تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رودکی

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
رودکی
رودکی ، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان


از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی در دست نیست. در 8سالگی

قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.

َ
برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار

است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واوگان فارسی چندان

است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.


رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره

دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره

مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به

رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی

در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته

بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی

بودند که موسیقی نیز می دانستند.


از هم عصران رودکی ،منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او

فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً

قصیده هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هر

کس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمیدانست، از راوی میخواست

تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی ، شعرش را با ساز می خواند

رفته رفته آوازه رودکی به دربار سامانیانرسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ

331 ق ) او را به دربار فرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن

احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد.

در آن روزگار در محیط ادبی ، علمی ، اقتصادی و اجتماعی فرارود ، آن چنان

تحولی شگرف روی داده بود که دانش پووهان ، آن دوره را دوران نوزایی

(رسانس) ایرانی می نامند.


بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی ، اجتماعی و برپایه دانش دوستی

برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند

و کاردان چون ابوالفضل بلعمی (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)،

بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.


دربار سامانیان ، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و

فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند.

بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند شاهنامه منصوری، شاهنامه

ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من

المشرق الی المغرب در جغرافیا، ترجمه تفسیر طبری که چند تن از

دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار

ابوریحان بیرونی (440 ق) وابوعلی سینا (428 ق) در روزگار سامانیان پدید

آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند محمد زکریای رازی (313 ق) ابونصر

فارابی (339)، ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ

مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند.


بزرگترین کتابخانه در آن دوران در بخارا بودکه ابوعلی سینا آن را دید وگفت که

نظیر آنرا هرگز ندیده است.تأثیر این تحول، نه تنها درآن دوره که در دوران پس

از آن نیز پیدا است. رودکی فرزند چنین روزگاری است. وی در دربار سامانی

نفوذی فراوان یافت و به ثروتی افزون دست یافت. نفوذ شعر و موسیقی او

در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا،

به خوبی بیانگر آن است.


هنگامی که نصربن احمد سامانی به هرات رفته ، دیرگاهی در آن دیار مانده

بود، هیچ کس را یارای آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباریان

از رودکی خواستند تا او این وظیفه دشوار را بپذیرد. رودکی شعر پر آوازه

« بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی » را سروده است.


درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل

بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید

بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند.


گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م)

بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته

چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80

سالگی درگذشت.


رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسان دیگری مانند امیر جعفر بانویه

از امیران سیستان ، ابوطیب مصعبی ، خاندان بلعمی ، عدنانی ، مرادی ،

ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح کرده است.


از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی

از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد.

با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر

قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب

رایج زمان کور کرده باشند.


آنچه مسلم است زندگی صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد

رودکی سمرقندی در هاله ای از رمز و راز پوشیده شده است و با اینکه بیش

از هزار و صد سال از مرگ او می گذرد، هنوز معماهای زندگی او حل نشده

و پرده ای ابهام بر روی زندگی پدر شعر فارسی سایه گسترده است.


رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعر

های دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری

است. رودکی از شاعران بزرگ سبک خراسانی است. شعرهای اندکی از

او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون

است.




سیری در آثار


کاملترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد

و در همین شعرهای باقی مانده ، 35 وزن گوناگون دیده میشود. این شعرها

دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به

زبان گفتار می ماند.

جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند

زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او ، تشبیه

است.

تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح

افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و

به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند.


وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است.

تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن

رباعی را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که

خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای

آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری

باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده

باشد. از بیتها، قطعه ها، قصیده ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار

مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.




معرفی آثار


تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند ؛ آنچه

اکنون مانده ، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی ،

قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است

که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیر

نصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی

در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.)


این منظومه مجموعه ای از افسانه ها وحکایتهای هندی از زبان حیوانات فابل

است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور

سرود شده است ؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب ، خفیف ، هزج

مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به

یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای

گوناگون مدحی، غنایی، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه، در دست است.


عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی

قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق میگفت

چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی

آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در

آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد

سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و

کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.


زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد

دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است.

وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان

جا به خاک سپرده شده است.


رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، مثنوی ، غزل و قطعه مهارت

داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری

وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند.


به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت

جوائز و صله فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید

و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی

هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد

شتر بنه او بوده است.


علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به

اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و

معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون دقیقی،

نظامی عروضی، عنصری، فرخی و ناصرخسرو از او به بزرگی یاد کرده اند.




ویوگی سخن


سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف ،کم نظیر

است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود

که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب

و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این

حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و

فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر

بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که

از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد.


از نظر صنایع ادبی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست ، بلکه

مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند

بسیار جالب توجه و شاعر غزل سرای نشاط انگیز ، بسیار ظریف و پر از

احساسات است.


گذشته از مدایح و مضمون های شادی پسند و نشاط انگیز در آثار رودکی ،

اندیشه ها وپندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده میشود

شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگ

دستی شده نمو کرده باشد ، میتوان فرض کرد این حوادث در زندگی رودکی

بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع

کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید.


با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود ،

جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.




نمونه اشعار


زمانه پندی آزاد وار داد مرا

زمانه را چو نکو بنگری همه پند است



به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری

بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است



زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه

کرا زبان نه به بند است پای دربند است




کلیله و دمنه رودکی


مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر

گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی

پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظومه کلیله و دمنه و

سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است میتوان فهمیند که صاحبقران ملک

سخن لقبی برازنده او بوده است.

در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع

است و به همین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران

بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.


مطالب مشابه ...

رودکی

۲۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۶:۳۵ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط خاطره بانو

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  رودکی ، پدر شعر فارسی گلچین جاویددوست 0 91 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۰۸ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان