تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاسيس ساواك در ايران

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
تاسيس ساواك در ايران
تأسيس ساواك


پس از كودتاي 28 مرداد 1332، آمريكا، فضا و شرايط را به‌منظور حضور و حاكميت بلامانع خويش در ايران مساعد يافته و در صدد برآمد تا در تمام شئون ايران دخالت كرده و جايگزين انگليس شود. يكي از زمينه‌هاي مورد نظر، بخش امنيتي و اطلاعاتي بود. تا پيش از اين مقطع‌، انگليس از حضوري پررنگ‌تر برخوردار بود و آمريكا نيز به‌منظور كسب جايگاه مناسب تلاش مي‌كرد; ولي نتايج جنگ جهاني دوم و توافقات جديد در تعيين حوزه‌هاي نفوذ و همچنين كمك مؤثر و مستقيم آمريكا در پيروزي كودتا و بازگرداندن محمدرضا به ايران در سال 1332، آزادي عمل بيشتري را براي آمريكا فراهم كرد و از اين تاريخ بود كه آمريكايي‌ها، با تمام امكانات وارد عرصه‌هاي مختلف شدند و حاكميت بلامنازع خود را تثبيت كردند. در اين راستا، هدايت و كنترل دو پايگاه بيش از ديگر پايگاه‌ها مورد نظر آنها بود: ارتش و راه‌اندازي سازمان اطلاعات و امنيت داخلي‌. اولي‌، به‌منظور حفاظت و حراست از مهره‌اي كه توسط آنها مجدداً در ايران روي كار آمده بود، در مقابل هجوم بيگانگان و ايجاد نقش ژاندارمي در منطقه خاورميانه براي سركوبي نهضت‌هاي آزادي‌بخش‌; و دومي‌، به‌منظور حمايت و پشتيباني و حفظ او در مقابل نيروهاي داخلي‌. البته بايد توجه داشت كه اين دو، هدف اصلي و غايي آمريكا نبود، بلكه اهداف اصلي‌تر ديگري نيز مدنظر بوده‌اند:
«... پس از 28 مرداد 32، كه آمريكايي‌ها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصميم گرفتند كه ايران را به‌عنوان پايگاه اصلي خود در منطقه حفظ كنند، در درجه اول به ايجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقويت آن و در درجه دوم به تأسيس سازمان امنيت كشور (ساواك‌) پرداختند. طبيعي بود كه اگر ايران مي‌بايست پايگاه اصلي آمريكا در منطقه باشد، به يك سيستم اطلاعاتي و امنيتي قوي نياز داشت‌. مضافاً اينكه در شمال آن رقيب اصلي آمريكا، يعني شوروي كمونيستي‌، با حضور خود اين پايگاه غرب را تهديد مي‌كرد. به علاوه تأسيس دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ايران توسط آمريكا به او اين امكان را مي‌داد تا تسلط كامل خود را تأمين كند و نفوذ خود را در ايران عمق بخشد1...»
البته ضعف اطلاعاتي در ايران از سابقه‌اي ديرين برخوردار بود، ولي آمريكا مترصد فرصتي به‌منظور حضور در ايران و به‌دست آوردن مقام انگليس در اين زمينه بود. كودتاي 28 مرداد; فعاليت توده‌اي‌ها و... از جمله عواملي بودند كه شرايط مناسب را براي آمريكايي‌ها فراهم كرد:
«... پس از بركناري رضاشاه كه با از هم پاشيدگي و تضعيف ارتش همراه بود، جانشين او نه يك پليس مخفي قوي و نه يك ارتش قابل اتكأ در اختيار داشت‌. از طرف ديگر كشور در اشغال نيروهاي بيگانه بود و محمدرضاشاه در سالهاي نخستين سلطنت در واقع فاقد چشم و گوش‌[سازمانها و تشكيلات جاسوسي و امنيتي] پشتيبان خود بود. بعد از خروج نيروهاي بيگانه از ايران كشمكش‌هاي داخلي و درگيري با مصدق او را از فكر تشكيل يك سازمان اطلاعاتي بازداشت تا اينكه پس از سقوط مصدق‌، كشف يك شبكه وسيع جاسوسي از طرف روسها در ارتش ايران شاه را به سختي تكان داد. اين شبكه كه به وسيلة حزب توده سازمان داده شده بود صدها افسر را تا بالاترين رده‌هاي فرماندهي شامل مي‌شد. پس از كشف و متلاشي شدن اين شبكه‌، شاه به فكر تشكيل يك سازمان اطلاعاتي مجهز و مدرن افتاد و براي مقابله با تشكيلات نيرومند جاسوسي روسها در ايران به دوستان آمريكايي خود متوسل شد. در سال 1957 [1335] سازمان سيا طرح و چارچوب تشكيلاتي يك سازمان جديد اطلاعاتي را به شاه داد و خود در تأسيس و سازمان دادن آن مشاركت كرد. اين تشكيلات كه به نام سازمان اطلاعات و امنيت كشور ناميده مي‌شد به زودي به نام مخفف آن يعني ساواك شهرت يافت‌. 2...»
به همين منظور، ساواك با هدايت آمريكايي‌ها و با ساختاري مشابه سازمان‌هاي جاسوسي سيا و F.B.I در دو زمينه فعاليت اطلاعاتي و امنيتي تأسيس و شروع به كار كرد:
... ساواك‌، سازمان اطلاعات و امنيت كشور، در سال 1957 [1335] «به منظور حفظ امنيت كشور و جلوگيري از هرگونه توطئة زيان‌آور عليه منافع عمومي‌» تأسيس شد. به اصطلاح آمريكايي‌، قرار بود ساواك‌، آميزه‌اي از سيا و «اف‌.بي‌.آي‌» و سازمان امنيت ملي باشد. اختيارات آن نظير سازمانهايي كه در زمان داريوش به‌عنوان «چشم و گوش شاه‌» خدمت مي‌كردند، بسيار وسيع بود. وظيفة اصلي آن حمايت از شاه از طريق كشف و ريشه‌كن ساختن افرادي كه با حكومت مخالف بودند و اطلاع دادن از وضع و حال و روز مردم به او بود. مأموران ساواك به وسيلة موساد و سيا و «سازمان آمريكايي براي پيشرفت بين‌المللي‌» تربيت مي‌شدند. 3.....
مجلس شوراي ملي در اسفند ماه سال 1335 تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك‌) را مطابق قانون زير به تصويب رساند:
ماده 1ـ براي حفظ امنيت كشور و جلوگيري از هرگونه توطئه كه مضر به مصالح عمومي است سازماني به نام اطلاعات و امنيت كشور وابسته به نخست‌وزيري تشكيل مي‌شود و رئيس سازمان‌، سمت معاونت نخست‌وزير را داشته و به فرمان اعليحضرت همايوني شاهنشاهي منصوب خواهد شد.
ماده 2ـ سازمان اطلاعات و امنيت كشور داراي وظايف زير است‌:
الف‌. تحصيل و جمع‌آوري اطلاعات لازم براي حفظ امنيت كشور.
ب‌. تعقيب اعمالي كه متضمن قستمي از اقسام جاسوسي است و عمليات عناصري كه بر ضد استقلال و تماميت كشور و يا به نفع اجنبي اقدام مي‌كنند.
ج‌. جلوگيري از فعاليت جمعيت‌هايي كه تشكيل و اداره كردن آن غيرقانوني اعلام شده و يا بشود و همچنين ممانعت از تشكيل جمعيت‌هايي كه مرام و يا رويه آنها مخالف قانون اساسي باشد.
د. جلوگيري از توطئه و اسباب‌چيني بر ضد امنيت كشور.
هـ . بازرسي و كشف تحقيقات نسبت به نيروهاي زير:
1ـ بزه‌هاي منظور در قانون مجازات مقدمين بر عليه امنيت و استقلال مملكتي مصوب 22 خرداد 1310.
2ـ جنحه و جناياتي كه در فصل اول باب دوم قانون كيفر عمومي مصوب 22 دي ماه 1304 پيش‌بيني شده است‌.
3ـ بزه‌هاي مذكور در موارد 310، 311، 312، 313، 314، 316 و 317 قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب 1317.
ماده 3ـ مأمورين سازمان اطلاعات و امنيت كشور از حيث طرز تعقيب بزه‌هاي مذكور در اين قانون و انجام وظايف‌، در زمرة ضابطين نظامي خواهند بود و از تاريخ تصويب اين قانون‌، رسيدگي به كليه بزه‌هاي مذكور فوق‌، در صلاحيت دادگاه‌هاي دائمي نظامي خواهد بود.
تبصره 1ـ انجام وظايف و تكاليف سازمان اطلاعات و امنيت كشور از حيثي كه ضابط نظامي محسوبند، به هيچ وجه مانع انجام وظايف و تكاليفي كه بموجب قانون دادرسي و كيفر ارتش بر عهده ضابطين نظامي است‌، نخواهد بود و همچنين مواد اين قانون و احكام و آئين‌نامه‌ها و مقرراتي كه مربوط به تكاليف مأمورين نظامي و ژاندارمري و شهرباني نسبت به انجام وظايف و خدمات محوله است‌، نمي‌باشد.
تبصره 2ـ رسيدگي به بزه‌هائيكه به موجب اين قانون‌، در صلاحيت دادگاه دائمي نظامي شناخته شده و متهمين به ارتكاب بزه‌هاي مزبور كه قبل از تصويب اين قانون در مراجع صالح ديگر تحت تعقيب قرار گرفته‌اند، هرگاه بر عليه متهمين كيفر خواست صادر نگرديده‌، پرونده‌هاي متشكله به دادستاني ارتش جهت تعقيب و رسيدگي فرستاده مي‌شود و نسبت به پرونده‌هايي كه كيفر خواست صادر شده در دادگاههاي مربوط رسيدگي خواهد شد.
ماده 4ـ كارمندان سازمان اطلاعات و امنيت كشور، هرگاه متهم به ارتكاب بزهي شوند كه راجع به خدمت بوده يا ملازمه با خدمات و وظايف آنها داشته باشد، در حكم نظاميان و خدمتگزاران ارتش هستند و با رعايت مقررات قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب 1317 تابع دادگاههاي دائمي نظامي خواهند بود.
ماده 5ـ اساسنامه سازمان و آئين‌نامه‌هاي داخلي و استخدامي و مالي مربوط به اين قانون‌، با تصويب هيأت دولت قابل اجراست‌. 4
به‌طور مشخص‌، ساواك از سال 1335 توسط شماري از مستشاران آمريكايي راه‌اندازي و تأسيس شد: 5
از سال 1335 ساواك توسط 10 مستشار آمريكايي طبق قواره سازمان خودشان سازماندهي شده است‌. با اين تفاوت كه چون فعاليت خارجي ايران ناچيز است‌، مانند «سيا» بدان سازمان مستقلي نداده و اين وظايف را به همراه وظايف امنيتي درون يك سازمان گنجانيده و نام آن را «سازمان اطلاعات و امنيت كشور» گذارده‌اند. همانطور كه قبلاً گفته‌ام‌، اطلاعات در مفهوم بين‌المللي آن به معناي اطلاعات خارجي است‌. بنابراين ساواك 2 وظيفه اطلاعاتي (خارجي‌) و امنيتي (داخلي‌) را به عهده داشت و تلفيقي بود از دو سازمان «سيا» و «I F.B.». 6
البته آمريكا از سال 1332 كارشناسان خود را در اين زمينه به ايران گسيل داشته بود، ولي فرم جديد ساواك سال‌ها بعد تأسيس و اعلام شد:
سيا تعليم نيروهاي اطلاعاتي ايران را نيز آغاز كرد. در سپتامبر 1953 [1332] يك سرهنگ ارتش آمريكا كه سالها براي سيا در خاورميانه كار كرده بود و پيشزمينه‌ي وسيعي در كار پليسي و كارآگاهي داشت در پوشش وابسته‌ي نظامي به ايران اعزام شد. مأموريت او سازمان دادن و فرماندهي يك واحد جديد اطلاعاتي بود كه در آن زمان زير نظر فرمانداري نظامي تهران تأسيس شد كه در دسامبر 1953 زير فرماندهي سرتيپ تيمور بختيار قرار گرفته بود. سرهنگ همكاري نزديكي با بختيار و زيردستانش داشت‌، اين واحد را فرماندهي مي‌كرد، و به اعضاي آن فنون پايه‌اي اطلاعات از قبيل روشهاي مراقبت و بازجويي‌، عمليات شبكه‌هاي اطلاعاتي و امنيت سازماني را ياد مي‌داد. واحد اطلاعاتي بختيار نخستين سازمان اطلاعاتي امروزي و كارآمد بود كه در ايران عمل مي‌كرد. 7
ساواك از اداره كل‌هاي مختلف با شرح وظايف خاصي تشكيل شده بود:
تشكيلات ساواك شامل اداره كل‌، ساواك تهران و ساواك استان‌ها بود.
الف‌) ساواك نه اداره كل به شرح زير داشت‌:
اداره كل اول‌: شامل كارگزيني‌، ارتباط و مخابرات‌، عمليات سرّي‌، بخش تشريفات‌، مشاوران و بازرسان و دبيرخانه مي‌شد.
اداره دوم‌: كسب اطلاعات در خارج از كشور را برعهده داشت و با ستاد ارتش همكاري مي‌كرد و با اداره كل هفتم مرتبط بود.
اداره كل سوم‌: مسئوليت امنيت داخلي كشور را برعهده داشت و شامل اداره كنترل سازمان‌ها و گره‌هاي [گروهاي‌] مخالف‌، اداره امور مطبوعات‌، سازمان‌هاي دولتي و كارگري‌، شركت‌هاي تعاوني‌، شركت واحد اتوبوس‌راني‌، حزب رستاخيز و مجلسين‌، اداره آرشيو و بايگاني‌، اداره سانسور، عمليات ويژه و بخش قضايي‌.
اداره كل چهارم‌: عهده‌دار حفاظت ساواك و كنترل آنها بود.
اداره پنجم‌: امور فني و تكنيكي ساواك را برعهده داشت‌.
اداره كل ششم‌: مسئول حسابداري‌، كارپردازي‌، بهداري و موتوري و تأمين بودجه خارج از كشور [بود.]
اداره كل هفتم‌: جمع‌آوري اطلاعات داخلي و خارجي و تجزيه و تحليل آنها را به عهده داشت‌.]
اداره كل هشتم‌: كنترل اتباع خارجي و سفارتخانه‌ها در ايران‌.
اداره كل نهم‌: بيوگرافي افراد و امور گذرنامه‌.
همچنين رئيس ساواك داراي دو معاون عملياتي و اداري بود (ساواك به مثابه يكي از ابزارهاي امپرياليسم‌). 8
از زمان تأسيس ساواك در سال 1335 تا زمان فروپاشي رژيم سلطنتي در سال 1357 كه به عمر كوتاه ساواك در ايران نيز خاتمه داد، چهار تن به رياست ساواك رسيدند. هريك از اين چهار نفر داراي ويژگي‌هاي خاصي بودند و با توجه به شرايط حاكم و وضعيت زمان براي پُست مورد نظر انتخاب شدند. اين چهار تن عبارتند از: تيمور بختيار، حسن پاكروان‌، نعمت‌الله نصيري و مقدم‌.9 برهمين اساس عملكرد ساواك در چهار مقطع قابل تقسيم‌بندي است‌. اين چهار دوره شامل‌: «تأسيس و راه‌اندازي‌»، «سازماندهي و آموزش‌»، «هجوم و قدرت‌» و «زوال و سقوط» است‌.
«... اگر قرار باشد تاريخ ساواك‌، از آغاز تا پايان‌، نوشته شود بايد چهار دوره در آن مشخص گردد: نخستين دوره ساواك‌، دوره ايجاد و تأسيس اين سازمان توسط مستشاران آمريكايي است‌. در اين دوره ساواك در واقع فاقد هرگونه سازماني است‌. اين دوره از تأسيس رسمي ساواك در اسفند 1335 تا بركناري تيمور بختيار در اسفند 1339 است‌. دومين دوره ساواك با رياست پاكروان و در واقع با ورود من [فردوست‌] به ساواك آغاز مي‌شود. در اين دوره هيئت مستشاري آمريكا، كه نقش رياست واقعي ساواك را بازي مي‌كرد، محترمانه از ساواك مرخص مي‌شود و به جاي آن مربيان و اساتيد اسرائيلي با علاقه وارد صحنه مي‌شوند. لذا اين دوره را كه تا فروردين 1350 ادامه دارد، بايد دوره سازماندهي و آموزش ساواك ناميد. سومين دوره ساواك با خروج من و مقدم در فروردين 1350 از ساواك آغاز مي‌شود. اين دوره‌، دوره هجوم و قدرت ساواك است‌. چهارمين دوره ساواك‌، ماه‌هاي آخر سلطنت محمدرضا را دربرمي‌گيرد.
و سرانجام با انقلاب 22 بهمن حيات حدود 22 ساله اين سازمان پايان مي‌يابد! 10

شاه‌ پس از کودتای 28 مرداد ، دیگر تحمل‌ كمترین‌ مخالفت‌ را با رژیم‌ خود نداشت‌. كابوس‌ از دست‌ دادن‌ قدرت‌ هر روز بیشتر او را آزار می‌داد، گاهی‌ در خواب‌ می‌دید كه‌ مخالفین‌ به‌ او نزدیك‌ شده‌اند و قصد جان‌ او را كرده‌اند، و او چنان‌ وحشت‌ زده‌ می‌شد كه‌ یكباره‌ از خواب‌ می‌پرید؛ این‌ ترس‌ و واهمه‌ شاه‌ از مخالفین‌، او را بر آن‌ می‌داشت‌ كه‌ هر روز بیشتر به‌ سركوب‌ نیروهای‌ مخالف‌ و به‌ وجود آوردن‌ جو رعب‌ و وحشت‌ در جامعه‌ بپردازد. ولی‌ با وجود اینكه‌ اكثر مخالفین‌ او سركوب‌ شده‌ بودند، باز هم‌ آرام‌ و قرار نداشت‌. با روشهائی‌ كه‌ جهت‌ سركوب‌ مخالفان‌ به‌ كار گرفته‌ می‌شد، تهیه‌ اطلاعات‌ لازم‌ از فعالیت‌های‌ آینده‌ مخالفان‌ و پیشگیری‌ از ایجاد توطئه‌ها و مخالفت‌ها علیه‌ رژیم‌ امكان‌پذیر نبود. مقررات‌ حكومت‌ نظامی‌ و وجود فرمانداری‌ نظامی‌ نیز به‌ دلیل‌ موقتی‌ بودن‌ و ذات‌ نظامی‌اش‌ فقط‌ وظیفه‌ مقابله‌ با بحران‌ را برعهده‌ داشت‌. شاه‌ باید تدبیری‌ می‌اندیشید. بنابر این در تاریخ 16 فروردین 1336 سازمان اطلاعات و امنیت کشور تاسیس شد.

● نويسنده: تقی - نجار راد
● منبع: سایت - مركز اسناد انقلاب اسلامی

تولد ساواك‌
برای رفع نگرانیهای شاه ، دوستان‌ آمریكایی‌ شاه‌، به‌ او پیشنهاد تشكیل‌ دو سازمان‌ اطلاعات‌ خارجی‌ و امنیت‌ داخلی‌ را به‌ مانند دو سازمان‌ سیا(سازمان‌ اطلاعات‌ خارجی‌ آمریكا) و اف‌. بی‌. آی‌ (سازمان‌ امنیت‌ داخلی‌ آمریكا) دادند. این‌ دو سازمان‌ وظیفه كشف‌ توطئه‌های‌ داخلی‌ و خارجی‌ علیه‌ حكومت‌ شاه‌ را برعهده‌ می‌گرفتند. اما شاه‌ با ایجاد تنها یك‌ سازمان‌ موافقت‌ كرد. هسته اولیه‌ این‌ سازمان‌ در فرمانداری‌ نظامی‌ تهران‌ شكل‌ گرفت‌ و روز 11 مهر ماه‌ 1335 خبر آن‌ در مطبوعات‌ به‌ چاپ‌ رسید. چندی‌ بعد لایحه‌ تشكیل‌ آن‌ كه‌«سازمان‌ اطلاعات‌ و امنیت‌ كشور» نامیده‌ می‌شد(و بعداً به‌ اختصار ساواك‌ نام‌ گرفت‌) توسط‌ دولت‌ تهیه‌ و به‌ مجلس‌ سنا فرستاده‌ شد.

در مجلس‌ سنا عده‌ای‌ از سناتورها به‌ شدّت‌ با لایحه‌ مذكور مخالفت‌ كردند. یكی‌ از سناتورها به‌ نام‌ سناتور خواجه‌نوری‌ این‌ قانون‌ را ظالمانه‌ترین‌ قانون‌ دولت‌ خواند. وی‌ با اشاره‌ به‌ ظلم‌ و ستم‌هایی‌ كه‌ از سوی‌ مأموران‌ نظامی‌ با استفاده‌ از این‌ قانون‌ می‌تواند صورت‌ گیرد، این‌ قانون‌ را موجب‌ محروم‌ شدن‌ مردم‌ از تمام‌ حقوق‌ دمكراتیك‌ و آزادی‌شان‌ دانست‌. عباسقلی‌ گلشائیان‌، وزیر دادگستری‌ وقت‌، ضمن‌ ردّ گفته‌های‌ خواجه‌نوری‌ به‌ دفاع‌ از لایحه‌ مذكور پرداخت‌. او بیان‌ كرد كه‌ این‌ لایحه‌ در واقع‌ از تركیب‌ و هماهنگی‌ قوانین‌ گذشته‌ به‌ وجود آمده‌است‌ و چیز جدیدی‌ نیست‌. سپهبد احمد امیر احمدی‌ نیز در دفاع‌ از آن‌ لایحه‌ به‌ حوادث‌ ناگواری‌ كه‌ در گذشته‌، امنیت‌ كشور را به‌ خطر انداخته‌ بود اشاره‌ كرد. او یادآور شد كه‌ لایحه‌ تشكیل‌ ساواك‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ حوادث‌ می‌باشد.سناتور خواجه‌نوری‌ پس‌ از سخنان‌ امیراحمدی‌ در دفاع‌ از بیانات‌ خود در مخالفت‌ با لایحه‌ شعری‌ را قرائت‌ كرد كه‌ نیت‌ اصلی‌ دولت‌ رژیم‌ را از تشكیل‌ ساواك‌ آشكار می‌ساخت‌:

شنیدم‌ گوسفندی‌ را بزرگی‌
رهانید از دهان‌ و چنگ‌ گرگی‌
شبانگه‌ كارد بر حلقش‌ بمالید
روان‌ گوسفند از وی‌ بنالید
كه‌ از چنگال‌ گرگم‌ در ربودی‌
ولیكن‌ عاقبت‌ گرگم‌ تو بودی‌
سناتور جمال‌ امامی‌، یكی‌ دیگر از نمایندگان‌ مجلس‌ سنا بود كه‌ به‌ مخالفت‌ با لایحه‌ پرداخت‌ و با اشاره‌ به‌ سخنان‌ امیراحمدی‌، قانون‌ تشكیل‌ ساواك‌ را عاملی‌ برای‌ بروز حوادث‌ ذكر كرد و در ادامه‌ گفت‌: «امروز باید تمام‌ كوششمان‌ را بكنیم‌ كه‌ مردم‌ را راضی‌ نگه‌ داریم‌، توی‌ سر مردم‌ نزنیم‌، تا وقتی‌ كه‌ مردم‌ تخطی‌ نكردند با آنان‌ برخورد نكنیم‌، همه می‌دانیم‌ كه‌ مردم‌ ایران‌ سرشتشان‌ این‌ است‌ كه‌ خطاكار نیستند، ولی‌ وقتی‌ كارد به‌ استخوانشان‌ رسید جنب‌ و جوش‌ می‌كنند؛ كارد را به‌ استخوانشان‌ نرسانید.» سالهای‌ بعد صحت‌ گفته‌های‌ او ثابت‌ شد و با ظلم‌ و جنایاتی‌ كه‌ رژیم‌ بر مردم‌ تحمیل‌ كرد و به‌ قول‌ جمال‌ امامی‌: «وقتی‌ كارد به‌ استخوان‌ مردم‌ رسید.» همه‌ اقشار مردم‌ علیه‌ شاه‌ به‌ پا خاستند و رژیم‌ پهلوی‌ را سرنگون‌ كردند. پس‌ از سخنان‌ جمال‌ امامی‌، سرلشكر وثوق‌، وزیر جنگ‌ وقت‌، به‌ دفاع‌ از لایحه‌ پرداخت‌. او نیز متذكر شد كه‌ لایحه‌ تشكیل‌ ساواك‌، فعالیت‌های‌ دستگاههای‌ مختلف‌ امنیتی‌ ـ اطلاعاتی‌ مانند ركن‌ 2 ارتش‌ و دایره‌ سیاسی‌ شهربانی‌ و... را در یك‌ دستگاه‌ متمركز می‌كند. لایحه‌ مذكور، با وجود مخالفت‌هایی‌ كه‌ ذكر شد در شور اول‌ به‌ تصویب‌ رسید و پس‌ از بررسی‌ مجدد در كمیسیون‌ شماره‌ یك‌ مجلس‌ سنا، در شور دوم‌ مطرح‌ شد. سناتور خواجه‌نوری‌ مجدداً با آن‌ لایحه‌ مخالفت‌ كرده‌ و آن‌ را بدتر و شدیدتر از حكومت‌ نظامی‌ دانست‌. او در ضمن‌ سخنان‌ خود به‌ نكته‌ جالبی‌ اشاره‌ كرد و آن‌ اینكه‌ لایحه‌ مذكور از پشتیبانی‌ قوی‌ برخوردار است‌. خواجه‌نوری‌ راست‌ می‌گفت‌. شاه‌ این‌ قانون‌ را دیكته‌ كرده‌ بود و خود نیز بی‌صبرانه‌ منتظر تصویب‌ آن‌ بود. اصلاً وظیفه‌ مجلس‌ سنا تصویب‌ قوانین‌ مورد نظر شاه‌ بود. بنابراین‌ چون‌وچرا، فایده‌ای‌ نداشت‌. به‌ فرض‌ كه‌ همه‌ سناتورها هم‌ مخالف‌ لایحه‌ می‌بودند. باز باید قانون‌ تصویب‌ می‌شد و همینطور هم‌ شد. كسی‌ به‌ گفته‌های‌ منطقی‌ مخالفان‌ در ردّ تشكیل‌ ساواك‌ توجهی‌ نداشت‌. قانون‌ تشكیل‌ ساواك‌ با اكثریت‌ آراء به‌ تصویب‌ سناتورها رسید. لایحه‌ مذكور پس‌ از آن‌ در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ مطرح‌ شد و بدون‌ هیچ‌گونه‌ اعتراضی‌ به‌ تصویب‌ رسید. به‌ این‌ ترتیب‌، ساواك‌ فعالیت‌ خود را رسماً از اوایل‌ سال‌ 1336 به‌ ریاست‌ تیمور بختیار، فرماندار نظامی‌ تهران‌، شروع‌ كرد. هدف‌ از تشكیل‌ ساواك‌ چه‌ بود
ساواك‌ تأسیس‌ شد تا به‌ فعالیت‌های‌ مخربی‌ كه‌ در داخل‌ و خارج‌ انجام‌ می‌شد و برای‌ ایران‌ خطرناك‌ بود پایان‌ دهد. در ایران‌ نیز مانند هرجای‌ دیگر خائنان‌، جاسوسان‌، آشوبگران‌ و خرابكاران‌ حرفه‌ای‌ به‌ سر می‌بردند كه‌ حضورشان‌ می‌بایست‌ به‌ دولت‌ و نیروهای‌ نظامی‌ اطلاع‌ داده‌ می‌شد. این‌ وظیفه‌ بر عهده‌ ساواك‌ بود. جمله‌ بالا، گوشه‌ای‌ از سخنان‌ شاه‌ در مورد اهداف‌ تشكیل‌ ساواك‌ می‌باشد. در قانون‌ تشكیل‌ ساواك‌ نیز به‌ گونه‌ای‌ دیگر، هدف‌ از تشكیل‌ آن‌ سازمان‌، حفظ‌ امنیت‌ كشور و جلوگیری‌ از توطئه‌ها و فعالیت‌های‌ مخالف‌ منافع‌ كشور بیان‌ شده‌ بود. اما آیا واقعاً ساواك‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ كشور به‌ وجود آمده‌ بود؟ و آیا واقعاً ساواك‌ منافع‌ كشور و مردم‌ را در نظر داشت‌؟

با نگاهی‌ گذرا به‌ فعالیت‌ها و عملكرد 20 ساله‌ ساواك‌ و موجودیت‌ آن‌ سازمان‌، امر دیگری‌ بر ما آشكار می‌شود. شاید بتوان‌ گفت‌ تنها چیزی‌ كه‌ برای‌ ساواك‌ مهم‌ نبود منافع‌ كشور و مردم‌ بود. ساواك‌ و سردمداران‌، آن‌ فقط‌ به‌ حفظ‌ حكومت‌ استبدادی‌ محمدرضاشاه‌ فكر می‌كردند. پس‌، از دید ساواك‌، حفظ‌ حكومت‌ شاه‌ برابر با حفظ‌ امنیت‌ كشور بود. ازاین‌رو سعی‌ داشت‌ از ایجاد هرگونه‌ فعالیتی‌ كه‌ برضد شاه‌ و حكومت‌ او صورت‌ می‌گرفت‌ جلوگیری‌ كند. هدف‌ دیگری‌ كه‌ برای‌ تشكیل‌ ساواك‌ بیان‌ شده‌ بود، برخورد با كمونیسم‌ و جلوگیری‌ از گسترش‌ آن‌ در ایران‌ بود، این‌ هدف‌ مورد توجه‌ آمریكا و سازمان‌ جاسوسی‌ آن‌ (سیا)ـ كه‌ نقش‌ مهمی‌ در تشكیل‌ و فعالیت‌های‌ ساواك‌ داشتندـ بود. ایران‌ كه‌ در همسایگی‌ شوروی‌ قرار داشت‌، پس‌ از تشكیل‌ حكومت‌ كمونیستی‌ در آن‌ كشور، همواره‌ در معرض‌ ورود و گسترش‌ افكار كمونیستی‌ بود و از طرف‌ دیگر، مردم‌ ایران‌، به‌ دلیل‌ علاقه‌ شدید به‌ مذهب‌ شیعه‌، مخالف‌ كمونیسم‌ و گسترش‌ آن‌ بودند. آمریكا و شاه‌ با آگاهی‌ از این‌ امر، می‌كوشیدند كه‌ هدف‌ اصلی‌ از تأسیس‌ ساواك‌ را جلوگیری‌ از ورود و گسترش‌ كمونیسم‌ بیان‌ كنند. مسؤولان‌ ساواك‌ نیز با توجه‌ به‌ این‌ امر هرگاه‌ حركتی‌ علیه‌ رژیم‌ و شاه‌ صورت‌ می‌گرفت‌ آن‌ را به‌ كمونیستها منسوب‌ می‌كردند تا مردم‌ را نسبت‌ به‌ آنها بدبین‌ كنند. هدف‌ دیگر از تشكیل‌ ساواك‌، حفظ‌ منافع‌ اطرافیان‌ شاه‌ و كشورهای‌ استعماری‌ خصوصاً آمریكا بود. آنها كه‌ مخالفان‌ رژیم‌؛ خصوصاً روحانیون‌ و گروههای‌ مبارز مذهبی‌ را مانع‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود می‌دیدند با تشكیل‌ و حمایت‌ از ساواك‌، سعی‌ داشتند مانع‌ فعالیت‌های‌ آنها شوند.از اهداف‌ دیگر تشكیل‌ ساواك‌، نیاز به‌ وجود یك‌ سازمان‌ گسترده‌ و قدرتمند برای‌ كشور و خنثی‌ سازی‌ مخالفت‌ها علیه‌ رژیم‌ در آن‌ زمان‌ بود. البته‌ قبل‌ از تشكیل‌ ساواك‌، ركن‌ 2 در ارتش‌، دایره‌ سیاسی‌ یا آگاهی‌ در شهربانی‌ و نیز فرمانداری‌ نظامی‌ تهران‌ وجود داشتند ولی‌ هركدام‌ از آنها وظیفه‌ای‌ مخصوص‌ داشتند و در عین‌ حال‌ ماهیت‌ هیچكدام‌ از آنها كشف‌ و خنثی‌ سازی‌ مخالفت‌ها قبل‌ از وقوع‌ آن‌ نبود، آنها حداكثر می‌توانستند بعد از بروز مخالفت‌ها و ایجاد بحران‌ از ادامه‌ آن‌ جلوگیری‌ كنند. از این‌رو، ساواك‌ به‌ وجود آمد تا بتواند دقیق‌تر و سریع‌تر مخالفت‌های‌ افراد و گروهها را كنترل‌ كند و از بین‌ ببرد و مهم‌تر از آن‌ اینكه‌ از ایجاد هرگونه‌ مخالفتی‌ علیه‌ رژیم‌ و شاه‌ جلوگیری‌ كرده‌ و از ایجاد بحران‌ در كشور جلوگیری‌ كند. البته‌ بعد از تأسیس‌ ساواك‌ سازمانهای‌ مذكور(ركن‌ 2و...) در كنار ساواك‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند و حتی‌ براساس‌ اعتقاد شاه‌ كه‌ اطلاعات‌ و اخبار از راههای‌ مختلف‌ باید به‌ دست‌ آید؛ محمدرضاشاه‌، نهادهای‌ دیگری‌ مانند«سازمان‌ بازرسی‌ شاهنشاهی‌» و «دفتر ویژه‌ اطلاعات‌» نیز به‌ وجود آورد. ساواك‌ در دوران‌ فعالیت‌ خود با تمام‌ آنها در ارتباط‌ بود و در بعضی‌ موارد از آنها كمك‌ می‌گرفت‌. همچنین‌ در سال‌ 1352 با افزایش‌ فعالیت‌های‌ گروههای‌ مسلح‌، ساواك‌ به‌ همراه‌ شهربانی‌ و ارتش‌ و ژاندارمری‌ «كمیته‌ مشترك‌ ضدخرابكاری‌» را به‌وجود آورد تا آن‌ گروهها را سریع‌تر شناسایی‌ كرده‌ و از بین‌ ببرند. ساواك‌ علاوه‌ بر همكاری‌ با سازمانهای‌ اطلاعاتی‌ ـ امنیتی‌ داخلی‌ با سازمانهای‌ جاسوسی‌ دنیا خصوصاً سازمان‌ جاسوسی‌ آمریكا (سیا) و سازمان‌ جاسوسی‌ اسرائیل‌ (موساد) نیز همكاری‌ داشت‌. همانطور كه‌ قبلاً نیز گفته‌ شد؛ ساواك‌ براساس‌ طرح‌ آمریكاییها و با كمك‌ سیا به‌ وجود آمد. بعد از تشكیل‌ ساواك‌ نیروهای‌ سیا به‌ ساواك‌ آمدند و كاركنان‌ و مسؤولان‌ آن‌ را آموزش‌ دادند. سیا و ساواك‌ همكاریهای‌ دیگری‌ نیز با هم‌ داشتند. رئیس‌ سیا در تهران‌ مرتباً با شاه‌، رئیس‌ ساواك‌ و نماینده‌های‌ آن‌ سازمان‌ تماس‌ داشت‌. اواك‌ نیز در آمریكا نماینده‌ داشت‌ و به‌ عنوان‌ یكی‌ از اعضای‌ نمایندگی‌ ایران‌ در سازمان‌ ملل‌ در آمریكا فعالیت‌ می‌كرد. این‌ دو سازمان‌ همچنین‌ اخبار و اطلاعات‌ لازم‌ را به‌ یكدیگر می‌دادند. در دهه‌ 50 روابط‌ این‌ دو بیشتر شد. در سال‌ 1352 سیا مركز فرماندهی‌ خود در خاورمیانه‌ را به‌ ایران‌ منتقل‌ كرد. به‌ این‌ ترتیب‌ سیا حضور خود را در ایران‌ افزایش‌ داد. با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و اشغال‌ لانه‌ جاسوسی‌ آمریكا ارتباط‌ گسترده‌ سیا و ساواك‌ ونیز دخالت‌ سیا و آمریكا در امور كشور آشكار شد. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد ارتباط‌ بین‌ دو كشور قطع‌ شد. لاوه‌ بر سازمان‌ جاسوسی‌ آمریكا(سیا) سازمان‌ جاسوسی‌ اسرائیل‌(موساد) نیز در رژیم‌ گذشته‌ با ساواك‌ همكاری‌ داشت‌. در سال‌ 1339 گروهی‌ از مأموران‌ موساد برای‌ آموزش‌ كاركنان‌ ساواك‌ به‌ ایران‌ آمدند. این‌ افراد در مدت‌ حضور خود در ایران‌ آموزشهای‌ لازم‌ را به‌ كاركنان‌ ساواك‌ دادند. همچنین‌ آنان‌ (مأموران‌ موساد) در موارد دیگری‌ مانند، فروش‌ وسایل‌ جاسوسی‌، تبادل‌ اخبار لازم‌ و مورد نظر، با ساواك‌ همكاری‌ داشتند. همكاری‌ میان‌ ساواك‌ و موساد با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و سرنگونی‌ حكومت‌ پهلوی‌ به‌ پایان‌ رسید و حتی‌ ایران‌ اسلامی‌، اسرائیل‌ رابه‌ عنوان‌ دشمن‌ اصلی‌ خود معرفی‌ كرد و با حمایت‌ از مردم‌ فلسطین‌ مخالفت‌ خود را با اسرائیل‌ نشان‌ داد.

بحران در ساواك در آستانه انقلاب اسلامي

ساواک (سازمان اطلاعات و امنيت کشور) را به عنوان اصلي‏ترين دستگاه سرکوب و فشار مخالفان دوران بيست ساله اخير سلطنت (و در واقع حکومت) محمدرضا شاه پهلوي مي‏شناسيم. بسياري از مخالفان رژيم پهلوي خاطرات بس ناخوشايندي از برخورد با ساواک داشته و دارند که به انحاء گوناگون آنان را مورد آزار و شکنجه روحي، رواني و جسمي قرار داده بود و در واقع هم اين سازمان در ايجاد نظم پليسي ـ امنيتي در عرصه سياسي، اجتماعي کشور بيشترين نقش را ايفا مي‏کرد. در همان حال ساواک در صدر دستگاههاي منتسب و وابسته به حاکميت جاي داشت. واژه ساواک و ساواکي علاوه بر اينکه رعب ‏انگيز و ترسناک مي‏نمود، عامه مردم کشور انزجاري عميق از آن بر دل داشتند. ساواک همان اندازه که در تحکيم و تثبيت موقعيت رژيم در برابر مخالفان نقشي اساسي برعهده داشت، به هنگام گسترش بحران سياسي دوران انقلاب، مجموعه عملکرد تقريباً بيست ساله آن از عوامل اصلي سقوط رژيم پهلوي محسوب مي‏شد. اين دستگاه به ظاهر پر هيبت و قدرت هنگامي ناکارآمدي‌‏اش آشکار شد که به دنبال تحولات سياسي، اجتماعي اواسط دهه 1350ش، ناآرامي‏هاي سياسي به تدريج ولي مداوم مجموعه ارکان حاکميت را به چالش طلبيد، و نهايتاً از هستي ساقط نمود. در بحبوحه ناآرامي‏هاي دوران انقلاب انتقاد از ساواک و اظهار نارضايتي شديد از مجموعه عملکرد آن در ميان شعارها و خواسته‌‏هاي مخالفان رژيم پهلوي اهميت و جايگاهي ويژه داشت و با توجه به سوء سابقه‌‏اي که بسياري از مخالفان از اين سازمان دهشت‌‏آفرين داشتند ترديدي باقي نبود که در شرايط فروپاشي نظم سياسي موجود دست‌‏اندرکاران، رهبران و مديران آن در صدر بسياري از افراد و گروههايي قرار مي‏گرفتند که گمان تعقيب و مجازات درباره آنان مي‏رفت و اين موضوع البته بر دلهاي بسياري از مسئولان و کارکنان ساواک دلهره و ترسي افکنده بود که خود يا همکارانشان طي ساليان گذشته حکومت شاه براي مخالفان او به ارمغان آورده بودند. در چنين شرايطي بود که افرادي از کارکنان (احتمالاً اداري و غيرسياسي) ساواک جهت در امان ماندن از مجازاتي که تصور مي‏کردند پس از سقوط رژيم پهلوي در انتظار نيروهاي منتسب به ساواک خواهد بود در واپسين روزهاي نخست‌‏وزيري دکتر شاهپور بختيار (که خود را “جامعه کارکنان وطن‏پرست ساواک“ معرفي کرده بودند) طي اعلاميه‌‏هايي از عملکرد ساواک در ساليان گذشته تبري جسته همراهي و همگامي خود را با انقلابيون (که رهبري آن با آيت‌‏الله امام خميني بود و ديگر ترديد بسيار کمي در امکان پيروزيش بر رژيم پهلوي وجود داشت) اعلام کردند و در همان حال خاطرنشان مي‏کردند که هيچگونه نقشي در اعمال خلاف رويه ساواک تا آن هنگام نداشته‌اند. در سندي که تحت عنوان “اعلاميه رسمي شمارة 2“ اين گروه پيش رو داريم نويسندگان آن با اعلام انزجار از اقدامات خلاف رويه ساواک طي سالهاي گذشته به معرفي تعدادي از رهبران و مسئولان درجه اول آن مبادرت کرده‏ اند که به زعم نويسندگان اعلاميه نقش آن افراد در خط مشي و اقدامات ريز و کلان ساواک تا آن هنگام انکارناپذير مي‏نمود. اعلاميه فوق که تاريخ 27 دي ماه 1357 را بر پيشاني دارد افراد زير را به عنوان عاملان اصلي ساواک معرفي مي‏کند: 1. سپهبد ناصر مقدم 2. پرويز ثابتي 3. سرتيپ سيف‌‏الله فروزين 4. سرتيپ علي‏محمد کاوه 5. رضا عطارپور 6. عضد ناصري 7. سرهنگ هرمز آيرم 8. اصغر ربيعي. در پايان اين مجموعه تصاويري از سپهبد ناصر مقدم، پرويز ثابتي و سرتيپ علي‏محمد کاوه تقديم علاقمندان مي‏شود.لازم به ذکر است که اصل سند و تصاوير ارائه شده در مرکز اسناد و عکس مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مضبوط است



اسناد منتشر نشده ساواك، درباره امام خمینی (ره)‎
سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاهنشاهی در سندی نوشت: پیش قدمی آیت الله خمینی در مخالفت با عملیات اصلاحی اعلیحضرت همایونی و دولت، موجب تمركز قدرت‌های روحانی در اطراف وی گردیده است.قاطعیت و شجاعت امام در مواجهه با دستگاه ظلم و ستم و استبداد، ایشان را به عنوان مشخص ترین ركن جامعه روحانیت ایران از ابتدای شكل‌گیری نهضت معرفی كرده است.روحانیون در داخل و خارج كشور با توجه به تلاشها و ایستادگی امام خمینی (ره) در مقابل اقدامات محمد رضا پهلوی كمترین شبهه‌ای در سپردن سكان هدایت انقلاب ایران به دست باكفایت ایشان نداشتند و این مسئله حتی در روزهای آغازین شكل‌گیری نهضت اسلامی و مردمی ایران برای عوامل رژیم شاهنشاهی و در راس آنان ماموران ساواك نیز مشهود و ملموس بود. سند محرمانه ذیل كه در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و چهل و دو ( چهل و یك روز قبل از 15 خرداد) توسط مامور ویژه سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاهنشاهی به نگارش درآمده است، مبین این حقیقت است.متن این سند ساواك كه با عنوان گزارش اطلاعات داخلی و با موضوع "موقعیت آیت الله خمینی در مجامع روحانی" نوشته شده و برای اولین بار در آستانه پانزدهمین سالگرد امام راحل(ره) منتشر می شود، چنین است: اقدامات مخالفت آمیز چند ماه اخیر آیت الله خمینی و پیشقدمی مشارالیه در مخالفت با عملیات اصلاحی اعلیحضرت همایونی و دولت موجب تمركز قدرت‌های روحانی در اطراف وی گردیده و بخاطر همین مركزیت هم اكنون حوزه‌های علمی مذهبی خارج از ایران نیز نامبرده را مشخص‌ترین ركن جامعه روحانیت ایران می‌شناسند و تلگراف تسلی آمیز واقعه اخیر از جانب آیت‌الله حكیم خطاب بوی، نتیجه همین شاخصیت اوست و وی نیز عملاً داعیه مرجعیت را دارد.»

منبع:خبرگزاری فارس



احمد احمد خود از مبارزانی است که در دوره رژیم پهلوی با گروه های مبارز بسیاری چون حزب ملل اسلامی، حزب الله و سازمان مجاهدین خلق همکاری و فعالیت داشت و به سبب آن چندین بار دستگیر، شکنجه و زندانی شد. در آخرین برخورد با مامورین ساواک نیز از ناحیه پا تیر خورد و مصدوم و معلول شد. کتاب خاطرات وی نیز توسط دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری چاپ شد و اکنون به چاپ ششم رسیده است. او که از نزدیک شاهد تغییر و تحولات جریان های مبارز سیاسی و گروه های مبارز بود و زندان، بازجویی و شکنجه را تجربه کرده است در مراسم رونمایی کتابش به موضوعی پرداخت که امروزه بسیاری از محققین و نویسندگان تاریخی به آن مبتلا هستند، او می پرسد: «اسناد، گزارشات و برگه های بازجویی به جای مانده از دستگاه پلیس امنیتی شاه یعنی ساواک، برای نوشتن تاریخ چقدر محل اعتنا و ابتنا است» متن سخنرانی احمد در جشن رونمایی کتاب سازمان مجاهدین که در روزنامه‌ی شرق- 19شهریور، منتشر شده است را با هم می‌خوانیم:یکی از خوبی های کتاب "سازمان مجاهدین خلق: از پیدایی تا فرجام" این است که همه چیز راجع به سازمان را جمع کرده است و مبتنی بر سند، خاطره و گفت وگو نوشته شده است. و من می خواهم در خصوص استفاده از اسناد به جای مانده از ساواک صحبت کنم. در بعضی کتاب ها برخی مسائل که به استناد خاطرات و اسناد آورده شده است به نظرم خیلی صحیح نیست. کتاب خاطراتی که منتشر می شود با سی سال فاصله از وقوع حوادث است، در این سی سال طرز فکر، رفتار و نگاه عوض شده است. آنچه که من امروز به عنوان خاطره می گویم با آنچه که سی سال پیش اگر یادداشت روزانه می نوشتم متفاوت است. در تعدادی از این کتاب ها حرف هایی در خصوص دختران و پسران مبارز سیاسی زده اند که برای ما که آن زمان را دیده و تجربه کرده و آنها را می شناسیم قابل قبول نیست. در آن زمان رژیم پهلوی بهترین دختران و بهترین پسران ما در هر خانواده کسانی بودند که در جریان مبارزاتی قرار گرفته بودند. اما وقتی کتاب درباره آنها می نویسند طوری جلوه می دهند که این دختر خانم بیچاره از یک زن بدکاره هم پست تر بوده است. نویسندگان این مطالب بدانند که فردا باید نزد خدا جوابگو باشند. ببینید من تعدادی از برادران و رفقای قبل از انقلاب را می شناختم، که حتی برخی انحرافاتی داشتند، پس از پیروزی انقلاب آمدند و بعضی هم مسئولیت گرفتند، خب پس چطور ما آنها را بد می دانیم، اما اینها را نه الان، مبتنی بر گزارشات ساواک کتاب می نویسند و برای خودشان آن را مستند می کنند، من می خواهم بپرسم که این ساواکی ها که بودند اگر خوب بودند، چرا علیه آنها قیام کردید و چرا انقلاب شد اگر بد هستند، پس حرف ها و گزارشاتشان نیز بد است و غیرقابل اعتنا. ساواکی ها کسانی بودند که پول می گرفتند و کار می کردند، هر چه هم از دست شان بر می آمد می نوشتند، از همان ساعت اول دستگیری، فرد را کتک می زدند و شکنجه می کردند حتی اگر اعتراف و اطلاعی به دست نمی آوردند اما در گزارشی به بالا دست خود می نوشتند متهم در حال همکاری است تا به این ترتیب کم کاری و بی عرضگی خود را در اعتراف گرفتن بپوشانند، حال آیا می شود که چنین گزارشی را دال بر همکاری فرد دستگیر شده با ساواک و به نشانه خیانت منتشر کرد. به عنوان مثال یکی از رفقای مرا که با هم خیلی صمیمی بودیم و چهارده پانزده سال با هم در مسیر مبارزه بودیم، کتابی برایش تنظیم کردند که من از خواندن و دیدنش، خدا شاهد است که خجالت کشیدم. چرا چون در آن ساواک گزارش کرده است در این تاریخ چنین بوده و دنبال او بوده اند در هر جا که او بوده ساواک هم بوده است. یا در جایی دیدم که ساواک مطلبی راجع به سه نفر گزارش کرده است که براساس آن چنین نتیجه گیری می شود که یکی از آن سه نفر ساواکی بوده است، نه این صحیح نیست باید شرایط و نحوه تهیه گزارشات توضیح داده شود. راجع به شکنجه ها و مقاومت افراد نیز باید بگویم، بسته به نوع شکنجه و زمان بندی گروه ها مقاومت افراد فرق می کرد. در خصوص مقاومت یک فرد باید شکنجه، زمان، موقعیت، مکان و توان فرد را در نظر گرفت، بعد اظهارنظر کرد. اینکه می نویسند فلانی مقاومت کرد و یا دیگری برید و خیانت کرد، یعنی چه ما اصلا مقاومت مطلق نداریم، تمام دستگیرشدگان بسته به شرایطی که داشتند حرف و مطلبی را در بازجویی گفته اند که شدت و حدت آن متفاوت است... ما همه بازجویی دادیم و چیزهایی گفتیم، اما باید دید در چه شرایطی و چه چیزهایی گفتیم. جدا از خائنین، مقاومت مبارزان در زیر شکنجه ها و بازجویی ها، بیشتر بستگی داشت به قرار زمان بندی شده گروه مربوط. هر گروه، دسته و سازمان مبارز با توجه به روش و استراتژی مبارزاتی خود جدول زمان بندی داشت که براساس آن تعریف می شد عضو دستگیر شده تا چه ظرف زمانی باید مقاومت کند و پس از آن مجاز است چه اطلاعاتی را لو بدهد و در این ظرف زمانی معین است که هم تیمی های فرد دستگیر شده وظیفه دارند که خانه های تیمی، امن و جمعی و محل های رفت و آمد را پاکسازی کنند. این زمان بندی از گروهی به گروه دیگر از هشت تا ?? ساعت کمتر و بیشتر متغیر بود. پس از این ظرف زمانی فرد می توانست اطلاعات و آدرس هایی را لو بدهد چرا که اطمینان داشت هم تیمی هایش تدابیر امنیتی و حفاظتی را به کار بسته اند. حال برگه های بازجویی فردی مبارز که پس از این ساعت مقاومت به دست آمده اگر منتشر شود چقدر می تواند محل اعتنا و ابتنا باشد ضمنا مقاومت افراد بسته به شکنجه ها و شرایط و اقتضای زمان دستگیری نیز متفاوت است. به عنوان مثال وقتی من که در سال ?? دستگیر شدم، شکنجه در حد کف دستی و چک و لگد بود. یعنی بازجو می آمد مثل دوران مدرسه با ترکه می زد به کف دست، یا کشیده چک و سیلی را می خواباند تو گوش طرف، اما در سال ?? می بستند به تخت و با کابل به کف پا می زدند. از سال ?? به بعد هم شکنجه ها پیشرفته تر شد آپولو آمد و شوک الکتریکی و... به این ترتیب وضع مقاومت ها در دوره های مختلف فرق داشت، نمی توان کسی را که سال ?? دستگیر شده و حرف نزده قهرمان دانست و آن دیگری را که ده سال بعد در ???? دستگیر شده و پس از تحمل شکنجه های پیشرفته اطلاع و خبری را گفته است خائن دانست. در کتابی می خوانید که فلانی را گرفتند و بعد از او که و که را گرفتند، والله این القای گناه است. چرا که این فرد دستگیر شده در ظرف زمانی مقرر مقاومت کرده بعد طبق قرار با گروه اطلاعاتی را گفته است، حال اگر به دلیل سهل انگاری هم تیمی ها بروند و چند نفر را بگیرند و بیاورند، این امر دیگر به او مربوط نیست، آنها نتوانسته اند تدابیر امنیتی را به کار ببندند. در سال ?? ???? برای یک خانه تیمی چهارنفره قاعده این بود که در روز به غیر از یک خانم کسی در خانه نماند و اسباب شک را فراهم نکنند. ساعت ? صبح از خانه که بیرون می آمدیم باید تا دو بعدازظهر به خانه برمی گشتیم، و یا در نقطه ای و جایی علامت سلامت می زدیم. اگر کسی تا این ساعت به خانه بر نمی گشت یا علامت سلامت نمی زد، سه نفر دیگر باید تا ساعت سه بعدازظهر آنجا را تخلیه می کردند، فرد بازنگشته، اگر دستگیر شده بود تا هشت ساعت باید هر طوری که شده بود مقاومت می کرد و در این فرصت دوستان او باید تمام مدارک و ردپاها را از بین می بردند. لذا می بینیم ساواک هم با علم به این قضیه بیشترین فشار و شدیدترین شکنجه را در همین دوره ساعت به متهم وارد می کرد تا با به دست آوردن کوچکترین نشانی وارد عمل شود. حال اگر فردی در این ظرف زمانی مقاومت می کرد و پس از آن اطلاع و یا آدرس را لو می داد و ساواک می رفت و در آن آدرس سه نفر را می گرفت و می آورد این دیگر ربطی به مقاومت فرد ندارد و ما نمی توانیم با توجه به اطلاعاتی که او طی یک جدول زمان بندی مجاز بوده بگوید او را خائن معرفی کنیم. مقصر هم تیمی ها بوده اند که سهل انگاری کرده اند. مگر زیرشکنجه چقدر می توان مقاومت کرد. ما که مردان آهنین نبودیم، ما هم پوست و گوشت و استخوان بودیم، همان طور که چکی به صورت شما می خورد دردتان می گیرد، شلاق می خورید دردتان می گیرد، ما هم چنین بودیم، و تا یک جایی می توانستیم مقاومت کنیم. آدم خارق العاده و معاذ الله پیغمبر و امام و معصوم که نبودیم. خدا را گواه می گیرم در سال ?? وقتی مرا دستگیر کردند، دست هایم را بستند و آن قدر مرا زدند و شکنجه کردند و به حدی از ناراحتی عصبی رساندنم که همین طور ممتد جیغ و فریاد می زدم تا آنکه یکی از همین ساواکی ها روی سرم نشست تا داد نزنم، من هم بی اختیار چنان او را گاز گرفتم که فریاد خود او هم به آسمان رفت. به هر حال ما بنابر زمان بندی و به تشخیصی که داشتیم مقاومت می کردیم. اما تصریح می کنم آدم های خارق العاده و آهنی و چوبی نبودیم که ما را شکنجه کنند و هیچ احساسی نداشته باشیم و عکس العملی نشان ندهیم، نه داد می زدیم از این ور به آن ور فرار می کردیم و گاهی هم درست و غلط چیزی می گفتیم، و بدانید ما کسی را نداریم که مقاومت مطلق کرده باشد، نه من چنین چیزی و کسی را یاد ندارم. این را هم در نظر بگیرید علاوه بر موارد فوق توان افراد نیز متفاوت است و این دست خود آنها نیست. کسی می تواند سه روز، دیگری چهار روز و آن دیگری می تواند یک هفته مقاومت کند، اما یکی هم فقط می تواند یک تا دو ساعت تاب بیاورد. بالاخره مقاومت ها شکسته می شد و اگر زمان بندی در این شکسته شدن رعایت می شد آسیب ها کمتر بود، حال دیگر فردی را که این چهارچوب را رعایت کرده است نمی توانیم خائن قلمداد کنیم. خائن کسی است که از این فرصت استفاده نکرده و در همان خانه مانده است و ترکش نکرده تا آمده اند و دستگیرش کرده اند. مثال عینی برایتان بزنم. علیرضا نابدل یکی از پیشگامان چریک های فدایی خلق بود. من در زندان اوین سال ???? او را دیدم، برایم تعریف کرد وقتی که دستگیر شد از ناحیه شکم گلوله خورده بود و عملش کرده و شکمش را بخیه زده بودند. این آدم ?? روز توانسته بود از زیر بازجویی ها طفره برود و حرفی را نگوید. پس از طی این زمان تصمیم می گیرد که فرار کند و خود را از طبقه پنجره اتاقی در طبقه دوم بیمارستان به بیرون می اندازد که بر اثر آن بخیه هایش دوباره پاره می شود و دل و روده اش بیرون می ریزد، در این زمان بود که ساواک به او بیش از پیش حساس شده و گمان می برد او حتما اطلاعات ذی قیمتی دارد که می خواسته چنین فرار کند، لذا به شدیدترین وجهی او را شکنجه کردند. خب این آدم که سنگ و آهن نیست پس از مدتی آدرسی را در تبریز به آنها داد و آنها هم رفتند ?? ?? نفر را گرفتند. حال به نظر شما نابدل خیانت کرده یا این گروه که در این فرصت یک ماهه محل ها ی شان را پاکسازی و اطلاعاتشان را صفر نکرده بودند. آیا امروز درست است که اعترافات کسی مثل علیرضا نابدل را منتشر کرد و گفت که او به گروهش خیانت کرده است، نه این درست نیست این قضاوتی نابحق است البته تاکید می کنم حساب این آدم ها و این مبارزان را باید از حساب کسانی که حتی یک چک هم نخوردند و از همان لحظه اول دستگیری، تمام اطلاعات را در اختیار ساواک گذاشتند جدا کرد. جالب اینکه برخی گزارشات ماموران ساواک از فعالیت افراد و گروه ها از اساس و پایه غلط است، آنها با این گزارشات دروغ به دنبال پول و یا ارتقای شغل بودند و ما امروز باید بدانیم که کدام گزارش را پایه تحقیق قرار دهیم و به کدام یک اعتنایی نکنیم که این امر مستلزم ظرافت هایی است. برای یک بازجوی ساواک چقدر بد و گران است که گزارش کند، فلانی را ما این قدر زدیم، چنین و چنان کردیم اما مت?سفانه حرفی نزد. معلوم است او با این گزارش به ضعف خود اذعان دارد. پس ما نباید انتظار چنین گزارشاتی را در پرونده افراد داشته باشیم. جالب اینکه در هیچ کجای گزارشات آنها نمی بینیم و نمی خوانیم آنها چطور و چه شکل شکنجه کردند. آیا می شود نتیجه گرفت اینها با مهربانی توانستند افراد را وادار به همکاری کنند اما در خصوص مبارزانی که از مسیر خارج شدند و خیانتکار از آب درآمدند، کسانی که به راحتی خود را فروختند، کسانی چون وحید افراخته و احمدرضا کریمی، افراخته ای که تا سیصد تک نویسی درباره افراد نوشته و راجع به هر چیزی سخن گفته است راجع به آن آقا راجع به آن خانم، دوستان و حتی نزدیکانش. آیا نظرات و حرف های فرد خودفروخته ای چون او می تواند ملاک و معیار سنجش باشد. کسی که برای نجات خود حاضر است به هر خس و خاشاکی دست بزند می تواند نظر درستی درباره دیگران بدهد آیا حرف های او و خوش رقصی هایش برای ساواک می تواند سند و اعتبار باشد متاسفانه در بسیاری از کتاب ها حرف ها و تک نویسی های چنین آدمی مورد اعتنا واقع شده و آبروی بسیاری از دختران و زنان مجاهد این مملکت هتک شده است. من صریح می گویم کسانی مثل افراخته و کریمی که تن به هر خفتی دادند و با توجه به خواست و میل دشمن ساواک و رژیم شاه آمدند و دروغ هایی به هم بافتند به هیچ روی قابل اعتنا و ابتنا نیست. آی کسانی که قلم به دست دارید و تاریخ می نویسید به هوش باشید با این اسناد به جای مانده از ساواک به ورطه تاریخ سازی نیفتید.

مطالب مشابه ...










سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۱-۱۰-۱۳۹۰ ۰۵:۰۰ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط نیاز

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دانلود رایگان پاورپوینت توسعه دانش و فناوري در ايران عوامل - موانع و راهكارها 22 اسلا ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 303 ۷-۱۰-۱۳۹۱ ۰۸:۳۴ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  دانلود رایگان پاورپوینت گاوهای بومی ايران و نژادهای شیری جهان 29 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 306 ۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۹:۰۸ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [دانلود] پاورپوینت تاريخ ادبيات ايران 1 - 166 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 2,518 ۹-۹-۱۳۹۱ ۰۸:۴۳ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  ارائه روشي براي اولويت‌بندي صنايع ايران بر مبناي قابليت بازارسازي بين‌المللي و تجارت ال senior engineer 0 110 ۶-۸-۱۳۹۱ ۰۵:۳۰ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [مقاله] ارزيابي كارآيي بازار رهن ايران senior engineer 0 317 ۶-۸-۱۳۹۱ ۰۵:۲۸ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  اقتصاد ايران، تنگناها و راه حل ها senior engineer 0 121 ۶-۸-۱۳۹۱ ۰۱:۲۷ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش اول) senior engineer 0 261 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش دوم) senior engineer 0 187 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۸ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش سوم) senior engineer 0 130 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش چهارم) senior engineer 0 160 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان