تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعریف اعتیاد

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
تعریف اعتیاد
تعریف اعتیاد
اعتیاد حالتی است که ناشی از استعمال مداوم بعضی از داروها (موسوم به مواد مخدر) می‌باشد، به‌طوری که قطع استفاده از این مواد باعث بروز اختلال در عملکرد بدن انسان می‌شود. [۴] این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد می‏گردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‏شود. [۲] در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.
انواع اعتیاد
اعتیاد را می‌توان به دو گروه مجاز و غیرمجاز تقسیم‌بندی نمود.

اعتیاد مجاز
اعتیاد مجاز، شامل مصرف مداوم موادی است که به‌عنوان دارو شناخته می‌شوند. این مواد دارویی ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشند و با تجویز پزشک و یا به‌صورت خودسرانه مصرف شوند. اعتیاد به موادی مانند تنباکو و سیگار نیز که از نظر روانی وابستگی ایجاد می‌کند و باعث تداوم مصرف می‌شود، در ردیف اعتیاد مجاز طبقه‌بندی می‌شود. [۶]

اعتیاد غیرمجاز
وابستگی فرد به مصرف همیشگی مواد مخدر و به‌گونه‌ای که قوانین کشور یا بین‌المللی آن را غیرقانونی بشناسد، اعتیاد غیر مجاز نامیده می‌شود.[۶]

مواد اعتیادآور
سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیادآور را از جهت تأثیر آنها بر انسان به ۸ دسته کلی تقسیم می‌کند ،که عبارت‌اند از:
۱.توهم‌زاها
۲.کانابیس یا شیره گیاه شاهدانه
۳.مواد مخدر
۴.سستی‌زاها (مسکن‌ها–خواب آورها)
۵.آرام‌بخش‌ها
۶.چسب و مواد فرار (مواد استنشاقی)
۷.محرک‌ها
۸.الکل ، توتون و قهوه

مراحل اعتیاد
آشنایی: در این مرحله فرد از راه‌های مختلف (مثلاً از طریق دوستان خود) با مواد مخدر و نحوه استعمال آن آشنا می‌شود.
شک و تردید: در این مرحله، فرد سعی می‌کند با میل خود مبارزه کند.
اعتیاد واقعی: در این مرحله فرد دچار اعتیاد می‌شود و برای رسیدن به حالت نشئگی، هر بار بر میزان مصرف خود می‌افزاید.

زیان‌های جانبی
اعتیاد به مواد مخدر افزون بر زیان‌هایی که به طور مستقیم برای مصرف‌کنندهٔ آن دارد و هیچ فایده و سودی برای استفادهٔ آن تأیید نشده‌است،[۹] یکی از عوامل اصلی گسترش بیماری‌هایی چون ایدز و هپاتیت می‌باشد و همچنین زیان‌های اجتماعی و اقتصادی درخوری برای جامعه دارد که از آن میان می‌توان به از بین بردن بخشی از نیرو و مغز فعال جامعه اشاره کرد

به تازگی، برخی با مدلسازی اعتیاد با به کارگیری دانش اقتصاد نشان داده‌اند که درآمد و مصرف امروز مواد مخدر به چه میزان بر تقاضای مواد مخدر در آینده تأثیر خواهد گذاشت.


آزمایش اعتیاد
یکی از آزمایش‌های سنتی اعتیاد آزمایش ادرار است که روشی حتمی و دقیق نبوده و فرد می‌تواند با استفاده از مصرف مواد شیمیایی ویژه‌ای نتیجهٔ آزمایش را تغییر دهد هرچند که روش‌های دیگری برای آزمایش اعتیاد وجود دارد که با اطمینان بسیار بالا می‌توان از آن‌ها بهره گرفت.


اعتیاد
عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

مقدمه
افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.



شروع اعتیاد
اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی می‌شود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی می‌گردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز می‌شوند. به ‌موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل می‌شود مصرف خود را افزایش می‌دهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد می‌کنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد می‌گذارند اعتیاد دهنده به ‌شمار نمی‌آیند.

انواع اعتیاد
اعتیادات مجاز
اعتیادات مجاز عبارتند از: وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست می‌آید. و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها می‌شوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف می‌شوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته می‌شوند. و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادت‌زا هستند و تداوم مصرف را ایجاب می‌کنند همانند تنباکو و مشابهین آنها. اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده و جامعه موجب می‌گردد. مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس.

اعتیادات غیر مجاز
اعتیادات غیر مجاز عبارتند از: وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بین‌المللی غیر مجاز شناخته می‌شوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی می‌باشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزه‌های احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد می‌باشد.

ویژگیهای افراد معتاد
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافته‌اند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونه‌ای خود را با شرایط زندگی وفق داده‌اند آن را عقل می‌کنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایت‌بخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونه‌ای رنج می‌برند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمی‌شود بلکه همه افراد را که بگونه‌ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا می‌گیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.

اثرات دارویی مواد مخدر
مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود می‌آورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می‌گیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر می‌گذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از:

تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بی‌قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونه‌های غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بوده‌اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می‌گردد مانند بی‌قراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحله‌ای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو می‌گردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبه‌های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.

ریشه‌های روانی اعتیاد
از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونه‌ای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی می‌کند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوه‌ایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.

در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او می‌خواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او می‌خواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه‌اش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور می‌شود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعه‌اش بیگانه می‌گردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها می‌کشاند.

آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ
دوران بلوغ دوره‌ایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه می‌گردد. در این زمان او بخوبی احساس می‌کند که به مرحله‌ای جدید از زندگی می‌بایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعه‌اش اتخاذ نماید. مرحله‌ای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو می‌سازد و او سعی می‌کند بگونه‌ای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بی‌مورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینه‌های نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر می‌سازد.

پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد
اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانواده‌هاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانه‌های گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوه‌های مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهد.

مباحث مرتبط با عنوان
افسردگی
ترک اعتیاد
خانواده درمانی
عوامل موثر در بروز اعتیاد
گروه درمانی
مواد مخدر
تاثیر مرفین بر بدن
نقش والدین در پیشگیری از سیگار کشیدن کودکان

اعتیاد: انتخاب یا بیماری؟
نوشته‌ی خانم دکتر عزیز، درباره‌ی مردی که اعتیادِ پسرش او را شکسته و افسرده کرده و حتّا تا مرز خودکشی برده، من و احتمالاً خوانندگان دیگر مطلب را متأثر ساخت. از تأثر و تأسّف پیامدِ نوشته بگذرم، برایم داده‌های مندرج در گفته‌های مرد، ارزشمند است. مثلاً یکی این‌که هم‌زمان، فرزندش را بیمار می‌داند و نمی‌داند! به نظرم برخورد بیشتر مردم با معتادان، همین است. آن‌ها تحتِ تأثیرِ پیام‌های افراد خبره ـ نظیر پزشکان و روان‌شناسان و مددکاران و دیگران ـ اعتیاد را بیماری می‌پندارند و در ضمن، هم‌زمان با آن‌ها رفتاری می‌کنند که ويژه‌ی بیماران نیست. شخصاً با شقّی که می‌گوید معتادْ بیمار نیست، بیشتر موافقم؛ امّا، مطلقاً موافق نیستم که حیوان و انگل و هیولاست. بر عکس، می‌گویم که معتاد بیمار نیست؛ حیوان هم که نیست، هیچ؛ کاملاً انتخاب‌گر است و انتخاب و کنش و رفتارش، معنا دارد. به نظر می‌رسد، در ابنوهه‌ی هجومِ گفتمانِ مسلّط بیمار-پنداری معتادان، باید بارها این سؤال را ـ دستِ پایین به عنوانِ فرضیّه‌ای رقیب ـ طرح کرد: آیا اعتیاد یک گزینش و انتخاب نیست؟

به عقب برگردید و سال‌های پیش از دهه‌ی ۱۹۶۰ را به خاطر بیاورید که هم‌جنس‌گرایی را بیماری می‌پنداشتند؛ و بعد کمی جلوتر بیایید تا به اواسطِ دهه‌ی ۱۹۷۰ ـ احتمالاً ۱۹۷۳ ـ برسیم که متخصّصان به تبعیّت از انجمن روان‌پزشکی آمریکا هم‌جنس‌گرایی را از شمول بیماری‌ها خارج نمودند. آیا، فقط در مقام تشبیه و مقایسه، چنین اتّفاقی درباره‌ی اعتیاد در سال‌های آینده نخواهد افتاد؟ بیماری پنداشتنِ اعتیاد، آیا بیشتر تحتِ تأثیر تبلیغات نیست؟ و این‌که بیماری-پنداری اعتیاد چه کمکی به جامعه و معتادان کرده؟ اصلاً به عنوان محصّل علوم اجتماعی، این پرسش برایم پررنگ است که چقدر پزشکی‌کردن (و خصوصاً کشاندنِ مسأله به ژنتیک) و نیز روان‌شناختی‌کردنِ مسایلِ اجتماعی، از ارائه‌ی راهِ حل دورمان می‌کند؟ و چرا پزشکی و روان‌شناختی‌کردنِ مسایل این‌قدر طرفدار دارد؟ به انبوهِ برنامه‌های پزشکی و روان‌شناختی و مشورتی از سیما و صدای داخلی و ماهواره‌های فارسی‌زبانِ خارجی نگاه کنید که از کلّه‌ی سحر تا بوق شب، مشورت‌های ریز و درشت و گاهی غریب و حتّا ـ به‌قول دکتر اباذری ـ «عرفانی» صادر می‌کنند.

دور نیفتیم. به نظر می‌آید که در سال‌های گذشته، نه تنها آن‌ها را که خواهان «مواد» اعتیادآورند، بیمار معرّفی کرده‌اند؛ بلکه، فهرستی طولانی از اقسامِ اعتیادهای روزمرّه هم ـ مانند اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به خرید، اعتیاد به عشق و اعتیاد به هزار و یک چیز دیگر ـ درست شده که از قضا آن‌ها را هم بیماری دانسته و برخورد «پزشکی» می‌کنند.

اعتیاد، کنش است. مقصودم از کنش، رفتارِ معنادارست. همان‌طور که از جامعه‌شناسی وبر می‌فهمیم مثلاً. ممکن است که بعد، باعث بیماری شود ـ مثلاً بیماری کبد برای معتادان الکل. امّا فارغ از پیامدها، خودش کنش است و گونه‌ای گزینش را نشان می‌دهد. گزینشی که به ارزش‌های فرد برمی‌گردد. اوّلین تجربه (همان یک‌باری که خانم دکتر اشاره می‌کنند)، ادامه‌ی آن، مصرف تفریحی و ... همه و همه انتخاب‌های مختلفِ کنشگر، وابسته به ارزش‌های مورد نظرش و پر از معناست و حتّا در کنار گزینش‌های دیگر، سبک زندگی فرد را برجسته می‌سازد. جفری ای. شالر (۱۹۹۹) در «اعتیاد، انتخاب است» بندِ پرمفهومی دارد. می‌نویسد:

«وقتی پذیرفتیم اعتیاد در بین بیماری‌ها طبقه‌بندی نمی‌شود، ماهیّتش به مثابه‌ی انتخابی اخلاقی روشن‌تر می‌گردد. فرد، نوشیدنِ الکل را می‌آغازد، میانه‌روانه مصرف می‌کند، یا اصلاً نمی‌نوشد؛ چراکه این‌طور «می‌خواهد». مردم همین‌کار را با هروئین، کوکائین و سیگار انجام می‌دهند. چنین گزینش‌هایی، بازتاب‌دهنده‌ی ارزش‌های آن‌هاست. فرد ـ عامل اخلاقی ـ استفاده از مواد یا خودداری از آن‌را برمی‌گزیند؛ چراکه او در چنین کاری معنایی می‌یابد.»

به‌هرشکل، به نظرم کم‌کم باید به این شقّ فراموش شده هم فکر کنیم: اعتیاد به مثابه‌ی انتخاب. آن‌وقت راه‌حل‌های دیگری شکل می‌گیرند.

پ.ن. انتصاب «سردار» احمدی مقدّم را به عنوان دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدّر تبریک می‌گویم!


يادداشتها
اگر اعتیاد را اجتماعی بدانیم، عوامل ایجاد آن را هم در جامعه باید جست و جو کنیم. و با این اجتماع بیمار، انگشت اتهاممان به سویش خواهد بود. به نظر من بیماری دانستن اعتیاد سلب مسئولیت در قبال آن است.


کمی بیش تر از تجربه ی خود از دیدار با کودکان کار و آموزش به آن ها بگو، من هم دوست دارم چنین تجربه ای را، اما متفاوت، خیلی خیلی متفاوت!

نمیدونم چقدر متفاوت منظورته؟ امّا اطلاعات دقیقتر رو میتونی از سینا بگیری. اینجا:


به نظر من مقایسه ی اعتیاد و همجنس گرایی نمیتواند کاملا درست باشد، چراکه همجنش گرایان این خواسته ی جنسیشان را نوعی رفتار مادرزادی می دانند که اکنون توانسته اند آن را کشف کنند و از ابتدا این خواسته در وجودشان بوده است.
اما این که اعتیاد بیماریست یا نه؛ به نظر من اگر اعتیاد را نوعی انتخاب در نظر بگیریم و جامعه و روشنفکران نیز به این اعتقاد برسند، آن گاه فرد معتاد برای پافشاری روی انتخابی که "خود" کرده است هیچ وقت از آن دست نخواهد کشید. ولی با بیماری جلوه دادن اعتیاد، معتاد راحت تر می تواند به ترک آن فکر کند و این عادت را مثل ویروس سرماخوردگی از بدن خود خارج نماید!

-----
قصد مقایسه، برای فهم تغییر گفتمانها و نوع نگاهها بود. ضمن اینکه شک دارم گرایش جنسی هم مادرزادی تعیین بشه.
و امّا سؤال دقیقاً اینجاست که: اگه معتاد دوست نداشته باشه از انتخابش دست بکشه، چی؟!
در مورد گرایشهای جنسی، باز در مقام مقایسه، فکر میکنم میگن وقتی بیماریه که فرد از گرایشش ناخرسند باشه. حالا پرسش من دقیقاً اینه که اگه معتاد از انتخابش ناخرسند نباشه، چی؟



در ضمن انتخاب شایسته ی سردار احمدی مقدم را به ملت شریف ایران، علی الخصوص باجناق محترمشان تبریک گفته و علو درجات را برای وی مسیلت داریم.


همین که کامنت دادم، کامنتم تایید شد! چندان هم بد نگفتم که کامنت ها را زود تایید می کنید:D

اما در مورد این پست این که خود من زیاد نمی دانم، ولی ترجیح می دهم اگر روزی معتاد شدم نتیجه ی انتخابم باشد، نه یک بیماری!

حتی اگر جامعه از معتاد احساس خطر نکند(که میکند و شاید محق هم باشد)، اطرافیان معتاد و کسانی که او را دوست دارند لازم می دانند که او را ترک دهند، چون مناسبات تولید لذت در جامعه به شکلی است زندگی معتاد به سرعت به بن بست می رسد. با این مناسبات تولید ثروت و لذت، راههای دیگر تقریبا وجود ندارند. معتاد باید یا نابودی تدریجی خود را انتخاب کند یا ترک.

نمی خواهم احساس شود این حرف را بدون توجه به موقعیت بسیار سخت معتاد می زنم یا به معتاد از بالا نگاه می کنم، اصلاً، فقط سعی کردم نکته ای که به عنوان یکی از علتهای ترک دادن به ذهنم می رسد بگویم.

موقع خواندن این نوشته‌ات به این فکر افتادم که آیا همه‌ی انتخاب‌های انسان مسوولیت یک‌سانی برای او ایجاد می‌کند یا خیر؟ و بعد به این اندیشیدم که آیا دیگران در مورد کمک برای تصحیح انتخاب‌های اشتباه فرد مسوولند یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا انتخاب فردی،‌ امری کاملا فردی است؟

مثال ساده‌ای بزنم: فرض کن با از جاده‌ای باریک کوهستانی رد می‌شویم. تو به من می‌گویی سمت راست حرکت نکنم، اما من گاهی حواس‌ام پرت می‌شود و به سمت راست متمایل می‌شوم. ناگهان پای‌ام می‌لغزد و به پایین لیز می‌خورم. در آخرین لحظه دست‌ام را به سنگ‌ای چیزی می‌گیرم اما نمی‌توانم خودم را نجات دهم.
اگر سقوط کنم می‌میرم. در گوش نکردن به حرف‌های‌ات اندکی سهل‌انگاری کرده بودم اما نه آن‌قدر که شایسته‌ی مرگ باشم. حالا بیمارم یا انگل اجتماع (که حرف جامعه را درست گوش نمی‌کنم) یا شخص‌ای که انتخاب نادرستی انجام داده است؟

-----
خیر، بله، خیر، شخصی که انتخاب درستی نکرده! :))
در ضمن ایشالا صد سال زنده باشین و سایه‌تون رو سر ما باشه! :)


فکر می کنم به سختی بتوان بیمار گونه و یا غیر بیمارگونه بودن همه انتخاب های زندگی مان را تشخیص دهیم.. به هر حال هر انتخابی با هر سرچشمه ای توسط یک "اراده" صورت می گیرد..انتخاب اعتیاد نیز از این امر جدا نیست..
اما در مورد خواست ترک اعتیاد، آن جا که شخص معتاد تسلیم فیزیولوژیک بدن عاجز از رسیدن به هدف خود می شود.. ناگزیریم به عنوان یک بیماری به اعتیاد نگاه کنیم.. تا شايد دست شفا گری مرهمی شود...


درون مغز یک فرد الکلی چه می گذرد ؟

ممکن است هیچ وقت نتوانیم بفهمیم مغز یک فرد الکلی چگونه کار می کند ، اما روز به روز بیشتر با تاثیرات الکل بر مغز آشنا می شویم . در آخرین تحقیقات انجام شده ، دانشمندان توانسته اند تاثیرات مخرب الکل را بر بخشی از مغز که رفتار و احساسات را کنترل می کند آشکار کنند . . .
***
یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه کوئینزلند استرالیا نشان داده است الکل، عملکرد صدها ژن موجود در آمیگدالا را به شدت کند می کند و احتمالا به همین دلیل است که افراد الکلی از اختلالات رفتاری مانند افسردگی یا بدخوابی رنج می برند . این یافته همچنین می تواند توضیح دهد چرا بازپروری الکلی ها معمولا بی نتیجه است و آنها دوباره به الکل روی می آورند .
آمیگدالا یکی از کلیدی ترین بخش های سیستم احساسی مغز است که همانند یک واسطه بین پیام های عصبی ورودی و پاسخ های رفتاری عمل می کند. زیست شناسان عقیده دارند این قسمت نقشی اساسی در نیاز مغز به مواد مخدر ایفا می کند . پیش از این ، تصاویر فعالیت های مغزی نشان داده بود آمیگدالای افراد الکلی نسبت به مردم عادی فعالیت بیشتری دارد . بر این اساس رزماری کرایگر و پیتر ویلس ، پژوهشگران واحد تحقیقات الکل دانشگاه کوئینزلند تصمیم گرفتند بررسی کنند آیا عملکرد ژنهای آمیگدالا در افراد الکلی و سالم هم تفاوت دارد یا خیر . آنها با بررسی مغز شش فرد الکلی و مقایسه آنها با مغز افراد سالم متوجه شدند ۷۷۲ ژن ، عملکرد متفاوتی دارند و از این میان ، حدود ۶۶ درصد ژنها عملکرد بسیار پایین تری دارند. این تغییرات به پایین آمدن کیفیت کارکرد سلولهای عصبی ، تخریب در سیستم تولید انرژی این سلولها ، سریع تر شدن چرخه شیمیایی الکل در مغز ، افزایش آسیب پذیری مغز نسبت به اعتیاد و تغییراتی در ساعت زیستی بدن منجر می شود .یکی از جالب ترین یافته های کرایگر و ویلس ، اثر الکل بر ژنی است به نام ژن ساعت per۳ که در چرخه ساعت زیستی بدن فعالیت می کند .
آنها نشان داده اند این ژن در افراد الکلی آسیب های زیادی می بیند و موجب اختلالات خواب و افسردگی می شود . آنها همچنین نشان داده اند یک گیرنده احساسی در آمیگدالا به نام گیرنده کانابینوید یک که در مقابله با رفتارهای اعتیادآمیز نقش مهمی بر عهده دارد ، عملکرد بسیار ضعیفی از خود نشان می دهد و به همین دلیل است که آسیب پذیری الکلی ها برای اعتیاد مجدد به الکل بسیار بالاست .
دانشمندان از تعداد بسیار زیاد ژنهای آسیب دیده در مغز افراد الکلی و اثرات گسترده این ژنهای معیوب شگفت زده شده اند ، اما معتقدند آسیب های الکل بر مغز بسیار فراتر از یافته های گروه دانشگاه کوئینزلند است . از این رو آنها می خواهند در مطالعات گسترده تری بفهمند آسیب دیدگی ژنهای مغز چه تغییراتی را در تولید پروتئین ها ایجاد می کند .

کرایگر و ویلس نتوانسته اند نشان دهند اثرات مخرب الکل در تمام آمیگدالا وجود دارد یا اینکه فقط بخشی از آن آسیب می بیند ، ولی به خوبی نشان داده اند این بخش از مغز بدترین آسیب ها را در اثر استعمال مداوم الکل متحمل میشود .


در دوران بارداری، عامل بروز بیماری های قلبی عروقی در نوزادان
یک متخصص ماشین های شش و قلب با اشاره به این که مادران در دوران بارداری باید آرامش ذهنی و روحی داشته و در شرایط استرس زا قرار نگیرند، گفت: مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و برخی داروها در هفته سوم تا نهم بارداری، قلب کودک را مستعد بیماری های قلبی عروقی می کند.
یک متخصص ماشین های شش و قلب با اشاره به این که مادران در دوران بارداری باید آرامش ذهنی و روحی داشته و در شرایط استرس زا قرار نگیرند، گفت: مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و برخی داروها در هفته سوم تا نهم بارداری، قلب کودک را مستعد بیماری های قلبی عروقی می کند.
دکتر حمیدرضا دربان، رییس آکادمیک ماشین های شش و قلب مرکز قلب ملک الفیصل در عربستان در گفت وگو با ایسنا، با بیان این که ماشین های شش و قلب در جراحی های باز قلب از اهمیت بالایی برخوردارند، افزود: متخصصان ماشین های شش و قلب شرایط طبیعی فیزیولوژیک را در مدت انجام جراحی قلب در بدن بیمار کنترل و برقرار می کنند تا جراح بتواند عملش را به نحو مطلوب انجام دهد. این کار با همکاری گروه متخصصان بیهوشی و جراح قلب وعروق محقق می شود.
وی با بیان این که حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ متخصص ماشین های شش و قلب در ایران مشغول به فعالیتند، اظهار کرد: اکثر این متخصصان به صورت تجربی و با گرایش های مختلفی مانند پرستاری کار می کنند و هنوز در ایران به صورت رشته آموزشی تدریس نمی شود.
دکتر دربان با بیان این که سالانه ۳۰ تا ۳۵ هزار جراحی قلب و عروق در ایران انجام می شود، اذعان داشت: با توجه به اهمیت کار این متخصصان در جراحی قلب و عروق نیازمند افزایش تعلیمات آنها هستیم. در حال حاضر انجمن متخصصان ماشین های شش و قلب در حال شکل گیری می باشد و چندین کتاب و مقاله در این رابطه به چاپ رسیده است.
این متخصص ماشین های شش و قلب تصریح کرد: تعداد این متخصصان نسبت به تعداد جراحی های که در ایران انجام می شود، بسیار کم است. از سوی دیگر، رشته پیراپزشکی قلب در کشور مورد نیاز است تا افراد با کارشناسی های مختلف در این رشته شرکت و با فراگیری آموزش های این دوره در این زمینه فعالیت کنند.
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر در کشور نیازی به اعزام بیمار برای جراحی قلب و عروق وجود ندارد اما از کشورهای حوزه خلیج فارس به علت اعتماد به پزشکان ایرانی برای درمان به کشور مراجعه می کنند.
دربان با بیان این که انجام جراحی قلب در اطفال نیازمند مهارت بسیار پزشک است، افزود: کاهش ازدواج های فامیلی در ایران منجر به کمتر شدن بروز بیماری های ژنتیکی در کودکان شده است زیرا اکثر علت جراحی قلب در اطفال ژنتیکی است که در مقایسه با کشورعربستان نسبت بسیار پایینی دارد. به طوری که ۶۰ درصد عمل های جراحی قلب در بیمارستان ملک الفیصل عربستان (بزرگترین مرکز جراحی قلب نوزادان و اطفال در خاورمیانه) بر روی اطفال صورت می گیرد.
وی ادامه داد: مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و برخی داروها در هفته سوم تا نهم بارداری مادر که قلب نوزاد در حال شکل گیری است، در آینده باعث ایجاد مشکلاتی در قلب نوزاد می شود که کودک را مستعد بیماری های قلبی عروقی می کند. همچنین مادر در دوران بارداری باید آرامش ذهنی و روحی داشته و در شرایط استرس زا قرار نگیرد.




۲۰درصد از مبتلایان به سفلیس معتادند.!
مدیرعامل انجمن مبارزه با آسیب های رفتاری اعلام کرد؛ ۶۱ درصد از موارد ایدز، ۶۶ درصد از موارد هپاتیت ث، ۵۰ درصد از موارد هپاتیت ب و ۲۰ درصد از موارد سفلیس کشور از طریق اعتیاد تزریقی اشتراکی به وجود آمده است.
مدیرعامل انجمن مبارزه با آسیب های رفتاری اعلام کرد؛ ۶۱ درصد از موارد ایدز، ۶۶ درصد از موارد هپاتیت ث، ۵۰ درصد از موارد هپاتیت ب و ۲۰ درصد از موارد سفلیس کشور از طریق اعتیاد تزریقی اشتراکی به وجود آمده است.
دکتر بهرام یگانه تاکید کرد؛ اگر تزریق مواد مخدر همراه با کاربرد پنبه الکلی یا آغشته به بتادین نباشد و تزریق نیز در محل تمیزی صورت نگیرد، خطر انتقال عفونت و سپتی سمی وجود دارد. وی همچنین با بیان اینکه تزریق مواد مخدر در دوز بالا یعنی بیش از تحمل فرد و تزریق مواد زاید همراه با مواد مورد تزریق به دلیل ایجاد حساسیت های سریع، مرگ فوری را موجب می شود، عنوان کرد؛ در سال ۱۳۸۲ حدود دو هزار و در سال ۸۳ حدود چهار هزار معتاد به علت بی احتیاطی در تزریق سالم مواد مخدر جان خود را از دست دادند. این پژوهشگر هپاتیت ث را اولین بیماری ویروسی انتقالی از اعتیاد تزریقی در کشور دانست و تصریح کرد؛ به علت نبود واکسن و سیر ۸۰ درصدی مزمن شدن، این بیماری خطر انتقال و مرگ و میر بالایی به خصوص در معتادان تزریقی اشتراکی دارد.


علل پیدایش و تداوم اعتیاد
هیچگاه نمیتوان یک دلیل واحد برای اعتیاد معرفی کرد و در قریب باتفاق موارد بیش از یک علت موجب بيماری گشته است.
چند علتی بودن اعتیاد : درواقع ۳ گروه از عوامل در پيدايش و ادامه اين بيماری نقش دارند که شامل عوامل روانشناختی، زیست شناختی و اجتماعی ميشوند. این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت میباشد. نخست آنکه، هیچگاه نمیتوان یک دلیل واحد برای اعتیاد معرفی کرد و در قریب باتفاق موارد بیش از یک علت موجب بيماری گشته است. دوم آنکه، اگر در علل اعتیاد دقت کنید متوجه میشوید که این علل در کشورهای مختلف با هم تفاوت دارند. پرواضح است که مردمان هر کشوری ویژگیهای روانشناختی و بعضا حتی زیست شناختی خاص خود را دارند. ضمن آنکه، قوانین و آداب و سنن و بطور کلی ویژگیهای اجتماعی کشورها یکسان نمیباشند. اهمیت این موضوع از آن جهت است که همچون دیگر علوم، کتب و مقالات علمی معتبر موجود در این زمینه ایرانی نمیباشند؛ یعنی نویسندگان این کتب، بیمارانی که مورد بررسی قرار گرفته اند و بالاخره، جامعه مورد مطالعه، ایرانی نبوده اند. بنابراین نمیتوان و نبايد به مطالب این کتابها اعتماد کامل داشت، درعوض بايد بيشتر بکوشيم و بيماری اعتياد را در جامعه خود و بيماران ايرانی مورد مطالعه و بررسی قرار دهيم. متاسفانه، با آنکه اعتیاد شایعترین بیماری و معضل این مملکت، و هولناکترین درد این مردم است، آنچنان که باید و شايد مورد توجه مراکز و اشخاص دارای امکانات تحقیقاتی قرار نگرفته است و تکيه بر منابع خارجی بنابه دلايلی که گفتم میتواند گمراه کننده باشد. مثال کوچکی عرض میکنم و بعد به اصل مطلب میردازم: در آمریکا؛ شایعترین ماده مورد سو مصرف، ماری جوآنا ميباشد و دومین اعتیاد مربوط میشود به کوکائین. در حالیکه در کشور ما، کوکائین شاید رتبه آخر را داشته باشد و در مورد ماری جوآنا هم با آنکه در کشور ما انواع دیگر آن (حشیش و گراس و..)شایع میباشند ولی علل و شرایط مصرف حشیش در ایران بسیار متفاوت از آمریکا میباشد. ويژگيهای فرهنگی، مذهبی و روانی مردم ما و همچنين قوانين و شرايط اجتماعی ما با آمريکا بسيار متفاوت است بنابراين، کتاب و مقاله ای که اعتياد را در آمريکا بررسی کرده است نميتواند برای ما منبع معتبری باشد.
هرچند در بخشهای دیگر این سایت هم عرض کرده ام ولی لازم میدانم اینجا هم بر این نکته تاکید کنم که هدف اصلی من از این سایت آگاهی دادن به همه هموطنان است، ازينرو سعی میکنم مطالب علمی را تا حد ممکن ساده و روان ارائه کنم. در مورد علل اعتیاد آنچه که در زير آمده است و مورد باور من ميباشد حاصل ۹ سال تجربه من و نيز تحقيقی است که بر روی ۲۵۰۰ بيمار انجام داده ام. البته اين تحقيق کاملا بی عيب نبوده است و ازجمله نقائص آن که از کمبود امکانات ناشی شده است، محدود بودن آن ميباشد. باين معنی که از بين علل احتمالی اعتياد به ده مورد از علل شايع اکتفا شده است و علل نادر مورد بررسی من قرار نگرفته اند. ضمن آنکه در اين تحقيق به سخنان و اطلاعات ارائه شده از جانب بيماران اکتفا شده است. بهرروی تعدادی از شايعترين علل اعتياد در بيماران مورد مورد مطالعه من بشرح زير ميباشند:

۱ -اجتماعی:
فاصله یک جوان تهرانی با مواد مخدر ۱۰ دقیقه میباشد. یعنی یک جوان تهرانی از لحظه ای که تصمیم به مصرف دارو یا مواد میگیرد تا بدستش برسد بطور میانگین ۱۰ دقیقه طول میکشد. میگویند در کشور عزیز ما ایران ۱۰ میلیون معتاد تفننی و ۳ تا ۶ میلیون معتاد رسمی وجود دارند. میگویند دامنه اعتیاد از خوابگاههای دانشجوئی دخترانه هم گذشته و به مدارس راهنمائی و دخترانه کشیده شده است. میگویند و میگویند و ما میشنویم. اما این آمار و ارقام و این اخبار تلخ چه مفهومی دارند؟ این آمار تلخ بیانگر حقیقتی تلختر میباشند؛ مردم ایران در جامعه ای زندگی میکنند که ایشان را به اعتیاد ترغیب میکند. درواقع تسهیلات و امکانات مهمی ( شامل مواد اعتیاد آور و مصرف کنندگانی که از چند طریق میتوانند موجب اعتیاد اشخاص سالم و ادامه اعتیاد بیماران گردند) جهت شروع اعتیاد و ادامه آن در کشور ما فراهم است! درصد بسیار بالائی از بیماران در تحقیق من(رقم دقيق بعدا درج خواهد شد) به عامل دوست معتاد، محيط آلوده و فراوانی مواد در جامعه، بعنوان علت شروع و ادامه اعتیاد و نيز اعتياد مجدد اشاره کرده اند. تعداد بالای معتاد و مقدار زیاد مواد مخدر در جامعه ما، عامل و معلول گسترش اعتیاد میباشد. از زبان بیماران عرض میکنم که میگویند وقتی شما هر جا میروید بساط مصرف مواد پهن است؛ از جشن عروسی گرفته تا پارتی ها و مراسم های مختلف، از کارگاههای کوچک تولیدی کفش و پوشاک تا کارخانه های صنعتی کوچک، شما یک جا از قبول پیشنهاد دیگران امتناع میکنید، در جای دوم وسوسه خودتان را مهار میکنید، به جای سوم نمی روید و… اما بالاخره تسلیم میشوید.

۲ - ناتوانی جنسی ( در آقایان):
غالب مواد مخدر (و نه همه شان) در اوائل مصرف، تاثیر مثبتی بر این اختلال دارند و اين ويژگی موجب تمايل بسياری از مردان ايرانی به مصرف مواد مخدر،و بخصوص ترياک، گشته است. در کشورهای پیشرفته، کلینیک های تخصصی وجود دارند که کادر پزشکی و پیراپزشکی شان در زمینه درمان اختلالات جنسی تخصص دارند. شما نمیتوانید حتی یک نفر را بیابید که بخاطر مشکل جنسی معتاد شده باشد. در ایران ما٬ بیماران مبتلا به ناتوانی جنسی (که تعدادشان بسیار بالاتر از حد تصور است)، اصلا نمیدانند که به کجا مراجعه کنند. ضمن آنکه خصوصیات فرهنگی ما موجب شده تا بحث در این مورد را زشت و شرم آور بدانند. شاید باورش برای افراد غیر پزشک مشکل باشد ولی بسیاری از بيماران، حتی در حضور پزشک هم از بیان اختلالات جنسی خود خودداری میکنند. این افراد که از منطقی ترین راه درمان بیماری خود بواسطه شرم و حیا امتناع کرده اند، به احمقانه ترین روش متوسل میشوند که همان مصرف تریاک میباشد. بطور خلاصه؛ فرهنگ غلط، پایین بودن سطح آگاهی مردم، نبود کادر متخصص در این زمینه، موجب گرایش درصد بالائی از مردان ایرانی به مواد مخدر گشته است. خود اين علل هم عللی دارند که ميتوان به کم کاری نهادهای دولتی و غير دولتی اشاره کرد. دست اندرکاران بهداشتی جامعه، صداوسيما و نشريات ازآن جمله ميباشند.


3 - بيماری:
اين عامل در مورد اعتياد به ترياک صدق ميکند. براساس يک باور غلط و عادت ديرين، مردم ما در مواجهه با بيماريهای مختلف به ترياک پناه ميبرند. پس از اتمام دوره بيماری و رفع آن چيزی که باقی ميماند بيماری ديگريست بنام اعتياد. البته استفاده از ترياک بعنوان يک داروی موثر، اختصاص به ايرانيان ندارد و در ميان ملل ديگر هم در گذشته رايج بوده و ترياک از جانب پزشکان تجويز می شده است. با گذشت زمان و پيشرفت علم پزشکی، از طرفی ماهيت بسياری از بيماريها مورد شناسائی قرار گرفتند و از طرف ديگر داروهای بسياری کشف شدند. درنتيجه، رفته رفته استفاده بيمورد از ترياک منسوخ گشت. متاسفانه در کشور ما چنين نشده است و هنوز هم درصد قابل توجهی از مردم، در مواجهه با برخی بيماريها و اختلالات، بجای مراجعه به پزشک از ترياک استفاده ميکنند. سردرد، بيماريهای روماتيسمی، آرتروز مفاصل و اعمال جراحی (تسکين درد بعد از عمل) اختلالات روحی (همچون افسردگی) مشکلات پيری و سالخوردگی (که در حيطه طب سالمندان قرار دارد) از جمله اين بيماريها و اختلالات ميباشند.

۴- عدم توجه و کنترل والدين:
دوره نوجوانی و بلوغ يکی از مراحل مهم و مخاطره آميز در رشد آدمی محسوب ميشود که اگر با نظارت صحيح والدين صورت پذيرد ميتواند سرنوشت خوشايندی برای شخص بهمراه داشته باشد معمولا در اين دوره اولين تماس با مواد مخدر ميتواند روی دهد قبل از آن و در دوران کودکی شرايط بگونه ايست که نه کودک تمايل چندانی به مصرف ماده ای ناشناخته دارد و نه ديگران چنين موقعيتی را فراهم ميکنند ولی غرور نوجوانی وقتی با محيط نامناسب آميخته ميشود، چنانچه مربی و کنترل کننده عاقل و دلسوزی وجود نداشته باشد، ميتواند نوجوان را به ورطه اعتياد و بدتر از آن بکشاند. برداشت من اين است که بين نوجوانان ما و والدين فاصله افتاده است. دلايل اين فاصله متعددند و باين بحث مربوط نميشوند. ولی ميتوان به رشد سريع تکنولوژی و دانش بشری از يک سو و پايين آمدن سطح درآمدها و فقر از سوی ديگر اشاره کرد( البته بعنوان يک عامل از عوامل متعدد) . نوجوانی که سطح سوادش بالاتر از والدينش ميباشد، نوجوانی که در اطراف خود و يا از طريق ماهواره و اينترنت، پيشرفت زندگی انسانها را ميبيند و درميابد که والدينش از برآورده کردن نيازهای معقول و نامعقول او عاجزند، با آن غرور کاذبی که دارد و البته طبيعی هم ميباشد اهميتی به نظر والدين خود قائل نميشود. پدری که قبل از طلوع آفتاب از خانه خارج ميشود و نيمه شب برميگردد کی نوجوانش را ميبيند که بتواند او را کنترل و راهنمائی کند. البته اينها نمونه هايی کوچک ميباشند و دلايل بسيارند.

۵ - نقص قوانين:
6 يا ۷ سال پيش بيماری داشتم که بجرم قاچاق چند کيلو ترياک دستگير شده بود و دوران محکوميت خود را سپری ميکرد. بگذريم از اينکه ايشان در زندان گرفتار اعتياد ميشوند. همين شخص در دوران مرخصی خود که جهت درمان پيش من آمده بود، مجددا ۱۴ کيلو ترياک قاچاق ميکند و دوباره دستگیر ميشود. حدود ۳ سال پيش، پسر اين آقا جهت درمان اعتياد خود به من مراجعه کردند و من از طريق ايشان مطلع شدم که پدرشان محکوم به اعدام شده بوده و خانواده ايشان با دوندگی های بسيار و گرفتن وکيل و هزينه های کلان، موفق به شکستن حکم اعدام و تبديل آن به حبس ابد شده اند. چند ماه پيش شخصی تلفنی با من تماس گرفته اظهار آشنائی کردند و اينکه برای ترک اعتياد خود ميخواهند به من مراجعه کنند. ابتدا نشناختم ولی بعد از معرفی متوجه شدم که بيمار همان آقای قاچاقچی ميباشند. ميدانيد چه شنيدم ؟ آری حکم حبس ابد ايشان هم پس از دوندگی های خانواده محترم و گرفتن وکيل و هزينه های کلان!! شکسته شده و ايشان در مرخصی چند ماهه!!! بسر ميبرند. همين حالا که من اين متن را می نويسم اين شهروند محترم در يکی از شهرهای کشورمان و در يک سفر کاری بسر ميبرند از سه ماه پيش!!!

من بهيچوجه با مجازات اعدام موافق نيستم ولی آيا با وجود قوانين فعلی در مورد اعتياد و قاچاق مواد مخدر و نحوه اجرای آنها ميتوان اميد داشت که از اعتياد و قاچاق کاسته شود؟ جالب آنکه خود مسئولين امر هم به اين نقائص اذعان دارند.

۶- نبود امکانات و شيوه های تفريحی:
مواد مخدر موجب خوشحالی و سرخوشی ميشوند و برای دقايقی فرد را از عالم واقعيت دور ميکنند، يا تحمل آن را آسان ميسازد. نياز به تفريح و دور شدن از استرس های روزمره چيزی نيست که بتوان منکر آن شد. تصورش را بکنيد شخصی بويژه يک نوجوان يا جوان قصد رفع خستگی و تفريح دارد. اين شخص کجا ميتواند برود؟ آيا ما تنوع تفريحی داريم؟ آيا امکانات تفريحی ما کافی هستند؟

۷ - حرام بودن مشروبات الکلی:
درصدی از بيماران به اين مورد اشاره ميکنند که چون مشروب حرام است؛ برای تفريح، يا برای رهايی از افکار ناراحت کننده، و از بين بردن اضطرابات و استرس های روزمره و نيز موقع شرکت در جشن و عروسی نميتوانسته اند از مشروب استفاده کنند و از اينرو جذب مواد و دارو شده اند؛ البته باين اميد و تصور که صرفا بصورت تفريحی مصرف خواهند کرد و بهيچوجه باورشان نميشد که معتاد شوند.

۸ - فقر:
فکر نميکنم اثبات فقر در جامعه ما نياز به آوردن دليل و مدرک باشد. بيکاری و نداشتن پول!! نه تنها موجب بروز اعتياد ميشود که درمان اعتياد را هم سخت ميکند.( منظور اين نيست که هرکسی فقير است معتاد ميشود و کسانی که از وضع مادی خوبی برخوردارند معتاد نميشوند، اين يک بحث آماری ميباشد) . نميتوانم رقمی ارائه کنم، ولی بجرات ميتوانم بگويم که بيش از سی يا حتی چهل درصد از مراجعين جهت ترک اعتياد صرفا بخاطر مشکلات مادی از درمان باز ميمانند (ظاهرا درمان را موکول ميکنند به آينده). اگر واقع بين باشيم و شعار ندهيم، بايد قبول کنيم که ترک اعتياد حتما هزينه ميخواهد. مراجعه به کمپ يا درمان با استفاده از داروهای ارزان قيمت و يا تحت نظر بهزيستی برای همه بيماران مقدور و عملی نيست. کاری به اين ندارم که کلينيک های خصوصی و بستری در آنها يا داروهای دست ساز و روشهايی چون سم زدائی فوق سريع و.. علمی هستند يا نه. آنچه مهم است حقيقت جامعه ماست. در حال حاضر چند ميليون بيمار داريم و فقط صد تا يا دويست تا مرکز بهزيستی ( کاری به اين هم ندارم که روش اين مراکز درست است يا نه) پس مراکز بهزيستی کافی نميباشند و ما به اين مراکز خصوصی نيازمنديم و اين مراکز ميتوانند درصدی از بيماران را درمان کنند ( هرقدر هم که کم باشد).

بيماری که قصد درمان دارد؛ غير از هزينه های مستقيم درمان٬ بايد متحمل هزينه های ديگری هم بشود از قبيل: استراحت در منزل يا مسافرت و تفريح. حاضر نشدن در سر کار علاوه بر افت درآمد، خطر از دست دادن شغل را هم بهمراه دارد. فکر ميکنيد چند درصد از بيماران قادر به تقبل اين هزينه ها و ريسک های مادی هستند؟ شايد کمتر از ده يا بيست درصد.

۹ - اختلالات روحی و پايين بودن اميد به آينده:
آمار دقيقی موجود نيست ولی بررسی های پراکنده ای که مثلا بر روی دانش آموزان مناطق بيستگانه تهران صورت گرفته و يا در مورد دانشجويان برخی از دانشگاههای تهران، نشانگر اين واقعيت هستند که افسردگی و اختلالات مشابه در جامعه ايرانی بالاست. رابطه خلق پايين با گرايش به مواد مخدر کاملا واضح است. جوانی که حوصله ندارد، کسل است٬ خيل عظيم بيکاران را و بويژه تحصيلکرده های بيکار را ميبيند، اميد چندانی به آينده نخواهد داشت. کاملا طبيعی است که اين جوان نسبت به خوشيهای زودگذر و کاذب ناشی از مصرف مواد مخدر متمايل شود و بهمان نسبت هم در مقابل ترک اعتياد مقاومت نشان دهد.


۱۰- ژنتيک يا خانواده:
در تحقيق من، در ۱۰درصد از بيماران يکی از والدين مبتلا به اعتياد بوده اند و در ۱ درصد موارد هردوی والدين. ضمن آنکه ۲۴ درصد از بيماران دارای يک يا بيشتر فرد مبتلا در بين اقوام خود بوده اند. البته بجهت تاثير عوامل اکتسابی نميتوان اين موارد را به ژنتيک نسبت داد. هرچند ارتباط اعتياد و ژنتيک توسط محققين اثبات شده است. ولی تحقيقات در اين زمينه کامل نبوده و ما بايد منتظر آينده بمانيم تا محققان موفق به کشف جزئيات امر شوند.مطمئنا علل پيدايش و ادامه اعتياد به موارد ذکر شده در فوق محدود نميشوند و دلايل ديگری هم وجود دارند که من از ذکر آنها صرف نظر نميکنم و آنچه در پی ميآيد دربرگيرنده ليست نسبتا کاملی از علل پيدايش اعتياد است.


عوامل زمینه ساز اعتیاد به سه گروه تقسیم بندی میشوند:
۱/ عوامل اجتماعی: کمبود امکانات فرهنگی، ورزشی و تفریحی ، کمبود امکانات حمایتی خدماتی، درمانی و مشاوره ای ، توسعه صنعتی ، مهاجرت ، کمبود فرصت های شغلی ،محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگ و آداب و سنن خاص ، نقص قوانین مرتبط با مواد مخدر ، بازار مواد مخدر و وفور آن
۲/ عوامل بین فردی: خانواده ، مدرسه ، محل سکونت ، دوستان
۳/ عوامل فردی: ژنتیک و وراثت ، نوجوانی ، صفات شخصیتی ، اختلالات روانی ، نگرش مثبت به مواد ، موقعیت های مخاطره آمیز ، تاثیر مثبت مواد بر فرد

مطالب مشابه ...




سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ عصر، توسط senior engineer.)
۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۱۲ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط navid

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پاور پوینت خانواده و اعتیاد جوانان ta.soltani 0 302 ۱۸-۸-۱۳۹۲ ۰۳:۴۲ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  تعریف انفجار ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 159 ۱۲-۷-۱۳۹۱ ۰۲:۲۴ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  اعتیاد چیست؟ ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 187 ۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۲:۳۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  تعریف زلزله ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 1,021 ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ صبح
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان