تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

درمان دردهاي ناشي از آسيبهاي نخاعي

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آنلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34949
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
درمان دردهاي ناشي از آسيبهاي نخاعي
درمان دردهاي ناشي از آسيبهاي نخاعي
درد ناشي از آسيبهاي نخاعي (SCI) يكي از مشكلاتي است كه هيچ درمان مشخصي و واحدي در طولاني مدت روي آن كارساز نمي باشد. اين درد بطور گسترده اي به انواع دردهاي حسي (عضلاني اسكلتي و احشايي) و لرزوپاتيك (بالاي سطح، هم سطح و زيرسطح) تقسيم يم شود. مكانيزم هاي مختلفي براي هر يك از اين انواع مطرح مي باشد. احتمال اينكه بتوان با بررسي هاي موشكافانه اين مكانيزم ها به راه حل هاي درماني بهتري دست يافت وجود دارد. درمان هاي متعدد دارويي و غيردارويي در اين رابطه اعمال شده اند ليكن فقط تعداد اندكي از آنها در بررسي هاي كنترلة اتفاقي قرار داشته اند. در اين مقاله به بررسي درمان درد ناشي از اكلپ هاي نخاع مي پردازيم.
درمان هاي دارويي
مطالعات كنترلة تلفاتي (RCT) امروزه به عنوان استاندارد طلايي مطالعات باليني و روش هاي كنترل درد شناخته مي شوند. از 8 مطالعة كنترله اتفاقي لوسوكور در رابطه با درمان درد پس از آسيب هاي نخاعي، چهار مورد منفي بوده اند. تعداد كم نمونه هاي هر مطالعه (7 تا 21) احتمال بروز اشتباه نوع II (آزمايش به اندازه اي نيست كه يك تاثير مثبت واقعي را كشف كند) در آنها را قوت مي بخشد. بهمين دليل در حال حاضر بهترين منابع موجود گزارشهاي مروري و مطالعات غيركنترله مي باشند.
ضدافسردگي ها
مطالعات بيشماري تاثير مثبت داروهاي ضدافسردگي را در شرايط درد مزمن لوزوپاتيك محيطي نشان داده اند. در تنها مطالعة كنترله اثر دارويي ضدافسردگي بر درد ناشي از آسيب هاي نخاعي Daridoff و همكارانش كشف كردند ترازودون، يك مهاركنندة برداشت دوبارة ئروتونين در غشاء پيش سيناپسي، هيچ ترجيحي بر دارونما در درمان لرزش قشر و احساس سوزن سوزن شدن نداشته است. عوارض ترازومون عبارت بوده اند از گيجي، دهان خشك، سرگيجه، افزايش اسپاتيسيتي، و احتباس ادرار. Heilporn در مطالعه اي غير كنترله به اين ياخته دست پيدا كرد كه 8 نفر از 11 نفر مبتلا به درد ناشي از آسيب هاي نخاعي كه دردهاي بيشتر داشتند به خوبي به درمان روزانة مليتراسن (150 ميلي گرم خوراكي) و فلوپنتيكسول (3 ميلي گرم خوراكي) پاسخ دادند. و همكارانش نيز نشان دادند كه 25 نفر از 33 نفر بيمار مبتلا به درد آسيب هاي نخاعي كه انواع مختلفي از درد را تجربه مي كرده اند به تسكين رضايت دهنده اي با رژيم دارويي آمي تريپتلين و كلونازپام بهمراه يكي از روش هاي استفاده از داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي هيدروكسي تريپتوفان بهمراه TENS و يا تحريك نخاع دست يافته اند. دو گزارش موردي نير تاثير مخلوط داروهاي ضدافسردگي و ضد تشنج را روي دردهاي نوروپاتيك ناشي از آسيب هاي نخاعي نشان داده اند.
ضدتشنج ها
داروهاي ضد تشنج از سال 1960 در درمان درد استافده شده و در مواردي مثل نوراثري تري ژمينال، نوروپاتي ديابتي، و پروفيلاكسي ميگرن كاربرد دارند. در تنها مطالعة كنترله اي كه روي موضوع درد ناشي از صدمات نخاعي انجام گرفته است، Drewes و همكارانش به تاثير مثبت غير ارزش مندي در رابطه با كنترل درد و امرويت دست پيدا كرده اند. اين تاثير باعث ارتقاء امتيازبندي بيمار در پرسش نامة درد مك گيل شده است. GibsonWhite نيز كاهش درد توسط كاربامازين را در دو بيمار با پاراپلژي كامل در اثر تروما گزارش كرده اند.
Zachariah و همكارانش نيز آثار بهبود دهندة والروات در دو بيمار از سه بيمار خود را در رابطه با اسپاسم عضلاني و درد گزارش كرده اند. در يك مورد درد ناشي از صدمات نخاعي آثار مفيد گابانپتين روي درد يكطرفة اپيزوريك نشان داده شده است.
مسدود كننده هاي كانال هاي سديم
به نظر مي رسد داروهاي بي حس كنندة موضعي و داروهاي ضد تشنج با بلوك كردن كانالهاي سديمي وابسته به ولتاژ، تخليه هاي نابجاي فيبرهاي آوران محيطي آسيب ديده را كاهش مي دهند. با اين حال مكانيزم دقيق كه ليدوكائين توسط آن درد مركزي را كاهش مي دهد شناخته شده است. ليدوكائين از راه خوراكي تاثيري نداشته و آنالوگ خوراكي آن يعني مگزيلتين معمولاً به خوبي تحمل نمي شود چون آثار غيرانتخابي آن در بلوك كانال سديم باعث بروز عوارضي مانند اسهال خواهد شد. براي اين منظور مسدود كننده هاي اختصاصي تر كانال سديم در حال ساخت هستند.
سه مطالعة كنترله اتفاقي در رابطه با ليدوكائين و يا مگزيليتين منتشر شده اند. در يك مطالعة ضربدري دوسويه كور Attal و همكارانش روي تاثير ليدوكائين داخل وريدي بر اجزاء مختلف درد لوزوپاتيك در 16 بيمار مبتلا به درد مزمن پس از سكته (6=n) يا درد ناشي از صدمات نخاعي (10=n) مطالعه كرده اند. ليدوكائين باعث كاهش درد خودبخودي در جريان، آلوديني در اثر لمس برسي، و پردردي مكانيكال شده است اما اين تاثير در مقايسه با دارونما در رابطه با لاوديني حرارتي و پردردي ترجيخ و برتري نداشته است. 6 بيمار از 10 بيمار مبتلا به درد صدمات نخاعي كه ليدوكائين دريافت كردند كاهش قابل توجهي (50 درصد يا بيشتر) در درد خودبخودي داشتند درحالي كه اين رقم در افرادي كه دارونما فقط در يك بيمار كاهش دچار شده بود. Laubser و Donovan تزريق ساب آراكئوئيدي ليدوكائين (از راه بي حسي اسپانيال) و يا دارونما به 21 بيمار مبتلا به درد ثابت (اكثراً با ماهيت لرزنده) و يا دردهاي خنجر حمله اي در سطح و يا زيرسطح آسيب نخاعي تروماتيك را بررسي كردند. در مقايسه با دارونما بي حسي نخاعي باعث كاهش واضح درد شده است (P<0.01). با اين حال پاسخ هاي فردي به اثر تشخيصي بي حسي نخاعي بسيار متفاوت بوده است.
Chion-Tax و همكارانش نشان دادند كه گزيليتين هيچ اثر مهم و بارزي روي درد آسيب هاي نخاعي كه با روش مقياس آنالوگ بينايي و يا پرسش ناحية درد مك گيل اندازه گيري شده بود نداشته است. Pollock نيز آثار مفيد هيدروكلريدترااكائين انتركال را كه در باليا محل آسيب در چهار بيمار تزريق شده بود كه دچار انسداد جريان مايع نخاعي و دردهاي دسيتال مزمن بوده اند نشان داده اند. در اين مطالعه درد دسيتال بيمار از بين رفته ولي پس از زماني دوباره عود مي نمود كه اين مسئله به طول مدت زمان اثر داروي بي حسي تناسب داشته است. هنگامي كه تتراكائين انتراتكال در زير سطح ضايعه و انسداد جريان مايع نخاعي تزريق شد حس درد سوزشي تغيير نيافته و همچنان ادامه داشته است. BeckenjaGombar نيز بهبود و تسكين نسبي درد پس از تجويز وريدي را در دو بيمار مبتلا به ضايعات نخاعي مطالعه و بررسي كرده اند.
مخدرها
بطور كلي عقيده بر اين است كه مخدرها روي درد مركزي بي تاثيرند اما مطالعاتي وجود دارند كه چنين عقيده اي را به چالش مي طلبند. دو مطالعة كنترله با دارونما و آثار مخدرها روي درد ناشي از صدمات نخاعي را بررسي كرده اند. Eide و همكارانش آثار انفوزيون وريدي انفتانيل، كتامين، و يا دارونما را روي دردهاي تحريك شده، مداوم و يا متناوب در 9 بيمار مبتلا به صدمات نخاعي مورد مطالعه قرار دادند. آلفنتانيل كه يك اگونيست گيرنده mu مخدرهاست و كتامين كه آنتاگونيست گيرنده NMDA است هركدام آثار ضد درد قابل توجهي روي هر دو نوع درد مداوم و درد تحريك شده داشتند. Siddall و همكارانش نيز به اين يافته رسيدند كه مخلوط مورفين و كلونيدين انتراتكال بسيار بهتر از دارونماي سالين در كنترل درد نوروپاتيك صدمات نخاعي عمل مي نمايد. مورفين و يا كلونيدين هرچ كدام به تنهايي تسكين درد قابل توجهي ايجاد نمي كنند. غلظت مورفين در CSF ناحية گردني با ميزان تسكين درد متناسب داشته است. در يكسري مطالعات يك سويه كور مروري كه توسط Glynn انجام شده است، مورفين انتركال در 5 بيمار از 14 بيمار مبتلا به درد نورومالتيك بدنبال صدمات نخاعي SCI داريا آثار ضد درد بوده است. در يك گزارش موردي 5 ميلي گرم THC و 50 ميلي گرم كرئين داراي آثار ضد درد بيشتري روي اس استنزي دردناك در مقايسه با دارونما بوده اند. در يك مطالعة ديگر، درد و اسپاسم عضلاني در 8 بيمار از 12 بيمار مبتلا به صدمات نخاعي كه انفوزين مورفين انتركال دريافت كردند بهبود يافته است. 6 بيمار از 8 بيمار پس از 3 سال همچنان و با حداقل تولورانس به مورفين مداوم از راه اتراگال، زنده مانده بودند.
كلونيدين
اطلاعات بسيار كمي در مورد تاير كلونيدين كه يك اگونيست آلفا دو آدرنژريك است، برروي درد ناشي از صدمات نخاعي وجود دارد. در مطالعه اي كنترله كه توسط Siddall انجام شده است و در بالا توضيح داده شد، كلونيدين انتركال بهمراه مورفين انتركال آثار ضد درد داشته اند. Glynn و همكارانش گزارش دادند كه 10 بيمار از 15 بيمار كه براي درد لوزوپاتيك ناشي از صدمات نخاعي 150 ميكروگرم كلونيدين اپيدورال دريافت كرده بودند كاهش شدت درد داشته اند. Petros و Wright بيمار مبتلا به پاراپلژي اي در اثر ضايعه نخاعي را توصيف كرده اند كه با كلونيدين اپيدورال تسكين قابل توجه و با كلونيدين خوراكي تسكين نسبي در درد خود داشته است. استفاده از انفوزيسون انتركال مورفين بهمراه كلونيدين آثار قابل توجهي روي درد مركزي مداوم و تيركشنده در يك بيمار پس از ضايعه نخاعي تروماتيك داشته استو مخلوط با كلوفن انتركال (اگونيستGABAB) و كلونيدين باعث بهبود اسپاسم هاي مقعدي دردناك در يك بيمار مبتلا به سندروم شريان نخاعي قدامي شده است.
مسدود كننده هاي كانال پتاسيم
مطالعات متعددي آثار مثبت 4- آمينوپريدين كه يك مسدود كنندة كانال پتاسيم است را در وضعيت نورولوژيك بيماران صدمات نخاعي نشان داده اند. بعضي از اين مطالعات درد را به عنوان يافته ثانويه درظنر گرفته اند. در يك مطالعه اتفاقي، دوسويه كور، ضربدري تيتراسيون دٌز 4- آمينوپريدين در روي 25 بيمار مبتلا به ضايعات نخاعي با ضايعات غيركامل، داروي فوق هيچ اثر مثبت ارزشمند آماري اي روي درد موجود نداشته است. مطالعة دوسويه كور اتفاقي ديگري آثار 4- آمينوپريدين وريدي را روي وضعيت لرزولوژيك در 8 بيمار دچار ضايعات نخاعي بررسي كرده است. نويسندگان بهبود وضعيت لزرولوژيك در بيمار را مشاهده كرده و چنين نتيجه گرفته اند كه درد مزمن و اسپاستيسيتي كاهش يافته است ولي اين موضوع بطور كميتي بررسي نشده است. در مطالعة ديگري روي 6 بيمار با ضايعات نخاعي 4- آمينوپريدين باعث كاهش اسپاستيسيتي در 2 بيمار و كاهش درد در يكي شده است.
آنتاگونيستهاي گيرنده NMDA
گيرنده هاي مركزي NMDA كه توسط اسيد آمينة تحريكي گلوتامات فعال مي شوند در پروسه حساس شدن مركزي كه در درد لرزوپالتيك ديده مي شود دخيلند. در يك مطالعه كنترله Eide و همكاران، كتامين درد مداوم و نيز درد برانگيخته شده را در بيماران ضايعات نخاعي كاهش داده است.
اگونيستهاي گيرندة گابا
مطالعات حيواني نشان مي دهند كه كاهش تاثير مهاري انتقال عصبي وابسته به گابا در درد نوروپاتيك ديده مي شود. ماكلوفن كه يك اگونيست گيرنده GABAB ايت در يك مطالعه كنترله و چندين مطالعة غيركنترله در رابطه با درد ضايعات نخاعي بررسي شده است. Herman اثر 50 ميكروگرم باكلوفن انتركال را در 7 بيمار دچار درد و اسپاتيستي در اثر مولتيپل اسكلروز، آبسه اپي دورال اسپانيال و ميليت ترانورس در يك مطالعه اتفاق دوسويه كور بررسي كرده است. باكلوفن بطور قابل توجهي درد نوروپاتيك مركزي و درد ناشي از اسپاسم (با تفكيك زماني) كاهش داده است. تفكيك زماني بدين معنا كه اثر روي درد لوزوپاتيك قبل از سركوب درد ناشي از اسپاسم بروز كرده است. اما باكلوفن روي درد عضلاني اسكلتي و درد ناشي از تحريك تاثيري نداشته است. Laubser و Akman به نتيج متضادي در يك مطالعة غيركنترله دست پيدا كردند. 12 بيمار مبتلا به اسپاستيسيتي و درد (6 نفر با درد نوروپاتيك) سه نفر با درد عضلاني اسكلتي و سه نفر با اجزاء هر دو درد) قبل از كاشت پمپ باكلوفن انتركال و سپس 6 و 12 ماه بعد بررسي مي شدند. در هر دو رودة 6 و 12 ماهه 2 نفر از 9 بيماري كه درد نوروپاتيك داشتند و 5 نفر از 6 بيماري كه درد عضلاني اسكلتي داشتند كاهش قابل توجهي در شدت درد خود گزارش كردند. در يك مطالعة مقدماتي توسط Taira و همكارانش يك تزريق واحد انتركال باكلوفن درد نوروپاتيك را در 3 بيمار از 6 بيمار مبتلا به درد ناشي از ضايعات نخاعي كاهش داده است. اين كاهش 1 تا 2 ساعت بعد از تزريق ظاهر و براي 10 تا 24 ساعت باقيمانده است. پروپوفول كه يك اگونيست گيرندة GABAA است در يك مطالعة كنترله داروها، ضربدري دوسويه كور در 32 بيمار با درد و غير بدخيم كه 8 نفرشان درد ضايعات نخاعي داشتند بررسي شده است. از اين 8 بيمار ، همگي با پرونونول تسكين درد بهتري با داروها داشته اند. البته مقادير P گزارش نشده است. آلويديني كه در 5 بيمار از 8 بيمار فوق وجود داشته نيز از بين رفته بود در حالي كه دارونما در اين رابطه تاثيري نداشته است. در 7 بيمار كه توسط اسكن هاي SPECT بررسي شدند ميوپرفيئورن فرونتال،‌فونتوپارتيال، تالاميك و آرتيكال نيز از بين رفته و يا بطئور قابل توجهي در طي انفوزيون پروپونول كاهش پيدا نموده بودند.
در حالتهاي غير دارويي
تحريك الكتريكي عصب از راه پوست (TENS)
گزارشات در مورد استفاده از TENS در بيماران مبتلا به ضايعات نخاعي بسيار محدود هستند. (جدول 2) و مطالعات كنتله در اين زمينه وجود ندارند. TENS به نظر در بعضي بيماران با رد عضلاني و يا درد نوروپاتيك هم سطح مؤثر است ولي تاثيري رو درد زير سطح ندارند. Leyson و همكارانش متوجه شدند كه استفاده از TENS در كوادري پلژيكهاي حاد (كمتر از 2 سال از ضايعه) باعث ديس نيرژي وضعيتي اسفنكتر دترلور مي شود و بهمين دليل توصيه به عدم استفاده از TENS در اين افراد كرده اند. در حال حاضر دليلي براي تاثير استفاده از TENS براي درمان درد نوروپاتيك مركزي وجود ندارد.
تحريك نخاعي (SCS)
فرضية كنترل وازه اي پيشنها مي كند كه تحريك الكتريكي ستون هاي پشت نخاعي ممكن است درد ناشي از از ضايعات نخاعي را كاهش دهد. بررسي هاي كور شده در اين رابطه بسار مشكل مي باشند چون احتياج به برانگيختن و ايجاد پارتنري دارند. مطالعات موردي منتشر شده در جدول 2 ذكر دشه اند. باوجودي كه اين گزارشات بطور مادري درد را ذكر كرده اند. تحريكات نخاعي بنظر در بعضي بيماران با ضايعات غيركامل، اسپاسم هاي درناك، درد هم سطح، و يا درد پس از كوردوتومي مؤثر است. نتايج ضعيفي در بيماران با ضايعات كامل و در افرادي با دردهاي لرزشي و متناوب گزارش شده است. اكثر مطالعات كاهش بازدهاي تحريك نخاعي در طي زمان را نشان داده اند.
تحريك عمقي منفذ (DBS)
تعداد مطالعات در رابطع با تاثير DBS در درمان درد مزمن در طي دهه اخير كاهش يافته است. در نطالعاتي كه در جدول 2 ذكر شده اند، DBS در بيماراني استفاده شده است كه به روش هاي درماني متداول پاسخي نداده بودند. مناطقي كه در DBS مورد تحريك قرار گرفتند عبارتاند از ماده خاكستري دور كانال مركزي (PAG) و ماده خاكستري دور بطنها (PVG) و هسته هاي تالاميك (VPM,VPL) و تيروكسول داخلي. تحريك PVG/PAG معمولاً براي نوع niciceptive درد بكار رفته و تحريك تالاموس براي درمان درد آوران زدايي . با اين نوجود اين الگو بطور اختصاصي دنبال نمي شود و بطوري كه اكثر مطالعات روي بيماران با درد نوروپاتيك درمان DBS را به هسته هاي تالاموس محدود نكرده اند.
خيلي از گزارشات اوليه نروي تحريك عمقي مغز نتايج خود را با توجه به نوع و يا اتيولوژي درد ارايه نكرده اند. مطالعات جديدتر بيماران را دسته بندي كرده اند تا مشخص شود كه كدام گروه جواب بهتري به DBS مي دهند. همچنين طول مدت پي گيري نيز افزايش يافته است. در سال 1985، YEY و همكارانش گزارش منتشر كردند كه در آن 4 نفر از 6 بيمار مورد بررسي حداقل 50 درصد كاهش دئرد با استفاده از DBS در يك دورة پاگيري 2 تا 60 ماهه داشته اند. در 1987، Siegfried مطالعه اي انجام داد كه روي 4 بيمار مبتلا به درد پاراپلژيكي بود كه تحت DBS هسته هاي تالاموس خصوصاً VPL قرار گرفته بودند. دو بميار نتايج عالي و دو بيمار نيز بهبود در درد خود داشته اند. اين مطالعات اوليه نشان دهندة آرمان گرايي براي نقش DBS براي دردهاي مقاوم و ماندگار مزمن ناشي از صدمات نخاعي دارند درحالي كه هيچكدام از آنها دوره پيگيري كافي نداشته اند. در سال 1987، Levy گزارشي در رابطه با استفاده از DBS براي دردهاي غيرقابل كنترل مزمن منتشر كرد كه روي 11 بيمار انجام شده بود. متوسط دورة پي گيري در اين مطالعه قابل توجه و با ميانگين 80 ماهه و دامنة 24 تا 168 ماه بوده است.
براي بيماران الكترودهاي مربوط به PAG/PVG و تالاموس استفاده شده و سه بيمار تحت تحريك هم تالاموس و هم PAG/PVG قرار گرفته اند. با وجودي كه 4 بيمار از 11 بيمار در ابتدا (6 هفته اول) به DBS پاسخ دادند، هيچ‌كدام پاسخ طولاني نداشته اند. دو مطالعة ديگر توسط Kumat و همكارانش در دهه 1990 منترش ده است. در مطالعة اول دو بيمار با تروما به نخاع و اعصاب محيطي تسكيني طولاني مدت در طي دورة پي‌گيري 6 تا 10 ساله داشته اند. اما در مطالعه دوم هيچ كدام از سه بيمار دچار آسيب تروماتيك نخاعي تسكيني طولاني مدت درد نداشته اند (دورة پي گيري 6 ماهه تا 15 ساله).
در كل 141 نفر از 26 بيمار (54%) در 5 مطالعة موردي پاسخ اوليه اي به DBS داشته اند اما فقط 2 نفر از 16 نفر بطور طولاني مدت بهبود و تسكين يافته اند. اگر مطالعة اوليه Knmar را به خاطر فقدان اطلاعات در رابطه با نوع درد و يا طول مدت دوره پي گيري كنار بگذاريم، DBS هيچ فايدة طولاني مدتي ندارد و حتي تاثير اولييه آن روي درد ضايعات نخاعي در بهترين حالت غيرقابل پيش بيني است.
كوردوتومي، كوردكتومي و ميلوتومي
مطالعات موردي غير كنترله رو يتاثير كرودوتومي، كوردكتومي و ميلوتومي در جدول 3 ذكر شده اند. محققان آثار مفيدي براي كوردوتومي و كوردكتومي براي درد شديد تير كشنده و سوراخ كننده و احتمالاً براي دردهاي تحريكي قائلند. در مقابل چنين اعمالي روي دردهاي لرزشي مداوم و يا دردهاي مبهم مداووم و ديس استنري تاثيري ندارند. عوارض اين روش ها عبارتند از: درد طرف مقابل غيرقابل مهار، ديس استنري، اختلال فعاليت مثانه، اختلال فعاليت جنسي، بروز اسپاسم هاي عضلاني، و اختلال بيشتر فعاليت باقيماندة عصبي در زير ضايعه. نويسندگان بسياري تاكيد كرده اند كه كوردوتومي بايد حتماً بطور دو طرفه انجام بپذيرد چون كوردوتومي يكطرفه در موارد بسياري منجر به ديس تنري و دردهاي طرف مقابل غيرقابل كنترل مي شوند. در مورد SCS و DBS، درمانهاي موفقيت آميز اوليه معمولاً گذرا هستند. در بيماراني كه توسط White بررسي شدند، سعي جهت برقراري مجدد بي دردي پس از مراجعت درد توسط انجام تركتوتومي دوباره يا سه باره، با وجودي كه در ابتدا در نيمي از بيماران موفقيت آميز بود، تقريباً هميشه پس از يك سال يا بيشتر دوباره مراجعت كرده اند. Meljack و Loeser به توصيف 5 بيماري پرداختند كه قسمت هاي كاملي از نخاعشان برداشته شده بود. يك بيمار دچار دردهاي شديد تيركشنده در پشت و پاها پس از كوردوتومي نخاعي بهبود كامل داشته است اما پس از 5/11 سال درد بيمار فوق در همان محل و يا همان مشخصات و كيفيت ظهور كرده است. دلالي كه براي چنين پاسخهاي متفاوت و متنوعي پس از اين تداخلات جراحي مطرح هستند عباتند از: عدم هماهنگي و تداوم در دوره هاي پي گيري و انوع دردي كه انتخاب شده بودند، روش هاي جراحي، مهارت و تجربة جراحان و نيز سطوح جراحي. در يك گزارش موردي توسط Deruckmee و Lende، يك بيمار مبتلا به ضايعات نخاعي و درد بدنبال ضايعة تروماتيك سطح L1 ابتدا قطع دوطرفه ريشه هاي توراسيك پشتي 11 و 12 و سپس قطع كامل نخاع از سگمان 11 سينه اي داشته اند كه هر دو فقط بطور نسبي و موقتي تحت درد وي را تسكين داده اند. نهايتاً وي تحت قطع عضو در سگمان واضحاً سالم 10 و 11 سينه اي قرار گرفت كه باعث تسكين درد در طول دورة 18 ماهة پي گيري وي شد.
هيچ دليلي وجود ندارد كه كوردوتومي و يا ميلوتومي در كنترل دردهاي نوروماتيك مركزي در ضايعات نخاعي مؤثرند. ضايعات روسترال در بيماران دچار درد ضايعات نخاع گردن مطرح نمي باشند چون احتمال اختلال بيشتر در وضعيت فانكشنال بيمار، شامل عصب گيري ديافراگم، نيز مطرح مي شود.
ضايعات محل ورود ريشه هاي پشتي (DREZ)
اولين عمل DREZ در سال 1976 روي بيماري با درد بازو در اثر كنده شدن شبكه بازويي انجام شد. از آن زمان، بيماران صدمات نخاعي بسياري تحت چنين عملي جهت كنترل درد خود قرار گرفته اند (جدول 3). بيماران دچار درد در درماتوم هاي پائين تر و يا در همان سطح ضايعه و آنهايي كه درد يكطرفه دارند نتايج خوبي بعد از ضايعات DREZ مي گيرند. اما نتايج در بيماران دچار دردهاي ساكرال كمتر راضي كننده و در مبتلايان به دردهاي منتشر بسيار مخلوط مي باشند. عوارض و مشكلات اين روش عبارتند از: نشت CSF ضعف و يا از دست رفتن حس پارتزي و يا ديس تنري نوظهور، تشديد ديس فانكشن و عدم فعاليت مثانه، دستگاه گوارش و فعاليت جنسي، و هماتوم هاي اپي دورال و يا زيرجلدي. مكانيزم دقيق عمل DREZ همچنان ناشخناخته است اما ممكن است شامل تخريب فعاليت غيرطبيعي در عصب هاي درد در شاخ خلفي روسترال به محل ضايعه (مراكز مشابه صرع مولد درد )، اختلال در راههاي صعودي درد، و يا متعادل كردن دوباره در ورودي هاي مهاري و تحريكي در يك شبكة حسي آسيب ديده باشد. ضايعات DREZ معمولاً از يك يا دو سگمان درماتومي بالا تر از محل ضايعه تا يك سگمان پائين آن انجام مي گيرند. با اين وجود Edgar و همكارانش معتقدند كه ميكروكواگولاسيون drez مي تواند ميزان ناكافي اي از تخريب ايجاد نمايد كه اين در واقع تاكيدكننده افكار Druckman و Lende مي باشد.
Edgar و همكارانش روش ميكروكوآگولاسيون DREZ به كمك كامپيوتر را شرح دادند كه در آن ثبت نواحي DREZ در سطوح هم سطح و يا بالاتر از محل ضايعات باعث تشخيص نواحي فوكال داراي افزايش فعاليت غيرطبيعي مي شد كه پس از تشخيص از بين برده مي شدند.
با وجودي كه 93 درصد بيماران داروهاي ساكرال و يا فنتژ داشته و بطور عادي به تخريب DREZ پاسخ نمي داده اند،‌اين روش در مقايسه با روش DREZ مشكلات كمتري دارد. Falci و همكارانش خلاصه اي منتشر كرده اند كه تكنيك DREZ با استفاده از ضبط اطلاعات خودبخود داخل مغذي و نيز اطلاعات داخل مغذي در طي تحريك با ـفركاتنسي برابر فركانس) فيبرهاي C توضيح داده است. با ضبط اطلاعات خودبخودي داخل مغذي، 9 بيمار از 11 بيمار مورد بررسي 50 تا 100 درصد تسكين درد پيدا كردند. با استفاده از هر دو روش فوق 21 نفر از 25 بيمار به 50 تا 100 درصد بهبودي رسيدند.
نتايج
درد يكي از مشكلات اصلي بيماران صدمات نخاعي است. خيلي از بيماران انواع مختلفي از درد را بهمراه اسپاستيسيتي تجربه مي كنند. مطالعات كنترله اتفاقي در بعد وسيع و گسترده اي براي درمانهاي دارويي و غيردارويي مورد نياز مي باشند. انواع مختلف درد بايد با بررسي هاي باليني موشكافانه توصيف و طبقه بندي شوند تا پزشكان بتوانند انتخاب هاي بهتري از بين روش هاي درماني موجود براي بيمارانشان انجام دهند. براي تكميل اين كار، تحقيقات اوليه و پايه با 8 ادامه پيدا كنند تا مكانيزم هاي مركزي و نيز اهداف بالقوة درماني در درد ناشي از ضايعات نخاعي روشن و شناخته شوند.
درمان دردهاي ناشي از آسيبهاي نخاعي

۱۸-۸-۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تسریع درمان زخم های پوستی با فناوری فراصوت yasaman76 0 82 ۲۳-۴-۱۳۹۴ ۰۲:۳۵ عصر
آخرین ارسال: yasaman76
3 نانو لباس برای درمان سرطان می‌آید soghooot 1 116 ۳-۱-۱۳۹۴ ۰۴:۱۱ عصر
آخرین ارسال: Mahrad
  ریزش مو -علل و درمان ان ♔ αϻἰг κнаη ♔ 1 434 ۲۰-۷-۱۳۹۳ ۰۷:۴۵ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  آیا می خواهید بیماریتان را با طب سنتی درمان کنید؟ soghooot 4 146 ۱۳-۷-۱۳۹۳ ۰۳:۵۶ عصر
آخرین ارسال: farzad
  نوشیدن آب این بیماری خطرناک را درمان می کند farzad 2 137 ۱۱-۷-۱۳۹۳ ۰۸:۵۰ عصر
آخرین ارسال: farzad
  با این چهار روش خر و پف را درمان کنید soghooot 0 91 ۱۱-۷-۱۳۹۳ ۱۲:۵۴ صبح
آخرین ارسال: soghooot
  درمان سردرد با مالیدن روغن به این قسمت بدن soghooot 0 80 ۱۸-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۲۵ عصر
آخرین ارسال: soghooot
  کشف روش جدید درمان سرطان سینه ta.soltani 0 73 ۷-۶-۱۳۹۳ ۰۸:۲۲ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  تبلیغات درمان قطعی دیابت با جراحی متابولیک، نادرست است.... @Autumn@ 0 41 ۲۶-۵-۱۳۹۳ ۰۴:۰۲ عصر
آخرین ارسال: @Autumn@
  درمان سرطان با خاک!... @Autumn@ 1 78 ۲۶-۵-۱۳۹۳ ۰۳:۰۶ عصر
آخرین ارسال: soghooot

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان