بازیگر را تعیین می کند ، نقشـی است که بایـد ایفا
کند.
در اولین قدم ، یک بازیگر خوب باید مردم شناس خوبی نیز باشد. برخی ویژگی های رفتاری یا گفتاری انسان هایی که دارای موقعیت خانوادگی ، موقعیت اجتماعی ، ملیت یا قومیت و ... یکسان هستند ، با هم مشترک است. این ویژگی ها ، همان ویژگی های تیپیک هستند. برای مثال کسانی که در محیط های نظامی مانند ارتش کار می کنند ، عمدتا انسان هایی منظم و وقت شناس هستند ، در کارهای خود با قدرت عمل می کنند ، هنگام راه رفتن و حتی در نشستن قامتشان را صاف و با صلابت نگاه می دارند ، دستانشان را در مواقع مهم و با حالتی خاص تکان می دهند و .... اینها ویژگی هایی است که کار مشترک این انسان ها و خصوصیاتی که این کار دارد برای آنها ایجاد کرده ، البته باز هم تاکید می کنیم این ویژگی ها مطلق نیستند و ممکن است برخی از آنها در یک شخص وجود داشته باشد و برخی وجود نداشته باشد. در هر حال ، بازیگر باید به این ویژگی های تیپیک توجه کند و متناسب با نقشی که بازی می کند برخی از این ویژگی ها را ، با ژست هایی که می گیرد و حالت ها و حرکت هایی که به اندامش می دهد و با نگاه ، حالات چهره و ... بروز دهد.
در قدم بعد ، ویژگی ها و خصوصیات روحی و اخلاقی کاراکتری است که او باید نقشش را ایفا کند. برای مثال آیا این کاراکتر خودخواه یا خودپسند است ، ترسو یا شجاع است ، مستقل یا وابسته است ، حسود یا ... . باور کنید این ویژگی ها و خصوصیات روحی و اخلاقی در هر رفتاری که از خود نشان می دهیم خود را بروز می دهند. برای مثال انسان های شجاع ، در هنگام حرف زدن هیچ ترس و واهمه ای ندارند ، به خوبی و با قدرت حرف می زنند و همیشه به شخصیتی که طرف گفت و گوی آنهاست ، مستقیم نگاه می کنند ، چشمانشان برق خاصی دارد ، در انجام کارها پیش قدم هستند ، حرکاتشان فرز است و ... ، در حالی که انسان های ترسو و محافظه کار به دلیل آنکه از اشتباه کردن می ترسند ، با تعلل حرف می زنند ، نگاهشان را پایین می اندازند ، بعد از آنکه مطمئن شدند کاری به نفع آنهاست انجام آن را می پذیرند ، حرکاتشان معمولا کند است و .... توجه به این خصوصیات و ویژگی های اخلاقی کاراکتری که قرار است نقشش توسط بازیگر ، بازی شود ، بسیار مهم است و مهم تر از آن ، این است که ، چگونه این خصوصیات از طریق بازی بازیگر منتقل شود.
در قدم بعد ویژگی های منحصر به فرد یک کاراکتر است که موجب می شود او از همه انسان هایی که می شناسیم متفاوت باشد. البته این ویژگی ها مربوط به شخصیت های خاصی است و ممکن است همه کاراکترها از آن برخوردار نباشند. برای مثال نقشی که جک نیکلسون ( Jack Nicholson ) در فیلم پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته (دیوانه ای از قفس پرید) ( 1975- One Flew Over The Cuckoo's Nest ) ایفا کرده است. در این فیلم جک نیکلسون ، نقش انسان سالمی را بازی می کند که برای فرار از حکم اعدام ، خود را به دیوانگی می زند و به تیمارستان فرستاده می شود. در تیمارستان به نوعی او ، هم ویژگی های عاقل و سالم بودن را از خود بروز می دهد و هم ویژگی های روانی و دیوانه بودن را ، و به خوبی تلفیق آنها را به نمایش می گذارد. در این فیلم جک نیکلسون بسیار بر نوع نگاه و حرکت اعضای چهره اش ، اصطلاحا میمیک صورت کار کرده و خصوصیات این کاراکتر را انتقال داده.
به عنوان مثالی دیگر در فیلم راننده تاکسی ( 1974- Taxi Driver ) با ضد قهرمانی به نام تراویس بیکن با بازی بسیار خوب رابرت دنیرو ( Robert De Niro ) رو به رو هستیم که در ابتدای فیلم ، انسانی معمولی جلوه می کند ، ولی به تدریج رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهد و در نهایت به انسانی متفاوت از آن چیزی که فکر می کردیم ، بدل می شود. در این فیلم رابرت دنیرو بر نوع نگاه ، نوع ادا کردن دیالوگ ها و نوع حرکت دستها کار کرده و تراویس بیکن را به خوبی به تصویر کشیده.
باید توجه داشت منحصر به فرد بودن یک نقش ، تنها به کاراکتری که فیلم نامه نویس با ویژگی های خاصی که برای آن نقش در نظر می گیرد ، خلق نمی شود ، بلکه یک بازیگر خوب می تواند ، حتی یک کاراکتر معمولی و کلیشه ای را منحصر به فرد کند و به آن تازگی و سرزندگی ببخشد. در واقع بازیگران با استعداد و خلاق ، بازیگرانی هستند که در این کار ، موفقند. آنها می توانند به عمق شخصیتی که قرار است نقش آن را بازی کنند فرو روند و سپس از این شخصیت ، رفتارها و ویژگی های خاصی را به نمایش بگذارند.
ژانر و فرم فیلم
بازیگری ، مثل همه عناصر فیلم ، گستره نامحدودی از امکانات کاملا مشخص در خود دارد. بازیگری را نمی توان بر اساس یک معیار عام ، جدا از بافت عینی و بصری فرم فیلم ارزیابی کرد. این به این معنا است که اگر سر و وضع و رفتار و حالات بازیگر به صورتی است که به کارکرد کاراکتر او در بافت فیلم ، می خورد ، بازی او خوب است.
در یک فیلم فانتزی ، از بازیگر خواسته نمی شود که بازی رئالیستی از خود ارائه دهد ، بلکه برعکس او باید بازی سبک پردازی شده ای از خود به نمایش بگذارد که در آن حرکت ها و ژست ها حالت معمولی ندارند و حرکت اعضای چهره به صورتی غلو شده به نظر می آیند.
شغل بازيگري

۱۵-۱۰-۱۳۹۰ ۱۱:۰۳ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط نیاز

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان