تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی3

نویسنده پیام
  • reza
    آفلاین
  • مدیر ارشد
    ******
  • ارسال‌ها: 13,254
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 797
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:poet.music
  • محل سکونت:بیرون زمین
  • سپاس ها 18475
    سپاس شده 45931 بار در 13804 ارسال
  • امتیاز کاربر: -102,625$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی3
ادیـسون‌

لامپ اختراع ادیسون بود
تا خانه‌های ما روشن شوند...
باطوم برقی اختراع کسی‌ست‌
که جهان را تاریک می‌خواهد.


هم‌دردی‌

حالا می‌فهمم چه می‌کشید
کیسه‌بوکسی که‌
در گوشه‌ی حیات دبیرستان ما
آویزان بود!


شـعر

با دو دنده و یک دندان شکسته‌،
از ناسزا و شکنجه خسته‌،
رو در روی این درِ بسته‌...

عذاب‌ها هم می‌توانند
قافیه‌ی شعری باشند.



اشـاره‌

الکترودها را
به انگشت اشاره‌ی دستم وصل می‌کنند،
تا دیگر آفتاب را نشان کسی ندهم‌!


اخـبار

رادیو نیستم‌
اما شکنجه‌گر گمان دارد،
با زدن دو شاخه به پریز
اخبار را از من خواهد شنید!


کـارتونی‌

مثل شخصیت‌های کارتونی‌
بعدِ هر شُک‌
هزار ستاره در سرم می چرخند و
هزار گنجشک‌
هم‌صدا جیغ می کشند...

مثل قهرمان‌های همان کارتون‌ها آیا
به چشم‌برهم‌زدنی خوب می‌شوم‌؟


شـهروند

من شهروندِ جهانی هستم که در آن شکنجه وجود ندارد.
انسان‌ها آزادند آن‌گونه که دوست می‌دارند زنده‌گی کنند.
از دیکتاتورها تنها نامی در کتاب‌های تاریخ مانده است‌
وَ تمام زندان‌های جهان تعطیلند...
شکنجه‌گر،
با سطلی آب سَرد
رؤیای مَرا قیچی می‌کند!



آقای شکنجه‌گر 1

تو را می‌بخشم ـ آقای شکنجه‌گر! ـ
به خاطرِ نادانی‌ات‌
وَ بی‌خبر بودنت از شکوه آزادی‌!
تو را می‌بخشم ـ آقای شکنجه‌گر! ـ
مثل مسیح‌
که به صلیب برندگانش را بخشید...
من می‌بخشمت اما
با نفرین مادران چه می‌کنی‌؟


آقای شکنجه‌گر 2

می‌دانم که شب به شب از خواب می‌پری‌
با قطره‌های درشت عرق‌
بر پیشانی سیاهت‌!
سکوت من کابوس توست‌
وَ چهره‌ی تمام کسانی که بر قناره کشته‌یی‌...
مجازاتی از این بدتر سراغ داری‌؟


چـوب خط‌

این دیوارها تمیز می‌ماندند
اگر پنجره‌ی سلول‌
عبورِ روزها را جار نمی‌زد...Confused

مطالب مشابه ...




من این پروانه ام
این شیشه دنیام
چه بیهوده میگذرد زمان

دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی3

۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۵۶ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی4 reza 1 516 ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
  دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی2 reza 0 267 ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۵۴ صبح
آخرین ارسال: reza
  دیوارنوشته‌های انفرادی یغما گلرویی reza 0 257 ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۵۲ صبح
آخرین ارسال: reza
  شعر یغما گلرویی1 reza 0 157 ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۴۷ صبح
آخرین ارسال: reza

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان