تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سیندرلای ایرانی

نویسنده پیام
  • آیسا
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 215
  • تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
  • اعتبار: 13
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:کتاب خوانی
  • محل سکونت:تبریز
  • سپاس ها 228
    سپاس شده 314 بار در 142 ارسال
  • امتیاز کاربر: 904$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
سیندرلای ایرانی
سیندرلای ایرانی
یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبودنبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگلهسیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتونخیلی خوشگل بود . سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاشکه اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شدباید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلاپارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیکتوت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده یگامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامیصغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله کهبدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بودو خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفتمامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنتچیه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه یگل پرپر می شم .....مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ،شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ ....... شاهزاده : هنوز نمی دونمولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ...... مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تایه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزادهدیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کردهو امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترایشهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکهمهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا وزری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم بهتخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یهتیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یهفرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلویروش ظاهر شد ....سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره میگیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشممیرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا همماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوریبرم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ،پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند توانباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلاگفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیاسوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوبجادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو بهپرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتمامتحان بدم...... فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدامکنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت باافسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........ سیندرلا : آبروم می ره....... فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو براتبیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصهگاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتیرسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!! شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ،جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند وداشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بیچاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمشبه سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوندو با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو میگیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزوداشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید وبه مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سرعروس یالا ... داماد و ببوس یالا ... سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید وقند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با همازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی درکنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند . موفق باشی .... خدانگهدار
ما از لیلی شدن بیمی نداریم ولی مجنون شدن کار شما نیستIdont

۲۰-۸-۱۳۹۰ ۰۹:۵۳ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer ، ♔ αϻἰг κнаη ♔ ، arezoo ، soheil ، گلچین جاویددوست

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  عادت های عجیب بعضی ایرانی ها !!! سکوت تلخ 1 105 ۲۹-۹-۱۳۹۳ ۰۴:۴۱ عصر
آخرین ارسال: Mahrad
  آیا به ایرانی بودنت افتخار میکنی؟ سکوت تلخ 5 116 ۱۵-۴-۱۳۹۳ ۰۸:۱۱ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  سیر تیپ زدن مردان ایرانی در صد سال اخیر Sunflower 3 960 ۶-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۳۷ صبح
آخرین ارسال: Sunflower
  عکسی از بانوان پلیس ایرانی سال ۱۹۷۰ ندای بهار 2 337 ۵-۵-۱۳۹۱ ۱۰:۰۸ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  شاخص ترین ویژگی های پسرهای ایرانی ≈fatemeh≈ 9 354 ۳۱-۴-۱۳۹۱ ۰۷:۳۷ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو
  سواری از ایرانی جماعت.چرا؟ گلچین جاویددوست 0 169 ۲۱-۳-۱۳۹۱ ۱۲:۳۵ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  درد یک ایرانی گلچین جاویددوست 1 189 ۲۰-۳-۱۳۹۱ ۰۹:۳۲ عصر
آخرین ارسال: ندای بهار
  یه دختر ایرانی باید اینطوری باشه+عکس گلچین جاویددوست 1 339 ۱۳-۳-۱۳۹۱ ۱۰:۵۴ صبح
آخرین ارسال: Sunflower
  ماجرای دانشجوی ایرانی در پاریس (ماه محرم) گلچین جاویددوست 0 209 ۲-۳-۱۳۹۱ ۱۱:۱۵ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  29 بهمن(روز عشاق ایرانی) گلچین جاویددوست 1 167 ۲۹-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۱۸ عصر
آخرین ارسال: ندای بهار

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان