تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بررسي انرژي اتمي در جهان امروز

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
بررسي انرژي اتمي در جهان امروز
بررسي انرژي اتمي در جهان امروز
واژه اتم از كلمه يوناني اتموس به معناي ناشكستني گرفته شده است كه بعدها در زبان علمي، به «اتم»‌تبديل شد.
اتم كوچكرين ذره هر چيز است. تصور اتم از دو هزار و پانصد سال پيش در ذهن انديشمندان يوناين پيدا شد. ليوسيپوس Leucippus فيلسوف يوناني قرن پنجم پيش از ميلاد نخستين كسي بود كه عقيده داشت هر چيزي را مي توان به تكه هاي كوچكتر از خود تقسيم كرد. او نخستين كسي بود كه تئوري اتمي را بنياد نهاد.
شاگرد او دموكريتوس Democritus كه در زبان فارسي به دموكريت يا ذيمقراطيس ناميده مي شود در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد مي زيست او هميشه شاد و خوشبين بود، و به فيلسوف خندان شهرت يافت وي نئوري اتم ليپوسيوس را پذيرفت. وي معتقد بود كه همه جهان، از انواع گوناگون اتم تشكيل شده است و در فاصلة ميان اتمها چيزي نيست، اتمهاي جدا از هم به قدري كوچكند كه ديده نمي شود، اما وقتي بهم بپيوندند چيزي را بوجود مي آورند كه ممكن است قابل ديدن باشد. چگونگي قرار گرفتن آنها در كنار يكديگر در اجسام گوناگون فرق مي كند.
دموكريتوس مي انديشيد كه اتمها، اگرچه مي توانند آرايش يا شيوة قرار گرفتن خود را كنار يكديگر تغيير دهند، نه به وجود مي آيند و نه از ميان مي روند. با تغيير آرايش اتمها فقط چيزي به چيز ديگر تبديل مي شود.
وي حدود 70 سال زندگي كرد و نزديك به 72 جلد كتاب نوشت كه با گذشت زمان حتي يك نسخه از كتابهاي او در دست نيست و اگر تئوري دموكريتوس بنام اوست به همين سبب است كه كتابهاي قديمي ديگري كه باقي مانده اند به دموكريتوس و تئوري او در بارة اتم اشاره كرده اند.
بعد از دموكريتوس فيلسوفان ديگري چون اپيكوئر Epicurur و لوكريتوس Lucretius نظرات او را پذيرفتند و به هواداران اتميسم پيوستند. لوكريتوس منظومه اي فلسفي و آموزنده در بارة فيزيك كه در بارة ماهيت اشيا است سروده است. اما با اين همه مردم تصور اتم را نپذيرفتند و با از ميان رفتن نوشته هاي آن دو، اتم به فراموشي سپرده شد.
در سال 1417 نسخه آسيب ديده از شعر لوكريتوس پيدا شد و مردم اروپا علاقه زيادي به نوشته هاي قديمي پيدا كردند. در نتيجه نسخه هاي بسياري از شعر لوكرتيوس رونويسي شد.
در سال 1454 يوهان گوتنبرگ Johann Gutenberg حروف چاپي را براي استفاده در ماشين چاپ در اروپا اختراع كرد، كه سبب گرديد با سرعت از هر كناب، نسخه هاي بسياري تهيه شود و احتمال از بين رفتن كتابها كمتر شود. از جمله كتابهايي كه به چاپ رسيد شعرهاي لوكريتوس بود. در نتيجه عده اي به موضوع اتم علاقمند شدند. كه يكي از اين علاقمندان پيرگاسندي Pierre Gassendi فيلسوف و رياضي دان فرانسوي در نيمة قرن 17 ميلادي بود. وي با نوشتن چندين كتاب مؤثر انديشه اتميسم را دوباره زنده گردانيد و به تئوري اتمي اپيكور و لوكرتيوس جاني دوباره بخشيد.
«گاسندي» معتقد بود كه براي شناختن جهان، بايد دست به آزمايش زد. يكي از كسانيكه با عقيده او آشنايي پيدا كرد شيميدان انگليسي بنام «رابرت بويل» Robert Boyle بود. او نخستين كسي بود كه براي نشان دادن وجود اتم ها به آزمايش پرداخت. وي مي گفت: عنصرهاي شيميايي با مواد مركب فرق دارند و همچنين در رابطة ميان فشار و حجم گازها به قانوني دست يافت، كه آن را قانون بويل يا قانون بويل-ماريوت يا قانون ماريوت مي نامند.
ادم ماريوت Edme Mariotte فيزيكدان فرانسوي اكتشافهاي بسياري در زمينة فيزيك مايعات كرد پانزده سال پس از بويل، قانون بويل را مستقلاً و به صورت كاملتر كشف كرد و اعلام داشت افزايش دما سبب انبساط هوا مي شود و كاهش دما سبب تراكم هوا مي شود. بنابراين قانون بويل هنگامي درست است كه دما ثابت باشد. بنابراين، در فرانسه، قانون مربوط به رابطة حجم و فشار گازها را قانون ماريوت و گاهي قانون بويل – ماريوت مي نامند.
تا اواخر قرن 18 شيميدان ها با توجه به گفته بويل دست به آزمايش عنصرها زدند و توانستند 30 عنصر گوناگون را كشف كنند. در اين دوره كوبالت، نيكل، اورانيوم نيز كشف شد و همچنين دانشمندان قرن هجدهم كشف كردند كه هوا مخلوطي است از گاز اكسيژن و نيتروژن، كه اين دو هر كدام يك عنصرند.
در سراسر قرن هجدهم ميلادي بيشتر شيميدان ها انديشه اتم را پذيرفته بودند و علاقه اي به اتم نشان نمي دادند و بيشتر به شيوة رفتاري عنصرها توجه مي كردند.
در سال 1782 آنتوان لوران و لاوازيه Lavoisier ، Antoine Laurent شيميدان فرانسوي و بنيانگذار شيمي جديد، قانون بقاي ماده را كشف كرد وي با آنكه به اتم و پژوهش در بارة آن علاقمند نبود، اما با كشف قانون بقاي ماده انديشه وجود اتم را تأييد كرد.
ژوزف لويي پروست Joseph Louis Proust در سال 1799 قانون نسبت هاي معين را كشف كرد كه نشان دهندة اين بود كه عنصرها هميشه به نسبت هاي كاملاً معين با هم تركيب مي شوند. او با اينكه به اتم و پژوهش در زمينة اتم علاقه اي نداشت اما قانون نسبت هاي معين او با انديشه اتم جور درمي آمد.
در سال 1803 جان دلتون” John Dalton “ فيزيكدان و شيميدان انگليسي به تئوري اتمي جان تازه بخشيد و جدول وزنهاي اتمي را تنظيم كرد. و همچنين قانون نسبت هاي چندگانه يا قانون دالتون را كشف كرد. در اين قانون نسبت هاي چندگانه هنگامي برقرار است كه بخواهيم يك اتم يا دو اتم يا سه اتم از يك عنصر را با يك يك اتم از عنصر ديگر تركيب كنيم. اما هرگز نمي توان با دو نيم اتم و نسبت هايي مانند آن تركيبي بدست‌ آورد. دالتون فكر كرد كه اين موضوع آخرين گواه لازم براي نشان دادن اين است كه عنصرها از اتمهايي ساخته شده اند كه به تكه هاي كوچكتر تقسيم نمي شوند.
دالتون در سال 1808 ميلادي كتابي را انتشار داد و در آن انديشه هاي خود را در بارة اتم بيان كرد.
پس از انتشار كتاب او شيميدان ها يكي از پس از ديگري تصور وجود اتم را پذيرفتند و سرانجام همه شيميدانها به وجود اتم معتقد شدند. بهمين سبب او را طراح تئوري اتمي و كاشف اتم مي دانند.
در اواخر سال 1890 بتدريج تعدادي از پديده هاي مطرح شده آن زمان قابل توجيه شدند و دو حادثه منجر به كشف هايي شد كه عبارتند از كشف اشعه ايكس در سال 1895 توسط ويلهلم رونتگن آلماني Wilhelm Roentgen و كشف يك اشعة غيرعادي ساطع شده از اورانيوم كه باعث تيره شدن صفحه حساس عكاسي مي گرديد. اين كشف توسط هنري بكرل فرانسوي Henri Becquerel در پاريس در سال 1896 صورت پذيرفت.
كشف ذرة باردار الكتريكي كه الكترون ناميده شد توسط ژوزف جان تامسون انگليسي Joseph John Thomson در سال 1897 كه از بررسي و تحقيق تخليه الكتريكي گازها در آزمايشگاه كاونديش در كمبريج حاصل شده بود صورت گرفت. اين نخستين طرح اتمي از اوست. تامسن اتم را به صورت كره اي پر از ماده مي دانست كه داراي بار الكتريكي مثبت است و عده اي الكترون در آن موج مي زند. عدة الكترون ها به اندازه اي است كه بار كلي اتم خنثي است.
در سال 1898 دو عنصر جديد دو عنصر راديواكتيو يعني راديوم و پولونيوم كه مانند اورانيوم از خود اشعه ساطع مي كردند توسط مادام كوري و همسرش پير كوري Madam Curie و Curie Pierre كشف شد.
اين كشف در نتيجه يك بررسي و تحقيق حساب شده از مشاهدات بكرل بدست آمد. آنها اين پديده را راديواكتيويته ناميدند.
تلاش طولاني خانواده كوري در يك انبار سرد با وسايل ناقص در مدرسه فيزيك در پاريس انجام گرفت آنها براي اثبات وجود «راديوم» اين ماده را از يك تن سنگ معدن اورانيوم جدا نموده و بدين ترتيب وجود اين عنصر را مشاهده و اندازه گيري كردند. اين موفقيت يك حماسه در تاريخ علوم بشمار مي آيد.
پس از مرگ پير كوري در يك حادثه روياي خانواده كوري كه تاسيس انستيتو راديم در پاريس بود محقق شد. او بيشتر وقت خود را در اين انستيتو روي راديواكتيويته صرف كرد.
ارنست راترفورد Ernest Ruther Ford فيزيكدان انگليسي در زلاندنو بدنيا آمد. وي در سال 1895 از نيوزيلند به كمبريج رفت و در همانجا با كشفيات بكرل و خانواده كوري آشنا شد و در تمام طول عمر به تحقيق در زمينة راديواكتيويته پرداخت. وي همكاري خودش را با شيميست جوان و برجسته فردريك سودي Frederick Soddy از دانشگاه آكسفورد آغاز كرد. مهارتهاي سودي نقش مهمي در موفقيت او داشت. در طي دو سال كه با هم همكاري داشتند بر پاية آزمايشهايي كه انجام دادند ثابت كردند كه ريشه اصلي ايجاد راديواكتيويته تغيير خودبخودي يك اتم به اتم ديگر است. اين كشف به معناي رد اين اعتقاد قديمي بود كه عنوان مي كرد اتمها توپهاي كوچك غيرقابل تجزيه هستند كه هيچوقت ماهيت عوض نمي كنند. در مقابل اين ادعا در پديده راديواكتيويته مشاهده مي كنيم كه يك عنصر شيميايي به عنصر ديگر تبديل مي شود. البته نه تبديل سرب به طلا بلكه بعنوان مثال تبديل راديم به گاز نادر رادون، راديم كه بتدريج از بين مي رود گفته مي شود كه تحت تلاشي راديواكتيويته قرار گرفته است.
او تابشهاي راديواكتيويته را كشف كرد. وي تابشي را كه از اورانيوم و توريوم ساطع مي شد به سه دسته تقسيم كرد. و اين سه نوع تابش را با نام سه حرف اول الفباي يوناني نامگذاري كرد. تابشي كه بر اثر گذشتن از نزدكي آهنربا كمي خم مي شود پرتوهاي آلفا (= اشعه آلفا) ناميد و تابشي را كه بر اثر گذشتن از نزديكي آهنربا خميدگي بيشتري پيدا مي كرد پرتوهاي بتا (= اشعه بتا) ناميد و تابشي را كه گذشتن از نزديكي آهنربا تأثيري بر آن تأثير نداشت پرتوهاي گاما (=اشعه گاما) نام نهاد.
او در يك لحظة به ياد ماندني كه يكي از همكارانش بمنظور بررسي ساختمان اتم، آنها را با ذرات كوچك باردار (ذرات آلفا) بمباران مي كرد، تعدادي از ذرات در برخورد با اتم جهتشان تغيير مي كرد و عده اي مخالف جهتي كه وارد شده بودند منعكس مي شدند. راترفورد اين واقعه را با بكاربردن يك محفظة پانزده اينچي و بمباران كردن يك صفحه كاغذ شبيه سازي نمود. پس از انجام اين آزمايش او عنوان كرد كه تعداد محدودي از ذرات آلفا بايستي با نيروي بسيار قوي كه در داخل اتمها وجود دارد رودررو قرار گيرند و اين در حالي مي تواند اتفاق بيافتد كه هستة اتم داراي بار الكتريكي بسيار كوچكي باشد. اكثر ذرات آلفا از فضاهاي خالي اطراف هستة اتم تقريباً بطور مستقيم عبور مي كنند. اما ذرات آلفايي كه شانس رسيدن به هستة اتم را پيدا مي‌كنند منعكس مي گردد. بدين وسيله ايدة اتم هسته اي بوجود آمد.
وي پروتون را در سال 1919 كشف كرد. او با كساني چون هانس گايگر Hons Geiger محقق آلماني كه شمارنده گايگر را اختراع كرد و جرج فون هوسي George Von-Hevesy محقق لهستاني كه طراح تعداد زيادي از روشهاي راديوشيمي بود و بالاتر از همه، دان نيلز بوهر Dane niels Bohr كه شهرتش به پاي راترفورد مي رسيد همكاري داشت. كه هر كدام پس از جدا شدن از راترفورد مركز تحقيقاتي جديدي در زمينة راديواكتيويته و هستة اتم تأسيس كردند.
در اين مرحلة زماني، در دو زمينة ديگر فيزيك در خصوص علوم اتمي پيشرفت هاي ارزشمندي رخ داد. اولين پيشرفت، تئوري نسبيت آلبرت انشتاين Albert Enishtein فيزيكدان و رياضي دان آلماني بود. در ميان نتيجه هاي مختلف حاصل از اين تئوري، معادله معروف مربوط به ارتباد ماده و انرژي است كه معمولاً بصورت E=MC2 نشان داده مي شود. بر مبناي اين معادله مي توان كفت كه جرم و انرژي دو حالت از يك چيز يكسان هستند. مثلاً اگر يك گرم از ماده اي را به انرژي تبديل كنيم، مقدار انرژي حاصل باندازة مقدار انرژيي خواهد بود كه از يك بمب اتمي حاصل مي شود. مقدار بسيار جزيي از اين انرژي وقتي آزاد مي شود كه يك نوع اتم با انجام «تلاشي راديواكتيو» به نوع ديگر تبديل شود. مقدار بسيار بيشتري از انرژي حاصل از ماده، در راكتورهاي اتمي و سلاحهاي هسته اي آزاد مي گردد.
اينشتين را از پدران عصر اتم دانسته اند. نظريات او در گسترش پژوهشهاي اتمي تأثير فراوان داشت. اين پژوهش ها به ساختن نخستين بمب اتمي انجاميد. شهرت انيشتن بيشتر به سبب «تئوري نسبيت» اوست.
دومين پيشرفت در اين دوره ماكس پلانك Max Plank بود او با طرح اين ايده كه اتمها حامل مقداري انرژي هستند و اتمها فقط قادر هستند كه مقدار معيني از انرژي را بگيرند يا دفع كنند قوانين تئوري كوانتايي را مطرح كرد.
در خصوص اين تئوري نيلز بوهر در سن 26 سالگي از كپنهاك وارد كمبريج شد. او اعتقاد داشت كه هستة اتم مطرح شده توسط راترفورد اگر از قانوني كه براي دينام و موتورهاي الكتريكي بخوبي عمل مي كند تبعيت نمايد نمي تواند دوام بياورد. در مدل راترفورد الكترون همانند سيارات كه بدور خورشيد مي گردند بدور هستة اتم در حال گردشند اما يك تفاوت وجود دارد. الكترونها بر خلاف سياره ها داراي بار الكتريكي هستند. بر مبناي شاخه اي از فيزيك كلاسيك بنام الكتروديناميك، اگر الكترون ها طبق تظر راترفورد بدور هسته در گردش باشند بطور مداوم بايستي انرژي خود را بصورت تشعشعي از دست بدهند و در نهايت پس از تمام شدن انرژيشان در هسته سقوط كنند. در صورتيكه اين اتفاق نمي افتد. بنابراين بوير شجاعانه ادعا كرد كه الكتروديناميك براي الكترون در يك اتم مصداق ندارد. او چنين عنوان كرد كه اتم در يك حالت ايستا قرار دارد كه الكترون ها بدون از دست دادن انرژي بدور آن مي چرخند.
او مدت چند ماه روي اين ايده تعمق كرد تا اينكه در فوريه سال 1913 دانشجويي از كپنهاك توجه او را به قاعده معيني كه سي سال قبل در مورد طيف اتم هيدروژن مشاهده شده بود جلب كردو اين مسئله مانند پيدا كردن كليدي براي حل يك معما بود. بر اين مبنا بوهر نظريه خود را به اين صورت جمع بندي كرد. يك اتم نه تنها در يك حالت ايستا بلكه در چندين حالت ايستا، اما با انرژيهاي متفاوت مي تواند وجود داشته باشد، كه با جذب و يا از دست دادن يك كوانتم انرژي قادر است از يك حالت به حالت ديگر انتقال يابد. بر اين اساس او معادلاتي تديون نمود كه براي چندين خط معين طيف اتم هيدروژن بطور دقيق تطبيق داشت.
تئوري بوهر اين نظريه فيزيك كلاسيك را كه معتقد است در طبيعت جهش وجود ندارد كنار زد.
در اوايل 1920 تئوري كوانتومي اوليه كه بر مبناي ايده جهش كوانتومي بوهر قرار داشت به دو نوع مشكل برخورد كرد. اما ورنر هايزنبرگ Werner Heisenberg كه به منظور كار با بوهر در سال 1924 از آلمان نزد وي آمده بود توانست راه خروج از اين بحران را پيدا كند و ايده اي را مطرح كرد كه به زودي به يك تئوري بنام مكانيك كوانتائي تبديل گشت.
يكي ديگر از برجستگان برنامه هسته اي جان كاك كرافت John Coc Kraft است. او به راديواكتيويته علاقه مند شد. وي از پيشگامان هستة اتم بود و براي كامل كردن بمب اتم كوشش بسيار كرد. و در شكستن هسته اتم نقش بسياري داشته است. كاك كرافت و والتون وگامو كه با ايدة بمباران هسته بوسيلة يك ذره با سرعت بالا، آشنا بودند يادداشتي براي راترفورد نوشتند و از آنجايي كه ذرات بدون نياز به عبور از مرز انرژي هسته، قادرند كه به درون هسته وارد شوند، انرژي كمتري نياز خواهند داشت. در اين صورت ممكن است پتانسيلي در جدود چندصدهزار ولت كافي باشد.
بنابراين راترفورد به كاك كرافت و والتون اختيار داد تا گرانترين دستگاهي كه تا آن زمان ساخته شده بود را جهت شتاب دادن پروتونها با هزينه اي در حدود 500 پاوند بسازند. كاك كرافت از تجربة مهندسي برق خود در اين زمينه استفاده كرد.
كاك كرافت و دالتون توانستند هستة اتم ليتيم را توسط پروتون بمباران كنند. ذرة آلفاي خارج شده از هدف تشخيص داده شد كه مؤيد نفوذ پروتون به درون هسته و شكافت هستة ليتيم بود. در نتيجه يك واكنش هسته اي و يك تبديل هسته اي بصورت مصنوعي انجام گرفته بود.
در اين زمان دو محقق آلماني بنام هاي والتر بوته Walther Bothe و هربرت بكر Herbert Becker آزمايشهايي با اشعة آلفا بر فلز بريليم انجام دادند و سپس خاصيت غيرعادي ديگر تشعشع بريليم توسط داماد كوري «فردريك ژوليت» Fredric Joliot و دخترش ايرن در انستيتو راديوم در پاريس كشف شد. آنها تصميم گرفتند كه از راديوم موجود مقدار زيادي عنصر راديواكتيو پلونيوم تهيه نمايند. آنها پولونيوم را با بريليم مخلوط نمودند و بدينوسيله يك منبع قوي از تشعشع بريليم بوجود آوردند و آنرا جهت مطالعه اثر تشعشع بر اتمهاي هيدروژن كه بطور شيميايي در واكس پارافين پيوند دارند، مورد بررسي قرار دادند. در اين بررسي آنها دريافتند كه برخورد اين اشعه، هستة هيدروژن (پروتونها) را بطور فوق العاده اي با سرعت زياد از واكس پارافين بيرون مي راند. اما اين تشعشع اسرارآميز بريليم با اين خواص غيرعادي چه بود؟
جيمز چدويك فيزيكدان انگليسي James Chadwick تحت تأثير انگيزه هاي راترفورد تصميم گرفت اين معما را حل نمايد. او نشان داد كه پديدة مشاهده شده توسط ژوليت مي تواند مانند برخورد يك گلولة بيليارد با گلولة ساكن ديگر باشد. بنابراين، با انجام محاسبات بر اين مبنا به اين نتيجه رسيد كه تشعشع بريليم ذراتي هستند كه از نظر جرم تقريباً برابر وزن پروتون هستند ولي بار الكتريكي ندارند. او اين ذرات جديد را نوترون نامگذاري كرد. و بدين ترتيب در سال 1913 نوترون را كشف كرد.
اگرچه كشف نوترون در زمان خودش چندان مورد توجه قرار نگرفت ولي بايد قبول كرد كه پيدا كردن اين ذره مرحله اي اساسي جهت كشف راز انرژي هسته اي بود.
در سال 1932 در آمريكا هارولد اوري Harold C.urey و دو نفر ديگر از همكارانش اعلام كردند كه ايزوتوپ ديگري از هيدروژن را شناسايي كرده اند كه از نظر وزني دوبرابر وزن هيدروژن معمولي است. وجود هيدروژن سنگين در هيدروژن معمولي و متعاقباً وزن آب سنگين نسبت به آب معمولي باعث تعجب فراوان در جهان علم شد.
مقدار هيدروژن سنگين كه به دوتريم نيز موسوم بود در طبيعت بسيار كم است. در سال 1932 كشف ديگري در آمريكا بوقوع پيوست. چهار سال قبل پائول ديراك Paull Dirac بر مبناي تئوري محض پيش بيني كرده بود كه ذره اي مانند الكترون اما با بار الكتريكي مخالف (بار مثبت بجاي بار منفي) بايستي وجود داشته باشد.اينك در سال 1932 كارل اندرسن با مشاهده اين ذرات كه در اشعة كيهاني بطور متداوم به زمين مي رسند از تئوري ديراك حمايت عملي نمود. وجود اين ذرات با روشهاي پيش رفته توسط پاتريك بلاكت Patrick Blackett و ژوزف اكشياليني Guiseppe Occhialini مورد تأييد قرار گرفت. اين ذرات بنام پوزيترون شناخته شدند.
كشف سال 1932 در واقع دو ذره ديگر به نامهاي نوترون و دوترون (هسته اتم هيدروژن سنگين) را نيز جهت بمباران در آزمايشهاي علمي در اختيار گذارد. بعلاوه اختراع ماشين شتاب دهنده جديدي بنام سيكلوترون در سال 1930 توسط محقق آمريكايي بنام ارنست. او. لورنس Ernest O.Lawrence باعث شد كه در رسيدن به بمب اتمي مؤثر افتد. در سال 1933 سيكلوترون بطور موفقيت آميز جهت شتاب ذرات پروتون و دوترون با انرژي بالا بكار گرفته شد و بدين ترتيب ذرات نوترون بطور غيرمستقيم حاصل گرديد كه جهت بمباران نوتروني بكار گرفته مي شد.
در همين اوان پيشرفت در علوم هسته اي ادامه يافت در سال 1934 كشف مهم ديگري در زمينه بمباران توسط ذره آلفا بوقوع پيوست.
فردريك و ايرن ژوليت يك سري آزمايشهايي را با منبع قوي پولونيمي كه در اختيار داشتند انجام دادند. آنها متوجه شدند كه بجز ذرات پروتون و نوترون كه شناخته شده اند، بعضي از هدف ها پوزيترون توليد مي كنند. اين براي اولين بار بود كه پوزيترون در اثر يك واكنش هسته اي در آزمايشگاه توليد مي شد.
ژوليت به يكي از همكارانش گفت كه وقتي صفحه آلومينيم بوسيله ذرات آلفاي حاصل از منبع پولونيم بمباران مي شود، دستگاه كايگر بصدا درمي آيد. وقتي منبع پولونيم را دور مي كنيم انتظار داريم كه دستگاه از صدا بيفتد، ولي بر خلاف انتظار دستگاه براي چند دقيقه بصدا دادن ادامه مي دهد و سپس به تدريج متوقف مي شود.
آنچه اتفاق افتاده است خارج شدن ذرات پوزيترون از صفحه آلومينيم مي باشد. اين بدين معني است كه آلومينيوم راديواكتيو شده است. اين اولين ماده راديواكتيو بود كه بطور مصنوعي تهيه شده بود. در واقع ايزوتوپ فسفر راديواكتيو با نيمه عمر كوتاه از بمباران آلومينيم توسط ذرة آلفا بوجود آمده بود. دو عنصر ديگر بر و منيزيم نيز نتيجه يكساني دادند. پس از اين كشف، تعداد زيادي از عناصر راديواكتيو به صورت مصنوعي از اين طريق تهيه شدند.
كاك كرافت و همكارانش شتاب دهنده پروتون را براي تهيه عناصر راديواكتيو بكار گرفتند. اما آمريكاييها سيكلوترون كه چند سال بعد بعنوان قويترين دستگاه براي اين منظور شناخته شد مورد استفاده قرار دادند.
در ميان كسانيكه تحت تأثير نتايج ژوليت قرار گرفت انريكو فرمي Enrico Fermi فيزيكدان ايتاليايي بود كه هشت سال بعد اولين راكتور هسته اي جهان را ساخت. تفكري كه او را به اين راه كشاند اين بود كه او تشخيص داد براي بمباران كردن، نوترون مناسب تر از آلفاست. نوترون بدليل نداشتن بار الكتريكي توسط هسته، نه جذب و نه دفع مي گردد. ذرات آلفا داراي بار الكتريكي مثبت هستند بنابراين ذرة آلفا بايستي انرژي زيادي داشته باشد كه بتواند به انرژي دافعة هسته غلبه كند و به درون آن نفوذ يابد. بنابراين ذرات آلفا فقط قادرند به هسته هايي با بار الكتريكي كم، كه منجر به نيروي دافعه كم خواهد شد، نفوذ كنند. و لذا دامنة تإثير اين ذرات فقط به چند عنصر محدود مي گردد.
فرمي يك دستگاه كايگر ساخت و در عين حال در زيرزمين ادارة بهداشت عمومي، با يك گرم راديوم يك منبع نوتروني نيز آماده كرد. سپس او به ترتيب از هيدروژن كه سبك ترين عنصر بود شروع به بمباران كرد. در شش آزمايش اولي هيچ اتفاقي نيفتاد و به تدريج فرمي نااميد مي شد. تا اينكه در آزمايش هفتم، با عنصر فلوئور تغييرات قابل ملاحظه اي مشاهده كرد و از آن پس عناصر زيادي را مورد بررسي قرار داد. در اين موقع فرمي همكاران زيادي را به كمك دعوت كرد. او اميليوسگره Emilio Segre را به بازار فرستاد تا هر تعداد عنصر شيميايي كه در بازار رم موجود است خريداري نمايد.
سگره اولين شخصي بود كه با مراجعه به مركز تأمين مواد شيميايي، خواستار فلزات كميابي مانند روبيدم و سزيم شد.
در نهايت فرمي آزمايشهاي خود را روي شصت عنصر از نود عنصري كه تا آن زمان شناخته شده بود انجام داد و موفق شد كه با بمباران نوتروني بيش از چهل عنصر را راديواكتيو كند. او با وارد كردن نوترون در هستة اورانيوم، عنصر 93 را بدست‌آورد كه پنتونيوم ناميده شد. سال بعد برونو پونتي كورو Bruno pontecorvo ايتاليايي و ادوآردو آمالدي Edoardo Amaldi با قرار دادن يك منبع نوترون در درون يك لوة نقره اي آن را بمباران كرد و بدين ترتيب پديدة عجيبي را مشاهده نمودند. آنها متوجه شدند كه اگر عمل اكتيو كردن روي يك ميز چوبي انجام شود اكتيويته بيشتري در مقايسه با وقتي كه بمياران روي يك ورق فلزي صورت مي گيرد، بوجود مي آيد. پس از انجام چندين آزمايش فرمي پيشنهاد داد كه آزمايش را در حفره اي در درون واكس پارافين انجام دهند. در اين حالت اكتيويته بسيار زياد شد و به چندصد برابر افزايش يافت. فرمي عقيده داشت كه ابتدا نوترون بكرات با اتمهاي هيدروژن موجود در پارافين برخورد كرده و سرعتش كم مي شود. در مرحلة دوم نوترون ها كند شده و در برخورد با فلز اكتيويته بيشتري در مقايسه با نوترون هاي سريع بوجود مي آورند. او اعتقاد داشت كه اتمهاي هيدروژن در مقايسه با اتمهاي ديگر بهتر نوتورن ها را كند كنند زيرا هيدروژن از نظر جرم تقريباً با نوترون برابر است. آنها آزمايش ساده اي را با آب كه در يك ليتر آن تقريباً باندازه يك ليتر واكس پارافين، اتم هيدورژن وجود دارد انجام دادند.
در بعدازظهري منبع نوتروني همراه با لولة نقره اي را در استخر باغي كه در پشت آزمايشگاه قرار داشت، قرار دادند و همانند آزمايشهاي قبل اكتيويته زيادي بوجود آمد.
انجام يكسري آزمايش بيشتر نشان داد كه اثر مشاهده شده به نقره محدود نمي شود و علت اصلي اكتيويته بوجود آمده توسط نوترون، بخاطر مواد هيدروژن دار است.
موادي مانند آب و واكس پارافين كه مي توانند سرعت نوتورن را كاهش دهند، امروزه كند كننده‌ها ناميده مي شود. و در راكتورهاي هسته اي اهميت فراواني دارند.
اتوفريش Otto frisch فيزيكدان اتريشي كه تكنيك هاي هسته اي را از بلاكت آموخته بود، با دعوت بوهر همراه بلاكت به انستيتو بوهر آمد. او نقش زيادي در شكافت هسته و راه اندازي پروژه اتمي داشت. وي اعلام نياز به يك منبع نوترون قوي را پيشنهاد داد و متعاقب آن از مردم درخواست يكصد هزار كرون (در حدود 5000 پاوند) براي خريد 6/0 گرم راديم را كرد.
وي در 7 اكتبر 1935 بعنوان كادوي پنجاهمين سالگرد بوهر آنرا با انستيتوي وي اهدا كرد. اين مقدار راديم با پودر نرم شده بريليم مخلوط گرديد تا يك منبع نوتروني ساخته شود. فريش بعنوان مسئول اين كار انتخاب شد وبه زودي اين منبع نوتروني را براي بمباران نوتروني مواد مختلف بكار گرفت.
بوهر با علاقه زيادي نتايج كسب شده را دنبال مي كرد. وي در اواخر سال 1935 به اين نتيجه رسيد كه هسته بصورت خوشه اي از كره هاي كوچك پروتون و نوترون مي باشد. اين ذرات درتماس با يكديگر در كنار هم باقي مي مانند بطوري كه آزادي حركت خود را حفظ مي كنند و مي توان آنها را بيك قطره مايع تشبيه كرد. مجموعه اي از ذرات كوچك (اتم ها و مولكولها) بهم پيوسته كه بطور مداوم در حركت هستند.
بنابراين مي توان انتظار داشت كه هستة مقداري از خواص قطرات مايع را داشته باشد. اين ابتداي شكل گيري جديد در مورد هستة اتم بود كه بوهر و همكارانش در سال هاي بعد در مورد آن كار كردند.
چند سال بعد مدل قطره مايع جهت توجيه پديدة فيسيون (پديده شكافت هسته) بكار گرفته شد.
در سال 1938 دو دانشمند آلماني بنام اتوهان Otto Hahn و ليزه ماتينر Lise Meitner بانوي فيزيكدان كه عمه «اتوفريش» بود، دست به پژوهشهاي گسترده اي در زمينة گوناگون فيزيك زدند. اتوهان توانست با كمك ماتينر در سال 1917 عنصر كمياب راديوآكتيو پروتاكتينوم را كشف كند، و در سال 1938 و با همكاري فريتس اشتراسمن Fritz Strassman توانستند هستة هاي اتم اورانيوم را با نوترون بمباران نمايند و به اين نتيجه رسيدند كه تعدادي از اين هسته ها به دو قطعه هم اندازه شكافته مي شوند و بدينسان موفق به شكافت هستة اورانيوم شدند. اين پژوهش ها در ساخت بمب اتمي مؤثر بود.
خبر شكافت هستة اورانيوم به گوش لئوزيلادر Leo Szilard فيزيكدان مجارستاني رسيد. وي به فيزيك هسته اي علاقمند بود وي با طرح اجراي واكنشي زنجيره اي به اين نكته قابل توجه اشاره كرد كه در اين روند هسته هاي راديواكتيو خود به خود فرو نمي پاشند، بلكه نوترونهاي نفوذكننده مانند بمبهاي كوچكي هستة اتم هاي بزرگتر را در هم مي شكند.
در واقع نوترون شكافت هسته را باعث مي شود و نوترون حاصل از شكافت هسته، واكنش زنجيره اي شكافت را ادامه مي دهد. نوترون هاي حاصل از شكافت باعث بوجود آمدن شكافت هاي جديد شده و نوترون هاي حاصل مجدداً در شكاف هاي بعدي شركت مي كنند و اين عمل به صورت زنجيره اي ادامه مي يابد.
اين شبكة زنجيري را مي توان با يك شبكه اورژانس اعلام خطر مقايسه كرد به عنوان مثال اگر يك نفر زنگي را به صدا درآورد با شنيدن صداي زنگ پنج نفر ديگر هر يك پنج زنگ را به صدا درمي آورند بهمين ترتيب باز پنج نفر ديگر هر يك پنج زنگ را به صدا درمي آورند و اين عمل همچنان ادامه مي يابد و به زودي صداي زنگها گسترش وسيعي پيدا خواهند كرد.
دانشمندان ديگري كه در بارة اتم و ساختن بمب اتمي تلاش كردند مي توان از نيلس هنريك داويد بور Niels Henrik David Bohr دانشمند دانماركي نام برد. شهرت او بيشتر نظريه هايش در زمينة ساختمان اتم است. وي در سال 1913 در بارة ساختمان اتم طرحي داد كه در آن زمان موفق ترين طرح به شمار مي رفت. اين طرح نخستين اقدام موفقيت آميزي بود كه ساختمان اتم را در طيف سنجي مورد استفاده قرار مي داد. از اين گذاشته، اطلاعات به دست آمده از طيف سنجي را براي توضيح ساختمان درون اتم به كار مي بست. وي در پژوهشهايي كه به ساختن بمب اتمي انجاميد همكاري كرد. وي پيوسته در راه گسترش كاربرد انرژي اتمي در راه صلح جويانه مي كوشيد.
رابرت اپنهايمر Robert Oppenheimer دانشمند آمريكايي در رشتة فيزيك نظري بود. وي با گروه ديگري از دانشمندان چند سال وقت صرف كرد تا اورانيوم 235 و پلوتونيوم فراهم آورد و بمب اتمي بسازد.
نخستين انفجار اتمي در نزديكي پايگاه هوائي الاموگوردو (Alamogordo) در نيومكزيكو انجام گرفت كه انفجار گرفت كه انفجار مهيبي بود. اپنهايمر، پس از بمباران اتمي ژاپن از هواداران جدي كنترل بين المللي سلاحهاي اتمي شد و با ساختن بمب ئيدروژني مخالفت كرد و بهمين سبب سناي آمريكا، او را براي امنيت كشور خطرناك دانست و از كار بركنار كرد.
دو بمب اتمي ديگر نيز تهيه شده بود. در آن تاريخ آلمان تسليم شده بود اما ژاپن همچنان به جنگ ادامه مي داد. در روز 24 ژوئيه سال 1945 ترومن رئيس جمهور آمريكا دستور پرتاب اتمي را به ژاپن صادر كرد. در روز 26 ژوئيه به ژاپن هشدار داده شد كه اگر تسليم نشود تهديد فوري و تخريب محض در انتظارش است ولي ذكري از سلاحهاي هسته اي نشد.
برخي از بزرگان با نفوذ ژاپن درخواست صلح كردند، اما روز 28 ژوئيه نخست وزير ژاپن اولتيماتوم آمريكا را غيرقابل قبول اعلام كرد.
در روز 6 اوت 1945 بمب اتمي بوسيلة بمب افكن 29-B همراه دو هواپيماي همراهي كننده روي هيروشيما پرتاب شد.
خلبان بمب افكن ابتدا شعلة انفجار را مشاهده كرد و پس از برخورد دو ضربه كه به هواپيمايش وارد آمد. (يكي موج مستقيم و ديگري منعكس شده از زمين) را احساس كرد و متعاقب آن توده عظيمي از ابر به ارتفاع 35000 پا تشكيل شد. اين تودة ابر تا فاصلة 363 مايلي هنوز قابل رويت بود.
آمار روز بعد نشان مي داد كه 60 درصد شهر تخريب شده است. شهرداري هيروشيما حداقل -/000/140 نفر كشته شدگان را به رئيس سازمان ملل گزارش داد. سپس در روز 9 اوت 1945 بمب پلوتونيوم با بمب افكن 29-B به سمت ناكازاكي پرتاب شد و 44 درصد شهر تخريب گرديد. دولت ژاپن به ناچار تسليم شد و جنگ جهاني دوم پااين پذيرفت.
آنچه حائز اهميت است اين است كه حملات بمب اتمي از لحاظ تعداد كشته شدگان و مناطق ويران شده در مقايسه با حملات هوايي معمولي كه در هامبورگ و شهرهاي ديگر آلمان و كشته شدن 83000 نفر در آاتش سوزي حمله مارس 1945 در توكيو متفاوت نبود. ولي تفاوت در اين بود كه تنها با يك بمب اتمي در چند ثانيه نتايج مشابهي را به بار آورد. عوارض ناشي از اين محصول نهايي حاصل از تشعشعات همراه با جراحات و سوختگيها و خرابي و مرگ و مير بندريج بر اثر گذشت زمان عمق فاجعه را نشان داد.
بسياري از دانشمندان نظر دادند كه بمب اتمي هيروشيما و ناكازاكي تباه كردن يك تجربه بود. دو نفر از كساني كه تصور مي شد مشخصاً مسئوليت مستقيم در خلق بمب اتمي را داشتند (فريش و بوهر) پس از جنگ بار سنگيني را بر دوش كشيدند و از هرگونه شوق و ذوقي عاري شدند.
پس از پايان جنگ جهاني دوم كشورهايي چون آمريكا و روسيه به طرح برنامه هاي هسته اي وسيعي روي آوردند و بمب هاي هيدروژني و يا حرارتي هسته اي خود را تحت عنوان سوپربمب آزمايش كردند.
در سالذ 1949 اولين بمب اتمي شوروي منفجر شد. و سپس در اول نوامبر بمب هيدروژني آمريكا آزمايش شد. اين انفجار كه مايك ناميده مي شد هزارها بار قويتر از انفجار بمبي بود كه در هيروشيما بكار برده شده بود.
شوروي سابق در 12 اوت 1963 اولين بمب هسته اي (بمب هيدروژني) خود را منفجر كرد.
بريتانيا و فرانسه راه آمريكا و شوروي را در توسعة بمب سوپر دنبال كردند و چين كمونيست نيز با انفجار اولين بمب اتمي و سپس بمب هيدروژني وارد مسابقة تسليحات هسته اي شدند و چنانكه مي بينيم در طي سالها بمب هاي زيادي توسط اين كشورها منفجر و آزمايش شد.
تنها كشور ديگري كه سلاح هسته اي اختراع شده خود را منفجر كرد هندوستان بود. ولي در واقع اين بمب ويژگيهاي بمب هاي ياد شده را نداشت و هندوستان اعلام كرد كه منظورش صرفاً هدايت اهداف صلح آميز بوده است.
بدين ترتيب جهان از طريق ساخت سلاحهاي هسته اي وارد عصر اتمي شد و دانشمنداني كه در اين دوره خود را وقف كار عملي كرده بودند و از نظر رفاه مالي در مضيقه بودند و توانستند انقلابي در تفكر انسان از ماهيت ماده بوجود آورند، و تلاششان صرفاً علمي بود كه در نهايت جهت ساخت بمب اتم و انرژي هسته اي منتهي شد.
در عصر اتم انسان مي تواند انرژي هسته اي را به صورت انفجاري در بمبها يا به صورت جريان‌آرام و كنترل شده در راكتورهاي هسته يا براي توليد الكتريسيته مورد استفاده قرار دهد.. و يا براي ساختن بمب هاي اتمي از شكافت (فيسيون) هستة اتم‌هاي بزرگ و سنگين و يا براي ساخت بمب هاي قوي تر از گداخت (فيوژن) هسته يا كوچك و سبك استفاده نمايد.
در اينجا كاربرد صح آميز نيروي هسته اي را در بكار بردن توليد الكتريسيته تا حدودي بررسي مي‌كنيم.
بعد از جنگ جهاني دوم كشورهاي صنعتي سعي كردند قسمتي از برق خود را توسط انرژي اتمي تأمين نمايند.
اولين بار در سال 1951 راكتور آزمايشي در آمريكا ايجاد شد.
در سال 1953 در مسكو راكتوري براي توليد برق احداث شد.
در سال 1956 انگلستان به اين كار مبادرت كرد و تا سال 1971 فقط ده درصد از برق توليد شده در انگلستان توسط راكتورهاي هسته اي توليد شد.
استفاده از راكتورهاي كوچك توسط كشورهاي آمريكا در سال (1941) كانادا و روسيه (1946) انگليس (1947) فرانسه در سال 1948 و نروژ (1952) سوئد (1955) بلژيك و هندوستان (1975) احداث شد.
استفاده از راكتورهاي بزرگ با كاربردهاي تجاري و مختلف توسط:
آمريكا در سال (1945) انگليس (1951)آمريكا (1952 و 1953) روسيه (1954) فرانسه (1956) انگليس (1957) آمريكا (1958) فرانسه (1958) روسيه (1960 و 1958) و …
تا سال 1983 تعداد 297 راكتور در 25 كشور در حال كار بوده اند. توليد اين راكتور ها 170 ميليارد كيلووات برق بوده است. اين مقدار برق بيش از مصرف كشورهاي انگليس – فرانسه و آلمان غربي بوده است.
در فنلاند و فرانسه و سوئد حدود 40% از توليد برق توسط راكتورهاي اتمي حاصل مي گردد.
بلژيك، بلغارستان، سوئيس حدود 30% توليد برق اتمي دارند.
در حال حاضر بيش از 400 ميليارد كيلووات برق توسط حدود 500 راكتور در سطح جهان توليد مي شود.
حدود 55 راكتور اتمي با ظرفيت توليد حدود 44 ميليارد كيلووات توسط كشو.رهاي ايران – روماني و كوبا در حال ساخت مي باشند.
در سال 1995 حدود 87% از برق ليتواني – 78% از برق فرانسه و 59% از برق بلژيك توسط نيروگاههاي اتمي توليد مي شده است.
راكتورهاي اتمي از نوع آبي (سردشونده توسط آب) و گازي (سردشونده توسط گاز) هستند. اين نوع راكتورها فقط حدود 1% از اورانيوم موجود را مصرف مي كنند كه مقدار زيادي اورانيوم 235 و كمي اورانيوم 238 را شامل مي شوند. البته روش پلوتونيوم حدود 50% از اورانيوم را به مصرف مي رساند. بنابراين مي توان حدود 50 برابر انرژي توليد كرد. تكنولوژي لازم براي اين مهم توسط راكتورهاي زاينده سريع قابل تأمين است.
كشورهاي انگليس و فرانسه در اين زمينه از ديگر كشورها جلوتر هستند. در حال حاضر به صورت عادي مي توان از حدود ده ميليون تن اورانيوم بهره گرفت و با توجه به 40 ميليون تن اورانيوم اقيانوسها مقدار قابل استحصال با روشهاي بسيار پيشرفته خيلي بالا خواهد رفت و انرژي جهان را براي چند قرن تأمين خواهد نمود.
بحث ايمني راكتورها يكي از مسائل بسيار مهم بوده است. حوادثي مثل چرنوبيل روسيه در 25 آوريل 1986 و تري مايل آيلند آمريكا در 28 مارس 1979 اين مهم را بسيار حساس تر كرده است.
در اينجا به توضيح مختصري از حادثه چرنوبيل مي پردازيم.
اين حادثه كه در تاريخ 26 آوريل 1986 در اوكراين اتفاق افتاد يكي از بدترين و وحشتناك‌ترين حوادث تاريخ هسته اي و حتي غيرهسته اي جهان بوده است. اين حادثه در نيروگاه هسته اي چرنوبيل در خلال انجام يك آزمايش فني كم قدرت اتفاق افتاد. بهره برداري غير اصولي و نابجا از راكتور باعث انفجار پي در پي راكتور شد.سيستمهاي ايمني خاموش شده بودند و ساختمان به شدت آسيب ديد و راكتور به طور كامل تخريب گرديد.
ميزان پرتو دريافتي گروههاي جمعيتي اين حادثه را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:
الف: كارگراني كه به نحوي در سانحه درگير بودند.
ب: ساكنان منطقه تخليه شده
ج: ساكنان مناطق آلوده و تخليه نشده
الف: كارگراني كه در سانحه درگير بودند را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:
1- افرادي كه در روز اول سانجه درگير اقدامات اورژانس بوده اند.
2- كسانيكه بين سالهاي 1986 تا 1990 در محوطه نيروگاه و يا در نواحي اطراف آن مشغول پاكسازي مواد پرتوزا و ساير عمليات پاكسازي بوده اند.
1- كارگران اورژانس افرادي بودند كه در روز اول حادثه با پيامدها و عواقب سانجه درگير بوده‌اند مثل كاركنان نيروگاه، مأموران آتش نشاني كه در اولين لحظات سانجه در محل بوده اند، محافظان و تيم پزشكي مستقر در محل. حدود 600 كارگر در محل حادثه حضور داشته اند.
2- كارگران عمليات بازسازي در فدراسيون روسيه حدود 000/600 نفر نظامي و غيرنظامي بوده اند كه 000/240 نفر آنها نظامي بوده اند. 226000 نفر از كارگران عملياتي بازسازي كار در محدودة 30 كيلومتري اطراف راكتور در سالهاي 1986 الي 1987 به استخدام درآمدند. سن اين افراد كه نيمي نظامي و نيمي غيرنظامي بوده اند بين 20 الي 45 سال بوده است.
حدود چهارصد هزار نفر كارگر ديگر هم بميزان كمتري دچار پرتوگيري شده بودند.
ب: افراد تخليه شده از مناطق آلوده.
ساكنان روسية سفيد (بلوروس) در سه مرحله تخليه شدند. در مرحله اول از دوم تا هفتم ماه مي 1986 حدود 000/11 نفر تخليه شدند. در مرحله دوم از سوم تا دهم ژوئن حدود 6000 نفر و در مرحله سوم اوت و سپتامبر 1986 حدود 7350 نفر ديگر تخليه گشتند. خلاصه تا پائيز همان سال حدود 116000 نفر تخليه شدند.
علاوه بر انسانها حدود 000/60 راس گاو هم تخليه گشت.
ج: ساكنان مناطق آلوده اتحاد جماهير شوروي سابق تقريباً 000/130 نفر از افراد شامل 39500 كودك در مناطق با بيشترين آلودگي درگير بودند، اين جمعيت دچار ناراحتي هاي شديد تيروئيد شده بودند.
ضايعات اين حادثه عبارت بوده اند از سرطان تيروئيد، سرطان خون كه بيشترين تلفات را داشته است. مجموعاً 237 نفر از كاركنان راكتور و كاركنان اورژانس تحت بررسيهاي پرتوگيري قرار گرفتند. 134 نفر هم دچار عدم رشد مغز استخوان شده بودند. 37 تن از بيماران دچار آسيب شديد پوستي شده و در پانزده مورد علائم بيماري گوارش ديده شد. 11 تن از اين بيماران فوت كردند. و 28 نفر ديگر چهار ماه بعد فوت شدند. عوارض ديگر شامل ريختن شديد موي سر، افتادن ناخن ها، التهاب مخاطي، ورم ملتحمه چشم، آب مرواريد، و زخمهاي وحشتناك پرتوي بسيار شديدي شايع بوده. عمليات جنسي در بسياري از انسانهاي مورد آزمايش كاملاً مختل شده بود. 3 سال پس از حادثة چرنوبيل بسياري از ساكنان شوروي سابق به اسراييل مهاجرت كردند. بين سالهاي 1989 و 1996 حدود 000/140 نفر از اهالي مناطق آلوده به اسراييل رفتند، 40% از كودكان انتقال يافته دچار بزرگي غده تيروئيد شده بودند.
لازم به توضيح است كه بيماريهاي مورد بحث در مناطق آلوده كه بيش از چند ميليون انسان را در بر مي گرفت از قبيل انواع سرطان ها به تدريج باعث تلف شدن بسياري از آن انسان هاي بي گناه مي شده و خواهد شد.
بطور كلي اين حادثه در همان سال اول سبب مرگ حدود 50 نفر موجب تخليه -/116000 نفر از مناطق اطراف راكتور در سال 1986 و نقل مكان حدود 000/220 نفر از مردم روسيه سفيد، فدراسيون روسيه و اوكراين شد.

مطالب مشابه ...










بررسي انرژي اتمي در جهان امروز

۲۴-۸-۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ▀▄ Happy Tree Friends، تهوع آورترین انیمیشن جهان ▄▀ farzan 3 234 ۲۱-۷-۱۳۹۲ ۰۴:۰۳ عصر
آخرین ارسال: farzan
  دانلود رایگان پاورپوینت گاوهای بومی ايران و نژادهای شیری جهان 29 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 306 ۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۹:۰۸ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [دانلود] رایگان پاورپوینت بررسي سبك اسناد (مكان كنترل) در عزت نفس دانشجویان 26 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 391 ۱-۱۰-۱۳۹۱ ۰۵:۴۱ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] بررسي رابطه بين مهارت مذاكره مديران بازرگاني با فروش شركت ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 234 ۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۸:۴۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش اول) senior engineer 0 261 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش دوم) senior engineer 0 187 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۸ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش سوم) senior engineer 0 130 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش چهارم) senior engineer 0 160 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۲۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  بررسي وضعيت بانكهاي خصوصي در ايران (بخش پنجم) senior engineer 0 201 ۲-۸-۱۳۹۱ ۱۱:۱۹ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  برنامه ريزي كلان- شهرهاي جديد وشهرك هاي استراتژي بهينه سازي مصرف انرژي(بخش اول) senior engineer 0 97 ۱-۸-۱۳۹۱ ۰۵:۰۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان