تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دلیل اثبات وجود خدا چیست؟

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
دلیل اثبات وجود خدا چیست؟
دلیل اثبات وجود خدا چیست؟


دلایل فراوانی بر اثبات وجود خدا اقامه شده است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
1-برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب».
این برهان از چهار مقدمه‌ یقینی تشکیل می یابد:
الف) هیچ ممکن الوجودی ذاتاً ضرورت وجود ندارد، یعنی هنگامی که عقل، ماهیتش را در نظر می گیرد، آن را نسبت به وجود و عدم، یکسان می بیند و صرف نظر از وجود علت، ضرورتی برای وجود آن نمی بیند.
این مقدمه، بدیهی و بی نیاز از اثبات است. زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به دست می آید و فرض ممکن الوجود بودن عیناً فرض نداشتن ضرورت وجود است.
ب) هیچ موجودی بدون وصف ضرورت، تحقق نمی یابد، یعنی تا هنگامی که همه راه های عدم به روی آن مسدود نشود، به وجود نمی آید، و به قول فلاسفه «الشیء ما لم یجب لم یوجد». به دیگر سخن: موجود یا ذاتاً واجب الوجود است و خود به خود ضرورت وجود دارد و یا ممکن الوجود است، و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حدّ ضرورت برساند، یعنی به گونه ای شود که امکان عدم نداشته باشد. این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک است.
ج) هنگامی که وصف ضرورت، مقتضای ذات موجودی نبود، ناچار از ناحیه موجود دیگری به آن می رسد، یعنی علت تامه، وجود معلول را ضرورت بالغیر می سازد.
این مقدمه نیز بدیهی و غیر قابل تردید است، زیرا هر وصفی از دو حال، خارج نیست: یا بالذات است و یا بالغیر. هنگامی که بالذات نبود، ناچار بالغیر خواهد بود. پس وصف ضرورت هم که لازمه هر وجودی است، اگر بالذات نباشد، ناچار در پرتو موجود دیگری حاصل می‌شود که آن را علت می نامند.
د) دور و تسلسل در علل محال است. این مقدمه هم یقینی است، زیرا دور و تسلسل برگشت به اجتماع نقیضین می نماید و محال بودن اجتماع نقیضین بدیهی است.
با توجه به این مقدّمات یقینی، برهان امکان به این صورت تقریر می‌شود: موجودات جهان، همگی با وصف ضرورت بالغیر،‌ موجود می شوند، زیرا از یک سو ممکن الوجود هستند و ذاتاً وصف ضرورت را ندارند (مقدمة اوّل) و از سوی دیگر، هیچ موجودی بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد (مقدمه دوم) پس ناچار، دارای وصف ضرورت بالغیر می‌باشند و وجود هر یک از آن‌ها به وسیلة علتی ایجاب می‌شود (مقدمه سوم).
اکنون اگر فرض کنیم که وجود آن‌ها به وسیله یک دیگر ضرورت می یابد، لازمه اش دَوْر در علل است و اگر فرض کنیم که سلسلة علل،‌تا بی نهایت پیش می رود، لازمه اش تسلسل است و هر دوی آن‌ها باطل و محال می‌باشد(مقدمه چهارم) پس ناچار باید بپذیریم که در رأس سلسله علت ها موجودی است که خود به خود ضرورت وجود دارد، یعنی واجب الوجود است.
این برهان را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد که نیازی به مقدمه چهارم (ابطال دور و تسلسل) نداشته باشد، و آن این که: مجموعه ممکنات به هر صورت که فرض شود، بدون وجود واجب الوجود بالذات، ضرورتی در آن‌ها تحقق نمی یابد، در نتیجه، هیچ یک از آن‌ها موجود نمی شود، زیرا هیچ کدام از آن‌ها خود به خود دارای ضرورتی نیستند تا دیگری در پرتو آن ضرورت یابد.
به دیگر سخن: ضرورت وجود در هر ممکن الوجودی ضرورتی عاریتی است و تا ضرورتی بالذات نباشد، جایی برای ضرورت های عاریتی نخواهد بود.
2ـ برهان تقدّم:
علت، تقدّم وجودی دارد بر معلول (نه تقدّم زمانی). معلول با این که هم زمان با علت است و از این نظر تقدّم و تأخری در کار نیست، در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است، بر خلاف علت که مشروط به وجود معلول نیست، یعنی درباره معلول صادق است: «تا علت وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمی‌کند» اما درباره علت صادق نیست که: «تا معلول وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمی کند». کلمه «تا» مفید مفهوم شرطیّت و مشروطیّت و تقدّم ذاتی است.
مثال: فرض می‌کنیم گروهی می خواهند در امری، مثلاً حمله به دشمن، اقدام کنند اما هیچ یک از آن‌ها حاضر نیست پیش قدم شود و حتی حاضر نیست هم قدم باشد. به سراغ هر کدام که می رویم، می‌گوید «تا» فلان شخص حمله نکند، من حمله نخواهم کرد. شخص دوم همین را نسبت به شخص سوم می‌گوید و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همین طور... یک نفر پیدا نمی شود که بلا شرط حمله کند. آیا ممکن است در چنین وضعی حمله صورت گیرد؟ البته نه، زیرا حمله ها مشروط است به حمله دیگر، حمله غیر مشروط وجود ندارد و حمله های مشروط که سلسله را تشکیل می دهند، بدون شرط، وجود پیدا نمی کنند، نتیجه این است که هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
اگر سلسله ای غیر متناهی از علل و معلولات فرض کنیم، چون همه ممکن الوجود می باشند، وجود هر کدام مشروط بر وجود دیگری است که آن دیگری نیز به نوبه خود مشروط به دیگری است، تمام آن‌ها به زبان حال می‌گویند «تا» آن یکی دیگر وجود پیدا نکند،‌ ما وجود پیدا نخواهیم کرد، و چون این زبان حال، زبان همه است، بلا استثنا، پس همه یک جا مشروط هایی هستند که شرط شان وجود ندارد، پس هیچ یک وجود پیدا نخواهد کرد.
از طرف دیگر چون می بینیم موجوداتی در عالَم هستی وجود دارد، پس ناچار واجب بالذات و علت غیر معلول و شرط غیر مشروطی در نظام هستی هست که این‌ها وجود پیدا کرده اند.

3- برهان تجربی (دلیل علمی )
مهم ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا ، آن دلایلی است که از راه نظم موجود در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید . تمام رشته های علوم ثابت می کند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس آن ،قوانین وسنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است. تلاش و کوشش دانشمندان و احاطه به این قوانین ،امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده برداری کند که در این مختصر فقط به یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل کورنفلد استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی میآوریم؛ «پرفسور ادوین کانلین زیست‏شناس دانشگاه پرینستون غالبا میگفت: «احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت بوجود آید» من این بیان را بدون قید و شرط تأیید میکنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را خلق کرده و از آن نگهداری میکند... من خدا را خدایی (میدانم) که تمام کتب آسمانی از سوی وی نازل شده ودر آن کتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان به بشر شناسانده و راه مستقیم حقیقت را به او نشان داده است... من اجازه میخواهم تا از چگونگی تأثیر شیمی آلی که در تقویت ایمان من بسیار مؤثر افتاده شمه‏ای بیان کنم. ما وجود یک حکمت عالیه را برای خلقت طبیعت قبول میکنیم، والا باید بگوئیم که این جهان و طبیعت که ما آن را ادراک میکنیم، فقط و فقط در نتیجه تصادف بوجود آمده است. برای کسی که شگفتیها و رموز و نظم و ترتیب شیمی آلی را مخصوصا در اجسام زنده دیده است، تصور به وجود آمدن جهان در نتیجه تصادف بسیار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره را بیشتر مطالعه میکنیم و واکنش‏های این ذرات را بیشتر زیر نظر قرار میدهیم به همان اندازه روشن‏تر درمییابیم که یک عقل کل نقشه عالم طبیعت را طرح و با اراده و مشیت خود آن را خلق کرده است. این فکر نتیجه تجربه شخصی من است و غالب اوقات که در آزمایشگاه، میان اجسام بینهایت کوچک و فعل و انفعالات پیچیده و عجیب آنها کار میکنم، فکر عظمت و حکمت عالیه آفریدگار مرا مبهوت و متحیر میسازد.
فعل و انفعالات سلول حیوانی به قدری عجیب و پیچیده است که اگر کوچکترین انحرافی در آنها روی دهد باعث بیماری حیوان میشود. واقعا عجیب است که سازمانی به پیچیدگی یک سلول حیوانی بتواند خودبخود به حیات و فعالیت خویش ادامه دهد. برای این کار حتما وجود پروردگار فوق‏العاده حکیمی ضرورت دارد. من هر قدر بیشتر در آزمایشگاهها به کار تجربی میپردازم، ایمانم راسختر و محکمتر میشود و نسبت به فکر و حال بعضی از همکاران بیدین خودم، در هر نقطه جهان که باشند، بیشتر میاندیشم. وضع آنها در نظر من معمایی شده است که چگونه با مشاهده این همه دلیل بارز، باز نمیخواهند به وجود صانع اقرار کنند. در حالیکه یک ماشین ساده ساخت بشری طراح و سازنده‏ای لازم دارد، چگونه ممکن است موجوداتی که هزاران مرتبه پیچیده‏تر و عجیب‏تر از آنند، صانعی نداشته باشند.» (1)
سخنان این دانشمند ، مربوط به برهان نظم است که به طورخلاصه نمی تواند یک مجموعه منظم حتی یک موجود بسیار کوچک به صورت تصادف و اتفاق به وجود آید ، بلکه به سازنده و خالق حکیم و دانا تعلق دارد و پذیرش تصادف در خلقت آن قدر بی دلیل است که مانند پذیرش به وجود آمدن یک کتاب فلسفی و عملی دقیق با انفجار یک کارخانه چاپ کتاب.
برای توضیح بیشنر ، به کتاب اثبات وجود خدا به قلم چهل تن از دانشمندان تالیف جان کلوور ترجمه احمد آرام مراجعه فرمایید.
پی نوشت:
1) اثبات وجود خدا، ص 230 ـ 227


قبلی
بعدیبالا
خشم خدا به چه معنایی می باشد؟
دلایل وجود خدا به عنوان قدرت برتر در جهان هستی چیست؟
از ديدگاه قرآن، راه‏هاي اثبات وجود خدا چيست؟

اعتقادبه وجود خدا، اصل مشترك ميان همه شرايع آسماني مي‌باشد، و اصولاً فصلِ مميّزِ انسان الهي (پيرو هر شريعتي كه مي‌خواهد باشد) از فرد مادي در همين امر نهفته است.قرآن كريم وجود خدا را امري روشن و بي‌نياز از دليل مي‌داند، و هرگونه شك و ترديد در اين‌باره را بي‌مورد تلقي مي‌كند. چنانكه مي‌فرمايد: «أَفِي اللهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّمواتِ وَ الأَرضِ» ابراهيم/10 در عين روشن بودن وجود خدا، قرآن براي كساني كه مي‌خواهند از طريق تفكر و استدلال، خدا را بشناسند و شك و ترديدهاي احتمالي را از ذهن خويش بزدايند، راههايي را پيش روي آنان گشوده است كه مهمترين آنها طرق زير است:

1- احساس وابستگي و نيازمندي انسان به موجودي برتر كه در شرايط ويژه‌اي خود را نشان مي‌دهد، و اين همان نداي فطرت انساني است كه او را به سوي مبدء آفرينش فرا مي‌خواند. قرآن مي‌فرمايد:

«فأَقِمْ وَجْهَكَ للدِّينِ حَنيفاً فطْرَهَ الله الّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» روم/30

نيز مي‌فرمايد: «فَأذا رَكِبُوا في الفُلْكِ دَعَوُا اللهَ مُخلصينَ لَهُ الدّينَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إلي البّرِّ إذا هُمْ يُشْرِكُونَ» عنكبوت/65 [آنگاه كه در كشتي مي‌نشينند {و كشتي آنان، در تلاطم امواج سهمگين دريا، در آستانه غرق شدن قرار مي‌گيرد} خالصانه خدا را مي‌خوانند، ولي آنگاه كه آنان را به ساحل نجات رساند، شرك مي‌ورزند].

2- دعوت به مطالعه عالم طبيعت و تأمل در شگفتيهاي آن كه نشانه‌هاي روشن وجود خداوند است؛ نشانه‌هايي كه حاكي از مداخله علم و قدرت تدبير حكيمانه در جهان هستي است:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمواتِ و الأرضِ وَ اخْتلافِ اللّيل و النَّهارِ لاياتٍ لاُولي الأَلبابِ» آل عمران/190: [بدرستي كه در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز نشانه‌هايي براي خردمندان است].
از نظر اسلام سودمندترين وسيله براي خداشناسي چيست‏؟
رسول گرامي(ص) مي‏فرمايد: «أعرفكم بنفسه أعرفكم بربّه» يعني خودشناسي كليد خداشناسي است و خداشناسي از خودشناسي سرچشمه مي‏ گيرد، زيرا آن كس كه خود را بشناسد طبعا تعلق خود را خواهد شناخت و شناسايي چنين تعلق، جدا از شناسايي متعلق (خدا) نيست.امير مؤمنان مي‏فرمايد: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» مقصود از معرفت نفس، تعلق وجودي او است، شناخت اين بخش از نفس، جدا از شناخت آغاز و پايان هستي او نيست.و در برخي از احاديث مطالعه انفسي سودمندترين وسيله براي خداشناسي معرفي شده است و امير مؤمنان مي‏فرمايد: «المعرفة بالنفس أنفع المعرفتين» يعني خودشناسي و درون‏گرايي و سير در نفس خويش، سودمندترين يكي از دو شناخت است. حالا شناخت دوم كدام شناخت است كه سير انفسي از آن نافع‏تر است از بياني كه هم اكنون تقديم مي‏داريم روشن مي‏گردد.

توضيح اينكه در قرآن براي شناخت خدا دو راه معرفي شده است:
1. شناخت آفاقي و بررسي موجودات برون از ذات.
2. شناخت انفسي و سير در نفس خويش.
و به هر دو راه در دو آية ياد شدة در زير اشاره شده است:
الف: «وَ فِي الأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنين * وَ في أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُون» ذاريات/20ـ21
ب: «سَنُرِيِهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتّي يتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبَْكَ أَنَّهُ عَلي كُلَّ شَيْءٍ شَهيدٌ» فصلت/53
جمله «و في الأَرض آيات» در آيه نخست و جمله «آياتنا في الآفاق» در آية دوم اشاره به خداشناسي از طريق مطالعه نشانه‏هاي وجود او در جهان خارج از وجود انسان، از كهكشان تا اتم است، همچنانكه جمله «و في أنفسكم» در آيه نخست و «و في أَنفسهم» در آية دوم اشاره به خودشناسي از طريق معرفت نفس است. سخن در اينجاست كه چرا شناخت خدا از طريق سير در انفس، نافع‏تر و سودمندتر از راه نخست است كه امام دربارة آن مي‏گويد:

«المعرفة بالنفس أنفع المعرفتين» شايد نكتة آن اين باشد كه معرفت نخست معرفت به علم حصولي است كه انسان در آن غرق در مفاهيم و معاني مي‏باشد و با چيدن صغري و كبري به نتيجه مي‏رسد، و در اين معرفت گام از محيط معاني و مفاهيم كه جايگاه همگي، ذهن است فراتر نمي‏گذارد و از طريق يك رشته تصورات كه حكم آيينه را دارند به حقيقتي نائل مي‏آيد در حالي كه طريق دوم كنكاشي در پيرامون مفاهيم و معاني نيست در آنجا از طريق شهود و تعلق خويش به مقام واجب، به حقيقت پي مي‏برد، و در پيمودن اين طريق از الفاظ و مفاهيم و تصورات كمك نمي‏گيرد بلكه هر چه هست رؤيت و شهود با ديده قلب و بينايي روح است كه از هر نوع شك و ترديد پيراسته مي‏باشد.
تفاوت اين دو مرحله تفاوت شنيدن و رؤيت است، فرض كنيم انساني آتش را نديده و نشنيده است، در مرحله نخست با خصوصيات آن از طريق سمع آشنا مي‏شود، و در مرحلة بعد، آتش برافروخته را مشاهده مي‏كند. و تفاوت ميان اين دو مرحله فراوان است گاهي گام فراتر مي‏ نهد و از مرحله رؤيت به مرحلة چشيدن مي‏رسد و آن در جايي است كه معرفت به حد كمال برسد.

قرآن به پاره‏اي از مراحل شهود در سوره تكاثر اشاره مي‏فرمايد:
«كَلّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقين * لَتَرَوُنَّ الجَحِيم * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ اليَقينِ» تكاثر / 5 ـ 7
يعني انسان در ساية تكامل يقين به مرحله‏اي مي‏رسد كه از همين جهان دوزخ را مشاهده مي‏كند. از اينجا است كه معرفت انفسي بر معرفت آفاقي مزيت پيدا مي‏كند مانند مزيت علم حضوري نسبت به علم حصولي.
سودمندتر بودن سير انفسي بيان ديگري دارد و آن اينكه سير آفاقي جنبة علمي و آگاهي دارد و در اين سير، انسان از نظام جهان و قوانين حاكم بر آفرينش خامه نقاش را كشف مي‏كند، امّا چه بسا نظر در اين سير، در كشف نظام متوقف مي‏گردد و به روي ديگر آن كه اين نظام مخلوق فاعل قادر و تواناست، توجه نمي‏كند در حالي كه هر پديده‏اي از پديده‏هاي جهان بسان سكه دو رويه است يك طرف سكه نظامات مادي، و روية ديگر آن وابستگي به جهان برتر است، كاشفان اسرار طبيعت در سير آفاق به يك رويه توجه مي‏كنند و از رويه ديگر غفلت مي‏ورزند، در حالي كه در سير انفسي مستقيماً با خامه نقاش بلكه با خود نقاش سر و كار دارد و آن را به گونه‏اي لمس مي‏كند و پيرو راه امير مؤمنان مي‏شود كه فرمود: «لم أعبد رباً لم أره»
از اين بيان روشن مي‏شود كه چرا معرفت نفس «انفع المعرفتين» است.
سير آفاقي و انفسي، حجابها را يكي پس از ديگري كنار مي‏زند و پس از طي مراحلي، انسان در خود كمالي را احساس مي‏كند و خود را در محضر خدا مشاهده مي‏كند، و خدا را بالاتر و برتر از آن مي‏داند كه حجابي مانع از شهود او گردد، سخنان سالار شهيدان در دعاي عرفه، ناظر به اين گروه است و از زبان اين نوع انسانها سخن مي‏گويد: خدايا تو بي‏نياز از آن هستي كه شناسايي تو، به دليل نياز داشته باشد، و اصلاً براي تو غيبتي تصور نمي‏شود، تا فردي براي شناسايي، نيازمند به دليل باشد چنانكه مي‏فرمايد:
«چگونه با چيزي كه در وجود خود به تو نياز دارد مي‏توان بر هستي تو استدلال كرد، آيا مي‏توان تصور كرد غير تو آشكار باشد امّا آن ظهور براي تو نباشد، تا آنجا كه غير تو، آشكار كنندة تو گردد، كي از محيط وجود ما غايب گشتي تا به راهنمايي محتاج شوي كه به سوي تو دلالت كند و كي دور شدي تا آثار و آفريده‏هاي تو به سوي تو رهنمون شوند، كور باد چشمي كه تو را بر خود رقيب و ناظر نبيند. و زيانكار، بنده‏اي كه از مهر تو در دل حظي نداشته باشد»

مطالب مشابه ...




سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۴۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلیل علمی وضو گرفتن neda 0 125 ۱۹-۱۰-۱۳۹۲ ۰۵:۳۸ عصر
آخرین ارسال: neda
  لایه ی ا وزون چیست ؟ ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 188 ۱۳-۷-۱۳۹۱ ۰۱:۰۱ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] هیدرولوژی چیست ؟ قسمت سوم ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 157 ۸-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله]  هیدرولوژی چیست ؟ قسمت دوم ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 187 ۳۰-۶-۱۳۹۱ ۱۱:۲۵ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  هوش مصنوعی چیست ؟ senior engineer 0 191 ۲۱-۶-۱۳۹۱ ۱۰:۲۴ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  دلیل مهم برای نصب Xp Service pack ۲ senior engineer 0 104 ۲۰-۶-۱۳۹۱ ۰۷:۴۲ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  Vulnerability Scanner چیست؟ senior engineer 0 182 ۲۰-۶-۱۳۹۱ ۰۲:۳۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  Nmap چیست؟ senior engineer 0 170 ۲۰-۶-۱۳۹۱ ۰۲:۳۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  برد اصلی (MotherBoard) چیست؟ senior engineer 0 167 ۲۰-۶-۱۳۹۱ ۰۲:۳۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  حکم تعلیم و تعلّم رقص چیست؟ خاطره بانو 0 319 ۲۲-۱-۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان