تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دانستنيها درباره سيستم تعليق

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
دانستنيها درباره سيستم تعليق
بوشها (‌ Bushes ) :
بوشها قطعاتی هستند اکثرا از جنس لاستيک طبيعی که برای اتصال بين قطعات متحرک سيستم تعليق به يکديگر استفاده می شوند . هدف استفاده از بوشها حذف سر و صدا (Noise ) در حين حرکت ، حذف لرزشها و تحمل مقداری از ضربات وارده به جهت خاصيت الاستيکی می باشد . بوشهای لاستيکی مقاومت خوبی در برابر کشش داشته ، همچنين در دماهای پايين ، بسيار مقاوم می باشند .



اما در مکانهايی که بدليل سرعت حرکت ، دما بالاست ، زود سخت شده و دچار ترکيدگی و شکست می شوند ، در چنين مواردی بهتر است از بوشهای ساخته شده از اورتان ( Urethane ) که مقاومت بيشتری در برابر گرما دارند ، استفاده شود ، البته اين نوع بوشها انعطاف پذيری نوع لاستيکی را دارا نبوده و نرمی خودرو و هندلينگ آن را تا حدی تحت تاثير قرار می دهند .


بوشها در مواردی بعنوان محور (‌ Pivot ) عمل می نمايند ، بدين صورت که دو قسمت فلزی بوسيله يک بوش استوانه ای مانند شکل زير به يکديگر متصل شده و در نتيجه حرکتی مانند حرکات مفاصل بدن انسان حاصل می گردد و حرکت سيستم تعليق با وجود اتصال به شاسی ، با منتقل نمودن کمترين ضربه امکان پذير می گردد .

طَبَق (‌ Control Arm ) :
قطعه ای است فلزی که در دو سر دارای بوشهای محوری ( مانند آرنج يا زانوی انسان عمل می کند ) می باشد که از يک سمت به قطعات متحرک سيستم تعليق و از سمت ديگر به شاسی خودرو متصل می گردد و نقش اتصال شاسی به قطعات سيستم تعليق را بر عهده دارد . در برخی موارد طبق ها به شکل حرف A می باشند يعنی در سمتی که به شاسی متصل می شوند دارای دو محور هستند که در اين صورت آنها را جناغی ( Wish Bone ) و يا A-Arm می نامند ، اما در مواردی که به صورت يکپارچه باشند ، همان نام طَبَق ( Control Arm ) به آنها اطلاق می گردد .

طَبَق ها بر حسب نوع سيستم تعليق در هر دو محور جلو و عقب قابل استفاده بوده و باز هم بر حسب نوع سيستم تعليق ممکن است يک خودرو بدون طَبَق ، با يک طَبَق در هر چرخ يا با دو طَبَق در هر چرخ ، طراحی شود . محل قرار گيری طَبَق ها ممکن است در نيمه بالا و يا نيمه پايين متعلقات چرخ باشد ؛ که در صورتيکه در قسمت بالا قرار داشته باشد به آن طَبَق بالا و در صورتيکه در قسمت پايين واقع شده باشد به آن طَبَق پايين گفته می شود . طَبَق پايين در محور جلوی اکثر خودروهای امروزی ديده می شود ، اما استفاده از طَبَق بالا با گسترش سيستم فنر و کمک فنر يکپارچه ( Strut ) رو به کاهش است .

سيبک (‌ Ball Joint ) :
سيبک همانگونه که از نامش پيداست از يک گوی فلزی دسته دار تشگيل شده که درون يک محفظه کروی از جنس فولاد سخت شده قرار گرفته و اطرافش با بوشهای لاستيکی پوشيده شده . سيبک بعنوان محور چرخشی ، چرخها را به نحوی به سيستم تعليق متصل می نمايد که قابليت چرخش در زمان پيچاندن فرمان ، همزمان با بالا و پايين رفتن چرخها در دست اندازها ( حرکت سيستم تعليق ) وجود داشته باشد ، دقيقا بمانند آنچه در محل اتصال پای انسان به لگن وجود دارد . سيبکها که قابليت ساپورت مقداری از وزن خودرو را نيز دارا هستند ، معمولا از يکسو به طَبَق و از سوی ديگر به متعلقات چرخ متصل می شوند . سيبکها معمولا فقط در محور جلو ، و به سر هر طَبَق ديده می شوند ، البته سيبک هايی هم در اتصالات ميل فرمان وجود دارد که کوچکتر از سيبکهای سيستم تعليق هستند و غالبا توسط عوام با سيبک های سيستم تعليق اشتباه گرفته می شوند .

اکثر سيبکها نياز به نگهداری ندارند ، اما در برخی خودروهای قديمی از سيبکهای گريس خور استفاده شده که بايد همزمان با تعويض روغن يا حداکثر هر ۶ ماه يکبار گريس کاری شوند .
ميل تعادل (‌ Stabilizer ، Sway Bar ، Anti Roll Bar) :
ميل تعادل يا به اصطلاح مکانيکها ، موج گير ، در اکثر موارد برای بالا بردن تعادل خودرو و جلوگيری از چپ شدن آن ، در خودرو هايی که دارای سيستم تعليق مستقل ( در بخش بعدی توضيح داده خواهد شد ) می باشند ، بکار می رود .
ميله تعادل يک ميله فولادی است که در دو سر دارای بوش بوده و غالبا بين دو چرخ يک محور قرار می گيرد و باصطلاح دو چرخ را به يکديگر متصل می نمايد ،‌ ميل تعادل معمولا بوسيله دو اتصال محوری ( Pivot ) در دو طرف به شاسی نيز متصل می شود .

در هنگامی که خودرو درون يک پيچ قرار می گيرد و مثلا پيچ به سمت چپ می چرخد ، بدنه خودرو به سمت راست متمايل می گردد و چرخهای سمت راست تمايل به بلند شدن پيدا می کنند ؛ در اين حالت ميل تعادل نيروی رو به بالای چرخ مخالف را ، با پيچش خود ( مانند Torsion Bar ) به چرخ داخل پيچ منتقل کرده و آنرا پايين کشيده ، متعادل می نمايد . بسته به قطر ميله ، ميل تعادل تا ۱۵٪ قابليت کاهش امکان چپ شدن خودرو را داراست .
Strut :
زمانی که کمک فنر در درون فنر لول قرار گيرد به اين ترکيب اصطلاحا Strut گفته می شود . البته اين ترکيب قرارگيری کمک و کمک فنر هميشه Strut خوانده نمی شود ، بلکه تنها زمانی ، ترکيب کمک فنر قرار گرفته درون فنر را Strut می نامند که اين دو علاوه بر انجام وظايف اصلی خود ، با حذف سيبک و طَبَق بالا ، نقش يک رابط را نيز مابين سيستم تعليق و شاسی ايفا نمايند ، اين سيستم رکن اصلی سيستم های McPherson ( نوعی سيستم تعليق است که در مطلب بعدی بررسی خواهد شد ) محسوب می شود و بيشتر هم در همين سيستم ، ديده می شود . اين نوع قرارگيری فضای کمتری اشغال نموده و قيمت ارزانی نيز داراست و در اکسل جلوی اکثر خودروهای امروزی ديده می شود .

Strut Braces :
زمانی که صحبت از بالا بردن هندلينگ خودرو می شود ، اولين فکری که به ذهن هر کس ميرسد کاهش ارتفاع خودرو است ، اما يکی ديگر از مؤثرترين روشها استفاده از Strut Brace در خودروهايی است که دارای سيستم Strut می باشند . زمانی که شما درون يک پيچ قرار می گيريد تمامی شاسی خودرو به پيچش واداشته می شود ، چرا که هيچ پيوند فيزيکی بين دو سوی بالايی آن نيست ( ميل تعادل در منتها اليه پايين ، دو سوی شاسی را بهم متصل می نمايد ) و تنها اتصال بدنه خودرو است ، که آن هم به راحتی به نسبت مقاومتش دچار خمش می شود . اما يک Strut Brace که از روی موتور عبور کرده و در دو سمت به برآمدگی محل پيچ شدن Strut ها به بدنه وصل می شود ، سيستم تعليق را محکم تر کرده و از چپ شدن خودرو تا حد زيادی جلوگيری می نمايد . در مواردی که موتور ارتفاع بالاتری نسبت به محفظه Strut ها داشته باشد می توان از Strut Brace چهار ضلعی استفاده نمود .

Camber :
Camber به زاويه عمودی چرخ نسبت به خودرو اطلاق می شود ، اين زاويه در حالت عادی معمولا در اکثر خودروها صفر است ، در صورتيکه فاصله بالای دو چرخ مقابل ، به يکديگر نزديک تر از پايينشان باشد Camber يا زاويه چرخ ، منفی است و اگر هم که عکس اين موضوع صادق باشد ، زاويه چرخ مثبت است . سيستم تعليقی که در مواجه با پيچها و دست اندازها و با با لا و پايين رفتن چرخ در جای خود ، قابليت تبديل وضعيت زاويه چرخ به حالتهای منفی و مثبت را داشته باشد و Camber بهينه را در مواجه با شرايط مختلف ايجاد نمايد ، در مقايسه با خودرويی که در تمام حالات زاويه ای يکسان ، مثلا صفر دارد از توانايی بالاتری در کنترل خودرو برخوردار خواهد بود . خصوصا زمانی که در سر پيچ ، چرخی به سمت بالا کشيده می شود ، زاويه Camber منفی يا همان باز شدن چرخها ، باعث تعادل بهتر خودرو خواهد شد ، پس اگر سيستم تعليق قابليت انحراف زاويه چرخ را در شرايط مختلف دارا باشد ، کمک های شايانی به تعادل خودرو خواهد نمود .

Sprung & Unsprung Weight :
هر آنچه که وزنش بر روی فنرهای خودرو وارد آيد ؛ از جمله بدنه ، شاسی ، موتور ، سرنشينان و ... را Sprung Weight يا وزن وارده می نامند و در مقابل وزن لاستيکها ، رينگها ، کمک فنرها ، اکسل و ... ، وزن غير وارده يا Unsprung Weight محسوب می شود . هر چه ميزان وزن غير وارده کمتر باشد ، عکس العمل سيستم تعليق در مواجه با دست اندازها سريعتر بوده و نرمی رانندگی بيشتری را نيز فراهم می نمايد . همچنين وزن غير وارده کمتر ، باعث می شود تا نيروی موتور با گشتاور بيشتری به سطح جاده منتقل شده و صرف خنثی کردن وزن غير وارد نشود .
انواع سيستم های تعليق :
سيستم های تعليق بطور گسترده به دو دسته مستقل و غير مستقل تقسيم می شوند که هر يک از اين دو نيز شامل انواع متفاوتی می باشند . در نوع غير مستقل يا وابسته ( dependent ) به طور معمول از يک اکسل يکپارچه ، برای هر دو چرخ يک محور استفاده می شود ؛ که چرخها را به موازات يکديگر و عمود بر اکسل نگه می دارد و زمانی که تنظيم يک چرخ بر هم بخورد ، تنظيم چرخ مقابل آن نيز بر هم خواهد خورد ، همچنين اگر يک چرخ با دست اندازی روبر شود و بالا يا پايين برود چرخ ديگر نيز موازی با آن تحت تاثير اين حرکت واقع خواهد شد .



اما در نوع مستقل ( Independent ) که نوع پيشرفته تری محسوب می شود ، هر چرخ توانايی حرکت مستقل و بدون تاثير گرفتن از چرخ مقابل را داراست .
در ادامه سعی خواهد شد اکثر سيستمهای تعليق موجود و حتی برخی انواع از رده خارج شده ، مورد بررسی قرار گيرند .
Solid Beam Axle يا Live Axle :
اولين توليد انبوه سيستم تعليق جلو برای خودروها مربوط به این سيستم می باشد . اين نوع را که Hotchkiss نيز می نامندش از يک بيم قوی و قطور فولادی تشکيل شده که دو چرخ مقابل را به يکديگر متصل می نمايد . اين سيستم که پس از موفقيت در ، درشکه ها به خودروها انتقال يافت ؛ به حدی خوب و ايده آل به نظر می رسيد که تا مدت زمان زيادی ، کسی فکر طراحی سيستمی جديدتر از آنرا در سر نپروراند . در حالی که اين سيستم اولين نوع سيستم تعليق بوده است اما بدليل قابليتهای خاصش در تحمل وزنهای سنگين ، هنوز هم در بسياری از خودروهای سنگين يافت می شود . اگر به زير يک خودروی سنگين نگاه کرده باشيد ، حتما اين بيم قطور را که بين دو چرخ واقع شده خواهيد ديد . اين سيستم ممکن است بسته به استفاده در جلو يا عقب خودرو ها با فنر تخت يا فنر لول مورد استفاده قرار گيرد ( در خودروهای سنگين غالبا از فنر تخت استفاده می شود ) .

همچنين با پيشرفت اين سيستم طی ساليان گذشته ، بر اساس ديگر اجزای تشکيل دهنده سيستم Solid Beam ( صلب ) ، ممکن است نامهای ديگری نيز به آن اطلاق شود ، از جمله زمانی که لينکهايی ( رابط يا طبق هاي باريک ) از روی بيم بصورت عرضی يا طولی به کف اتاق متصل شوند بر اساس تعداد اين لينکها سيستم را Three Link ، Four Link و ... می نامند ، در صورتی هم که در نوع ۴ لينک دو عدد از لينکها به صورت زاويه دار به سمت وسط خودرو منحرف شوند ، آنرا Angled Arm می نامند . در دو نوع ۳ و ۴ لينکی و همينطور اکثر انواع بدون لينک Solid Axle مشکلاتی در زمينه کنترل افقی خودرو وجود دارد . از اينرو از يک ميله فولادی به نام Panhard Bar که از يک سمت اکسل به صورت کج به سر لينک مقابل می رود ، استفاده می کنند تا از حرکت خودرو از يک سمت به سمت ديگر به صورت افقی جلوگيری نمايد ، Panhard Bar در برخی ديگر سيستمها نيز ممکن است يافت شود .


بطور کل سيستم هايی که از Solid Axle استفاده می نمايند ، همگی از نوع غير مستقل بوده ، دارای سيستمی ساده ، قدرتی بالا در تحمل وزن و تقريبا بدون نياز به تنظيم زاويه چرخ می باشند ( در صورتی هم که تنظيم چرخها به هم بخورد ميزان کردن آنها کار مشکلی خواهد بود‌ ) . اما در مقابل در اکثر آنها بخصوص انواع غير لينکی ؛ وزن غير وارده ( Unsprung Weight ) بسيار بالا ، بدليل سنگين بودن اکسل ، همچنين تحت تاثير قرار گرفتن چرخ مقابل در هنگام مواجه چرخ مخالف با دست انداز که از عيوب تمامی سيستم های غير مستقل می باشد و همچنين بزرگی سايز سيستم از عيوب سيستم های Solid Beam محسوب می شوند .
Swing Axle :
پس از آنکه مهندسين خودرو به معايب سيستم Solid Beam پی بردند ؛ کوشش ، برای ساخت اولين سيستم مستقل آغاز شد ، يکی از اين تلاشها به ساخت نوعی با نام Swing Axle انجاميد که امروزه آنرا نه مستقل بلکه نيمه مستقل می دانند . همانگونه که از نام آن پيداست ، اين سيستم اجازه می دهد تا چرخها به صورت محوری به قسمتی در وسط دو چرخ خودرو متصل شده و قابليت بالا و پايين رفتن در قوس مربوط به خود را داشته باشند .

اين سيستم که بعنوان سيستم تعليق عقب در فولکس های Beetle قديمی ( قورباغه ای خودمان ) ديده می شود با وجود سادگی نسبی ، دارای نرمی رانندگی بهتری نسبت به سيستم Solid Axle می باشد . اما با وجود مستقل بودن ، بدليل مشکلی در هندلينگ که آنرا پديده Jacking می نامند و ناشی از بلند شدن چرخ در سر پيچها بدليل ايجاد زاويه Camber مثبت در چرخ خارج از پيچ است ( بايد منفی شود تا تعادل خودرو حفظ شود ) ، اين سيستم از مقبوليت چندانی برخوردار نشد و جای خود را به ديگر سيستمها داد .
Trailing Arm Suspension و Semi Trailing Arm Suspension :
اين سيستم که يک سيستم مستقل محسوب می شود از يک يا چند بازو ( Trailing Arm ) در جلوی هر چرخ بهره می برد که برای ساپورت سيستم از سمت ديگر به زير شاسی متصل ميشوند . اين سيستم نسبت به سيستمهايی که تا کنون بررسی شد ، فضای کمتری را اشغال نموده و انعطاف پذيری بهتری را نيز داراست . اولين با ر اين سيستم با استفاده از فنر لول در چرخهای جلوی فولکس Beetle استفاده شد . اما بدليل اينکه در اين سيستم ، زاويه Camber چرخ در تمامی حالات ثابت بود ، اين سيستم خيلی زود از رده خارج شد و جای خود را به سيستم مشابهی داد که اين مشکل را ندارد و آن سيستم ، Semi Trailing Arm است که با کج بودن زاويه قرار گيری بازوها ( Trailing Arms ) باعث می شود زاويه Camber بهينه در شرايط مختلف بدست آيد .


اين سيستم با فنر لول ، سيستم نسبتا قابل قبول و کم حجمی برای اکسل عقب خودروهای کوچک محسوب می شود ، افزايش وزن خودرو بدليل نياز به قوی بودن بازوها و ديگر اجزا اين سيستم ، همچنين احتمال خم شدن بازوها در مواجه با وزنهای زياد نيز از معايب اين دو سيستم بالاخص نوع Trailing Arm می باشند .
: Twist Beam ( Torsion Beam )
اين سيستم زيرشاخه ای از سيستم Trailing Arm محسوب می گردد که در آن Trailing Arm های دو چرخ بوسيله يک ميله مشابه آنچه در Solid Axle ديده می شود‌ ، به يکديگر متصل هستند . تفاوت بيم يا ميله رابط در اين سيستم با سيستم صلب ( Solid Beam ) در اينجاست که بيم يا ميله در سيستم پيچشی ( Twist Beam ) ، توانايی پيچش مختصری را نيز داراست ، از همين رو آنرا ، Twist Beam يا ميله پيچشی می نامند . Twist Beam سيستمی است نيمه مستقل ، چرا که با وجود قابليت پيچش مختصر محور رابط دو چرخ ، همين اتصال ، خود باعث عدم استقلال چرخها می گردد . اين سيستم بدليل نحوه قرارگيری کمکها ، عدم نياز به ميله موج گير و عدم نياز به فضای عرضی زياد ، فضای بسيار کمی را اشغال می نمايد . همين امر باعث شده ، اين سيستم در اکسل عقب اکثر خودروهای Compact ديفرانسيل جلو ، مورد استفاده قرار گيرد . در ادامه توضيح اين نکته ضروری است که نام اصلی اين سيستم Twist Beam می باشد اما به اشتباه آنرا Torsion Beam که نام ديگر Torsion Bar ( يک نوع فنر خودرو ، که در بخش اول اين مطلب بررسی شد ) است ، نيز می نامند و همين امر نيز باعث اشتباه آن با Torsion Bar که در واقع تنها نوعی فنر محسوب می شود و نه يک نوع از سيستم تعليق ، می گردد . خصوصا در ترجمه فارسی ، که هر دو ، ميله پيچشی ترجمه می شوند و همين امر تشخيص آنها را از يکديگر مشکل می نمايد . اين سيستم غالبا با دو نوع فنر يافت ميشود ؛ فنر لول و يا Torsion Bar . خودروهايی چون گلف ، فيات پونتو ، پرايد ، ماتيز و .... از سيستم Twist Beam با فنر لول بهره می برند و خودروهايی نظير پژو ۲۰۶ ، هيوندای Getz و بيشتر خودروهای پژو نظير ۴۰۵ نيز دارای سيستم Twist Beam با Torsion Bar می باشند که استفاده از لفظ Torsion Beam برای معرفی اين نوع سيستم تعليق ، چندان هم بی ربط نيست و به اصطلاح تلفيقی از نام لوازم بکار رفته در اين سيستم است ، اما استفاده از اين نام در انواع با فنر لول چندان درست به نظر نمی رسد . اين سيستم ها در مقايسه با ديگر سيستمهايی که برای اکسل عقب خودروها بکار می روند کيفيت چندانی دارا نيستند ، و بيشتر بدليل اشغال کمتر فضا و همچنين ارزان بودنشان در خودروهای با سايز کوچک استفاده می شوند .

McPherson :
اين سيستم که در دهه ۷۰ ميلادی در اکثر خودروها رواج يافت به نام سازنده اش Earle S. McPherson که از کارکنان کارخانه GM و بعدها Ford بود ، نامگذاری گرديده . در اين سيستم که رکن اصلی آن Strut می باشد ، خود Strut بعنوان يک لينک برای کنترل وضعيت چرخ استفاده می شود و شاسی را به سيستم تعليق متصل می نمايد . همانگونه که قبلا در توضيح Strut ( به بخش سوم رجوع شود ) ذکر شد ، اين سيستم باعث حذف طَبَق بالا و متعلقاتش ميشود ، از اينرو اين سيستم در خودروهايی که با کمبود فضا مواجه باشند خصوصا خودروهای ديفرانسيل جلو بسيار کارآمد خواهد بود . اين سيستم که غالبا دارای ميل موج گير ( Anti roll Bar ) برای حفظ تعادل خودرو می باشد ، دارای شاخص هايی چون کيفيت نسبتا خوب رانندگی ، نسبتا بهينه بودن زاويه Camber و ارزان بودن سيستم می باشد ، که هم در اکسل جلو و هم در اکسل عقب خودروهای کلاس متوسط بخصوص خودروهای با ديفرانسيل جلو به وفور يافت ميشود . نمونه آنرا می توانيد در اکسل جلوی اکثر خودروها از جمله انواع خودروهای پژو ، همچنين پرايد ، ماتيز ، هيوندای ورنا و ... بيابيد .

Double Wishbones يا A-Arm :
تکامل بعدی در سيستم های تعليق طراحی سيستم جناغی يا Double Wishbones بود که در آن دو طَبَق به شکل حرف A ، با طولهايی يکسان و به موازات يکديگر در بالا و پايين مرکز چرخ قرار می گرفتند .

اين سيستم بدليل وجود دو طَبَق قوی ، کنترل بسيار خوبی را دارا بود اما اين سيستم نيز قابليت تغيير زاويه Camber را دارا نبود . همين اشکال ، باعث طراحی نوع جديد سيستم جناغی گرديد . در اين نوع برای اينکه سيستم بتواند ، در هنگام فشردگی زاويه منفی ، و در هنگام باز شدن زاويه مثبت پيدا نمايد ؛ طَبَق بالا کوتاهتر از طَبَق پايين در نظر گرفته شد ، همين امر باعث شد تا طَبَق پايين حين حرکت شعاع کمتری را پيموده و چرخ هنگام بالا رفتن دچار زاويه منفی گردد که اين امر همانطور که گفته شد از انحراف خودرو در پيچها جلوگيری می نمايد .

اين سيستم در اکسل جلوی بسياری از خودروهای جديد امروزی ، اکثر خودروهای مسابقه ای از جمله فِراری ، اکثر خودروهای کارخانه هوندا و ... يافت می شود و تقريبا خالی از هر اشکالی است . اين سيستم مستقل ، از فنر لول که کمک فنر نيز درونش واقع شده ، بهره می برد . اما نمی توان برای اين شکل قرارگيری فنر و کمک فنر لفظ Strut استفاده نمود ، چرا که فنر و کمک فنر خاصيت ايفای نقش يک لينک را مانند آنچه در Strut وجود دارد ، ايفا نمی کنند . و کاربرد لفظ Strut ، برای اين شکل قرارگيری ، فقط در نوع McPherson می باشد .
Multi-Link Suspension :
تعريف دقيقی برای اين سيستم که از اوايل دهه ۸۰ رايج گرديد ، وجود ندارد . اما بطور کل هرگاه يک سيستم مستقل دارای بيش از ۲ لينک ( طبق ) باشد به آن Multi Link گويند ، در مواردی اين سيستم با سيستم Trailing Arm نيز تلفيق می گردد که مقاومت بالاتری را پديد می آورد . اما نوع مرسوم آن که دارای ۴ لينک ( رابط ) می باشد ، تقريبا همانند سيستم جناغی A-Arm است ، با اين تفاوت که دسته های هر جناغ ، به يکديگر متصل نيستند و هر يک به صورت جداگانه تنظيم پذيری بهتری را برای سيستم تعليق فراهم می نمايد .

اما همانطور که گفته شد ، سيستمهای ديگری مانند سيستم ۵ لينک اکسل عقب خودروهای هوندا و سيستم Z شکل BMW های سری ۳ نيز با نام Multi-Link شناخته می شوند ، که البته بدليل دارا بودن بازو می توان آنها را تلفيقی از Semi Trailing Arm و Multi link دانست . نمونه هایی از سيستم Multi-Link را که آخرين تکنولوژی در سيستم های تعليق مکانيکی اکسل عقب برای خودروهای سواری محسوب می شود را می توانيد در اکسل عقب خودروهايی چون هيوندای ورنا ، ميتسوبيشی گالانت ، BMW های سری ۳ ، مرسدس های کلاس S و ... ببينيد .

در اين مطلب سعی شد تا تقريبا تمامی سيستمهای مکانيکی موجود که از ابتدا تا کنون بعنوان سيستم تعليق در خودروها استفاده شده اند ، مورد بررسی قرار گيرد ، اما مسلما سيستمهای ديگری از جمله DeDion ، Weissach و ... نيز وجود دارند . که اگر اين سيستمها را با سيستمهايی که از تلفيق چند سيستم پديد می آيند با هم جمع کنيم شايد دهها نوع ديگر غير از آنچه در بالا ذکر شد ، نيز وجود داشته باشند . اما بدليل مرسوم نبودن و محدوديت استفاده از آنها در خودروهای خاص ، از پرداختن به آنها خودداری می نماييم . سيستمهای پيشرفته تر هيدروليکی و الکترونيکی نظير سيستم تعليق زانتيا و يا سيستم Bose را نيز به دليل طولانی شدن بحث سيستم های تعليق طی چند ماه گذشته ، به چند ماه ديگر موکول می نماييم.

مطالب مشابه ...









سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱-۱۰-۱۳۹۰ ۰۷:۵۳ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط navid ، Mokhtari

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  گزارش كار آزمايش سيستم جرم و فنر ارتعاشات آز ارتعاشات senior engineer 0 1,852 ۸-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۳۰ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  راه‌اندازي سيستم برودتي *t@ym@z* 0 150 ۲۴-۱۲-۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ صبح
آخرین ارسال: *t@ym@z*
  آشنائي با سيستم چيلر جذبي *t@ym@z* 0 177 ۲۴-۱۲-۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ صبح
آخرین ارسال: *t@ym@z*
  سيستم هاي هيدروليك senior engineer 0 267 ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۵۶ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم هيدروليک يا نيوماتيک senior engineer 0 190 ۲۶-۸-۱۳۹۰ ۰۳:۳۲ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم هاي هيدروليکي senior engineer 0 207 ۲۴-۸-۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  چقدر درباره ی طراحی صنعتی می دانید؟ senior engineer 0 237 ۲۲-۸-۱۳۹۰ ۰۸:۲۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم هاي اندازه گيري و تلرانس ( پنوماتيكي و نيوماتيكي) senior engineer 0 1,522 ۱۶-۸-۱۳۹۰ ۰۶:۱۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم سوخت رساني انژكتوري بنزيني senior engineer 0 281 ۳۰-۶-۱۳۹۰ ۱۲:۵۳ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم سوخت‌رساني انژكتوري و حسگر‏هاي آن senior engineer 0 218 ۲۹-۶-۱۳۹۰ ۰۴:۰۳ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان