تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جزوه تخصصي مباني و روشهاي برنامه ريزي شهري

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
جزوه تخصصي مباني و روشهاي برنامه ريزي شهري
بسم الله الرحمن الرحيم


عناوين

فصل اول) سبک هاي شهرسازي در ايران
سبک خراساني(حدود قرن 1 تا 4 ه.ق)
سبک شهرسازي رازي (قرن چهارم تا قرن هفتم هـ .ق)
سبک آذري (قرن هفتم تا قرن يازدهم هـ .ق)
سبک اصفهان (قرن يازدهم تا شروع قرن سيزدهم)
سبک تهران (اوايل قرن سيزدهم تا سال 1299 هجري قمري)
فصل دوم) انواع مكتب ها و نظريه هاي هنري
نئوکلاسيسم
ناتوراليسم (طبيعت گرايي)
پوريسم (ناب گرايي)
کوبيسم (حجم گري)
کنستراکتيويسم (ساخت گرايي)
کنتراپستو (ايستايي تقابلي)
امپرسيونيسم
پست امپرسيونيسم
فوويسم
نئو امپرسيونيسم
سمبوليسم
فتوريسم (آينده نگري)
اکسپرسيونيسم
فرماليسم
سوپرماتيسم (والا گرايي)
اکسپرسيونيسم انتزاعي
دادائيسم
سورئاليسم (وهم گري)
فتورئاليسم
رئاليسم ( واقع گرايي )
رمانتيسيسم ( تخيل گرايي )
آرنوو
استيل
آپ آرت(هنر ديدگاني)
پاپ آرت (هنر مردمي)
کانسپچو آل آرت (هنر مفهومي)
مينيمال آرت (هنر کمينه)
هنر سلتي
هنر بوم شناختي
نئوپلاستيسيسم (هنر زيبا )
نئواکسپرسيونيسم (هنر زشت)
معماري هاي تك
مکتب گوتيک
مکتب رومي وار يا رمانسک
مکتب بيزانس ( 326-565 م )
مکتب هلنيستي
هنرغرب باستان و مکتب اتروسک
شهرسازي دوره چين
فصل سوم) انواع طرحهاي برنامه ريزي
طرح جامع سرزمين
طرح کالبدي ملي ومنطقه اي
طرح توسعه و عمران ـ جامع ـ ناحيه اي شامل يک يا چند شهرستان
طرح مجموعه شهري
طرح ساماندهي فضا و سکونتگاههاي روستايي
طرح جامع شهر
طرح تفصيلي شهر
طرح نوسازي ـ بهسازي ـ بازسازي و مرمت بافتها
طرح آماده سازي زمين شهري
طرح هادي شهري
طرح شهرهاي جديد
طرح هادي روستا
طرحهاي ويژه
طرح شهرکهاي مسکوني
طرح ساير شهر کها
طرح جامع آب
طرح آمايش سرزمين ايران
مطالعات توسعه محور شرق
طرح جامع پروتئين
طرح جامع کالبدي کشورايران
طرح موسسه بتل
طرح جامع کشت
طرح جامع شاه راه ها
طرح جامع ساماندهي
برنامه ريزي 1400
مراجع وتشکيلات تصويب طرح ها
شواريعالي شهر سازي ومعماري ايران
دبير خانه شواريعالي شهر سازي و معماري ايران
کميته فني شواريعالي شهر سازي و معماري ايران
کميسيون ماده 5
کميسيون ماده13
فصل چهارم ) مفاهيم پايه و مباني نظري برنامه ريزي شهري
اصطلاحات و واژه‌هاي برنامه و برنامه‌ريزي
برنامه جامع
برنامه اجرايي
هدف برنامه
استراتژي
سياست
خط مشي
اولويت
فعاليت
انواع برنامه
انوع برنامه از نظر مدت اجرا
برنامه دراز مدت
برنامه ميان مدت
برنامه کوتاه مدت
انواع برنامه از نظر وسعت انجام
انواع برنامه از نظر هدف
انواع برنامه از نظر سطوح مکاني
انواع برنامه‌ريزي
برنامه‌ريزي بين المللي
برنامه‌ريزي ملي
برنامه‌ريزي کلان
برنامه‌ريزي جامع توسعه
برنامه‌ريزي منطقه‌اي
برنامه‌ريزي فضايي
برنامه‌ريزي آمايش سرزمين
برنامه‌ريزي کالبدي
برنامه‌ريزي اقتصادي
برنامه‌ريزي تعديلي
برنامه‌ريزي بدعتي
برنامه‌ريزي اخباري
برنامه‌ريزي دستوري
برنامه‌ريزي بخشي
برنامه‌ريزي ميان بخشي
برنامه‌ريزي خرد
برنامه‌ريزي غير متمرکز
برنامه‌ريزي متمرکز
برنامه‌ريزي جامع
برنامه‌ريزي شهري
برنامه‌ريزي اختصاصي
برنامه‌ريزي ارشادي
مديريت استراتژيک (راهبردي)
برنامه ريزي به عنوان تصميم سازي
برنامه ريزي فرايندي
برنامه ريزي مشارکتي و دموکراتيک (Democratic Planning)
برنامه ريزي گام به گام (Incrementanl Planning)
برنامه ريزي حمايتي (Advocacy Plannig)
برنامه ريزي پاسخگو (Responsive Planning)
طرح کامل منطقه‌اي
برنامه‌ريزي روستائي
طرح شهرک روستايي
طرح هادي روستائي
طرح ريزي شهري
دور تسلسل برنامه‌ريزي شهري
محورهاي برنامه‌ريزي شهري
انواع برنامه ريزي با توجه به كيفيت زندگي مردم
مدل برنامه‌ريزي شهري براي گروههاي اجتماعي از هودسون
برنامه ريزي كاربري زمين
ويژگيها و ماهيت زمين و کاربري
اهداف کاربري زمين
اهميت كنترل تفكيك اراضي در رابطه با نظام شهرسازي
سابقه نظارت بر تفكيك اراضي در ايران
وضع موجود نظارت و كنترل بر تفكيك اراضي شهرها
وضع موجودنظارت و كنترل بر تفكيك اراضي خارج از محدوده شهرها
تفكيك اراضي در رابطه با طرح‌هاي جامع و تفصيلي شهرها
تفكيك اراضي در رابطه با منطقه‌بندي و تعيين طرز استفاده از اراضي شهرها
منظور داشتن معابر و تاسيسات عمومي در نقشه‌هاي تفكيكي اراضي
تفكيك ساختمان
آماده‌سازي اراضي مورد تفكيك
معيارهاي بهينه در مکان‌يابي کارکردهاي شهري
سازگاري
آسايش
کارآيي
مطلوبيت
سلامتي
ايمني
تعاريف و مفاهيم منطقه و منطقه بندي
مقررات منطقه بندي
ضوابط و مقررات شهرسازي
کنترل کاربري زمين
اهداف منطقه بندي
مباني منطقه بندي
مزيت هاي منطقه بندي
اهميت منطقه بندي
جنبه هاي منطقه بندي
نقشه هاي منطقه بندي
طرح(طرحهاي اجرائي)
محدوده قانوني شهر
کاربري اراضي
قطعه زمين
تفکيک
تجميع
ساختمان
واحد مسکوني
سطح اشغال يا سطح احداث بنا
سطح ناخالص طبقات
سطح خالص طبقات
ضريب تراکم
عرصه
اعياني
بالکن
پيش آمدگي يا کنسول
پيلوت
پارکينگ
ايوان
پاسيو
حياط خلوت
تراکم جمعيتي
تراکم ساختماني
تراکم ناخالص مسکوني
تراکم خالص مسکوني
تعميرات اساسي
تعميرات غير اساسي
منطقه کاربردي
منطقه برنامه‌ريزي
منطقه همگن
منطقه خدماتي
منطقه شهري
منطقه کانوني
منطقه ارگانيک
منطقه قطبي
حوزه نفوذ
پسکرانه
حوزه کشش
تقسيمات کالبدي منطقه
منطقه
خرد منطقه
ناحيه
منظومه
مجموعه
فصل پنجم) نظريه هاي اقتصاد شهري
آناليز اسکالوگرام
روش اقتصاد پايه
روش الگو بخشي
تئوري اصل مکان ميانگين
روش آستانه
روش بهره جا
روش برنامه ريزي خطي
تئوري رقابت مکاني در امتداد يک خط
تجزيه عامل به دسته ـ متغير ها
جدول داده ها ـ ستانده ها
مدل جاذبه
جدول پي دين
نظريه سرمايه داري بهره وري هانس بوبک
ميزان سنج گاتمن
دياگرام سه گوش
روش تحليل عاملي
روشهاي ميزان قابليت دسترسي مرکزي
مدل اقتصاد سنجي
روش طولي و عرضي ايزارد
روشهاي جامع ارزيابي
مدل چند بخشي
روشهاي ارزيابي كاربريهاي اراضي شهري
روش¬هاي تعيين ارتفاع مناسب ساختمان¬ها
الف) روش گاباري
ب) روش تعيين سطح اشغال زمين و طبقات (  )
ج) روش سطح فضاي باز ()
د) روش سطح آشكاري آسمان ()
م) روش شاخص روشنايي

فصل اول

سبک هاي شهرسازي در ايران

مقدمه
پيدايش شهر از آغاز تا به امروز از عوامل متعددي تأثير پذيرفته است. عواملي چون جهان‌بيني يا نحوه نگرش به جهان، شامل دين و مذهب، مسلک، فرق متفاوت اجتماعي و مذهبي ، اقتصاد يا چگونگي تعريف مادي جهان ، شامل نحوه توليد ، توزيع و مصرف محصولات و رابطه آن با ساخت کالبدي و عامل محيط يا اقليم يا چگونگي تعريف زيست محيطي جهان، شامل آب و هوا، ناهمواريها و به طور کلي عناصر محيط زيست طبيعي تأثيرات قابل توجهي بر کالبد شهرها داشتند. سيماي کالبدي بسياري از شهرهاي قديمي ايران، چه در دوران قبل از اسلام و يا پس از آن، ارتباط مستقيمي با نحوه نگرش به جهان دارد. به عنوان نمونه مي توان از شکل دايره‌اي و يا مربع برخي از شهرها در دوران قبل از اسلام و مرکزيت مساجد جامع از دوران پس از اسلام ياد کرد. همچنين بايد از پديده (غارت ـ دفاع) به عنوان يک عامل اقتصادي نام برد که در مکان‌يابي شهرها و ايجاد استحکامات به شيوه‌هاي مختلف در آنها مؤثر بوده‌اند. درخصوص تأثير عامل سوم، يعني (محيط يا اقليم) پژوهشگران بسياري از جهان، شکل‌گيري تمدنهاي نخستين را ناشي از اين عامل مي دانند و معتقدند که بدون وجود اين عامل، شکل‌گيري شهرها ممکن نبوده و نمي باشد. عليرغم پيشرفت تکنولوژي در ايجاد شرايط زيستي، مصنوعي هنوز هم کلام آخر را در سازماندهي فضايي اين عامل مي‌گويد. با توجه به تأثير عوامل سه گانه مذکور در کالبد شهرها، تغيير در نحوه نگرش به جهان، تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي و ميزان امنيت و حتي تغييرات محيطي مي تواند منجر به تغييراتي در کالبد شهرها شود. بر اين اساس، از هنگامي که اولين شهر ايراني يعني هگمتانه شکل گرفت، تا زمان حاضر، شيوه‌ها و سبکهاي مختلفي بر شهر و شهرسازي مسلط بوده که در يک تقسيم‌بندي کلي مي توان اين سبکها را در سه دوره زماني قبل از اسلام، پس از اسلام و دوران معاصر، مورد بررسي قرار داد. اين شيوه ها و سبکها در دوران قبل از اسلام، سبک پارسي، ميان سبک پارسي ـ هلني و سبک پارتي را شامل مي شود. در دوران پس از اسلام ، سبکهاي خراساني، رازي، آذري و مکتب اصفهان بر شهرسازي ايران حاکم بوده است. در دوران معاصر نيز سبک تهران قابل بررسي است، که البته بنا به دلايل متعدد، عمدتاً در تهران باقي مانده و به شهرهاي ديگر کشور سرايت نکرده است.هر يک از سبکهاي فوق الذکر در عصر يک يا چند حکومت به وجود آمد و تداوم يافت، لذا حتي‌المقدور اين سبکها به تفکيک حکومتهاي هم عصر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

سبک خراساني(حدود قرن 1 تا 4 ه.ق)
در شهرسازي سبک خراساني ، انسجام اندامواره‌اي فضايي در قرن اول تا چهارم هجري ، که با حکومت سامانيان در خراسان مقارن بود نهضتهاي مختلف علمي، ادبي، آموزشي ، مذهبي ، تصوف و غيره به دلايلي چون از ميان رفتن نظام کاستي، آميخته شدن تمدنهاي مختلف ، اجازه برخورد آزاد آراء و انديشه‌ها از سوي حکومت رشد مي يافت و سبک خراساني در زمينه‌هاي مختلف از جمله شهرسازي ظهور پيدا کرد. سازمان شهر، در دولت ساماني به کلي با آنچه که از قبل وجود داشت تفاوت يافت. شهر به دليل وجود امنيت نسبي به مراتب وسيعتر از نمونه کهن خويش شد و ديوارهاي شارستان (ناشي از نظام کاستي) فرو ريخت و الگويي جديد در شهرسازي پديد آمد. دو راسته اصلي در جهات اربعه و در ميداني مرکزي با يکديگر تلاقي مي‌کردند که در اطراف آن علاوه بر ديوانها ، جامع شهر نيز قرار مي‌گرفت و دهانه راسته اصلي بازار به آن باز مي شد. بازار در حرکت خويش به سوي دروازه‌هاي شهر، محلات متفاوت را به وجود آورد که اين مورد تا قرن چهاردهم هـ .ق. نيز محفوظ ماند. کشاورزي ، تجارت و صنعت و سه جامعه ايلي ، روستايي و شهري در هم آميخته مي‌شد و شهر هم شهر اصلي را در بر مي‌گرفت و هم روستاهاي نزديک را شامل مي‌شد. يکي از نکات قابل توجه کالبدي است که به تبع نظم آبرساني، نظام دسترسيها ، مراکز محلات ، ميادين و ميدانچه‌ها ايجاد مي شد.
ويژگي معماري سبك خراساني
مردم واري بناها ـ دور شدن از تزيينات چه در داخل و چه در خارج ـ اندک تزيينات موجود كه ادامه دوره ساساني است اما بسيار کم رنگ‌تر ـ بوم آورد بودن مصالح ـ سير شکل‌گيري مساجد شبستاني ـ ستون ها قطور و گرد.
سبک شهرسازي رازي (قرن چهارم تا قرن هفتم هـ .ق)
سبک رازي با توجه به تغيير شرايط اجتماعي در قرن چهارم و قرون پنجم و ششم قابل بررسي است. قرن چهارم با اوج دگرگونيها و تجديد حيات علمي و ادبي در ايران مقارن بود و آزاديهاي متعدد در زمينه‌هايي چون دين و انديشه و رجوع به مفهوم برادري و برابري سازمان فضايي ـ کالبدي شار اين دوران را نيز تحت‌تأثير قرار داد. در اين دوران شهرهاي بزرگي چون سيراف ، ري ، اصفهان، نيشابور، طوس ، جرجان و شيراز (فناگرد خسرو) نام خود را در تاريخ ثبت کردند. دو نکته قابل توجه شکوفايي انجمنهاي صنفي و خودنمايي مدرسه ، به عنوان يکي از عناصر پايه‌اي شار، متأثر از توجه به آزادانديشي و آموزش مي باشد. کالبد شهر کماکان بر ميدان مياني پي‌افکنده شد که در اطراف آن ديوانها، بازارها و جامع قرار داشتند. اما در قرون پنجم و ششم ، تجديد حيات علمي و ادبي ، با به قدرت رسيدن ترکان سلجوقي در ماوراءالنهر و خراسان افول پيدا کردند. در اين دوران ، آزاديهاي اجتماعي از ميان رفت و شريعت اسلامي به مقياسي وسيع ، با اوضاع و احوال جديد سياسي وفق داده شد. دولت مالکيت آب و زمين را به دست گرفت و نظام اقطاع و تيولداري زمان ساسانيان به روي کار آمد. دولت در هر جا حاضر بود و امنيت لازم براي توليد و مبادله فراهم شد، در نتيجه ، شهرنشيني و شهرسازي رشد نمود و شار بزرگ و گسترده ، و دولت سلجوقي و سپس دولت خوارزمشاهي ، متولد شد. شار دولتي سلجوقي و خوارزمشاهي ، بر مبناي سازمان اجتماعي ـ عقيدتي حاکم بنيان نهاده شد و محلات در ستيز با يکديگر، مانند دوران ساساني ، رشد مي‌يافت البته مبناي اين ستيز تفاوتهاي ديني ، مذهبي ، قومي و نژادي بود. سازمان فضايي شهر در اين دوره عبارت بود از ميدان اصلي و بزرگ (اغلب در ميانه شهر) که در پيرامون آن کاخها ، ديوانها ، جامع و گاه بيمارستان قرار داشت. دهانه اصلي بازار به اين ميدان باز مي‌شد و شاخه‌هاي خود را در شهر مي‌گستراند و در اطراف آن محلات شکل گرفتند. مدارس و مساجد در مسير معابر و گذرهاي اصلي واقع شدند، هر محله براي خود مسجد ، مدرسه ، حمام ، بازارچه ، گورستان و امثال آن داشت و کل مجموعه شهري درون باروهاي مستحکم واقع مي‌شد.
سبک آذري (قرن هفتم تا قرن يازدهم هـ .ق)
مغولان بنيانهاي سازمان شهري کشور را از هم گسستند و شهرگرايي را نزديک به يک قرن بي‌معنا ساختند. کليه شهرهاي بزرگ همچون مرو، بخارا، سمرقند، نيشابور، ري و امثال آنها ويران شد و به علت ارتباط زياد شهر و روستا، با تخريب و سقوط شهر، روستاهاي تابعه نيز از ميان رفت و بدين‌ترتيب دفتر حدود چهارصد ساله نهضت علمي، ادبي، هنري بسته شد. اولين حرکت براي ساماندهي دولت در زمان هولاکوخان و توسط خواجه نصيرالدين طوسي انجام گرفت و مراغه به پايتختي انتخاب شد. دومين حرکت نيز توسط رشيدالدين فضل‌الله و در زمان غازان‌خان صورت گرفت. فقدان شبکه شهري ، يکي از مهمترين خصيصه‌هاي شهرسازي ايران در عهد مغول بود. نبود دولت و ناامنيهاي موجود باعث مي‌شد هر کجا که خان مغول سکني مي‌گزيد مردم هم به آن شهر روي آورند. به همين دليل در سبک آذري ، تک شهرهايي چون تبريز رشد کردند. شهر شام غازاني (شنب غازان) ، ربع رشيدي و سلطانيه از جمله شهرهاي جديدي بودند که در عهد مغول ساخته شدند. ربع رشيدي شهري بود که در کناره شرقي تبريز احداث شد و هزارخانه در آن جاي گرفت. اين شهر داراي محلات متفاوت ، عمارات و کتابخانه‌اي بزرگ و طرحي شطرنجي بود. علاوه بر ربع رشيدي دو شهر ديگر يعني شنب غازان و سلطانيه نيز داراي طرح شطرنجي بودند.درخصوص کالبد شهري در اين دوران منابع اندکي در دست است اما به طور کلي ميتوان گفت که رشد تک شهرها، طرح شطرنجي و جدا بودن محلات از يکديگر از ويژگيهاي سبک آذري مي‌باشند.آذري، سبکي در معماري اسلامي ايران، منسوب به اذربايجان، مشهور به سبک مغول يا ايراني ـ مغول و مقارن با دورۀ حکومت ايلخانان بر ايران (654-736ق/1256-1336م)مي باشد.در ميان پژوهشگران محمدکريم پيرنيا، نخستين‎بار در 1347ش در مقالۀ «سبک‎شناسي معماري ايران» آگاهانه واژۀ «سبک» را به کار برده و به منظور به دست دادن «نامهايي منطقي و مناسب» براي چند بنا که «به يک سبک ساخته شده» اصطلاحاتي نو در پژوهش تاريخ معماري ايران بعد از اسلام عرضه کرده است. وي به پيروي از سبک‎شناسي شعر فارسي، سبکهاي معماري را به زادگاههاي آنها نسبت داده و نامهاي خراساني، رازي، آذري و اصفهاني را در معماري پيشنهاد کرده است. باتوجه به مشخصات تاريخي، جغرافيايي، ويژگيهاي معماري و بناهاي بازماندۀ منسوب به سبک آذري مي‎توان آن را بر معماري اسلامي ايران در دورۀ ايلخاني (مغول) منطبق ساخت. به نظر پيرنيا پس از استقرار هولاکو در مراغه (657ق/1259م) معماري ايران جان تازه‎اي گرفت و سبک آذري در پي دگرگونيهايي که بر اثر اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاکم بر جامعه، در سبک رازي (معماري دورۀ سلجوقي) پديد آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولي راه تبريز و سلطانيه را پيموده و به سراسر ايران و خارج ايران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهاي روزگار فرزندان تيمور و به ويژه شاهرخ (807-850ق/1404-1446م) را پديد آورد.
وجه تسميه سبك آذري
اين سبک با آميزش و ترکيب و تلفيق معماري جنوب و سنتها و روشهايي که از روزگاران کهن، بومي آذربايجان شده بود پديد امد و به نام معروف شد.

خاستگاه سبك آذري
برخي از محققان چون عباس اقبال معتقدند روابط ميان جهان اسلام و چين (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گرديد، تأثيران متقابلي در معماري جهان اسلام مؤثر افتاده، «يکي شکل گنبدهاست که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چيني و بودايي تقليد شده، ديگر رنگ آبي شفاف در کاشي‎کاري و پوشاندن خِارج گنبدها از کاشيهاي کبود براق. گُدار شيوۀ ساختمان گنبد فوقاني گنبدهاي دوپوشه را که از آغاز دورۀ مغول معمول گرديد دنبالۀ شيوۀ ساختماني دورۀ ساسانيان معرفي مي‎کند و مي‎نويسد: اين شيوه در دورۀ سلجوقيان نيز گاه به کار رفته و همچنان تا دورۀ مغول تداوم يافته است. وي مقبرۀ سلطان‎سنجر و بناي گنبددار سنگ بست و گنبد هارونيه را، که هر سه در خراسان و از دورۀ سلجوقي‎اند، به عنوان الگوهاي گنبد سلطانيه و شنب غازان، دو اثر مهم معماري عصر ايلخانان (مغول، سبک آذري) معرفي مي‎کند.
ويژگيهاي سبك آذري
تأکيد بر جنبۀ عمودي بنا و گنبد هلالي نوک‎دار که بر پايۀ 8 ضلعي ساخته شده اند
ـ ظرافت عناصر ساختماني
ـ کالبد ساختمانها سبک‎تر و نازک‎تر
ـ سبک شدن کالبد بناها امکان ساختن پنجره‎هاي بزرگ‎تر و ايجاد تجانس ميان ديوارهاي دروني و بيروني را فراهم ميسازد
ـ استفادۀ روزافزون ازپنجره‎هاي بزرگ،روشن شدن داخل ساختمانها بود و اين ويژگي دربناهاي ايلخاني(آذري)درست نقطۀ مقابل ساختمانهاي تاريک دوره سلجوقي است
ـ تأکيد بر ارتفاع بيشتر بناها
ـ افزودن ارتفاع اطاقها و تالارها نسبت به اندازه‎هاي افقي آنها
ـ بلندتر و باريک‎تر ساختن ايوانها ( ايوان بلند و باريک سردر که يک جفت ستاره نيز در دو طرف آن، بلندي را بيشتر جلوه مي‎دهد
ـ افزودن به بلندي ساختمانهاي گنبددار ( ملاحظات زيبايي‎شناسي موجب عنايت بيشتر به ارتفاع و طرح و آشکار ساختن گنبد شد)
ـ کوشش در جهت دستيابي به عظمت و ابهت و يافتن راه حل تازه براي مسائل ساختماني در اين دوره نمايان است
ـ استفاده از گنبدهاي دو پوشه دست سازندگان اين نوع بناها را در بلندتر ساختن آنها باز کرد، زيرا ديگر مشکلي در حفظ رابطۀ نسبي معين ميان عرض و طول تالارها با ارتفاع آنها نداشتند فقط کافي بود تا هر اندازه که مي‎خواهند و امکانات موجود به آنان اجازه مي‎دهد به ارتفاع پوشۀ خارجي (فوقاني) گنبد بيفزايند
ـ در اين سبک نه تنها پوشش بيروني گنبدها بلندتر از گنبدهاي منفرد نخستين گرديد، بلکه به بلندي استوانۀ گنبد نيز افزوده شد و بدين‎سان گنبد کاملاً از ديوارهاي پايين جدا و نمايان گشت
ـ تکامل گنبدسازي در اين دوره نسبت به دورۀ سلجوقي که پايۀ گنبد در پس ديوارهاي عظيم از چشمها پنهان مي‎ماند، آشکارا مشخص است
ـ روش ساختن نيم‎طاق 8 گوش (گوشوار، فيل‎گوش) بر روي اطاق مکعب و بناي گنبد بر روي آن همچنان به پيروي از دورۀ سلجوقي ادامه مي يابد جز اينکه محل 8 گوش هرچه بيشتر بالا برده شد و در برخي از بناهاي اين عهد در اين زمينه تکاملي رخ نمود و آن تبديل 8 گوش به 16 گوش است که در دوره‎هاي متأخرتر جاي خود را به دايره مي‎دهد
ـ کوشش آگاهانه در ايجاد شباهت و تجانس ميان طرح گنبدها گنبدهاي بيضي شکل نوک‎تيز و مقطع نوک‎تيز راهروها و قوسهاي ديوارها در اين سبک قابل تشخيص و ذکر است
ـ عنايت به زيبايي و نيز تمايل به برجسته‎تر ساختن گنبد موجب پوشاندن گنبد با آجر يا سفال نيلي رنگ شد ـ باريک جلوه‎دادن جزئيات ساختمان
ـ ديوارهاي ضخيم و حجيم که ميراث معماري ساساني بود و همچنان در عهد سلجوقي به کار مي‎رفت باريک و متناسب با سنگيني بار آن گرديده است
آرايشها در سبك آذري
در تزيينات ساختماني اين دوره اين ويژگيها نمايان است : مقرنس‎کاري که از خصوصيات معمولي معماري سلجوقي بود، در دورۀ ايلخانان کامل‎تر و مفصل‎تر و متنوع‎تر شد. برخي از ويژگيهاي مقرنس‎کاريهاي اين سبک در دورۀ سلجوقي ديده نمي‎شود. مقرنس‎کاري گچي معلق، رواج سفيدکاري تمام مقرنس، گرد آمدن همۀ مجموعۀ مقرنس در جاهاي هرم شکل يا در مرکز و جلوگيري از پخش اثر تزييني بر روي همۀ دستگاه مقرنس. ديگر ويژگي برجستۀ تزيينات معماري در اين سبک مهارت فوق‎العاده‎اي در گچ‎کاري و به کار بردن آن به انواع گوناگون است. گچ به عنوان کمک و مادۀ الحاقي به ساختمان، توپيهاي ته‎آجري، روکشي مسطح، برجسته‎کاري بلند، تزيين گچي توپُر و توخالي، گچ‎کاري وصله‎اي و گچ‎کاري رنگي، تا انجا که روکاري آجري در اين دوره به تدريج منسوخ شد. از ويژگيهاي اين شيوه يکي قوس و پوشش معروف به «کَليل آذري» است که در مجموعۀ مزار و خانقاه شيخ‎صفي در اردبيل و همچنين در گنبد خدابنده بيش از هر جاي ديگر به چشم مي‎خورد. به عقيدۀ پيرنيا هرجا چنين قوسي باشد بايد ردپاي معماري آذربايجاني را جست‎وجو کرد. ريزه‎کاري بنا با آجر و سنگ و خشت رژچين، پوشش لوله‎اي و کجاره‎اي ايوانها، سادگي شکنجها و فيل‎پوشهاي (فيل‎گوشها، گوشوارها) زير گنبد، تزيين داخل و خارج بنا با اجرکاري تزييني پيش‎ساز و گره‎سازي و گچ‎بري پرکار، همچنين آرايش محرابها و کتيبه‎هاي چشمگير با قطعات کاشي و با نقش برجسته (ولي نه رسمي مانند سبک رازي)، به کار بردن کاشي معرق و و گاهي نقش و نگار زر و لاجورد و شنگرف در داخل بنا از ساير ويژگيهاي اين سبك مي باشد.
آثار بازمانده سبك آذري
شاه‎چراغ (شيراز)، امامزاده يحيي (ورامين)، ميل‎رادکان (مشهد)، پير بکران (لنجانِ اصفهان)، غازانيه (تبريز)، رَبع رشيدي (تبريز)، جامع نطنز، آرامگاه شيخ عبدالصمد اصفهاني (نطنز)، آرامگاه محمد الجايتو (سلطانيه)، جامع عليشاه (تبريز)، هارونيه (طوس)، مسجد جامع ورامين، شبستان مقبرۀ امام‎رضا(ع)، مقبرۀ حمداللّه مستوفي (قزوين)، مسجدجامع سمنان، سردر مسجدجامع اصفهان آرامگاه خدابنده، مسجد گوهرشاد، جامع يزد، مسجد خواجه نصير مراغه
سبک اصفهان (قرن يازدهم تا شروع قرن سيزدهم)

با انقراض حکومت مغولان، رشد مذهب شيعه نخست با نهضت سربداران شروع شد و سپس با استقرار دولت صفوي به بار نشست. حکومت صفوي بر مفاهيم عرفاني از سويي و تکيه بر تعابير و تفاسير شريعت از نقطه نظر مذهب شيعه از سويي ديگر، موفق شد تا پايگاه اجتماعي بسيارگسترده اي را در پهنه اي وسيع بدست آورد و بدين سان مترکزترين دولت ايراني دوره اسلامي را بعد از دولت قاهر ساساني تشکيل دهد.
دولت صفوي بنا به سنت هاي کهن، سازماندهي، راه اندازي و ايجاد تأسيسات و تجهيزات زيرساختي را بر عهده گرفت و رشد ايت تأسيسات و رونق شهر گرايي و شهر نشيني را به دنبال داشت. در اين دوره مفهوم شهر مجددا ابداع شد و شهر ترکيبي بود از فعاليت هاي کشاورزي، صنعتي و بازرگاني، در عين حال مقر ديواني و حضور دولت نيز به شمار مي آمد.
در اين دوره جمع بندي ماهرانه از هنر معماري و شهرسازي روزگاران کهن به گونه اي بود که خود سبک جديدي را در اين عرصه ها سبب گرديد .
سبک اصفهان، تحقق آرمانشهر دولت صفوي، شهر- قدرت ، شهر-نمايش، شهر-بازار، شهر-سرمايه و شهر ايوان بود. علاوه براينها شهر در مکتب اصفهان با منطقه تحت نفوذ ارتباط مستقيم و دو سويه داشت، لذا شهر-منطقه نيز بود.

ويژگي هاي کالبدي شهرهاي مکتب اصفهان

 يک محور جديد و وسيع شهري(چهارباغ)که تا اين زمان در شهرسازي و شهر ايراني سابقه نداشت طراحي شد.
 ميداني وسيع و گسترده با تعريفي روشن در شهرها ايجاد شد که در اطراف آن گرمابه، مسجد، مدرسه، خانقاه، مسجد، آب انبار و بازارچه و امثال آن وجود داشت.
 براي اولين بار منطقه بندي شهري معنا پيدا کرد.
 مجموعه هاي شهري جديد در کنار شهر هاي کهن به عنوان يک دستورالعمل در همه جا بکار گرفته شد، بدين طريق مهر ونشان مکتب اصفهان بر شهرهاي موجود وارد داشت.
 هر مجموعه زيستي (شهر و يا روستا) از اين پس داراي يک ميدان و يا مرکز ثقل شد و عناصر اصلي حکومتي و ديواني، ديني و اقتصادي در کنار آن قرار گرفتند.
 طراحي مجموعه شهري و نه بناي منفرد معماري بنياد نهاده شد.
شهرسازي مکتب اصفهان ويژگي هاي ديگري را نيز همچون سلسله مراتب فضايي، تعادل و توازن فضاي انساني و مردم وار، فقدان نقطه گريز، وحدت در عين کثرت و کثرت در عين وحدت و ويژگي هايي از اين قبيل را دارا بود.
معماري در دوره صفويه توانست به اوج شکوهمندي خود دست يابد. آثاري که از اين دوره به جا مانده مويد اين ادعاست. خاستگاه اين شيوه اصفهان نبوده ولي در اصفهان رشد كرده و بهترين نمونه‌هاي آن در اين شهر ساخته شده‌اند. اين شيوه كمي پيش از روي كار‌آمدن صفويان از زمان قره‌قويونلوها آغاز شده و در پايان روزگار محمد‌شاه قاجار، دوره نخست آن به پايان مي‌رسد. دوره دوم ، زمان انحطاط اين شيوه است كه در واقع از زمان افشاريان آغاز و در زمان زنديان دنبال مي گردد ولي انحطاط كامل آن از زمان محمد شاه قاجار آغاز مي شود و در دگرگوني‌ معماري تهران ديگر شيوه‌اي جانشين شيوه اصفهاني نشد به طوري که مي توان گفت در سبک بندي معماري کشور نوعي رکود به وجود آمد. سبک اصفهاني در زمان افشاريه به علت لشکر کشي هاي پياپي و عدم رسيدگي به مسائل داخلي کشور آثاري قابل توجه براي ارائه ندارد. در زمان زنديه به علت تمرکز حکومت در شيراز اکثر تاثيرات در همين شهر پديدار گشت و در زمان قاجار نيز به علت مسايل فني و نبود نيروي کافي براي ساخت، به صورت گذشته، به آرامي کشور را از روند معماري ايراني خارج کرد .
ويژگي هاي مكتب اصفهان
از جمله ويژگي هاي اين شيوه ، ساده شدن طرح ها واستفاده از اشکال هندسي ساده و شکل ها و خط هاي شکسته که بيشتر مورد استفاده قرار مي گرفت ( برخلاف شيوه آذري که از طرحهاي پيچيده هندسي بهره گرفته مي شد ) ، استفاده از گنبدهاي گسسته ميان تهي و بهره گيري هر چه بيشتر از کاشي هاي هفت رنگ تا کاشي هاي تراش يا معرق در تزيينات، استفاده از پلان هاي مستطيل شکل و چند ضلعي ساده، پلان ايواني ، به کار گرفتن مصالح مرغوب و بادوام و همچنين استفاده از کاشي هاي خشتي، هفت‌رنگ، مقرنس کاري، يزدي‌بندي، کاربندي يا رسمي‌بندي در تزئينات بنا است. در اين شيوه بر خلاف شيوه هاي قبل در مصالح تغييراتي ايجاد وسپس از آنها استفاده مي کردند که البته اين کار سبب پايين آمدن کيفيت بناها مي گشت ( در شيوه هاي گذشته از مصالح به شکل اوليه شان استفاده مي نمودند و تغيير و تحولي در آنها ايجاد نمي کردند مثلا آجر را بدون تراشيدن مورد استفاده قرار مي دادند). ساخت گوشه هاي پخ از اين زمان آغاز گرديد. پيمون بندي و بهره گيري از اندام ها و اندازه هاي يکسان از ديگر ويژگي هاي اين سبک به حساب مي آيند.




بناهاي به جاي مانده از سبک اصفهاني عبارتند از:
 کاخ چهلستون در قزوين
 کاخ عالي‌قاپو در قزوين
 کاخ صفي‌آباد در بهشهر مازندران
 مسجد هارون ولايت در اصفهان
 مسجد علي در اصفهان
 مسجد جامع ساوه
 ميدان نقش جهان
 کاخ چهلستون در اصفهان
 کاخ هشت بهشت در اصفهان
 مدرسه‌ي چهار باغ اصفهان يا مدرسه‌ي مادرشاه
 مسجد حکيم اصفهان
 تالار اشرف در اصفهان
 مجموعه‌ي گنجعلي خان در کرمان
 پل الله وردي خان (سي و سه پل)
 پل خواجه در اصفهان
 پل رودخانه‌ي کوي
 باغ فين کاشان
 کاروانسراي شبلي در تبريز – ميانه
 کاروانسراي خان خوره در شيراز – آباده
 کاروانسراي امين‌آباد در شيراز – آباده
 کاروانسراي ده‌بيد در شيراز
 کاروانسراي زين‌الدين در يزد – کرمان
 کاروانسراي زيزه در کاشان – نطنز
 کاروانسراي اقبال در تاکستان – قزوين (دوايواني)
 کاروانسراي دو کوهک در شيراز – قهليان (دوايواني)
 کاروانسراي تينوش در قم – کاشان (چهار ايواني)
 کاروانسراي سن سان در قم – کاشان (چهار ايواني)
 کاروانسراي جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ايواني)
 کاروانسراي ريوادوبستان در نائين – اصفهان (چهار ايواني)
 کاروانسراي کوهپايه در يزد – نائين (چهار ايواني)
 کاروانسراي ديرگچين در تهران – قم
 کاروانسراي مهيار در اصفهان (چهار ايواني)
 کاروانسراي شيخ علي خان در اصفهان
 کاروانسراي مادرشاه يا هتل عباسي در اصفهان

سبک تهران (اوايل قرن سيزدهم تا سال 1299 هجري قمري)

دو دسته از عوامل دروني و بروني موجب ظهور سبک و يا نهضت «بازگشت» در دوران قاجار شد. مهمترين عامل دروني تماعل دولت قاجار براي منسوب کردن خود به جکومت مقتدر صفوي و حکومت هاي پيش از آن بود. عامل بيروني نيز مواردي چون تمايل دولت قاجار براي تعريف هويتي تازه از ايران در رابطه با جهان جديد تلاش افرادي همچون قائم مقام فراهاني و ميرزاتقي خان اميرکبير براي ايجاد سازمان ديواني جديد و آموزش افرادي دگر انديش را شامل مي شد.
اين گونه تعريف هويت سبب گرديدکه تحولي کلي و شايد محتوايي از نيمه هاي قرن سيزدهم هـ .ق آغاز شود. نهضت بازگشت جاي خود را آرام آرام به ساده گويي و بي پيرايه نوشتن و اين تحول به ساير عرصه ها نيز سرايت کرد. دولت قاجار برآن بود که آرمانشهر خود را طوري برپا دارد که به دو دسته عوامل دروني و بروني موثر در نهضت بازگشت پاسخ مناسب دهد. شهر جديد تأويلي با مفاهيم زماني و مکاني جديد در مکتب اصفهان بود.نطفه سبک تهران در زمان تشکيل دولت قاجار بسته شد ولي براي دست يابي به مفهوم واقعي نيازمند دو واقعه مهم تارخي بود، يکي اقدامات اصلاح طلبانه ميرزاتقي خان اميرکبير در زمينه ايجاد سازمان ديواني جديد، و ديگري حضور معلمين و مهندسين اروپايي در مدرسه دارالفنون بعنوان اولين مدرسه عالي.
سبک تهران، همچون مکتب اصفهان از مداخلات سنگين در بافت کهن شهري خودداري مي ورزيد و از طريق جابجايي شهر، جابجايي هاي اجتماعي را نيز سبب شد. مرکز شهر از سبزه ميدان و ميدان ارک به ميدان توپخانه انتقال يافت. محله در سبک تهران، مانند مکتب اصفهان محل تظاهرات قومي-قبيله اي نبود و از اين پس نماد تمايزات اجتماعي(محله فرادستان و فرودستان) به شمار مي آمد.
ميدان نيز در مفهوم، ساخت،سازمان و عملکرد ، به گونه اي ديگر عمل يافت. ميادين توپخانه، ارک، بهارستان و امين السلطان، هرکدام تبلور کالبدي و نشانه اي از اين دگرگوني بودند. در اين ميادين برخلاف ميادين سبک اصفهان به جاي مسجد و مدرسه و کاخ حکومتي، بازار عناصري چون عمارات تلگرافي،پست خانه، بانک، عمارت بلديه و نظميه استقرار پيدا کرد.
بازار با يک رقيب جدي مواجه شد و عملکردهاي جديد چون تماشاخانه، سينما، و هتل چهره شهر را دگرگون کرد و مفهوم شهر اروپايي را به گونه اي صوري جايگزين آن نمود.
خيابان، نه مانند خيابان مکتب اصفهان، صرفا نقش تفرج گاهي و نه مانند دوره هاي بعد از خود، صرفا جنبه ترافيکي داشت؛ بلکه به عنوان فضاي شهري زنده و پويا خود را يافت. در اين سبک تقابل دو مفهوم جديد و کهن، نو و سنتي، فرنگي و بومي، اولين تأثيرات فضايي-کالبدي خود را بروز داد و خيابان هاي ميادين با عناصر جديد اطرافشان محل اقشار اجتماعي متجدد و به به اصطلاح فرنگي ماب، و بازار، بازارچه و مراکز محلات محل تردد اکثريت جامع که هنوز برمبناي روابط کهن زيست و توليد زندگي مي کردند بود. سبک تهران بر خلاف مکتب اصفهان بنا به دلايل متعدد نتوانست دامنه ي دگرگوني هاي خود را به همه شهر هاي ايران بگستراند. سبک تهران در انقطاع بلکه در تداوم مکتب اصفهان محسوب مي شد و سبکي بود که جامعه کهن شهر را از نو آراست.
دولت پهلوي بر پايه يک سازمان متشکل ديوانسالار و نيروي نظامي مستقل از تقسيم بنديهاي اجتماعي- عشيره اي کهن تشکيل شد و استيلاي خود را بر هرسه نوع جامعه ي ايلي، روستايي و شهري گسترد. نطفه ي اين دولت در سال 1300 بسته شد و درسال 1304 پابه عرصه وجودگذاشت.
از نظر کالبدي در آغاز اين دوره مجموعه شهري تهران در داخل حصار ناصري بود قرارداشت. در پي گسترش شهر به داخل از اين حصار که از سال 1309 شروع شده بود، در سال 1311، تخريب باروي شهر آغاز گرديد و در سال 1316 بارو به طور کامل از ميان برداشته شد.
در اين دوره توسعه شهر عمدتا به سمت شمال و شمال غرب اتفاق افتاد و در جهت جنوب به دلايلي چون چاله هاي کوره پز خانه ها، وجود اراضي کشاورزي، گورستان قديمي و ديوار هاي مخروبه ناصري توسعه به کندي صورت مي گرفت.از مهمترين اقدامات اين دوره تعريض خيابانها و احداث اماکن دولتي بوده است. با پرکردن خندق در جهات چهارگانه، چهار خيابان عريض (از شمال شاهرضا، از جنوب شوش، از غرب سي متري و از شرق شهباز) شکل گرفت و علاوه بر اينها خيابانهاي قديمي به بلوار هاي جديد و با اشکال هندسي و منظم تبديل شد و به تبعيت از الگوي شهرهاي غربي بسياري از خيابانها تعريض شد و خيابانها با الگوي شطرنجي شکل گرفت.ميدانها در مسير خيابانهاي عمده شهر و يا در تقاطع آنها احداث شد و اطراف آن قرينه سازي گرديد.تلاشهاي زيادي بعمل آمد تا شهر از حالت تک مرکزي (ميدان توپخانه) در آيد و هريک از ميادين از اهميت خاص خود برخوردار شوند. مياديني چون حسن آباد، مخبرالدوله، اعدام، راه آهن و منطقه سردر باغ ملي، نمونه هاي قبل توجهي در اين دوره بودند. يکي از نکات قابل توجه در شهرسازي اين دوره، ايحاد «وحدت شکلي» در طراحي خيابانهايي چون اميريه و چراغ گاز بود.
به طور کلي، مي توان گفت شهر تهران در دوره پهلوي اول، تحت تأثير جريان بين المللي جنبش مدرنيسم قرار گرفت. در واقع انتظام بخشي کالبد شهر به سبک «هوسمان» شهردار پاريس در قرن نوزدهم، الهام بخش شهرهاي ايران شد.
الگوي تهران را در دوره پهلوي دوم در سه مقطع تاريخي مي توان بررسي کرد:
دوره اول: 1332 – 1320 ، دوره دوم: 1345 – 1332 ، دوره سوم: 1357 – 1345.
در دوره اول، توسعه مبتني بر رشد موزون مهاجرت روستايي بود که به طور سنتي و تاريخي نيز وجود داشت.
توسعه شهر آرام آرام و با حضور مهندسين و معماران فارغ التحصيل از دانشکده ي هنرهاي زيبا و به شکل شطرنجي در خارج از بافت قديم اتفاق افتاد.
با توجه به شرايط سياسي زمان، دولت پهلوي در اين دوره تلاش مي کرد شهر را بر بناي چارچوبي مردم سالارانه شکل دهد. از آثار آن واگذاري اختياراتي به مردم براي اداره شهر بود.
اقداماتي توسط دانش آموختگان مدارس فني، که از فرهنگ قدرتمند سبک بين المللي بهره جسته بودند، انجام شد که به سرعت به عنوان الگوي نوين توسعه شهري بازتاب وسيعي يافت و الگوي تهران تعريفي جديد از شهر و گسترش آنرا مطرح نمود.
در دوره دوم، سياست دروازه هاي باز (واردات کالاهاي صنعتي و کشاورزي) ضربه ي نهايي را بر پيکر اقتصادي توليد نواخت و شهر را به پديده اي مصرفي تبديل کرد. در اين دوره زمين شهري بعنوان کالايي سودآور جهت توسعه شهري را مشخص مي نمود.اگر در دولت پهلوي اول، شهر سيماي همگن (واو غير بومي و بيگانه) از خيابانها و ميادين به دست مي دهد معماري شهري در اين مرحله بي معنا شدن خودرا آغاز کرد. شهر گسترش شتابان را آغاز کرد و برنامه سوم، تهيه طرح هاي جامع شهري را در دستور کار خود قرار داد که پاسخ به مسايلي بود که در شهرها ايجاد شده بود.
در دوره سوم، با تشکيل وزارت آباداني و مسکن و در دستور کار قرار دادن طرح هاي جامع شهري، آرمانشهر دولت پهلوي نيز چهره مي نمود.
طرح هاي جامع بدون توجه به مسايل اقتصادي و اجتماعي، الگوي خود را بر شهرها تحميل مي کرد. اگر طرح هاي شهري سال 1310، تفکر هوسمان گونه را مطرح کردند، طرحهاي اين دوره تفکرات شهرسازي «بولدوزر» را پي گرفتند. تخريب خيابانها- بازهمدر بافت کهن- و ايجاد پديده «حاشيه نشيني» متأثر از طرح هاي جامع شهري صورت گرفت.
شهر با بحران مسکن مواجه شد و شهرک سازي ، باب جديدي در شهرسازي باز کرد. تهران در اين دوره بي محابا رشد نمود و مفاهيمي چون شهر سراب، شهر فريب و شهر نيرنگ را با خود حمل کرد.

فصل دوم

انواع مكتب ها و نظريه هاي هنري


نئوکلاسيسم
اين سبک در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و بهمراه کشف دو شهر پمپي و هرکولانيوم و بر اساس اصول زيبا شناختي پوسن و رافائل و به مرکزيت فرانسه ، با تأكيد بر سادگي صور و پيراستگي معنوي و خردگرايي ، مطرح گرديد.
هنرمندان برجسته: بنجامين وست ، ژاک لويي داويد، دومينيگ انگر، آنلويي ژيروده ، پرودن ، رينيو، آنتونيو کانووا.
ناتوراليسم (طبيعت گرايي)
به معناي بازنمايي جهان عيني و مادي ، با احساس گرايي و خوشايند گري و با محوريت طبيعت است.
هنرمندان برجسته : ايوان شيشکين از مطرح ترين هنرمندان اين سبک است.
پوريسم (ناب گرايي)
جنبشي منشعب شده از کوبيسم، با هدف بيان همه جانبه و کلي مضامين و تأكيد بر وضوح و عينيت در بازنمايي ، با وفاداري به اصول جهان شناختي شکل و فرم.
هنرمندان برجسته: لوکوبوزيه ، اوزنفان.
کوبيسم (حجم گري)
مکتبي است که در آن ، نمايش توام زواياي ديد مختلف (فضا سازي همزماني) براي بيان کليت مضامين وجود دارد. در صورت چنين عملکردي ، ساختار واقعي شکل شکسته شده و اشکالي انتزاعي به وجود مي آيند.پيروان اين مکتب با استفاده از قوانين فيزيک کوانتوميک ، سعي در القاي عامل زمان دارند. پابلوپيکاسو و ژرژ براک ، سردمداران اين مکتب هستند.
هنرمندان برجسته : ژرژ براک ،پابلو پيکاسو ، فرنان لژه ،خوان گري ، روبرت دلونه ، ژاک ليپ شيتس ، کنستانتين برانکوزي ، زادکين ، آرکي پنکو ، دوش ويلون.
کوبيسم به سه مرحله سزاني ، تحليلي و تر کيبي تقسيم مي گردد.
کنستراکتيويسم (ساخت گرايي)
اين جنبش در روسيه توسط ولاديمير تاتلين، بر مبناي هنر پيکاسو و کولاژهاي کوبيسمي ايجاد گرديد. هنرمندان اين سبک با تأكيد بر ساختار شکل و فرم ، بيان مکانيت و زمانيت فضا ، تداوم و استمرار فضاي دروني با پيرامون ، درصدد ايجاد آثار هنري ، بر مبناي اصول و فنون مدرن مهندسي هستند.
هنرمندان برجسته: ولاديمير تاتلين ، نائوم گابو ، آنتوان پوسنر ، الکساندر رودچنکو.

کنتراپستو (ايستايي تقابلي)
حالت ايستادن انسان به نحوي که بخش هاي مختلف بدن نسبت به هم ، کشش معکوس داشته باشند. در اين وضع ، بالاتنه و پاها روي يک محور ، در خلاف جهت يکديگرند مي پيچند و در نتيجه بدن بر يک پا تکيه مي کند و در کمر اندکي انحنا ايجاد مي شود. اسلوب ايستايي تقابلي در سده پنجم ق.م ، در يونان ابداع شد.
امپرسيونيسم
اين جنبش، اولّين جنبش فراگير در هنر نوين بشمار مي آيد و در فرانسه توسط ادواردمانه و کلودمونه ايجاد گرديد ، نام اين جنبش از تابلوي «امپرسيون ، طلوع آفتاب» کلود مونه اقتباس شده است. بررسي نور و رنگ وکيفيات طبيعي آن و ايجاد يک ديدگاه علمي در هنر، از مسايل مطرح در اين مکتب هستند. هنرمندان امپرسيونيست از ارائه اشکال با خطوط واضح محيطي سرباز زدند، آنها به نور با نگاهي علمي مي نگريسته به مثلاً بجاي قراردادن رنگ سبز ، رنگ هاي زرد و آبي را در کنار يکديگر قرار مي دادند. استفاده از تضاد رنگ هاي مکمل و حذف رنگ هاي سياه و خاکستري از پرده ، از اصولي است که دراين مکتب مورد توجه قرار مي گيرند.
از هنرمندان برجسته : دوارد مانه ، کلودمونه ، آنود سيسيلي ، آگوست رنوار،کامي پيسارو ، ژرژ سورا ، ادگاردگا ، پل سينياک و اگوست رودن.
پست امپرسيونيسم
جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط پل سزان. مضامين و موضوعات در اين مکتب به صورت صور ناب هندسي و احجام افلاطوني نمايش داده مي شوند. هنرمندان پست امپرسيونيست، در آثار خود از ذرات بنيادين شکل و فرم استفاده مي کردند ، با چنين عملکردي آثار ايجاد شده فاقد عمق و ژرف نمايي بودند، به همين جهت سزان براي نمايش عمق ، از تضاد رنگ هاي سرد و گرم (مدولاسيون رنگي) استفاده مي کرد. استحکام در ساختار ترکيب بندي، صراحت شکل و فرم ، تأكيد بر بيان دروني به مدد رنگ و شکل از ويژگيهاي اين جنبش هنري است.
هنرمندان برجسته : پل سزان ، ونسان ونگوگ ، پل گوگن.
فوويسم
فوويسم به معني بهره گيري جسورانه و نا متعارف از رنگ است که در قرن بيستم در فرانسه ، توسط هنري ماتيس ، مانگن و مارکه ايجاد شد . هنرمندان اين سبک با تلفيق اصول امپرسيونيسم و سمبوليسم و طراحي دقيق و با استفاده از رنگ هاي کريه ، پرشور ، غير واقعي و نامتعارف و با هويتي کانستراکتيو ، آثار خود را مي آفريدند.در صورتي که اين رنگ هاي غير منطقي از نقاشيهاي اين سبک حذف شود و رنگ هاي منطقي جايگزين آن گردد، نقاشي ناتوراليسم يا رئاليسم ايجاد مي شود.
هنرمندان برجسته: هنري ماتيس ، آندره درن ، ولامينگ ، ژرژروئو ، مانگن ، مارکه

نئو امپرسيونيسم
جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط سورا وسينياک که به اصول امپرسيونيسم وفادار بوده و هدف آنها ايجاد ديدگاه علمي تر در هنر است. هنرمندان اين مکتب با استفاده از اين ديدگاه علمي ، قصد نمايش ذرات بنيادين نور و رنگ را در آثار تجسمي خود داشته اند.اين هنرمندان اسلوب نقطه پرداز رنگ و نقطه چين رنگ را با رنگ هاي اصلي و ناب و خالص استفاده مي نمودند.
سمبوليسم
سمبوليسم جنبشي است در ادبيات و هنرهاي بصري ، که ريشه در رمانتيسم داشته و به نفي تجسم عيني پرداخته و مفاهيم را با نمادها ، القا مي کند. اين جنبش در پاريس توسط ونسان ونگوگ و پل گوگن مطرح شد. هنرمندان اين جنبش واقعيت مطلق را مبتذل و ناچيز شمرده و تحت تأثير نمادگرايي مشرق زمين و با عدم باز نمايي عيني وتاکيد بر ذهنيات و تفاسير شخصي و با استفاده از رنگ هاي کانستراکتيو و با يک ديدگاه افراطي در رمانتيسيسم ، درصد بيان واقعيت غايي بوده اند. گوستاومورو نيز به اين مکتب تعلق دارد.


فتوريسم (آينده نگري)
اين جنبش در تقابل با رکود هنري ، در جريان جنگ جهاني اول ، در ايتاليا،توسط مارتيني ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گرديد. هنرمندان اين سبک با تأييد و تأكيد بر تکنولوژي و ماشينيسم و با استفاده از قوانين فيزيک ديناميک و ريتم و تکرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأكيد بر مفاهيمي چون حرکت ، سرعت و شتاب مي باشند.
از هنرمندان برجسته اين مکتب ، مي توان به مارسل دوشان ، جينو سوريني ، روسولو ، جاکوموبالا ، امبرتوبوتچيوني و کارلو کارا اشاره کرد.
اکسپرسيونيسم
اين جنبش تحت تأثير تفکر ونسان ونگوک در فرانسه و آلمان ايجاد گرديد. هنرمندان اين جنبش با تحريف و کژنمايي و اغراق آميز نمودن مضامين و موضوعات با رنگ هاي تند و زننده و کاربري کيفيت تضاد در صدد بيان اوج و هيجانات و احساسات ذهني خود هستند.هنرمندان اين جنبش قصد نمايش واپس گرايي و به بن بست رسيدن انسان مدرن را دارند.
هنرمندان برجسته: اميل نولده ، ادوارد مونش ، ماکس بکمان ، فرانسيس بيکن ، کته کل ويتس ، ژرژ روئو ، اگون شيله ، اسکارکوکوشکا ، لودويک کريشنر ، جيمز آنسور ، ريورا ، اگوست ماک ، فرانتس ماک ، واسيلي کاندينسکي.

فرماليسم
در تقابل با ذهنيت گرايي شاعرانه کنسراکتيويسم جنبشي توسط هنرمندان مطرح گرديد(هنرناب) که با تأكيد بر جلوه صوري و ساختار صور هندسي بيان تفاسير و تعابير شخصي را داشت.
هنرمندان : رونالد بلادن ، ديويد اسميت.



سوپرماتيسم (والا گرايي)
سوپرماتيسم سبکي متشکل از ترکيب بندي هاي نظام يافته انتزاعي است که توسط مالويچ در روسيه پايه گذاري شده است.هنرمندان اين سبك با استفاده از سطوح هندسي هم خانواده ، با استفاده از رنگ هاي ناب و خالص چون سفيد و سياه در صدد بيان احساسات محض و يا مفاهيمي چون عمق مي باشند.
اکسپرسيونيسم انتزاعي
اين جنبش در امريکا مطرح گرديد که به نقاشي‌هاي کنشي نيز معروف است. هنرمندان اين سبک با عدم تأكيد بر ساختار شکل و فرم ، رنگ گذاري بر اساس حرکات بدني و کنش رواني نقاش به طور آني و تصادفي، درصدد بيان هيجانات و احساسات لحظه اي و آني هستند.
هنرمندان برجسته: جکسون پالاک ، ويلهم دکونينگ و هانس هوفمان.
دادائيسم
اين جنبش در آلمان و با ديدگاهي پوچ گرا و گرايشي ضد هنري و اعتراضي، درصدد تمسخر و ريشخند تمدن وهنر معاصر و ارزش‌هاي مرسوم زمانه مي باشد.شعار هنري اين سبک «بي شکلي مطلق و نابودگري خود آفرينندگي» است. اين جنبش حاصل فشارهاي ناشي از جنگ جهاني اول است. عنصر تصادف در اين جنبش ، نقش بسزايي دارد. تکنيک «فوتومونتاژ» توسط هنرمندان اين جنبش ابداع شده است.
هنرمندان برجسته : ماکس ارنست ، رائول هوسمن ، هانس ژان آرپ، مارسال دوشان.
سورئاليسم (وهم گري)
مهمترين جنبش ادبي و فلسفي قرن بيستم که هنرمندان سرخورده سه جنبش فتوريسم ، کوبيسم و دادائيسم ، در کافه ولترزوريخ آلمان به کوشش آندره برتون ، بيانيه آن را صادر نمودند.

مطالب مشابه ...










جزوه تخصصي مباني و روشهاي برنامه ريزي شهري

۶-۱۰-۱۳۹۰ ۰۸:۲۶ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پاورپوینت برنامه ریزی فرصت های یادگیری ta.soltani 0 472 ۱۹-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۰۸ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  دانلود رایگان پاورپوینت برنامه هاي واكسيناسيون گاوهاي شيري و گوشتي 33 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 213 ۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۸:۵۰ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  آشنایی با رابط قابل برنامه ریزی 8255A ♔ αϻἰг κнаη ♔ 1 434 ۷-۸-۱۳۹۱ ۰۴:۲۷ عصر
آخرین ارسال: ali_85
  برنامه ريزي كلان- شهرهاي جديد وشهرك هاي استراتژي بهينه سازي مصرف انرژي(بخش اول) senior engineer 0 97 ۱-۸-۱۳۹۱ ۰۵:۰۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  برنامه ريزي كلان- شهرهاي جديد وشهرك هاي استراتژي بهينه سازي مصرف انرژي (بخش دوم) senior engineer 0 102 ۱-۸-۱۳۹۱ ۰۵:۰۵ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [مقاله] آلايندگي پساب شهري در خاكهاي كشاورزي ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 112 ۱۸-۷-۱۳۹۱ ۰۲:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 101 ۱۱-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۵۶ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] مديريت و برنامه ريزي آموزشي ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 139 ۱۱-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۵۳ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [دانلود] پاورپوینت برنامه الگوییhaccpبرای تولید بستنی ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 315 ۱۰-۷-۱۳۹۱ ۰۸:۰۰ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] گردشگري شهري Urban Tourism ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 124 ۶-۷-۱۳۹۱ ۰۲:۰۱ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان