تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حسادت

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
حسادت
بعضي از اين احساس با ‌عنوان گناه ياد مي‌کنند. گناهي که مي‌گويند خداوند حتي براي آن مجازاتي مقرر نساخته چرا که وجود اين احساس در انسان، خود از هر مجازاتي دردناک‌تر است.

سال‌ها پيش داستاني شنيدم از دوستي که مي‌گفت آن را در مقدمة يک کتاب آلماني خوانده است. اين داستان در مورد يک ايراني بود که خدمت بزرگي به قدرتمندي مي‌کند و آن قدرتمند از او مي‌خواهد که در ازاي خدمتش از او چيزي بخواهد. اما شرطي براي او قائل مي‌شود و آن اينکه هرچه طلب كرد دو برابر آن را به همساية او بدهد.

آن شخص پس از يک هفته تفکر به نزد فرد قدرتمند بازمي‌گردد و از او مي‌خواهد که يکي از چشم‌هايش را کور کند تا بدين ترتيب همسايه‌اش مطلقاً نابينا شود. بعدها شنيدم که اين داستان را بسياري از ملل ديگر نيز در مورد خودشان نقل کرده‌اند. قبل از شروع مطلب،
ذکر دو نکته را لازم مي‌دانم. يکي اينکه وقتي خصوصيتي را به قوم يا جامعه‌اي منتسب مي‌کنيم معنايش اين نيست که تمامي افراد آن ملت يا قوم داراي آن ويژگي هستند، بلکه مقصود اين است که آن صفت کم يا بيش در اکثريتي از افراد آن جامعه ديده مي‌شود. نکتة ديگر اينکه انتساب يک ويژگي خاص به يک قوم الزاماً به معناي مبرا بودن ساير ملل از آن خصلت نيست. بسياري از ويژگي‌ها، چه مثبت و چه منفي، به‌نوعي در تمامي انسان‌ها کم يا بيش وجود دارد. محيط مناسب به رشد خصوصيات مثبت كمك مي‌كند و مجال کمتري به بروز ويژگي‌هاي منفي مي‌دهد و محيط نامساعد عکس آن عمل مي‌کند.


بنابراين مي‌توان انتظار داشت که تمامي مللي که به لحاظ اجتماعي و سياسي و اقتصادي در شرايط يکساني مي‌زيند خصوصيات مشترکي داشته باشند. اما ببينيم چگونه محيط خانواده و به‌ دنبال آن جامعه باعث به‌وجود آمدن حسادت و رشد آن مي‌شود. حسادت يعني خوشحال نشدن از موفقيت ديگران و در مراحل پيشرفته‌تر، به شعف آمدن از شکست ديگران. يکي از مهم‌ترين علل رشد اين پديده در جوامع انساني مقايسه شدن افراد با يکديگر است.


مقايسه‏هايي كه معمولاً به بهتر و بدتر قلمداد شدن و به ‌دنبال آن، تحسين يکي و تحقير ديگري مي‏انجامد. هر فردي براي رشد و شکوفايي استعدادهاي خويش به اعتمادبه‌نفس نيازمند است. اعتمادبه‌نفسي که با تشويق بجا و به‏موقع، به‏ويژه در دورة كودكي و نوجواني در فرد شكل مي‌گيرد.

نياز به مورد توجه قرار گرفتن و تشويق شدن از جانب ديگران نيازي است طبيعي كه در تمامي ما انسان‏ها كم و بيش وجود دارد و همين نياز انگيزة پيشرفت ما در زمينه‏هاي مختلف زندگي است.


تشويق و توجه كافي والدين و بزرگ‌ترها و معلمان مي‏تواند
به كودك اعتمادبه‌نفس دهد و به تعديل اين نياز در بزرگسالي وي كمك كند. برعكس، تحقير و سرزنش در زمان کودکي باعث از بين رفتن اعتمادبه‌نفس مي‌شود و نياز به توجه و مطرح شدن را در بزرگسالي تشديد مي‌کند. سرزنش و تحقير اگر به‌ دنبال مقايسة فرد با ديگران صورت گيرد، باعث به‌وجود آمدن احساس حسادت مي‌شود. كمتر كسي در ميان ما يافت مي‏شود كه كراراً با ديگران مقايسه نشده و براي نقطه‌ ضعف‌هايش تحقير و سرزنش نشده باشد. اين مقايسه‏ها معمولاً از کودکي و در خانه،

در بين خواهران و برادران و همچنين بچه‏هاي هم‌سن و سال،
و در مدرسه در بين شاگردان شروع مي‌شود و در بزرگسالي نيز به‌گونه‏اي نامرئي اما مستمر ادامه مي‏يابد. با توجه به اينكه اكثر اوقات كساني در اطراف ما هستند كه در يك يا چند زمينه از ما بااستعدادترند، هميشه موردي براي مقايسه شدن و بهانه‏اي براي مورد سرزنش و تحقير قرار گرفتن پيدا مي‏شود و كسي را نيز از آن گريزي نيست. يك روز نقطة قوت ما را به رخ ديگري مي‏كشند و او را تحقير مي‏كنند و با اين کار كينة ما را در دل او مي‏نشانند و حسادت او را نسبت به ما برمي‌انگيزند و روز ديگر نقطة قوت ديگري را به رخ ما مي‏كشند و ما را تحقير مي‌كنند
و کينة او را در دل ما مي‌نشانند؛ و با هزاران تأسف، بيشتر اوقات اين كار را ـ چه مادر و پدر و چه معلمان ـ با نيت خير و در جهت ترغيب ما به بهتر شدن انجام مي‏دهند. با توجه به اينكه مقايسه از كودكي شروع مي‏شود و آثار مضر و مخرب خود را در همان زمان بر ما مي‏گذارد، تعديل و پيشگيري از تأثيرات آن نيز بايد از زمان كودكي و از درون خانه‌ها و مدارس شروع شود. توجه ويژة جوامع مدرن به كودكان و آموزش و پرورش آنان نشان از درك اهميت نقش كودكان در ساختن آيندة جامعه دارد. اهميت ويژه‏اي نيز كه اين جوامع به امنيت اقتصادي و آسايش فكري مادران و معلمان مي‏دهند به‌دليل نقش اساسي و سازنده‌اي است كه آنان در تربيت كودكان به ‏عهده دارند. اين در حالي است که تبعيض در جوامع سنتي و رشدنيافته باعث مي‌شود که به کودکان اهميت چنداني ندهند و گاه حتي آنان را معادل حيوانات قلمداد کنند و به همين ترتيب زنان را نيز که سروکارشان با کودکان است، با تمام اهميتي که در ساختن آيندة جامعه دارند، ناچيز و بي‌ارزش بشمارند.

غافل از اينکه جماعت بالغ امروز، با اين‌همه خصايص ناسالم و مخرب، همان کودکان مورد غفلت قرارگرفتة ديروزند و کودکاني که امروز از آنها غافليم، جماعت بالغ و ناسالم فردا را تشکيل خواهند داد.

پيامدهاي مخرب مقايسه

1. حسادت: طبيعتاً وقتي موفقيت کسي چماقي شود براي تحقير افرادي که هم‌رديف و قابل مقايسه با او هستند ـ همکلاسان و همکاران، بچه‌هاي فاميل و حتي گاه خواهران و برادران ـ آنان از اين موفقيت خوشحال نخواهند شد.


2. کارشکني: مقايسه همچنين باعث مي‌شود افراد از فراهم آوردن امكاناتي كه بتواند ديگران را به موفقيتي برساند مضايقه كنند و حتي از راه‏هاي گوناگون مانع پيشرفت آنها شوند (چوب لاي چرخ گذاشتن و سنگ‌اندازي).

3. عيب‏جويي از ديگران: عيب‌جويي از ديگري باعث مي‌شود که در مقايسة احتمالي با او پيروز شويم. براي مثال، وقتي مرتب همسر و فرزندان ديگران را به رخ همسر و فرزندان خود کشيديم، آنان را وادار مي‌کنيم تا با عيب‌جويي حتي نادرست، شخصيت آنها را در نظر ما مخدوش كنند و بدين‌وسيله در مقايسه‌هاي احتمالي بعدي سربلند بيرون آيند. کوچک و ناچيز انگاشتن موفقيت‌هاي ديگران و گرفتن ايرادهاي جزئي از كارِ كساني كه به‏هرحال كاري مي‏كنند، تمايل به لطمه‏ زدن به حيثيت سياسي‌ و ‌اجتماعي و علمي ديگران با اظهارنظرها و نقدهاي غرض‏ورزانه و ترور شخصيت نيز كه در سطوح بالاتري از جامعه صورت مي‏گيرد مي‏تواند ريشه در همين پديده داشته باشد.



4. احساس رضايت از كوچك شدن ديگران: کم شاهد نبوده‌ايم كه ايراد گرفتن از يک شخص و كوچك شدن او باعث رضايت فرد يا افرادي شده است كه احتمال داشته با او مقايسه شوند. اين احساس رضايت را معمولاً وقتي يكي از فرزندان مورد انتقاد يا شماتت والدين قرار مي‏گيرد در چهرة بقية خواهران و برادران مي‏توان ديد و به همان نحو هنگامي كه رئيس به كارمندي انتقاد يا اعتراض مي‏كند در چهرة ساير كارمندان.
حتي بسياري از ادبا و نويسندگان ما نيز که داعية رهبري فرهنگي مردم را دارند در همين دايرة بستة مقايسه و رقابت و حسادت اسيرند.


5. از بين رفتن اعتمادبه‌نفس: با توجه به اينكه اعتمادبه‌نفس با تشويق بجا در انسان به‏وجود مي‏آيد، مقايسه و تحقير به‏تدريج اعتمادبه‌نفس را از فرد مي‌گيرد.

6. كتمان، تظاهر، دروغ و تقليد: ترس از مقايسه شدن با ديگران و تحقير شدن باعث مي‏شود افراد، علاوه بر تلاش براي بالا رفتن از پله‏هاي هرم اجتماعي،
به كتمان ناداشته‌هاي مادي و علمي خود بپردازند يا به داشتن آنها تظاهر كنند. اصطلاحاتي چون قمپز دركردن، خالي‏بندي، پز عالي، جيب خالي در همين مورد مصداق مي‌يابد. اين ترس همچنين باعث مي‌شود که مردم صورت خود را با سيلي سرخ نگاه دارند و به تقليد از شيوة زندگي كساني بپردازند كه در سطوح بالاتر و مورد تقدير و توجه جامعه هستند. به‏علاوه، در جوامعي كه افتخار و ننگ يک فرد، افراد خانواده و فاميل را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد، دروغ گفتن در مورد نقاط ضعف و كمبودهاي خانواده و بستگان رواج مي‏يابد.


7. كنجكاوي، مچ‌گيري و قضاوت: كنجكاوي چيزي نيست جز ميل شديد به دانستن چيزها. پيشرفت بشر در بسياري از زمينه‏ها تا اندازة زيادي مرهون حس كنجكاوي اوست. اما نوعي از كنجكاوي كه در اينجا مد نظر است و يکي ديگر از خصايص مخرب و آزاردهندة ماست، علاقه به داشتن اطلاعات در مورد كساني است كه با ما منافع مشتركي دارند و احتمال دارد که با ما مقايسه شوند، مانند همکلاس، همكار، همسايه و فاميل. اين اطلاعات معمولاً شامل مواردي است از قبيل ميزان درآمد آنها، چيزهاي تازه‏اي كه خريده‏اند،
محلي كه تعطيلات خود را در آنجا گذرانده‏اند، يا مدارك و مدارجي كه كسب كرده‌اند.

اين كنجكاوي به شكل مطرح كردن سؤالات متعدد مستقيم يا غيرمستقيم از خود افراد يا اشخاص ديگر بروز مي‌يابد. از طرفي، مخفي كردن نقاط ضعف و دروغ‌پردازي در مورد نقاط قوت که شرح آن گذشت، خود منجر به مشكوك شدن افراد نسبت به يكديگر و تحريك بيشتر کنجکاوي آنان و ايجاد حالت مچ‏گيري در افراد نسبت به يكديگر مي‌شود. چنين است که گاه فقط با ديدن يك مورد يا شنيدن يك جمله در مورد يك شخص كه مغاير تصوري است كه او از خود در ما ايجاد کرده است، دربارة او قضاوت و حکم صادر مي‌كنيم.


8. توهم و تفسير اعمال ديگران: نتيجة اين وضعيت تفسير رفتارها و گفتارهاي ديگران بر مبناي فاصله‏اي است كه نسبت به ما در هرم اجتماعي دارند. بدين معني كه اگر يکي از همکاران کار ما را مورد تمسخر قرار دهد، اهميتي نمي‌دهيم و حتي با او همكلام نيز مي‌شويم. اما همين عمل را از جانب شخصي كه در ردة پايين‏تري از ما قرار دارد حسادت و از جانب شخصي كه در ردة بالاتري از ما قرار دارد توهين تلقي مي‌كنيم چرا كه تصور مي‌كنيم او با اين عمل قصد به‏ رخ كشيدن موقعيت خود و در نتيجه تحقير ما را داشته است.

9. مقايسة دائمي خود با ديگران و احساس برتري و کهتري: مقايسه شدن‏هاي متوالي باعث مي‏شود كه اگر كسي هم ما را با ديگري مقايسه نكند، خودمان اين‏ كار را انجام دهيم. بدين معني که ديگران را از نظر شغل، درآمد، ميزان تحصيلات، همسر و فرزندان و... با خود مقايسه مي‌كنيم و اگر در اين مقايسه برنده نشديم در مقابل آنان احساس كهتري و اگر موفق شديم احساس اعتمادبه‌نفس و غرور مي‌كنيم.

10. نياز به تعريف و تمجيد شنيدن و مطرح شدن: بدون شک، تحقير شدن‌هاي متوالي زخم‏هايي در روح به‏وجود مي‏آورد که مرحمشان شنيدن تعريف و تمجيد و جلب توجه کردن و مطرح شدن است. در حقيقت، نياز به شنيدن تعريف و تمجيد سكه‏اي است كه روي ديگر آن تاب نياوردن انتقاد است. به بيان ديگر، هرچه افراد جامعه‏اي تحمل بيشتري براي پذيرش انتقاد داشته باشند، به ‏همان ميزان كمتر از تعريف و تمجيدهاي افراطي و ستايش‏هاي اغراق‌آميز و دروغين خوشحال مي‏شوند و بالعكس افرادي كه تحمل كمتري براي شنيدن انتقاد دارند، لذت بيشتري از شنيدن تعريف و تمجيد مي‏برند.

11. تلاش براي رسيدن به موقعيت‌هاي افتخارآميز و احترام‏برانگيز: نياز به مطرح شدن باعث مي‌شود که دنبال كسب چيزهايي برويم كه در جامعه ملاك ارزش و احترام است. با توجه به اينكه ثروت و مدرک و به دنبال آن موقعيت اجتماعي معيار ارزش در جوامع غيردموکراتيک است،
اكثريتي به دنبال آن مي‏روند. فراهم نبودن شرايط و امكانات براي همگان باعث مي‏شود كه عده‏اي از راه‏هاي نادرست و با فدا كردن ارزش‏هاي انساني به كسب اين ارزش‌هاي قراردادي بپردازند. ناكامي در اين راه باعث به‌وجود آمدن احساسات منفي چون كينه، نفرت، سرخوردگي، يأس و پوچي در افراد جامعه مي‌شود.

بنابراين، بذر اعتمادبه‌نفس و عشق را با تشويق خصوصيات يا قابليت‏هاي مثبت فرزندانمان در منزل و شاگردانمان در مدرسه بكاريم و از مقايسه كردن آنها با ديگران و از مقايسه كردن هر انسان با انسان ديگر اجتناب كنيم و با اين عمل موجبات رشد و شكوفايي بيشتر افراد جامعه را در هر سن و شرايطي فراهم آوريم.■


مطالب مشابه ...





حسادت

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱۱-۱۳۹۰ ۰۸:۵۸ عصر، توسط گلچین جاویددوست.)
۲-۱۱-۱۳۹۰ ۰۸:۵۵ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  [مقاله] حسادت هاي دوران نامزدي aylin 0 141 ۹-۱-۱۳۹۲ ۰۸:۰۲ عصر
آخرین ارسال: aylin
  خانم ها نسبت به ديو حسادت مستعد هستند خاطره بانو 0 133 ۳-۱۱-۱۳۹۱ ۱۰:۰۶ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو
  ایا حسادت همیشه بد است؟ Malihe 3286 0 130 ۲۰-۹-۱۳۹۱ ۱۰:۱۰ عصر
آخرین ارسال: Malihe 3286
  چگونه با حس حسادت مبارزه کنیم خاطره بانو 0 130 ۱۴-۹-۱۳۹۱ ۰۱:۱۳ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  حسادت در کودک ندای بهار 0 133 ۷-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۳۵ صبح
آخرین ارسال: ندای بهار

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان