تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان زیبای پیرمرد عاشق

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
داستان زیبای پیرمرد عاشق
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد.پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت:اما من که می دانم او چه کسی است

مطالب مشابه ...










داستان زیبای پیرمرد عاشق

۸-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ ، senior engineer ، reza
موضوع بسته شده است 

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  [تایپ] داستان کوتاه دختر تن فروش +18 ta.soltani 1 19,945 ۸-۴-۱۳۹۵ ۱۲:۰۷ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  داستان زیبای اشک پدر خاطره بانو 0 1,378 ۵-۳-۱۳۹۵ ۰۶:۴۷ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  [تایپ] داستان کوتاه پیش داوری ta.soltani 0 1,572 ۱۶-۴-۱۳۹۴ ۰۹:۰۱ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
5 داستان جالب استجابت دعا yasaman76 1 1,743 ۱-۴-۱۳۹۴ ۱۰:۰۲ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  داستان کوتاه هسته زردآلو ta.soltani 0 1,718 ۲۱-۲-۱۳۹۴ ۱۱:۱۵ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  3 داستان زیبااز:ایمان-اعتماد -امید ساحل آرامش 0 847 ۷-۱-۱۳۹۴ ۰۴:۴۳ عصر
آخرین ارسال: ساحل آرامش
  حتما بخونيد... واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه... rahmati 4 1,869 ۷-۱۲-۱۳۹۳ ۰۴:۱۱ عصر
آخرین ارسال: سکوت تلخ
  داستان من و دختر خالم سهیلا rahmati 0 27,193 ۱۹-۱۱-۱۳۹۳ ۰۷:۵۵ عصر
آخرین ارسال: rahmati
  داستان من و زن دایی شهلا rahmati 0 343,776 ۱۹-۱۱-۱۳۹۳ ۰۷:۵۳ عصر
آخرین ارسال: rahmati
  داستان من و مامان ساناز rahmati 0 37,476 ۱۹-۱۱-۱۳۹۳ ۰۷:۴۸ عصر
آخرین ارسال: rahmati

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان