تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تفسير سوره واقعه

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
تفسير سوره واقعه
مقدمه
اين سوره در مكه نازل شده و داراى 96 آيه است
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 193
محتواى سوره واقعه
در ((تاريخ ‌القرآن )) از ((ابن نديم )) نقل شده كه سوره ((واقعه )) چهل و چهارمين سوره اى است كه بر پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) نازل شد قبل از آن سوره ((طه ))، و بعد از آن ((شعرا)) بوده است .اين سوره همانگونه كه از لحن آن پيدا است ، و مفسران نيز تصريح كرده اند، در مكه نازل شده است ، هر چند بعضى گفته اند آيه 81 و 82 در مدينه نازل گرديده ، ولى دليلى براى اين گفته در دست نيست ، و نشانه اى در آيات مزبور بر اين ادعا وجود ندارد.سوره واقعه چنانكه از نامش پيدا است از قيامت و ويژگيهاى آن سخن مى گويد، و اين معنى در تمام آيات 96 گانه سوره مساءله اصلى است ، اما از يك نظر مى توان محتواى سوره را در هشت بخش خلاصه كرد:
1 - آغاز ظهور قيامت و حوادث سخت و وحشتناك مقارن آن .
2 - گروه بندى انسانها در آن روز و تقسيمشان به ((اصحاب اليمين )) و ((اصحاب الشمال )) و ((مقربين )).
3 - بحث مشروحى از مقامات مقربين و انواع پاداشهاى آنها در بهشت .
4 - بحث مشروحى درباره گروه دوم يعنى اصحاب اليمين و انواع مواهب الهى بر آنها.
5 - بحث قابل ملاحظه اى درباره ((اصحاب الشمال )) و مجازاتهاى دردناك آنها در دوزخ .
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 194
6 - ذكر دلائل مختلفى پيرامون مساءله معاد از طريق بيان قدرت خداوند، و خلقت انسان از نطفه ناچيز، و تجلى حيات در گياهان ، و نزول باران ، و فروغ آتش ، كه در ضمن نشانه هائى از توحيد نيز محسوب مى شود.
7 - ترسيمى از حالت احتضار و انتقال از اين جهان به جهان ديگر كه آن خود نيز از مقدمات رستاخيز است .
8 - نظر اجمالى ديگرى روى پاداش و كيفر مؤ منان و كافران و سرانجام سوره را با نام پروردگار عظيم پايان مى دهد.
فضيلت تلاوت اين سوره
درباره تلاوت اين سوره روايات زيادى در منابع اسلامى ذكر شده است ، از جمله در حديثى از رسول خدا مى خوانيم : ((من قراء سورة الواقعه كتب ليس من الغافلين )): ((كسى كه سوره واقعه را بخواند نوشته مى شود كه اين فرد از غافلان نيست )).
چرا كه آيات سوره آنقدر تكاندهنده و بيداركننده است كه جائى براى غفلت انسان باقى نمى گذارد.
به همين دليل در حديث ديگرى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) مى خوانيم : وقتى از آن حضرت سؤ ال كردند: چرا با اين سرعت آثار پيرى در چهره مبارك شما ظاهر شده است ؟ در پاسخ فرمود: شيبتنى هود، والواقعه ، والمرسلات ، و عم يتسائلون : ((سوره هاى هود و واقعه و مرسلات و عم مرا پير كرد))! (چرا كه

تفسير نمونه جلد 23 صفحه 195
در اين سوره ها اخبار تكاندهنده اى از قيامت و رستاخيز و حوادث هولناك و مجازات مجرمان آمده ، همچنين داستانهاى تكاندهنده اى از سرگذشت اقوام پيشين و بلاهائى كه بر آنها نازل شد).در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : من قراء فى كل ليلة جمعة الواقعة احبه الله ، و حببه الى الناس اجمعين ، و لم ير فى الدنيا بؤ سا ابدا، و لا فقرا و لا فاقة و لا آفة من آفات الدنيا، و كان من رفقاء اميرالمؤ منين (عليه السلام ): ((هر كس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوب مى كند، و هرگز در دنيا ناراحتى نمى بيند، و فقر و فاقه و آفتى از آفات دنيا دامنگيرش نمى شود، و از دوستان اميرمؤ منان على (عليه السلام ) خواهد بود)).
در حديث ديگرى آمده است كه عثمان بن عفان به عنوان عيادت وارد بر عبدالله بن مسعود شد در همان بيمارى كه با آن از دنيا رفت ، پرسيد: از چه ناراحتى ؟ گفت : از گناهانم ، گفت : چه ميل دارى ؟ گفت : رحمت پروردگارم ! گفت : اگر موافق باشى طبيب براى تو بياوريم ؟ گفت : طبيب بيمارم كرده ، گفت : اگر مايل باشى دستور دهم عطاى تو را از بيت المال بياورند، گفت : آن روز كه نيازمند بودم به من ندادى و امروز كه بى نيازم به من مى دهى ؟!گفت : مانعى ندارد براى دخترانت باشد، گفت : آنها هم نيازى ندارند، چرا كه من سفارش كردم سوره ((واقعه )) را بخوانند، من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) شنيدم كه مى فرمايد: من قراء سورة الواقعة كل ليلة لم تصبه فاقة ابدا: ((هر كس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز فقير نخواهد شد)).
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 196
و به همين دليل در روايت ديگرى سوره واقعه سوره ((غنى )) ناميده شده است .
روشن است كه تنها نمى توان با لقلقه زبان اينهمه بركات را در اختيار گرفت ، بلكه بايد به دنبال تلاوت فكر و انديشه ، و به دنبال آن حركت و عمل باشد.

تفسير نمونه جلد 23 صفحه 197
آيه 1-14
آيه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(1)
لَيْس لِوَقْعَتهَا كاذِبَةٌ(2)
خَافِضةٌ رَّافِعَةٌ(3)
إِذَا رُجَّتِ الاَرْض رَجًّا(4)
وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسًّا(5)
فَكانَت هَبَاءً مُّنبَثًّا(6)
وَ كُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً(7)
فَأَصحَب الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَيْمَنَةِ(8)
وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ(9)
وَ السبِقُونَ السبِقُونَ(10)
أُولَئك الْمُقَرَّبُونَ(11)
فى جَنَّتِ النَّعِيمِ(12)
ثُلَّةٌ مِّنَ الاَوَّلِينَ(13)
وَ قَلِيلٌ مِّنَ الاَخِرِينَ(14)
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 198
ترجمه :
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 - هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت ) برپا شود،
2 - هيچكس نمى تواند آن را انكار كند.
3 - گروهى را پائين مى آورد و گروهى را بالا مى برد.
4 - اين در هنگامى است كه زمين به شدت به لرزه در مى آيد.
5 - و كوهها در هم كوبيده مى شود.
6 - و به صورت غبار پراكنده در مى آيد.
7 - و شما به سه گروه تقسيم خواهيد شد.
8 - نخست ((اصحاب ميمنه )) هستند، چه اصحاب ميمنه اى ؟
9 - گروه ديگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومى ؟
10 - و سومين گروه پيشگامان پيشگام !
11 - آنها مقربانند
12 - در باغهاى پر نعمت بهشت جاى دارند

تفسير نمونه جلد 23 صفحه 199
13 - گروه كثيرى از امتهاى نخستين هستند
14 - و اندكى از امت آخرين !
تفسير:
واقعه عظيم !
مسائل مربوط به قيامت در قرآن مجيد معمولا با ذكر حوادث عظيم و انقلابى و كوبنده در آغاز آن تواءم است ، و اين در بسيارى از سوره هاى قرآن كه بحث از قيامت مى كند كاملا به چشم مى خورد، در اين سوره واقعه كه بر محور معاد دور مى زند نيز همين معنى كاملا در نخستين آياتش مشهود است .در آغاز مى فرمايد: ((هنگامى كه واقعه عظيم قيامت برپا شود)) (اذا وقعت الواقعة ).((هيچكس نمى تواند آنرا انكار كند)) (ليس لوقعتها كاذبة ).چرا كه حوادث پيش از آن به قدرى عظيم و شديد است كه آثار آن در تمام ذرات جهان آشكار مى شود.((واقعة )) به صورت سربسته اشاره به مساءله رستاخيز است و از آنجا كه وقوعش حتمى است از آن تعبير به ((واقعه )) شده ، و حتى بعضى آنرا يكى از نامهاى قيامت شمرده اند.واژه ((كاذبة )) را در اينجا بعضى به معنى مصدرى گرفته اند، اشاره به اينكه وقوع قيامت آنچنان ظاهر و آشكار خواهد بود كه هيچگونه جاى تكذيب
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 200
و گفتگو ندارد، بعضى نيز آنرا به معنى ظاهريش كه اسم فاعل است تفسير كرده اند و گفته اند در برابر وقوع رستاخيز تكذيب كننده اى وجود نخواهد داشت .
به هر حال رستاخيز نه تنها با دگرگونى كائنات تواءم است بلكه انسانها هم دگرگون مى شوند همانگونه كه در آيه بعد مى فرمايد: ((گروهى را پائين مى آورد و گروهى را بالا مى برد))! (خافضة رافعة ).مستكبران گردنكش و ظالمان صدرنشين سقوط مى كنند، و مستضعفان مؤ من و صالح بر اوج قله افتخار قرار مى گيرند، عزيزان بى دليل ذليل مى شوند، و محرومان بى جهت عزيز مى گردند، گروهى در قعر جهنم سقوط مى كنند، و گروه ديگرى در اعلا عليين بهشت جاى مى گيرند، و اين است خاصيت يك انقلاب بزرگ و گسترده الهى !و لذا در روايتى از امام على بن الحسين (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود: ((خافضة )): حفضت و الله باعداءالله فى النار، ((رافعة )): رفعت و الله اولياءالله الى الجنة : ((رستاخيز خافضه است چرا كه به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتش ساقط مى كند، و رافعه است چرا كه به خدا سوگند اولياءالله را به بهشت بالا مى برد))!.سپس به توصيف بيشترى در اين زمينه پرداخته مى گويد: ((اين در هنگامى
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 201
است كه زمين به شدت به لرزه درآيد)) (اذا رجت الارض رجا).
اين زلزله به قدرى عظيم و شديد است كه ((كوهها در هم كوبيده و خرد مى شود)) (و بست الجبال بسا).
((و به صورت غبار پراكنده اى در مى آيد)) (فكانت هباءا منبثا).
((رجت )) از ماده ((رج )) (بر وزن حج ) به معنى حركت دادن شديد است و ((رجرجة )) به اضطراب گفته مى شود.((بست )) از ماده ((بس )) (بر وزن حج ) در اصل به معنى نرم كردن آرد به وسيله آب است .((هباء)) به معنى غبار است و ((منبث )) به معنى پراكنده ، بعضى گفته اند ((هباء)) آن غبارهاى بسيار كوچكى است كه در فضا معلق است و در حال عادى ديده نمى شود مگر زمانى كه نور آفتاب از روزنه اى به درون محل تاريكى بتابد.
اكنون بايد انديشيد كه آن زلزله و انفجار تا چه حد سنگين است كه مى تواند كوه هاى عظيم را كه در صلابت و استحكام ضرب المثلند آنچنان متلاشى كند كه تبديل به غبار پراكنده كند، و فريادى كه از اين انفجار عظيم برمى خيزد از آن هم وحشتناكتر است .
به هر حال در آيات قرآن درباره وضع كوهها در آستانه قيامت تعبيرات گوناگونى ديده مى شود كه در حقيقت مراحل مختلف انفجار عظيم كوهها را نشان مى دهد.گاه مى گويد: ((كوهها به حركت در مى آيند)) و تسير الجبال سيرا (طور - 10).
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 202
و گاه مى گويد: ((كوهها از جا كنده مى شوند)) و اذ الجبال نسفت (مرسلات - 10).
و گاه مى فرمايد: ((برداشته مى شوند و در هم كوبيده مى شوند)) فدكتا دكة واحدة (حاقه - 14).
و زمانى مى گويد: ((به تلى از شن متراكم تبديل خواهند شد)) و كانت الجبال كثيبا مهيلا (مزمل - 14).
و گاه مى فرمايد: ((به صورت غبار پراكنده اى در مى آيند))! (آيه مورد بحث ).
و سرانجام مى گويد: ((همچون پشم زده شده اى در فضا پخش ‍ مى شوند)) كه تنها رنگى از آن ديده مى شود و تكون الجبال كالعهن المنفوش (قارعه - 5).
البته هيچكس جز خدا دقيقا نمى داند مسير اين حوادث چگونه است ؟ و شايد با الفاظ و در قالب سخنان ما قابل توصيف نباشد، ولى اين اشارات پرمعنى همگى حاكى از عظمت اين انفجار بزرگ است .
بعد از بيان وقوع اين واقعه عظيم و رستاخيز بزرگ به چگونگى حال مردم در آن روز پرداخته ، و قبل از هر چيز آنها را به سه گروه تقسيم كرده ، مى گويد: ((و شما در آن روز سه دسته خواهيد بود)) (و كنتم ازواجا ثلاثة ).
مى دانيم ((زوج )) هميشه به جنس مذكر و مؤ نث گفته نمى شود، بلكه به امورى كه قرين هم هستند نيز زوج اطلاق مى شود، و از آنجا كه اصنافى از مردم در قيامت و حشر و نشر قرين يكديگرند به آنها ازواج اطلاق شده است .
در مورد دسته اول مى فرمايد: ((نخست اصحاب ميمنه هستند، چه اصحاب
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 203
ميمنه اى ))؟! (فاصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنة ).
منظور از ((اصحاب الميمنه )) كسانى هستند كه نامه اعمالشان را به دست راستشان مى دهند و اين امر در قيامت رمزى و نشانه اى براى مؤ منان نيكوكار و اهل نجات است ، چنانكه بارها در آيات قرآن به آن اشاره شده .يا اينكه ((ميمنه )) از ماده ((يمن )) به معنى سعادت و خوشبختى گرفته شده ، و به اين ترتيب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند.و با توجه به اينكه در آيه بعد گروه دوم را به عنوان ((اصحاب المشئمة )) (از ماده ((شوم )) معرفى مى كند مناسب همين تفسير اخير است ).تعبير به ((ما اصحاب الميمنة )) (چه گروه خوشبختى ؟) براى بيان اين حقيقت است كه حد و نهايتى براى خوشبختى و سعادت آنها متصور نيست ، و اين بالاترين توصيفى است كه در اينگونه موارد امكان دارد، مثل اين است كه مى گوئيم : ((فلانكس انسان است ، چه انسانى ))؟!
سپس به ذكر گروه دوم پرداخته ، مى افزايد: ((گروه ديگرى اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومى ))؟! (و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة ).گروهى بدبخت و تيره روز و بيچاره و بينوا كه نامه هاى اعمالشان را به دست چپشان مى دهند كه خود نشانه و رمزى است براى تيره بختى و جرم و جنايت آنها.
تعبير به ((ما اصحاب المشئمة )) نيز در اينجا نهايت بدبختى و شقاوت آنها را
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 204
منعكس مى سازد.
سرانجام گروه سوم را چنين توصيف مى كند: ((و پيشگامان پيشگام )) (و السابقون السابقون ).
((آنها مقربانند))! (اولئك المقربون ).
((سابقون )) كسانى هستند كه نه تنها در ايمان پيشگامند، كه در اعمال خير و صفات و اخلاق انسانى نيز پيشقدمند، آنها ((اسوه )) و ((قدوه )) مردمند، و امام و پيشواى خلقند، و به همين دليل مقربان درگاه خداوند بزرگند.
بنابراين اگر بعضى از مفسران پيشگام بودن آنها را تنها به سبقت در طاعة الله (اطاعت خدا) يا نمازهاى پنجگانه ، يا جهاد، يا هجرت ، يا توبه ، و امثال آن تفسير كرده اند، هر كدام گوشه اى از اين مفهوم وسيع را مورد توجه قرار داده اند، وگرنه اين كلمه اينها و غير اينها از خيرات و بركات را شامل مى شود، و نيز اگر در روايات اسلامى گاه ((سابقون )) به چهار نفر ((هابيل )) و ((مؤ من آل فرعون )) و ((حبيب نجار)) كه هر كدام در امت خود پيشگام بودند، و همچنين اميرمؤ منان على بن ابى طالب (عليه السلام ) كه نخستين مسلمان از مردان بود تفسير شده ، در حقيقت بيان مصداقهاى روشن آن است ، و به معنى محدود ساختن مفهوم آيه
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 205
در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا فرمود: اتدرون من السابقون الى ظل الله يوم القيامة ؟: ((آيا مى دانيد چه كسانى پيشگامان به سوى سايه لطف پروردگار در قيامتند))؟! اصحاب عرض كردند: خدا و رسولش آگاهتر است ، فرمود: الذين اذ اعطوا الحق قبلوه ، و اذا سالوه بذلوه ، و حكموا للناس كحكمهم لانفسهم : ((آنها كسانى هستند كه وقتى حق به آنها داده شود پذيرا مى گردند، و هنگامى كه از حق سؤ ال شوند آنرا در اختيار مى گذارند، و درباره مردم آنگونه حكم مى كنند كه درباره خودشان ))!.
در بعضى از روايات نيز به پيامبران مرسل و غير مرسل تفسير شده است .در حديثى نيز مى خوانيم كه ابن عباس مى گويد: از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) درباره اين آيه سؤ ال كردم ، فرمود: جبرئيل به من چنين گفته است : ذلك على (عليه السلام ) و شيعته هم السابقون الى الجنة ، المقربون من الله بكرامته لهم : ((آنها على (عليه السلام ) و پيروان او هستند كه پيشگامان به سوى بهشت و مقربان درگاه خدايند به خاطر احترامى كه خدا براى آنها قائل شده است )).ولى اينها نيز در حقيقت بيان مصداقهاى روشنى از مفهوم گسترده فوق است ، مفهومى كه همه پيشگامان را در هر امت و ملتى شامل مى شود.سپس در يك جمله كوتاه مقام والاى مقربان را روشن ساخته ، مى گويد:
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 206
((مقربان در باغهاى پرنعمت بهشتند)) (فى جنات النعيم ).
تعبير به ((جنات النعيم )) انواع نعمتهاى مادى و معنوى بهشت را شامل مى شود.
ضمنا اين تعبير مى تواند اشاره به اين باشد كه باغهاى بهشت تنها كانون نعمت است برخلاف باغهاى دنيا كه گاه وسيله زندگى و زحمت است ، همانگونه كه حال مقربان در آخرت با حالشان در دنيا متفاوت است ، زيرا مقام والايشان در اين دنيا تواءم با مسئوليتهائى است در حالى كه در سراى ديگر تنها مايه نعمت است .
بديهى است منظور از ((قرب )) در اينجا ((قرب مقامى )) است نه ((قرب مكانى )) چرا كه خداوند مكان ندارد و از ما به ما نزديكتر است .آيه بعد به چگونگى تقسيم نفرات آنها در امم گذشته و اين امت اشاره كرده ، مى گويد: ((گروه كثيرى از امتهاى نخستينند)) (ثلة من الاولين )((و گروه اندكى از امت آخرين )) (و قليل من الاخرين ).((ثلة )) چنانكه ((راغب )) در ((مفردات )) مى گويد در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است ، سپس به معنى جماعت و گروه به كار رفته است .بعضى نيز آنرا از ((ثل عرشه )) (تختش فروريخت و حكومتش قطع شد) گرفته و آنرا به معنى ((قطعه )) مى دادند، و در اينجا به قرينه مقابله با ((قليل من الاخرين )) به معنى قطعه عظيم است .
تفسير نمونه جلد 23 صفحه 207
طبق اين دو آيه گروه زيادى از مقربان از امتهاى پيشينند، و تنها كمى از آنها از امت محمد (صلى اللّه عليه و آله ) مى باشند.ممكن است در اينجا اين سؤ ال پيش بيايد كه چگونه اين مساءله با اهميت فوق العاده امت اسلامى سازگار است ، با اينكه خدا آنها را بهترين امت خطاب كرده و فرموده : ((كنتم خير امة ))... (آل عمران 110).پاسخ اين سؤ ال با توجه به دو نكته روشن مى شود: نخست اينكه منظور از مقربان همان سابقون و پيشگامان در ايمانند، مسلم است كه در امت اسلامى پيشگامان در پذيرش اسلام در صدر اول گروه اندكى بودند كه نخستين آنها از مردان على (عليه السلام ) و از زنان خديجه بود در حالى كه كثرت پيامبران پيشين و تعداد امتهاى آنها و وجود پيشگامان در هر امت ، سبب مى شود كه آنها از نظر تعداد فزونى يابند.ديگر اينكه كثرت عددى دليل بر كثرت كيفى نيست ، و به تعبير ديگر ممكن است تعداد سابقون اين امت كمتر باشند ولى از نظر مقام بسيار برتر، همانگونه كه در ميان خود پيامبران نيز تفاوت است : تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض ((ما بعضى از رسولان را بر بعض ديگرى برترى داديم )) (بقره - 253).ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى رسد كه ممكن است بعضى از مؤ منان در زمره پيشگامان در ايمان نباشند، اما داراى صفات و ويژگيهاى ديگرى باشند كه آنها را همرديف سابقون قرار مى دهد و از نظر پاداش و اجر همرديف آنها هستند، لذا در بعضى از روايات از امام باقر (عليه السلام ) چنين نقل شده كه فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الاخرون : ((ما پيشگامان پيشگام ، و ما آخرون هستيم )).

نتیجه گیری :
و در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه به جمعى از پيروان خود خطاب كرد و فرمود: انتم السابقون الاولون ، و السابقون الاخرون ، و السابقون فى الدنيا الى ولايتنا، و فى الاخرة الى الجنة : ((شما سابقون نخستين و سابقون آخرين هستيد، در دنيا پيشگام در ولايت ما بوديد و در آخرت پيشگام در بهشتيد)).
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه بعضى تعبير به ((اولين )) و ((آخرين )) را به ((اولين امت اسلام )) و ((آخرين امت اسلام )) تفسير كرده اند، طبق اين تفسير همه مقربان از امت اسلامند.
اما اين تفسير نه با ظاهر آيات سازگار است ، و نه با رواياتى كه در ذيل اين آيات وارد شده كه افرادى از امم پيشين را بالخصوص به عنوان ((سابقون اولين )) معرفى كرده است .
سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۱-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  سوره یونس senior engineer 0 218 ۱۶-۱۰-۱۳۹۰ ۰۷:۴۰ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان