تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خصوصیات یک طبیب

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
خصوصیات یک طبیب
از جمله علومي که طبيب بايد آنها را بداند ده علم است :
فقه وحديث ،اخلاق ،حکمت ،منطق ،طبيعي ، هندسه ،هيأت ،احکام ونجوم ،حساب ،فراست .



آداب واخلاق طبيب :



1) در هنگام معالجه خود رادر ميان نبيند وخداوند عز وجل را شافي بداند ودائم از فيوض وبرکات او مدد بگيرد ومعلم واستاد خود را بستايد واز او سپاسگزاري نمايد و
خطاي ديگران را مايه عزت خود نشمارد بلکه آنرا مايه تنبه خود بداند .


2) حسن خلق داشته وبه احوالپرسي از بيماران خود توجه داشته باشد واگر بيماري درمان را اشتباه انجام داد با عصباني شدن آنها را نرنجاند بلکه با مهرباني مکرراً حرف آنها را شنيده واز روي موعظه ونصيحت آنها را از ناپرهيزي وسوء تدبير باز دارد .


3) محرم اسرار بيماران باشد .

4) اگر بيماري فرد مراجعه کننده مسري باشد اورا سرزنش نکند که چرا با بيماران معاشر داشتی بلکه با حسن خلق مداوا نموده و پس از درمان اورا نصيحت نمايد که ديگر با امثال اين بيماران معاشرت نداشته باشد.


5) در معالجه وتحقيق بيماريها وداروها ـ چه قديمي وچه جديد وچه مفرد وچه مرکب ـ جديت داشته باشد ( از طريق مشاهده وتجربه ) واکثر اوقات مشغول به مطالعه کتب وفهم و حفظ کردن نکات آن باشد و از مشاوره ومذاکره با اساتيد ماهر بهره ببرد .


6) اگر بيماري به او مراجعه کند که قبل از آن به طبيبي ديگر مراجعه کرده بود وتدابير درماني او همه درست بوده ووضعيت او رو به بهبودي رفته است بايد با خوشرويي به او بگويد که دست از معالجه آن طبيب بر ندارد .


7) اگر ببيند بيماري در حال معالجه توسط طبيبي ديگر است وآن طبيب در حال خطاست در خلوت وبدور از چشم آن طبيب به نزد مريض رود واورا از اين احوال با خبر سازد .

8) اگر مريضي به او رجوع کرد که به او اعتقاد ندارد ومايل به پزشک ديگري است از همراهان او عذر خواهي کرده و بگويد که به پزشک ديگري رجوع نمايد .


9) اگر با انواع تدابير قادر به درمان بيمار نباشد وبيمار رو به صحت نرود با حسن خلق از او يا همراهانش عذر خواهي نموده ودر معالجه لجاجت ننمايد وکار او را تباه نسازد .


10) نبايد در هر بيماري يا سوء مزاج خفيف براساس کسالت يا جرئت دست به فصد ومسهل ومقيي زده واينها را عادت خود سازد بلکه حتي المقدور به تدابير در امر اغذيه واشربه و ساير سته ضروريه مبادرت نمايد واگر صحت حاصل نشد به سراغ ادويه برود وتا زماني که با ادويه مفرده وضعيفه مقصود حاصل باشد بسمت مرکبات نرود واگر با مفردات توفيقي بدست نيامد به ادويه مرکبه روي آورد ودر اين صورت هر چه ترکيب کمتر وحدت آن نيز کمتر باشد بهتر است يعني بتدريج از ضعيف به قوي رود .وتا زماني که با مطفيات وملطفات خون تسکين خون وصفرا مقدور باشد بسراغ اخراج خون نرود واگر ناچار شد تا زماني که با حجامت وزالودرماني امکان پذير است بسراغ فصد نرود.


11) در معالجه بر يک دارو ايستادگي ننمايد بحدي که بدن به اثر آن دارو عادت نموده واثر فعل وانفعال آن ضعيف گردد بلکه تغيير وتبديل وکاهش وافزايش در آن بر حسب اقتضاي احوال واوقات وتغييرات امزجه نمايند وداروهاي قوي را در فصول حار استفاده ننمايند ودر زمان شدت سرما يا شدت گرما از تجويز فصد واسهال وداروهاي قوي پرهيز نمايند مگر در مواقع ضرورت .


12) اگر تشخيص مزاج مرض بر او دشوار گردد ونداند که مرض حار است يا بارد نبايد از داروهاي بسيار سرد يا بسيار گرم استفاده نمايد بلکه يکي دو روز دوايي که اندک مايل بحرارت باشد استعمال نمايد اگر تغييري بوجود نيامد کمي حرارت را افزايش دهد و... به همين ترتيب تا هنگاميکه ميل به موافقت وصحت يا به مخالفت واذيت دريابد وپس از آن مزاج ودرجه مرض را دريابد .


13) اگر بيمار همزمان به چند بيماري مبتلا باشد ابتدا بيماري اصلي که که عامل بيماريهاي ديگر شده است را درمان نمايد مثل تب ناشي از انسداد ( عفونت ) ويا اينکه بيماري مهمتر را درمان نمايد . اگر بيماري حاد ومزمن با هم تجمع نمايد اول متوجه درمان بيماري حاد شود ( با اندک رعايت جانب مزمن نيز ) واز آن بطور مطلق غافل نشود .ويا اينکه اگر مرض وعرض باهم جمع گردند ابتدا مرض را درمان نمايد مگر آنکه عرض بسيار قوي باشد مانند درد ناشي از قولنج وبيداري ها درامراض حاده وصداع ( سردرد ) شديد در تبها که اول بايد متوجه عرض وتسکين آنها وتنويم گردد ( خواب آوري ) چون ضرر آنها بيشتر است وپس از آن متوجه مرض گردند .


14) اگر يک بيماري دو علت ضد هم داشته باشد مداومت بريکي نکند وديگري را فراموش نکند.


15) تاثير عرضي ادويه را با تاثير ذاتي آن اشتباه نکند .اين مسئله بيشتر در مورد ادويه قويه ومرکب القوي صادق است که در ابتدا اثري قوي از حرارت يا برودت از آنها ظاهر ميگردد ودر انتها بخلاف آن مثل افيون . ويا اغتسال به آب سرد که در ابتدا بسبب بستن مسامات بدن و احتقان واجتماع حرارت در باطن بطور عرضي حرارت ايجاد مي نمايد .


16) هميشه بدنبال منفعت بردن بيمار باشد واز داروهايي که خطرناک يا مسقط جنين يا مفسد بعضي اعضا ( مثل چشم وگوش )يا مضعف بعضي اعضا ( مثل ادراکات دماغي وباه) هستند پرهيز نمايند .


17) در آموختن علم طب ومداواي بيماران بخل نورزد وسعي در تعليم دادن امر اغذيه واشربه داشته باشد وبين اغنيا وفقرا فرق نگذارد ومتکبر نباشد وبه ديده حقارت به کسي ننگرد هرچند فقير وبي زبان باشد وبلکه به ايشان بيشتر توجه نمايد .


18) بر شاگردان وبيماران خود منت نگذارد بلکه بر خود منت گذارد و آنها را وسيله پيشرفت وترقي خود بداند .


19) قانع ، شاکر، راضي وعالي همت باشد وحريص وبخيل نباشد وطمع بر مال ومنال شاگردان وبيماران ننمايد وطلب از ايشان ننمايد .
20) از معالجه بيماري که بسيار در پي بيماري خود بوده ولي به نتيجه اي نرسيده است وبه "اصطلاح " تخته مشق اطباء ومجربين گشته پرهيز نموده وعذر خواهي نمايد .


21) پرگو وپرخوار نباشد ومشغول عيش ونوش ولطيفه گويي نگردد ونظر حرام بر محارم مردم نيندازد .


حرفه پزشکي از آن رو که با جان ، ناموس واسرار زندگي مردم سروکار داردعلاوه بر مقررات اسلامي در همه حرفه ها داراي آداب واحکام ويژه اي است که رعايت آن براي پزشک مسلمان لازم وضروري است در اينجا اشاره اي کوتاه به مهمترين آداب آن خواهيم نمود :


1)احساس مسؤليت :که از مهمترين واصلي ترين آداب پزشکي است . امام صادق (ع)از حضرت مسيح (ع) در اين باره نقل فرموده است :"آنکه درمان کردن زخم زخمديده اي را واگذارد ناگزير شريک کسي است که زخم را بر بدن او نشانده است ."
لذا پزشک مسؤل است باهمه توان براي درمان بيمار تلاش کند وبا هيچ بهانه اي نمي تواند از زير بار اين مسؤليت شانه خالي کند .


2)تقواي پزشکي :تقوا در هر حرفه اي به معناي رعايت قوانين الهي براي انجام دادن آن کار است . بنابر اين تقواي پزشکي بدين معناست که پزشک براي حسن انجام وظيفه اولاً بايد سود بيمار را در نظر بگيرد نه سود خود را ثانياً بايد از همه توان فکري وعملي خود براي در مان وي استفاده نمايد .


امام علي (ع) :" هرکس طبابت پيشه کند بايد که از خدا پروا بدارد وخير خواهي وجديت بخرج دهد ."


3)پاک دامني : يکي از مصاديق مهم تقواي پزشکي عفت جنسي وپاکدامني است .پزشک باتقوي به خود اجازه نمي دهد از بيمار سوء استفاده جنسي نمايد وحتي در نگاه کردن براي معاينه حدود اسلامي رارعايت مي کند بدين معنا که اگر از طريقي بجز نگاه کردن به مواضعي که نگاه کردن به آن در اسلام ممنوع شده است بتواند بيماري راتشخيص دهد مبادرت به نگاه نامشروع نمي ورزد ودر صورت نياز نيز به اندازه ضرورت اکتفا مي کند .


4)اهتمام به تشخيص بيماري : پيامبر اسلام (ص) به يکي از پزشکان معاصر خود ميفرمايند:"هيچکس را درمان نکن مگر آنگاه که بيماري او را بشناسي ."


پس اگر پزشک فرصت لازم براي تشخيص را ندارد يا خسته است يه به هر دليل ديگر آمادگي لازم براي اظهار نظر راندارد از معاينه ودادن دارو بطور جدي خودداري نمايد .
5)تلاش براي شناخت داروهاي طبيعي : در احاديث آمده است که همه بيماريها به استثناي مرگ در نظام آفرينش دارو دارند وقابل درمانند .برخي تصريح مي کنند که خداوند براي همه دردها دارو آفريده است وبرخي ميگويند براي همه بيماريها دارو نازل کرده است . ظاهر اين دو تعبير اين است که داروي همه بيماريها در طبيعت وجود دارد بي ترديد داروهاي طبيعي زيان کمتر وسود بيشتري دارد با عنايت به اين واقعيت که گياه درماني بتدريج در کشورهاي پيشرفته رايج مي گردد بنابراين يکي از مسؤليت هاي مهم مراکز علمي پزشکي تلاش براي کشف داروهاي طبيعي و آشنا کردن جامعه پزشکي با اين داروها است .



6)رعايت ضرورت در تجويز دارو : امام علي (ع) مي فرمايد :"با درد خويش تا آن هنگام که با تو مدارا مي کند مدارا کن ." واز امام کاظم (ع) روايت شده است : "تازماني که بيماري به جد با شما درگير نشده است درگير معالجه طبيبان نشويد که درمان بمانند ساختمان است که مقدار کم آن شخص را بمقدار فراوانش مي کشاند ."
طبق دلالات التزامي اگر بيماري اين رهنمودها راناديده گرفت وبه پزشک مراجعه کرد پزشک متعهد کسي است که پس از معاينه اگر تشخيص داد بيماري او جزئي است ونيازي به دارو ندارد اقدام به نوشتن دارو وتجويز نسخه نمي کند واگر لازم بود بيش از حد ضروري دارو تجويز نمي کند .


7)حفظ اسرار بيمار: روايات اسلامي از يکسو به بيمار توصيه مي کند که بيماري پنهان خود را از پزشک کتمان نکند واز سوي ديگر به پزشک توصيه مي کند که امانتدار باشد وبا افشاي راز بيمار به او خيانت نکند .


8)ايجاد اميدواري در دل بيمار: اميد به درمان ازرنج بيماري مي کاهد وبه بيمار قدرت غلبه بر بيماري را مي دهد ودرمان راتسريع مينمايد .از اين رو يکي از وظايف مهم پزشکي بويژه درمورد بيماريهاي خطرناک تقويت روحيه بيمار وايجاد اميد در دل اوست .
9)جلوگيري از طبابت افراد غير متخصص


پزشک غير متخصص در صورتي که اقدام به طبابت کرد وموجب زيان بيمار گرديد علاوه بر اينکه مرتکب گناه شده براساس قانون ضمان ضامن است چنانچه از پيامبر اسلام (ص)نقل شده: "هرکس بدون سابقه وتخصص لازم دست به کار طبابت زد ضامن است ."


همچنين طبيب متخصص اگر در انجام دادن وظيفه خود کوتاهي کند واين کوتاهي به فساد بينجامد ضامن خواهد بود .


مطالب مشابه ...

خصوصیات یک طبیب

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۵۸ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۵۶ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  طول انگشت و خصوصیات فرد ارتباط دارند گلچین جاویددوست 0 152 ۳۱-۲-۱۳۹۱ ۱۱:۱۰ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان