تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سکه ی دریک

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
سکه ی دریک
سكه دريك


دريك يا زريك به معني زرين سكه است. به اعتقاد يونانيان باستان اصطلاح دريك از نام داريوش كه خود را مخترع اين سكه مي دانست گرفته شده است. هرودوت اولين مورخ يوناني است كه از پول طلاي داريوش نام برده و خالص بودن فلز آن را ستايش كرده است. پس از يك تجزيه شيميايي آشكار شد كه فلز دريك فقط سه درصد آلياژ طبيعي دارد. توسيديد مورخ يوناني معاصر اردشير اول و داريوش دوم هخامنشي نيز از سكه زرين داريوش با عنوان استتر(استير) نام برده است (استتر دريكوس با وزن ۴۲/۸).
از سوي ديگر، به نظر محققان معاصر اصطلاح يوناني دريك مي تواند به پارسي قديم برگشت داده شود.
(dari- «golden» ) قديمي ترين نظريه درمورد دريك در كتيبه محاسبه حسابهاي سال (۸-۴۲۹ ق.م) كاهنه هاي مسئول نظارت گنجينه معبد پارتنون آتن و ديگر خدايان آتن يافت شده است. از آنجايي كه دريك تنها سكه رايج زمان خود بود در ميان يونانيان اين اصطلاح براي هر نوع سكه طلا بكار برده مي شد. به عنوان مثال استاتر جذب شده توسط فيليپ نيز دريك ناميده مي شد.(dareikoiphilippeioi )
وزن «دريك» جديد از شكل(shekele) بين النهرين گرفته شده است. (imina:ca.504gr ,1/۶۰ mina: 8/۴۰gr بنابراين داريوش تدبيري انديشيد كه پولهاي او داراي وزني باشد كه مورد قبول شهرهاي بازرگاني ايوني واقع شود، البته وزن دريك (gr 8/۴) قدري بيشتر از سكه هايكرزوس بود كه ۱۷/۸ گرم وزن داشت.
«دريك» به طور قطع اولين سكه ايراني است كه از حيث وزن، نوع و سبك شكل چهارگوش آن به سكه هاي كرزوس شباهتي ندارد (سرشير و دايره) و از سكه هاي ليدي سنگين تر و خالص تر است. سكه هاي هخامنشي فاقد تاريخ مي باشد ولي در روي بعضي از سكه هاي نقره به وسيله چند خط موازي عمودي تعداد سالهاي حكومت شاه مشخص شده است.
سكه هاي طلا محدود بود چون طلا را بيشتر به طور شمش در خزائن نگاه مي داشتند؛ سكه هاي دريك و ساير سكه هاي هخامنشي نسبت به سكه هاي اشكاني و ساساني كمتر به دست آمده است چون اصولاً مسكوكات پس از انقراض يك سلسله و روي كارآمدن سلسله جديد ذوب و از فلز آن براي ضرب سكه حكومت جديد استفاده مي شد و يكي از دلايل كمياب بودن سكه هاي هخامنشي همين مهم است.
نخستين سكه دريك شايد حدود ۵۱۴ قبل از ميلاد و كمي بعد از آغاز بناي تخت جمشيد ضرب شده باشد. زيرا در لوحه هاي طلا و نقره مكشوفه در صندوق سنگيني در گوشه تالار آپادان هشت عدد سكه ليدي و چهار عدد سكه نقره يوناني يافت شده است. در حالي كه اگر سكه دريك زده شده بود لزومي نداشت سكه ليدي كه سكه يك كشور پادشاهي هخامنشي بود گذاشته شود.
بنابراين در اين زمان داريوش هنوز اقدام به ضرب دريك و شكل نكرده بود. طبق مطالعات جديد مايكل ويكرس تاريخ انتشار اولين سكه با نقش كماندار شاهي پس از ۴۹۰ قبل از ميلاد است.
دريك و شكل هر دو به شكل عدسي و از فلزي ضخيم بيضي شكل پشت و رو مسطح است. در روي سكه اين نقش به چشم مي خورد: شاه شاهان ايستاده و تاج كنگره داري بر سر دارد، تاج مشخصه اي است كه او را از ساير ساتراپهاي تابعه ممتاز مي كند؛ با زانوي خميده كه زانوي راست او به سمت جلو و پاي چپ به طرف عقب متمايل است و كمان و نيزه اي كه انتهاي آن به گويي نقره اي منتهي مي شود. يك تيردان مملو از تير در پشت شاه ديده مي شود. يونانيان با در نظرگرفتن خصوصيات دريك بدان نام عمومي كماندار دادند (قرن ۵ قبل از ميلاد) لباس شاه عبارت از ردايي با چينهاي زيادي كه در روي بازوها و سراسر اندام خورده است.
اين ردا كه زانوي چپ او خالي گذاشته شده است با يك حاشيه مضرس از شرابه هاي مدور زينت شده است. لباس به وسيله كمربندي بدور كمر بسته شده است و تنها در روي سكه هاي شكل و گاهي به ندرت در روي دريكها شاه خنجري به جاي نيزه در دست راست دارد.
دريكهاي كميابي وجود دارد كه شاه را در حال چرخاندن شمشير نشان مي دهد و يا وي به زانو نشسته و به تيراندازي مشغول است. پشت سكه دريك به استثناء موارد خاص از فرورفتگي هاي چهارگوش و گود و ناهمواريهاي غيرمنظم روي تمام سطح سكه پوشيده شده است. فرورفتگي هاي نقوش و خطوط زماني به طرف طول و گاهي به سوي عرض سكه متمايل مي باشد. سطح مقعر مربع و يا مستطيل كه در پشت سكه هاي اوليه مشاهده مي شود نشانه قسمت برجسته سندان بوده است كه فلز عدسي شكل در روي آن براي جلوگيري از لغزيدن در زماني كه چكش به آن اصابت مي كرد گذاشته مي شد. جانشين داريوش، خشايارشا به نوبه خود سكه دريك را ضرب كرد. او سعي نكرد بيشتر از پدرش در ويژگي هاي هنري دريك تغييري به وجود آورد و ما همان نقش كماندار را در روي قطعات سكه مشاهده مي كنيم.
در پشت بيضي شكل سكه نيز يك فرورفتگي وجود دارد كه چهارگوش تو خالي ناميده مي شود و براي آسان تر كردن ميزان درجه ضرب سكه موثر است. در نتيجه در شكل، وزن و عيار سكه طلاي دريك از زمان داريوش كبير تا داريوش سوم يعني مدت نزديك دو قرن تغيير محسوسي حاصل نشده است. در اواخر دوران پادشاهي هخامنشيان سكه هاي دو دريكي به وزن ۶۵/۱۶ گرم به وجود آمد. بر روي اين سكه ها نقش شيارهاي مواج، نقش دو هلال و يا نقش قسمت جلوي كشتي ديده مي شود. ضرب دريكها با سقوط امپراطوري هخامنشيان در سال ۳۰۳ قبل از ميلاد متوقف مي شود.
تغيير تصوير روي سكه هاي هخامنشي كاملاً مورد قبول واقع نشده است. اخيراً بحث شده است توسط ديويداسترونچ كه اين تصوير از آن امپراطور، قهرمان شاهي يا تجسم خداي ويژه است. اين تصوير همانند، نيز در شاخه هاي ديگر هنر هخامنشي با يك استثناء در مورد مهر متقاعد كننده نيست و عناصر تركيب بندي شديداً در سنت ايران باستان ثابت مي شود.
شكل (shekel)
اما سكه ديگري كه در اين دوره ضرب آن آغاز و سپس در سراسر امپراطوري رواج مي يابد شكل مي باشد. داريوش تقارن ضرب سكه استاتر از طلاي خالص به نام خود سكه ديگري از نقره به همان شكل دريك و متناسب با آن به وجود آورد. درخم با وزن ۶۰/۵ گرم كه به تدريج تحت عنوان شكل يا سيكل رايج و مورد مطالعه عمومي قرار گرفت و اين همان نامي است كه مورخان آن را به نام درخم ايران و يا دريك نقره مي نامند. وزن شكل نقره بر پايه استاترنقره كرزوس ادامه داده شد. (۱۰.۴۵-۹۲gr) و ضرب نصف شكل (ca.۵.۵gr) نوع شكل در مدت يك قرن بدون هيچ گونه تغييري باقي مي ماند در حالي كه كماندار در زمان خشايارشا دوم (مئه لون) يا به كلي از ميان رفت يا در وضع آن تغييرات زيادي پديد آمد. به جاي يك كماندار كه در دست كماني و در دست ديگر نيزه اي داشت از اين زمان به بعد در روي شكلها كماندار مانند هرالكس در سكه هاي تازوس در حال تيرانداختن مشاهده مي شود.
در روي بسياري از دودريكها و بطور نادر در روي دريكها علامات و حروف رمز يا الفباي يوناني مشاهده مي شود كه مطالعه آنها براي طبقه بندي زماني و يا تشخيص نوع سكه ها اهميت شاياني دارد. اين علامات و حروف رمز اولين بار در سكه هاي كيليكيه و يا حتي آنهايي كه داراي خطوط آرامي هستند مشاهده شده است. در اثر آزادي دادن شاهنشاهان هخامنشي به حكام و ساتراپها و سلاطين تابعه و تحت الحمايه خط محلي در روي سكه ها به كار برده مي شده است. خط يوناني بر سكه هاي شهرهاي آسياي صغير و مستعمره هاي يوناني به چشم مي خورد. بيشتر سكه هاي فرمانروايان كه به سكه هاي ساتراپي معروف است به خط آرامي مي باشد كه در آن زمان معمول بوده و بطور عادي در ايران رواج داشت؛ زيرا خط ميخي مخصوص نوشته ها و كتيبه هاي دربار شاهي بود و بر روي سكه ها به كار نرفته است.
در مورد محل ضرب سكه هاي هخامنشي مشكل اصلي شناختن مكانهاي مختلف ضرب سكه تنها با مقايسه يافته هاي جديد متمركز شده و سر سكه هاي تاريخدار و مطالعه شده حل مي شود. با اين حال بطور يقين ساردس مكان يك ضرابخانه بزرگ در اداره كل هخامنشي براي تمام آسيايي صغير بود. شهري كه قبلاً نخستين سكه هاي شاهان ليدي ضرب مي شد و سپس به وسيله هخامنشيان آماده بكار نگهداشته شد.
بنابراين مي توان چنين عنوان كرد كه دريكها و دو دريكها و شكلها و برخي از سكه هاي نقره كه به وسيله ساتراپها و سلسله هاي تابعه ضرب شده اند، عموماً داراي نقش كماندار پارس يا تصوير شاهي كه با شير مي جنگد و يا در گردونه خود ايستاده است، هستند. در بعضي از انواع سكه ها تصاويري شبيه به شاهنشاهان مختلف هخامنشي از زمان داريوش اول تا داريوش سوم مشاهده مي شود. سكه هاي داريوش از نظر سبك بهترين سكه هاست. داريوش داراي ريشي است كه در روي سينه او گسترده شده، بيني او كشيده و منظم است. موهاي او در پشت سرش گره خورده و تاج او قدري برآمده و به پنج كنگره زينت شده است.
سکه ی دریک

۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان