تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان يه حالگيري خيلي شديد!

نویسنده پیام
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
داستان يه حالگيري خيلي شديد!
پسر جواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

روبرت عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم

و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!

ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست


باعشق : لورا

پسر جوان رنجيـده خاطر از رفتار دختر

از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،

خواهر، دخترعمو، دختردايي ... خودشان به او قرض بدهند

و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس لورا، نامزد بي وفايش،

در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،

به اين مضمون:

لورای عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،

لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان .....

مطالب مشابه ...










داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ ، نیاز
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #2
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
اقا هادی این داستانو بر عکس کردین واقعی شو من چندین سال قبل خوندم.نویسنده اش یادم نیست ولی خیلی هم مشهور بود.....................اون نامه رو پسر به دختر مینویسه و دخترک عکسارو بهش میفرسته
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۰۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #3
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
نه خیر این اصلشه!
قبلیه تحریف شده بود!
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۱۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #4
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
خب اینکه منشا اش و ندیدم.ولی من کتاب واقعیشو دیدم.
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۶:۲۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #5
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
دعوا نكنين،خيانت خيانته
چه پسره به دختره بكنه،چه دختره به پسره!
سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۸:۵۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط خاطره بانو
  • *t@ym@z*
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    **
  • ارسال‌ها: 704
  • تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰
  • اعتبار: 52
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:
  • محل سکونت:ایران
  • سپاس ها 886
    سپاس شده 2172 بار در 646 ارسال
  • امتیاز کاربر: 32,365$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #6
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
نه آقا فرزاد مهم اینه که همیشه آقایون خیانت میکنند نه خانوما!ThumbsThumbs
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #7
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
شما اگر یه بلانسبتی هم بیارین تو حرفای مبارکتون چیزی ازتون کم نمیشه هااااااا!!!
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۰۴ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #8
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
موافقم هادي جان،من نميدونم منظور ايشون منم؟
سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط خاطره بانو
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #9
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
نه- lمنظور همه ی اقایون
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۳۵ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
  • هادی
    آفلاین
  • کاربرسایت
    *
  • ارسال‌ها: 449
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 20
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:مطالعه
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 313
    سپاس شده 465 بار در 237 ارسال
  • امتیاز کاربر: -1$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #10
RE: داستان يه حالگيري خيلي شديد!
(۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ صبح)گلچین گفته:  نه- lمنظور همه ی اقایون

ببخشیدا شما وکالتتونو از کدوم دانشگاه گرفتین؟Rolling
داستان يه حالگيري خيلي شديد!

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۰۳:۵۳ عصر، توسط هادی.)
۱۸-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۳۲ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  [سوال] ツ چه حركتي يا چه چيزي تو دنيا خيلي تحت تاثير قرارتون داده؟ ツ سکوت تلخ 3 37 ۴-۱۰-۱۳۹۳ ۰۱:۳۸ صبح
آخرین ارسال: soheil
  امیدوارم این داستان بعضیارو تحت تاثیر قراربده... ساحل آرامش 1 103 ۵-۸-۱۳۹۳ ۰۱:۲۷ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  [سوال] احساس شما بعد از خواندن این داستان چیست ؟ ( مهم ) ! @Autumn@ 7 100 ۲۸-۷-۱۳۹۳ ۰۳:۱۶ عصر
آخرین ارسال: سکوت تلخ
  ¤¯ داستان سرايي دسته جمعي بچه هاي كلوب دانشجو ¯¤ سکوت تلخ 35 555 ۱۲-۳-۱۳۹۳ ۰۹:۰۹ صبح
آخرین ارسال: ESHNAYDER
  بدو بيا خيلي جالبه! سکوت تلخ 7 211 ۲۸-۱۲-۱۳۹۲ ۰۴:۰۸ عصر
آخرین ارسال: sea girl
  داستان دنباله دار...(لطفا ادامه داستان رو بنویسید) آیسا 2 884 ۱۰-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۵۴ عصر
آخرین ارسال: Sunflower
  کوتاه‌ترین داستان ترسناک جهان!فقط 12کلمه !! ........ 4 466 ۸-۵-۱۳۹۲ ۱۱:۵۸ عصر
آخرین ارسال: kiana
  داستان خلقت زن/زیبا و خواندنی ندای بهار 10 484 ۲۶-۴-۱۳۹۱ ۱۱:۱۰ عصر
آخرین ارسال: ندای بهار
  داستان واقعی؛ چشمان تاریک بین همسرم... خاطره بانو 0 296 ۳-۳-۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  یه داستان عاشقونه گلچین جاویددوست 0 452 ۲۵-۲-۱۳۹۱ ۰۲:۳۱ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان