تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

زندگی مدرن، تنهاترمان کرده است

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
زندگی مدرن، تنهاترمان کرده است
زندگی مدرن، تنهاترمان کرده است
با سبک زندگی امروزی ، اعضای خانواده آنقدر تنها شده اند که ترجیح می دهند در دنیای مجازی ، گمشده خویش را جستجو کنند

«تق، تق، تق...» صدای بم کوبه ای آهنی بر سینه در چوبی سکوت شب را شکست... آن طرف صدای پایی حیاط را با هیجان پیمود، پشتی درچوبی را که کشید صورت معصومانه اش زیر چراغ پیه سوز ظاهر شد. گویی از ساعت ۴ عصر که آخرین بار همدیگر را در بازار سر پوشیده شهر دیده بودند تا این لحظه، زمانی طولانی گذشته است از بس که از دیدار هم ذوقشان گرفته بود.

میزبان و «سهراب» همان مسیر حیاط را از کنار باغچه و حوض تا اتاق مهمانخانه طی کردند. وارد اندرونی که شدند گوشه ای از لحاف سنگین کرسی را بالا زدند، زیر کرسی گرم شده بود با زغال های مرغوب، دیرسوز و کم دود. پدربزرگ خواست قصه ناتمام «شیرین و فرهاد» را برای مهمان های خود از سر گیرد... ناگهان پسرک پس از ساعت ها سکوت کشنده پشت رایانه اش فریاد زد «گل گلللل.....»!!!!



● تنهاتر از همیشه

حکایت عجیبی دارد قصه روزگار ما، درست مثل آن جمله مشهور که می گوید هیچ اصلی ثابت تر از خود «تغییر» نیست! سرعت تغییر در زندگی درست شبیه شتاب لحظه ای قیمت سکه و دلار شده است. در عصر تکنولوژی و غربت، روح سنگین اشیا بر ذهن های خسته ما سخت سنگینی می کند. این همه تغییر در سبک زندگی که در ابتدا هدفش آسایش و رفاه بود فرجامش به تنها شدن انسان ها ختم شد.

امروزه اعضای خانواده آنقدر تنها شده اند که ترجیح می دهند در دنیای مجازی، گمشده خویش را جستجو کنند، «چت» کردن را می گویم. به اندازه ای تنها شدیم که حیوانات مونسمان شده اند، نه این که بد باشد، اصلا؛ اما فلسفه دوستی ما تنهاییمان بود و بس. این سبک زندگی برای ایرانی و خانواده ایرانی نبوده است. «سبک» های زندگی آن گونه که «آلفرد آدلر» تعریف می کند به مجموعه ای از طرز تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها گفته می شود که هر چیزی را در برمی گیرد، اما تغییراتی که ما در خانه های خویش را بر آنها گشودیم هیچ کدام از نشانه های سبک ایرانی را شامل نمی شد. در گذشته فرهنگ جمع گرایی بر استقلال فردی مقدم بود، اما امروز نیست. با این وضع عوامل آسیب زا نه تنها در بیرون خانه بلکه در اندرونی ها، تمام اعضای خانواده ایرانی را مورد تهدید قرار داده است.

و قصه این فاصله ها با ورود هر نوع تکنولوژی و ابزار مدرن به خانه های ما بیشتر و بیشتر شد. فاصله بین نسل ها کوتاه تر شد و این هم نتیجه ای جز تفاوت اندیشه و دیدگاه ۲ نسل با فاصله زمانی کوتاه دربرنداشت. این اختلاف سلیقه در نگاه نخست امری معمول است، اما در این رهگذر گاه ارزش هایی که جزو اصول ثابت خانواده های ایرانی بودند، در کارزار مدرنیته به مذبح کشیده شدند.



● فرهنگ فراموش شده

با تمام این تفاسیر اگر نیم نگاهی به سبک زندگی نه چندان دور در خانواده های ایرانی داشته باشیم، شاهد رنگ باختن بسیاری از آداب و رسومی خواهیم بود که زمانی دارای کارکردهای چندگانه عاطفی، رفتاری و آموزشی بودند اما به مرور نقش گذشته خود را از دست داده یا به مرور در حال رنگ باختن هستند. در آن روزگاران هر چیز برای خود آدابی داشت از سفره انداختن و دور هم نشستن تا شب نشینی های به یاد ماندنی. روزگاری قصه های پر نغز گلستان و بوستان، شاهنامه خوانی فردوسی حکیم و دلبری های شیرین و فرهاد و... رویای شبانه ما بودند؛ اما اکنون آخرین مدل «گیم» های خارجی و دغدغه های کارهای عقب مانده، ذهن کودک و بزرگ را به خود مشغول کرده است.

به باور یک جامعه شناس و استاد دانشگاه، سبک زندگی خانواده ایرانی نه سنتی است و نه مدرن بلکه آشفته بازاری است از بی نظمی و بی سبکی. چنان که گویی سبک زندگی مان را باید در این بی جایگاهی و بی تکیه گاهی اش بیابیم. شاید بتوان گفت مؤلفه اصلی در سبک زندگی سنتی، ارزش ها هستند؛ از این رو، همه درصدد حفظ ارزش ها هستند و در بازتولید آن می کوشند، اما مؤلفه اصلی سبک زندگی مدرن، پاسخگویی به نیاز فرد در عین احترام به نیاز و حقوق جمع است. به گفته این کارشناس مسائل اجتماعی، ما نه به سنت پایبندیم که ارزش ها محور سبک زندگی مان باشد و نه به هویت فردی و انسانی پایبندیم که آن را محور و اساس کار خود قرار دهیم، بلکه ما به یک خودمحوری در پاسخ به نیازهایمان رسیده ایم که نیاز و حقوق جمع را نمی بینیم یا نمی خواهیم ببینیم. به سبک زندگی سنتی تعلق نداریم، چون پوسته ای از ارزش ها را حمل می کنیم و درصدد تولید و بازتولید آنها نیستیم. به سبک زندگی مدرن نیز تعلق نداریم، چون به الزامات آن پایبند نیستیم.

بیایید یک بار دیگر نگاهی به زندگی یک خانواده ایرانی در گذشته ای نه چندان دور بیندازیم؛ درک این موضوع دشوار نیست تنها کافی است که از نسل پدران خود سوال کنید تا با حسرت از دوستی ها، جوانمردی ها و مرام های مردمان آن روزگار خاطره ها باز گویند. از بازی های قدیمی مانند تیله بازی، هفت سنگ، معما گفتن و... برای شما مثال بزنند. می دانید که همین بازی های ساده کلی کارکرد داشتند مانند تمرکز کردن، ورزش، هیجان، تفکر و مهم تر از همه بازی ها ی گروهی و خانوادگی بود که به تقویت انسجام و عاطفه در میان آنها منجر می شد. بگذریم...



● تحفه مدرنیته

نه می شود مظاهر زندگی گذشته را کاملا حفظ کرد و نه بر تمام دستاوردهای زندگی مدرن که حاصل تاریخ و تمدن بشری است؛ چشم پوشید. با وجود تمام آسیب هایی که زندگی صنعتی و مدرن در نهاد خانواده بر جای گذاشته است، تحفه هایی نیز برای این خانواده در بر داشته است. اگر در گذشته شکل خانواده ها گسترده بود که این هم مزایایی برای خود داشت، اما حالا با استقلال هر چه بیشتر زوجین، از برخی دخالت های اطرافیان مصون مانده اند. تلفن، شومینه، رایانه و هزار وسیله دیگر به کمک انسان شتافته تا دمی بیاساید. وسایل کمک آموزشی روند سواد و دانش را در تمام جامعه گسترش داده است. تمام این تکنولوژی ها به صورت محسوسی سبک زندگی خانواده ها را هم دگرگون و هم از کیفیت بیشتری برخوردار کرده اند.



● نگاهبانان سنت

برخی ها از سنت مفاهیمی همچون حصار، اندیشه کهنه و گاه سنت به معنی حفظ وضعیت موجود را برداشت می کنند گروهی دیگر نیز آن را با ارزش های فرهنگی مترادف می دانند. زندگی به سبک سنتی که بیشتر با تعریف گروه اخیر یعنی همان ارزش های فرهنگی، همخوانی دارد دربرگیرنده عناصر خاص خود است. آنتونی گیدنز این عناصر را چنین توضیح می دهد: «سنت در گیربا شکل هایی از مراسم و آیین ها و رفتارهای تشریفاتی است تا حد زیادی جمعی است و سنت ها همیشه نگهبانانی دارند؛ نگهبانان همیشه به حقیقت آیین های سنتی دسترسی دارند و رازدار اطلاعاتی هستند که افراد عامی فاقد آنند.»

با وجود این، باید اذعان کرد هنوز تعارض بین زندگی مدرن و جامعه سنتی تا اندازه ای قابل مشاهده است. شاید ساده ترین پاسخ به این تعارض این باشد که ورود بسیاری از وسایل مدرن و مظاهر مدرنیته در زندگی ما، نه بر اساس نیاز، بلکه ناشی از تبلیغات و احساس نیاز کاذب بوده است.



● می توان مهربان تر بود...

اکنون که دلبستگی ها و وابستگی ها، عادت ها و روش ها، دوست داشتن ها و تنفرها همه و همه رنگ و شمایل جدیدی به خود گرفته اند، حداقل دوست داشتن همنوع و حفظ گرمای کانون خانواده را از یاد نبریم. روزی یک بار کنار سفره دور هم جمع شویم، گاهی به خانه همسایه یا فامیل سری بزنیم، اندکی بیشتر با هم مهربان باشیم. حالا که کرسی نیست مهرتان را کنار همین شومینه نثار یکدیگر کنید به یک آشنای سالیان دور تلفن بزنید.... ثانیه ها به سرعت درگذرند... تلویزیون و رایانه خود را خاموش کنید حالا کهن ترین حکایتی را که به یاد دارید برای اعضای خانواده بازگو کنید و خوب همدیگر را از پس سالیان و روزگاران از دست رفته ببینید.



● حکایت ناتمام

سهراب خسته از اتوبان های بی رمق شهر دوباره باز آمده بود تا پدربزرگ حکایت ناتمام شیرین و فرهاد را در این زمستان سیاه بی برف به پایانی نیک برساند. او حسرت شنیدن چیزهای بسیاری داشت؛ چیزهایی که یک نفر روبه رویش بنشیند و بازگو کند. چیزهایی که در آن بتوان حس عشق و عاطفه را خوب فهمید چیزهایی که...

سهراب کوبه را ملایم بر در چوبی قهوه ای سوخته فرود آورد. صدای کفش ها درون حیاط شنیده شد سهراب منتظر ماند، اما گویی هر چه زمان می گذشت صدای کفش ها دورتر می شدند!



● سبک زندگی بی هنجار

سبک زندگی بیش از آن که بر تولید استوار باشد، بر شباهت الگوهای مصرف استوار است؛ شامل شیوه های برطرف کردن نیازهای روزمره، رفتار، اندیشیدن و نگرش ها. گر چه شیوه تولید اقتصادی بر چگونگی مصرف تأثیر می گذارد، ولی ضرورتا تعیین کننده آن نیست و صرفاً رابطه یکطرفه ای بین این دو برقرار نیست.

بلکه تولید نیز از مصرف و سبک زندگی تأثیرمی گیرد و از یک سو درصدد پاسخگویی به نیازهای زندگی و چارچوب های سبک زندگی برمی آید و از سوی دیگر، خود نیز نیازهایی را در چارچوب سبک زندگی می آفریند و برای پاسخ گفتن به آن نیاز، تولیدهایی را به بازار مصرف عرضه می کند و سبک زندگی را در مواقع و مراحلی به دنبال خود می کشاند. اما سبک زندگی که نمایانگر الگوهای مصرف است، بر مجموعه ای از کردارها و نگرش های اجتماعی و فرهنگی تکیه دارد؛ از این رو می توان در هر جامعه از جمله جامعه ایرانی هم از یک سبک کلی زندگی خبر داد و هم از سبک های زندگی اقشار و گروه های اجتماعی و اقوام و طوایف و ساکنان روستاها و شهرهای گوناگون.

در سطحی پایین تر و آن جایی که به زندگی جاری مربوط می شود، سبک زندگی متأثر از ۲ عامل اساسی است؛ یکی شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه داخلی و خارجی و دیگری توانمندی های فردی و خانوادگی که می توان از آن با عنوان سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یاد کرد.

از این رو، اگر هم هر فرد و خانواده ای سبک زندگی خود را انتخاب می کند و برمی گزیند، ولی این انتخاب در محدوده ای از مضایق ساختاری (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) قرار گرفته است؛ یعنی مجموعه عوامل ذهنی، سنتی، هنجاری، حقوقی و مذهبی. از این رو، هر فردی با توجه به توانمندی های اقتصادی و سرمایه های اجتماعی و فرهنگی اش و آنچه شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه تعیین می کند، سبک زندگی خود را برمی گزیند.

در روزگار کنونی ما، این شرایط وضعیت باثباتی ندارد و علاوه بر این، از یک سو، متأثر از سبک های زندگی دیگران (فرهنگ ها و جوامع غیربومی) است، از سویی دیگر با تضعیف سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز مواجه است. به همین دلیل با سبک های زندگی بحران زده، نامشخص، نامتعادل، بی هویت و در هم ریخته و حتی بی معنا مواجه هستیم. وضعیتی که نه سنتی است و نه مدرن. سبک زندگی مدرن چارچوب ها و قواعد مشخصی دارد که سبک زندگی ما حتی آنها را نیز ندارد.

تلاش می کنیم مدرن باشیم ولی نیستیم. از آن سو، چندان هم به سنت پایبند نیستیم؛ علاوه بر این که حتی اگردر مواردی به ظاهر سنتی عمل می کنیم، ولی به لحاظ معنایی با سنت همراهی نمی کنیم. در ظاهر زندگی دست و پا می زنیم. برای سنجش سبک زندگی، انواع مصرف های اجتماعی و فرهنگی افراد و خانواده ها شناسایی می شود، بدون این که به ربط تنوع مصرفی، شیوه ها و معانی آنها توجهی شود. به عنوان مثال این کافی نیست که برحسب نوع پوشش افراد در جامعه از تنوع سبک های پوشش خبر دهیم. بلکه در نگاهی فراتر از رفتار فردی می توان دریافت که همان پوشش نیز در یک وضعیت بحران ارزشی ـ اجتماعی به سر می برد. سبک زندگی، وضعیت تثبیت شده الگوهای مصرفی است، نه وضعیت بحران ارزشی ـ اجتماعی؛ الگوهایی که با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و هر عنصر می تواند وجود و جایگاه عنصر دیگر را دریابد و توجیه کند.








سامان عابری
آرش نوری
جامعه شناس


روزنامه جام جم ( http://www.jamejamonline.ir )

مطالب مشابه ...


زندگی مدرن، تنهاترمان کرده است

۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۳۵ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ندای بهار

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  کیفیت زندگی و سلامت در بیماران مبتلا به سرطان ta.soltani 0 198 ۱۲-۸-۱۳۹۲ ۰۹:۳۶ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  [مقاله] استفاده های ازGPS در کشاورزی مدرن و پایدار: ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 238 ۲۱-۷-۱۳۹۱ ۰۹:۳۴ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] ارتباط حشرات با زندگی انسان ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 125 ۲۱-۷-۱۳۹۱ ۰۹:۳۳ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] اهمیت کار در زندگی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 395 ۹-۷-۱۳۹۱ ۰۲:۱۱ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  گوشه ای از زندگی درخشان نهضت پر ثمر و بزرگ پیشوای انقلاب اسلامی امام خميني (ره) senior engineer 0 81 ۷-۷-۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  علم و زندگی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 134 ۲۹-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  سوال مهم زندگی اجتماعی خیلی از ماها این است؛ چطور در یک را بطه دوستانه یا کاری درست پ ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 105 ۲۶-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۲۹ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  هر شايعهاي را باور نكنيد اين بخشهاي زندگی سرطانزا هستند ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 97 ۲۶-۱۱-۱۳۹۰ ۰۹:۲۵ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  بحران هنر مدرن ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 139 ۲۴-۱۱-۱۳۹۰ ۰۸:۰۰ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  زندگی نامه آیت الله طباطبایی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 230 ۱۵-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۵۸ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان