تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سه آمریکایی و سه ایرانی

نویسنده پیام
  • خاطره بانو
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 10,850
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 414
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:پياده روي - موزيك
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 19538
    سپاس شده 15295 بار در 6555 ارسال
  • امتیاز کاربر: -152,327$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
Star سه آمریکایی و سه ایرانی
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که....

چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا !!!

مطالب مشابه ...

زاده شده تیر مغرور است
نمی گوید دوستت دارم تا زمانی که مطمئن شود او نیز دوستش دارد

اما همینکه مطمئن شد، غرورش مالامال به عشقی دست نیافتنی تبدیل می شود

سه آمریکایی و سه ایرانی

۶-۷-۱۳۹۰ ۰۶:۲۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر
 سپاس شده توسط senior engineer ، navid ، reza
موضوع بسته شده است 

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  وقتی عشق مرده است (سه داستان کوتاه ایرانی) ... @Autumn@ 2 135 ۲۳-۷-۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ صبح
آخرین ارسال: @Autumn@
  زیرکی یک ایرانی! ta.soltani 2 82 ۶-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۴۲ صبح
آخرین ارسال: Sunflower
  همسر ایرانی kiana 0 73 ۳۱-۵-۱۳۹۲ ۱۰:۲۳ صبح
آخرین ارسال: kiana
  داستان کهن ایرانی(جميل و جميله) گلچین جاویددوست 0 158 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۲۲ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی(بهرام گور و لنبك آبكش / فردوسي گلچین جاویددوست 0 97 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۲۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی(مرد و سه پسرش) گلچین جاویددوست 0 111 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۲۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی(پادشاه و ...... ) گلچین جاویددوست 0 211 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۱۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی(حاكم شهر) گلچین جاویددوست 0 111 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۱۸ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی( ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کرد) گلچین جاویددوست 0 50 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۱۷ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  داستان کهن ایرانی(کچل و شیطان) گلچین جاویددوست 0 172 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۱۶ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان