تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سکه و تاریخچه ی ان2

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 426
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
سکه و تاریخچه ی ان2
داريوش اول :

در ميانپادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافتهباشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانستكه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزنها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي ازاين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة 118 اينچ استو نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد .

بعضي تصوركرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوشبي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم دريك در ايران رواج داد . اين سكة طلا از سكة طلاي كرزوس كه در ليدي زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اينسكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكة هاي نقره 6/5 بود، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلثبوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالك تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوقساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كمسكه مي زدند و در مجموع پول مسكوك در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همينجهت عدة دريك هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است .
ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكة نقرهكم ارزش و مس برنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه هاي مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكة طلا فقط هماندريك بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روي سكه هاي هخامنشي تاريخ نيست اما ازصورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباًمعين كرد . حدس مي زنند كه اولين سكةداريوش در سال 516 ق . م زده شده است .

بر يك طرف دريكها صورت تيراندازي ازپاريس است كه يك زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم در يكيخيلي كم به دست آمده است . از نوشته هاي مورخين يوناني معلوم است كه طلا و نقره رادر خزانة شاهان غالباً به صورت شمش حفظ مي كردند و هر زمان كه لازم مي شد ، شمش رابه صورت مسكوك در مي آورند .در دورة هخامنشي پاية پول بر طلا بود ، و خود دريك همبه معناي طلايي ( زريك ) است . از ضرابخانه هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي سكههاي نقره در مستعمرات يوناني ، آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد .
داريوش نسبت به سكه ها و بدون غشبودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكممصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حقزدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد ، زيرا اومي خواست كاري كرده باشد كه هيچ يك از سلاطين قبل از او نكرده باشند .

داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا ( دريك ) و پول نقره شكل هميشه يكاندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقررغش نمي زدند . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنياي قديم بود و مورداعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كهضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند، به شدت برخورد مي كرد ، نمونة آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت .
داريوش نوع سكه ها را براي جانشينانخود معين كرد . روي سكه شاه لاغر با ريش ، در حالت نيم دوان ، نيم خم شده است . اوجامة شاهانه بر سرش كه كمي خم شده تاج جنگي است . در دست راستش نيزه اي با ته حكفتكه نوك آن پايين است . از روي شانة راستش چسبيده ؛ روي شانة چپش تركشي است ، و دردست چپش كمان زه داري است . به اين سكه ها نام كمانگير داده بودند .

بعد ها در نوع ديگري از اينسكه ها يك خنجر كوتاه آخته افزوده شد . مانند سكه هاي كهن تر ليدي ، پشت آنها فقطچهار گوش جاي مهر را دارد ؛ سكه هاي سيمين فقط نشان جاي ابزار مهر را دارد . ازمقدار هنگفت فلزهاي گرانبها كه همچو باج دريافت مي شد ، فقط مقدار كمي را سكه ميزدند ، و ماندة آن را به صورت شمش اندوخته مي شد .

به همين دليل بهنگامي كهاسكندر خزانه هاي شوش را تصرف مي كند با مقدار زيادي شمش روبرو مي شود . در بين سكههاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، دريك روي سكه هاشاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش كبير بعضي ازممانك و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكهبه خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خطآرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت .
اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي وخارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيزكمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد . بر روي سكه هايداريوش نقش يك كماندار پارسي كه همان پادشاه بود حك مي شد . از آن پس يونانيها بهدريك نام عمومي كماندار را دادند . چنانچه اژه زيلاس فرمانده اسپارت گفت كه مرادههزار كماندار پارسي بيرون مي كنند كه منظور كمانداران بود كه روي سكه هاي طلا نقشبسته بودند . سكه هاي نقره داريوش شِكِل بود و يونانيها آن را دراخما نام نهادند .

در زمان خشايارشا دو سوم مزد را جنس و يك سوم را با سكه پرداخت مي كردند وبدين ترتيب پس از تقريباً نيم قرن از ضرب اولين سكه ، پول توانست جاي خود را درمعاملات گوناگون باز كند .

همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايدسريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانكها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي براي بانكها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . درزمان هخامنشيان بانكهاي خصوصي تأسيس شد .شاهان هخامنشي خراج را به شكل زيرانبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود ازكوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، بامقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد .

دربارة خراج در زمانكوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خودرا به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيلةهخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروزئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اينترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .

سكه هاي خشايارشا :

نقشمهمولي سكه هاي شاهنشاهي ، اختلاف تصوير اين شاهنشاه با تصوير داريوش اول به واسطةبزرگي سرو بر جستگي گونه و ريش بلند و نوك تيز واضح است . پشت سكه فرورفتگي نا منظمو مستطيلي شكل مي باشد . شِكِل ( نقره ) به وزن 55/5 و دريك خشايار شا به همين طرحو به وزن 40/8 گرم است


سكه هاي اردشير اول :

سكههاي اردشير اول با جزئيات كمي نسبت به سكه هاي پدرش خشايار شا اختلاف مختصري دارد . روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، تاج كمي بلندتر از تاج خشايار شاو ريش مرتبو مستقيم تا روي سنه آمده است . و موهاي سر در پشت گردن برگشته و انبوه مي باشد . پشت سكه فرورفتگي نا منظم در وسط دارد ، ( نقره ) به وزن 5 گرم مي باشد .


سكه هاي داريوش دوم :

رويسكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ داريوش دوم با ريش مجعد و در همو موهايترك ، ترك كه در پشت گردن به موازات هم ريخته شده است و بر روي سر وي تاج بلند بادندانه نوك تيز قرار دارد و قيافة او شكسته و پير است . پشت سكه مانند سكه هاياردشير است .


سكه هاي اردشير دوم :

« برايتميز دادن سكه هاي اردشير دوم و صحت تشخيص آنها بهترين وسيله مقايسه آنهاست با سكههاي سلاطين تابع يا ساتراپهاي آن دوره است . چنانچه از روي سكه هاي شاه صيداتيسافرنساتراپ سارد ( كه در يك طرف سكه تصوير اين پادشاه منقوش است ) مي توان سكه هاياردشير دوم را به خوبي تشخيص داد و تنظيم كرد . روي سكه نقش معمول سكه هاي شاهنشاهياست ، نيم رخ اردشير دوم با تاج كوتاه و موهاي جمع شده در پشت گردن ، برخلاف معمولسكه اي از اردشير بدست آمده است كه در حال كشيدن كمان است . پشت سكه به شكل مربع وداراي كنده كاري نا منظم مي باشد.

سكه هاي اردشير سوم :

« نقشمعمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ اردشير با ريش بلند و نوك تيز با موهاي پر پشت كهگوشها و پشت گردن را به خوبي پوشانده است و تشخيص سكه هاي اين شاهنشاه با مقايسةسكه هاي سلاطين ممالك تابع مثل اواگوراس دوم كه در يك طرف سكه نقش اردشير سوم باشد، بسيار سهول است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم دارد . سكه اي از اين پادشاه مكوجوداست كه به جاي آنكه مانند معمول نيزه به دست داشته باشد دستش را بلند كرده است .

سكه هاي داريوش سوم :

اينشاهنشاه علاوه بر دريك و شِكِل ، دو دريكي و نيم در يكي نيز سكه زده است و نقش رويسكه بيشتر به وضع معمولي مي باشد . گاهي كماندار كه شخص شاهنشاه است ، به جاي نيزهخنجر به دست گرفته است . در پشت سكه براي نخستين بار به جاي مربع فرورفته نا منظمدو هلال و برجستگي هاي موجي شكل يا قسمتي از بدنة كشتي نفر گرديده است . سكه هاياين شاهنشاه پس از انقراض امپراطوري هختامنشي نيز رايج بوده و مانند مظهر مليتايران تا مدتي ضرب آنها ادامه داشته است .

اسكندر :

در گذشته چنين ميپنداشتند كه اسكندر در يكسان كردن پولهاي سراسر شاهنشاهي خويش با برابر ساختن ميزانزر و سيم بر پاية سكه هاي آتنا كوشش به جاي آورده باشد . به جاي آورده باشد شايد ميخواست ستاتر زر را كه برابر با 20 درخم بود به جاي دريك تثبيت كند .
منتهانسبت سيم به زر را به جاي هخامنشي بر پايه 1 : 10 قرار دهد .

اين پندار كهنرا مي توان زد كه از آنجا كه اسكندر نه مي توانست يك چنين يكنواختي در شاهنشاهيخويش پديدار كند و نه چنين كاري را كرد . كار گاههاي درم زني گذشته همچنان به كارادامه دادند و خزانه داري كشور همچنان كه دوران هخامنشي بود بر جاي ماند .

پول و سكه هاي نقره در سراسر دنياي هلني وضع اقتصادي را دگرگون ساخته بودبه طوري كه ازدياد پول باعث تورم شده بود . ارزش طلا و نقره تقليل پيدا كرد و بهطوري كه نوشته اند در عصر سلوكوس اول طلاهايي كه
در اثر فتوحات از ايرانخارج شده بود ، بعداً به علت رونق تجارت به ايران بازگشت و مواد اوليه مانند چوب وفلزات كه ايران و هند از تهيه كنندگان آن بودند بسيار مورد تقاضا بود و مبادلاتبيشتر شامل اشياء از جمله احجاركريمه و جواهر و ادويه و داروهايي كه از هند تا حدودبرتاني ( در مغرب فرانسه ) صادر مي شد بودند .

بازرگاني حيات اقتصادي يونانرا تشكيل مي داد . بازرگاني بود كه ثروتهاي زياد در شهرهاي بزرگ بوجود آورد و جمعيتروز افزون شهرها را اشتغال به كار مي داد . نقل و انتقال پول ديگر ، اكنون كاملاًجاي معاملة جنس را كه چهار صد سال پس از ضرب اولين سكه رواج داشت گرفته بود . بانكدارها به دولت و مردم اعتبار مي دادند .

در زمان حكمومت سلوكيان سكههاي نقره در بابل ضرب مي شد و در بازار مبادله مي گشت. زماني كه سكه هاي نقره جهتنيازهاي نظامي در نبرد عليه سوريه مورد استفاده قرار گرفت و سكه هاي نقره را ازبابل خارج كردند .

سكه هاي مسي رواج يافت . از دوران سلوكوس اول يك سكةنقرة 4 درهمي به دست آمده كه بر روي آن فيلي را نشان مي دهد كه احتمالاً از جملهفيلهايي بوده كهچاندرا گوپا از خاندان موياها به وي هديه كرده است . دربارة ايجادپادشاهي باختر در عهد سلوكي اطلاعاتي به كمك سكه ها باقيمانده ، از اين دوره به دستآمده است. اين سكه ها از چهل فرمانروايييوناني است كه در باختر و يا شمال غربي هندحكموت مي كردند . در واقع سكه شناسان تاريخ دودمانهاي اين سامان را از روي سكه هايمذكور باسازي كرده اند .

هنگامي كه اسكندر ، جانشين پدرش گرديد ، خزانةمقدوني عبارت بود از شصت تالان مسكوكات نقره و چند جام طلا و نقره . حال آنكه قرضپادشاه مذكور به پانصد تالان بالغ مي گشت . فقر خزانه بدليل لشكركشي هاي فيليپ بود، زيرا آنچه را به دست مي آورد خرج لشكركشي مي كرد . خود اسكندر هم بعد از فوت پدربراي حمله به ايران ناچار به قرض شد و هشتصد تالان قرض كرد .

البته اين فقرمالي ديري نپائيد و با تصرف ايران و خزانه هاي بابل و شوش و تخت جمشيد اسكندر ثروتزيادي بدست آورد .فتوحات اسكندر در ايران موجب متوقف شدن كار ضرابخانه ها نگرديد،وآنها همچنان به كار خود ادامه مي دادند .

« سكه هاي اسكندر بدين طرح ميباشند : استاتر طلا كه در يك طرف آن تصوير اسكندر به وضع آتنا با كلاه خود به چشممي خورد و در طرف ديگر الهة فتح با بالهاي گشاده ايستاده است . چهار درهمي هايمعروف كه تصوير نيم تنة اسكندر به طرز هراكلس كه كلاهي از پوست شير نمد به سر دارد، بر روي آنها نقش شده است و در پشت سكه زئوس بر روي تخت نشسته وعصاي قدرت و سلطنت مطلق را به دست گرفته است و نام اسكندر به خط يوناني در كنار سكهاست ».

سكه هاي اشكاني :

به طور كلي اسناد و مدارك زمان اشكاني بسيار اندك است . سكه هاي سلاطين اوليهاشكاني تنها معرف نام و لقب پادشاه است . همين امر تطبيق سكه هاي دوران اشكاني رادچار اشكال كرده است . از اوايل قرن اول قبل از ميلاد نام شخص در روي سكه ها نقشگرديد و از سال 137 قبل از ميلاد سكه ها را با قيد تاريخ كه مبدأ آن سال 1312 قبلاز ميلاد يعني تأسيس سلسلة سلوكيها بود ضرب مي كردند . از زمان سلطنت بلاش اول (57ـ 51) م بتدريج براي نوشتن روي سكه ها از الفباي آرامي به جاي يوناني استفاده كردند .

اساس پول دولت پارت بر نقره بوده است كه تقليدي از پول سلوكيان شمرده ميشود ولي از قرن دوم پيش از ميلاد ايشان مبناي مستقلي براي پول خود ايجاد كردند ولياز لحاظ تسهيل تجارت و داد و ستد و خويش با روم ، پول خود را از حيث وزن با دينارروحي برابر ساختند . در آن زمان تاريخ سكه هاي پادشاهان پارت از مبدأ عهد سلوكياناحتساب شده و نوشته هاي آنها به يوناني بوده است . در قرن اول ميلادي نوشته هايپارتي (آرامي) بر سكه هاي پارتي پديد آمد و در عين حال جنس فلز سكه ها به بديگرائيد و از وزن آنها كاسته شد . برخي پادشاهيهاي كوچك و تابع نيز به نام خود سكهضرب مي كردند .

« در روزهاي خيزش پارتيان در سال 238 ق . م پولي كه در بخششمالي ايران در گردش بود ، همانند پول بقية امپراتوري سلوكي بود . اما سكه خانه هايباكتريا و هكاتوم پوليس رفته رفته ترجيح مي دادند كه در ناحية آنها دراخم رواج يابد، در صورتي كه ميان پادشاهيهاي انتيوخوس يكم و سوم در اكباتان سكه اي با اين جنس وواحد ضرب نمي كردند و در عوض بر زدن سكه هاي چهار عرضي بيشتر تأكيد مي رفته است . وزن استانده اي كه براي سكه ها در نظر مي گرفتند برگرفته از نظام آتيك بود چنانچهدر سدة سوم پيش از ميلاد وزن دراخمها به حدود 4 گرم رسيد . نقش رسمي روي اين سكههاي سلوكي تصوير بر پادشاه بود كه پشت سكه نيمرخ چپ آپالون را نشان مي دهد كه برقبة سپر نشسته و كماني در دست دارد . بيشترين سكه هاي پارتي كه اكنون موجود است ازگنجينه اي در دورة اترك كه در باختر بجنورد قرار دارد بدست آمده است . فرسوده ترينسكه ها و بنابراين نخستين گروه از سكه هاي پارتي نيم رخ راست سري بدون ريش را رويسكه نشان مي دهد كه با شلقي بر آن نهاده است و بر پشت آن طرف چپ تيراندازي در جامعةمهرانشينان نقش گرديده كه بر پايه اي نشسته و كماني بدست گرفته است . طرح و ساختماناين سكه ها (پارتي) از سرمشق هلينستي كان و بيش پيروي مي كند » .

سكه هاي مهرداد اول :

بعد از شكستآنتيوخوس در مغنسيا حدود 190 ق . م زنجيرهايي كه يونانيان بر دست و پاي پارت بستهبودند سست شد و امكان به گردش درآمدن پولي مستقل براي پارت فراهم شد . مهرداد يكمكه در حدود سال 171 ق . م بر تخت نشست عامل اصلي گسترش سياسي پارت بود . سكه هاياين پادشاه در درجة اول تصوير چهره اي بدون ريش كه با شلقي بر سر دارد نقش شده كهتقليدي از سكه هاي سابق است ، اما بعدها نيم تنه اي با آرايش مشابه جانشين آن ميشود . و در پشت سكه تيراندازي بر سپرآپولون نشسته نه بر روي چهارپايه.



اكباتان در سال 148 ق . م بدست اشكانيان افتاد ، اما همينكهسكه خانة با اهميت اين شهر به دست مهرداد افتاد از تسهيلات آن بهره مند گرديد . شمار زيادي سكة برنزي ضرب گرديد . سرانجام سال 140 ق . م نيروهاي پارتي بين النهرينرا با شهر معروف آن سلوكية كران دجله به تصرف درآوردند . در اينجا نيز سكه هايمهرداد مستقيماً از سكه هاي پادشاهاني كه به تازگي بيرون رانده شده بودند تقليد ميكنند .



فرهاد دوم :

نخستين سكه هايفرهاد دوم پسر جوان مهرداد ظاهراً در سكه خانه شوش در الومايي زده شد . چهاردراخميها بالاخص (با طرح آپولون خداي موسيقي يونانكه بر قبة سبز نشسته بر پشت سكه) دقيقاً از سبك سكههاي كمنس***س پادشاه محلي پيروي مي كنند . بخش عمده سكه هاي فرهاد ، دراخما ، سكههاي سيمين و برنزي هستند كه در ايران زده مي شدند . تصوير روي سكه تنها ريش كوتاهيدارد و تيرانداز پشت آن داراي نوشته « شاه بزرگ ارشك ، پدر خدا است كه لقب اخير بهرساندن مهرداد به مرتبة خدايي اشاره دارد » . يك نوآوري حضور نام سكه خانه ها برپشت سكه هاست . سكه خانه اصلي اكباتان بي گمان در پيروي از رسم سلوكيان از ايننشانه ها چشم پوشيده يك دراخم كه شايد در اين شهر ضرب گرديد . دوست دار پدر راجانشين پدر خدا مي كند . مقران 13 ق . م انتيوخوس هفتم به بين النهرين تاخت ، اماسرانجام شكست يافت و در سلوكيه سكه هايي كه ويژگي سبك يوناني را داشتند به افتخارپيروزي فرهاد ضرب گرديد . فرهاد دوم در جنگ با صحرانشينان كشته شد . هوسپا يوسينپادشاه خاراسن از گرفتاري اشكانيان در مرزهاي خاوري استفاده كرد و به بين النهرينتاخت ، اوليايي سكه خانة سلوكيه كه سرگردان بودند ، كه چه كسي را به رسميت بشناسد ،سكه هايي با تصوير مهرداد يكم ضرب كردند ، كه مدتها پيش در گذشته بود و بدين وسيلهوقت كشي مي كردند .

مهرداد دوم :

مهرداد دوم فردي ممتاز و لايق و مدبر بود . او كه لقب كبير دارد ، خود را بر روي سكه هايش به يوناني تئوپاتور(پدرخدا) مي نامد ، اين پادشاه با وجود برخورد با مشكلات فراوان و وضع آشفته اي كه شاهنشاهي پارت داشت . توانست از لحاظ مختلف از حمله سركوبي قبايل و مغلوب ساختن سكاها و انعقاد معاهده با امپراتور چين و سامان دادن به وضع ارمنستان و به اطاعت واداشتن فرمانروايان يوناني باختر ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني مي كند

سكه هاي مهرداد دوم :

ازمهرداد دوم سكه هاي متنوعي باقي مانده است كه از لحاظ تزئينات و نوع تاج با همتفاوت دارند . در يكي موهاي سر او لوله شده و از روي پيشاي شروع و پشت سر ختمگرديده است . و به جاي تاج نوار ساده اي به سر بسته كه در پشت سرآويزان است . درنوع دوم موها به زير تاجي گرد كه با دو زبانه گوشها را پوشانيده ، قرار گرفته است ،و تاج از سه رديف مرواريد و گلي به طرح ستاره تزئين شده است . بر روي سكة مهردادالقاب مختلفي مانند اپي فانوس (نامي) اورگت (نيكوكار) و دكايو (دادگر) به كار رفتهاست . همچنين بر روي بعضي از درهم ها به جاي كلمة شاه ، شاهنشاه به كار رفته است .

بر مسكوكات اشكاني علامت شهري كه سكه زده شده ، مشخص است ، از اين طريق ميتوان فهميد چه شهرهايي ضرابخانه داشته اند . بر سكه هاي پراتي علاوه بر زمان و خطيوناني ، ندرتاً حروف آرامي هم مشاهده مي شود .

نوشته هاي يوناني روي سكهها در اوايل حكومت پارت خوب است ولي از اواسط آن و اواخر اين حكومت نوشته ها ضرابمي شود . علت آن است كه چون ضرابخانه هاي جديد زده شد كه استادان آنها غيريونانيبودند ، چون زبان يوناني را بلد نبودند ، از سكه هاي يوناني تقليد كردند ، با بهتراست گفته شود نوشته هاي آنها را تقليد مي كردند . محققين اين نوع سكه ها را مسكوكاتشده اند بربري مي گويند .

سكه هايي كه از مهرداد دوم باقي مانده او راداراي چشمهايي درشت ، بيني بزرگ روحي و كلاه مرواريد دوخته با نيم تاجي به صورتاشعة خورشيد بر سر دارد . لقب او بر روي سكه هايش « تئوپاتور » يعني پسر خدا و « نيكاتور » يعني فاتح آمده است.

سنتروك :

سنتروك در سن 80سالگي به پادشاهي رسيد و گمان مي رود وي برادر اشك ششم مهرداد اول باشد . بر رويسكه ها تصوير وي با ريش پر و سبيل بلند و قيافه اي نجيب مشاهده مي شود . تاج ويكلاهي است مدور كه از سه رديف با مرواريد تزئين شده بود . و در وسط آن قطعه جواهربه شكل ستاره نصب است . بر پشت سكه نقره است : شاه بزرگ ، دوستدار پدر

مهرداد سوم :

فرهاد سوم باتوطئه پيران خود ، مهرداد و اُرُدْ از سلطنت بر كنار و حتي بنا بر عقيده عده اي ازمورخين فرزندان ناخلف او را مسموم كردند . در بين دو پدر كش جنگ درگرفت و مهردادبرادر بزرگتر بر تخت نشست . ولي به دليل تندخويي و سخت گيري ، مورد نفرت قرار گرفت، و بزرگان ارد را به شاهي برداشتند .

از مهرداد سوم سكه هايي به اين شرحباقي مانده است . « روي سكه تصوير نيم رخ مهرداد كه به جاي تاج ، نواري بر رويقسمتي از پيشاني قرار دارد و موي سر بسته و از پشت سر گره خورده و آويزان است . موهاي مجعد روي گردن را گرفته و ريش مدور او نسبتاً كوتاه است . پشت سكه : اشك كمانبه دست بر تخت نشسته و اطراف او نوشته القاب قرار دارد » .

اُرُدْ اول :

بعد از مهردادسوم ، بزرگان اُرُد را به شاهي برداشتند ، دورة پادشاهي ارد يكي از مهمترين قسمتهايتاريخ پارت است . زيرا در اين زمان است كه جنگ معروف حران به وقوع مي پيوندد و شكستسهمگيني به دولت روم وارد مي شود. هنگامي كه پاكر فرزند ارد در جنگ با روميها كشتهشد ، ارد فرند ارشدش به نام فرهاد را جانشين خود كرد ، و خود از سلطنت استعفا داد ،ولي بدست پسرش فرهاد خفه گرديد و به قتل رسيد ، همانطور كه خود قبلاً پدرش را كشتهبود .

روي سكه : « تصوير نيم رخ و نيم تنة ارد ، با چشماني درشت و زيبا و بيني بلند ، سبيل و ريش پرو موهاي مجعد كه گردن وي را پوشانيده است . تاج ارد به صورت نواري زرين و مخصط درپشت سر گره خورده تا پشت شانه آويزان شده است . گاهي در زمينة سكه ، هلال ماه ياماه ستاره نقر است .
پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و دور نقش وي ، نوشتهالقاب ارد در هفت رديف قرار دارد ».



خصوصيات مسكوكات اشكاني :

باتوجه به اينكه پرداختن به تمام جزئيات مسكوكات شاهان اشكاني در اينجا نمي گنجدلذا به ذكر خلاصه ما بقي مي پردازيم .

به طور كلي مسكوكات اشكاني از نقره و مس بود.

سكه هاي نقره بر دو نوع بود :

1 ـ دراخم كه آن اصلاً پول يوناني بود
2 ـ چهاردراخمي كه حدود 4 گرم و گاهي كمتر وزن داشته است.

اين چهار دراخمي ها بادينار رومي برابري مي كرد . كلية سكه هاي اشكاني در قشنگي پست تر از سكه هاي ساسانياست . روي سكه ها صورت شاهان اشكاني است كه بر تخت نشسته و كماني به دست گرفته و زنآن را كشيده اند .
بعضي از سكه ها صورت ارباب انواع يوناني را داراست .
در دورةاشكاني پاية پول ايران بر نقره بوده است .

بر سكه هاي اشكاني شكل زن بندرتپيدا مي شود . نمونة آن سكه فرهاد پنجم است كه صورت ماد و اورا داراست . معمولاً برسكه سرشاه نقش شده ، اما سكه اي هم بدست آمده كه شاه را سوار بر اسب نشان مي دهد . از سكه هاي پارتي چنين برمي آيد كه آنها چيزهاي زيادي را از يوناني ها و سلوكيانتقليد كرده اند

--------------------------

سكه هاي ساساني :

دولتهايهخامنشي ، اشكاني و ساساني كه روي هم رفته بيش از هزار سال بر ايران حكومت كردندهمگي به ضرب سكه پرداختند . ولي سكه هاي ساساني داراي اهميت بيشتري است . زيرامنابع گرانبهايي از حيات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن دوران ارائه مي دهد . پيروزيهاي مهمي كه شاهپور اول در مقابله با روميها داشت ، در تاريخ آن زمان و اوضاعآن زمان داراي اهميت فراوان بود . به طوري كه شاهپور اول دستور داد نقش آنها را برروي صخره ها كنده كاري نموده ، ولي اين رويدادها بر روي سكه ها نقش بسته نشده علتآن اين است كه سكه براي ساسانيان عمدتاً يك وسيله اقتصادي بود .

نوشته هاي روي سكه ها :

نوشته هاي روي سكه هاي ساساني به خط پهلوي ساساني (فارسي ميانه) است . و دربعضي نوشته هاي رمزي مورد استفاده قرار گرفته است . بر روي سكه هموراه نام و لقبپادشاه ضرب مي گرديد . اما بعد از پادشاهي بهرام چهارم نوشته هاي پشت سكه تغييركرده و محل ضرب سكه و به دست دادن سال پادشاهي است . البته سكه هايي مع در مواردخاص ضرب مي شدند نوشته هاي ويژه اي داشتند . نوع نوشته ها تا روزگار بهرام گور (پنجم) يكسان است .

« مزدا پرست ، خدايگان ، شاهنشاه ايران كه از نسل يزداناست » از پادشاهي هرمز يكم تا پادشاهي شاهپور سوم گهگاه عبارت «وانيران» نيز واردآن عبارات مي شود .

پشت سكه عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرارگرفته است . پشت سكه هاي شاهان معلي فارسي در زمان سلوكي ها و اوايل پارتها نيز شكلآتشداني بوده است .

در روي سكه هاي ساساني ، نام شهرهايي كه سكه در آنجازده شده با علامت اقتصادي مشخص گرديده است . مثلاً « ست » علامت شهر استخر ـ رام : علامت شهر رامهرمز ـ دا : داراب گرد و غيره . سكه هاي ساساني در زمان خسرو اول بهحد اعلاي بزرگي رسيده بود .

سكه خانه ها :

از همان آغازحكومت ساساني ، حكومت مركزي در كار سكه زني نظارت دقيقي مي كرده است . در آنجاحكومت ساساني سه سكه خانه بيشتر نبوده است . ولي در زمان شاپور دوم و با سفرهايجنگي او سكه خانه هاي جنگ نيز بوجود آمدند . كه يكي از آنها در افغانستان كنوني بود . ساسانيان هنگامي كه به قدرت رسيدند همة سكه هاي نواحي نيمه مستقل را كه از دورةاشكاني مانده بود از گردش خارج كردند . اما با فتح موقتي سرزمين كوشان در زمانشاهپور دوم و جانشينان او ناگزير شدند كه با پول بيگانه خود را سازش دهند و آن رابپذيرند .



مطالب مشابه ...










سکه و تاریخچه ی ان2

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۲۲ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تاریخچه ای جامع و جالب از بادکنک yasaman76 0 133 ۱-۶-۱۳۹۴ ۱۱:۵۷ عصر
آخرین ارسال: yasaman76
  تاریخچه خودروهای کامپکت شورولت sea girl 1 92 ۳۱-۳-۱۳۹۴ ۰۴:۱۲ عصر
آخرین ارسال: Mahrad
  تاریخچه همه دربی­‌های مهم دنیا sea girl 1 103 ۲۴-۲-۱۳۹۴ ۰۴:۳۰ عصر
آخرین ارسال: ღمژگانღ
  تاریخچه ولنتاین ( روز عشق ) ta.soltani 2 369 ۲۴-۱۱-۱۳۹۳ ۱۱:۳۴ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  تاریخچه «هلال احمر» و «صلیب سرخ» ta.soltani 0 95 ۱۹-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۵۱ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  گذری بر تاریخچه‌ی سیزده بدر ta.soltani 0 102 ۱۴-۱-۱۳۹۳ ۰۸:۱۴ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  تاریخچه هفت سین از گذشته تا به امروز Sunflower 0 86 ۲۷-۱۲-۱۳۹۲ ۱۰:۴۳ صبح
آخرین ارسال: Sunflower
  تاریخچه چهارشنبه سوری ta.soltani 0 85 ۲۷-۱۲-۱۳۹۲ ۰۹:۰۵ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  تاریخچه ماشین حساب گلچین جاویددوست 0 114 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۰۳ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  آشنایی با تاریخچه المپیک گلچین جاویددوست 0 102 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۴۴ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان