تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

به کودکان فرصت با ما بودن را بدهیم

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
به کودکان فرصت با ما بودن را بدهیم
مردی ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
سلام بابایی ! يك سئوال از شما بپرسم ؟
- بله حتماً.چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كالی چخد پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي نداره. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخوام بدونم بابایی........
- اگر فقط میخای بدونی ‚ بسيار خوب مي گم : 2000 تومن
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : بابایی ميشه 1000 تومن به من قرض بدی ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كارمي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در رو بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي ده فقط براي گرفتن پول ازمن چنين سئوالاتي كنه؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند وخشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه براي خريدنش به 1000 تومن نيازداشته است.به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم ؟
- نه بابا ، بيدالم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 1000 تومن كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : مچكلم باباجونی ! بعد دستش را زير بالشش بردو از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 2000 تومن دارم. آيا
مي تونم يك ساعت از كار شما رو بخلم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم بابایی...

مطالب مشابه ...










به کودکان فرصت با ما بودن را بدهیم

۹-۱۰-۱۳۹۰ ۰۳:۵۴ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  سایت‌های مفید برای مادران و کودکان ta.soltani 4 163 ۲۰-۴-۱۳۹۴ ۰۸:۰۱ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
  راهنمای پدر باحال بودن neda 0 100 ۹-۳-۱۳۹۳ ۰۱:۲۴ صبح
آخرین ارسال: neda
  6 پیشنهاد طلایی برای طرح و رنگ اتاق کودکان ta.soltani 0 92 ۵-۳-۱۳۹۳ ۰۹:۱۳ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  راهکارهایی جهت موفق بودن در زندگی neda 0 91 ۱۵-۱۲-۱۳۹۲ ۰۳:۱۸ عصر
آخرین ارسال: neda
  اشتباهاتی مهلک در برخورد با کودکان طلاق neda 0 143 ۲۲-۳-۱۳۹۲ ۱۲:۳۵ صبح
آخرین ارسال: neda
  ازدواج و شاغل بودن خاطره بانو 0 96 ۱۷-۲-۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو
  نکات اعجاز اور برای بهترین همسر بودن گلچین جاویددوست 0 155 ۱۴-۱-۱۳۹۲ ۰۹:۱۹ عصر
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست
Tongue تا چند سالگي براي پـدر شدن فرصت داريد؟! خاطره بانو 0 117 ۲۳-۹-۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو
  احساس تنهایی یا تنها بودن خاطره بانو 0 127 ۵-۵-۱۳۹۱ ۰۷:۴۲ صبح
آخرین ارسال: خاطره بانو
  زندگی شاد و احساس مهم بودن را بیاموزیم گلچین جاویددوست 0 359 ۲۲-۳-۱۳۹۱ ۱۲:۵۲ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان