تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بت پرستی

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
بت پرستی
بت پرستی
مراد از "بت" در این مقاله، بت¬های ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژه¬ی "صَنم" و "وَثن" یاد شده است. "صنم" (مفرد أصنام)، جثّه و هیكلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت¬پرستان جهت تقرب به خدا، آن¬ها را وسیله¬ی عبادت قرار می¬دادند؛ و "وثن" (مفرد أوثان)، بتی از سنگ، چوب یا غیر آن است كه عبادت می¬شد.
بت¬ها، متناسب با جنس و نوع ساخت، اسامی خاصی داشته¬اند؛ مثلاً به سنگ¬های صاف و بی-شكل، "انصاب"، به سنگ¬های تراشیده و منقوش، "اوثان" و به بت¬های ریخته شده از زر و سیم یا تراشیده شده از چوب، "اصنام" می¬گفتند.

تاریخچه¬ و ریشه¬ی بت¬پرستی در ادیان
بت¬پرستی ظاهری و مادی، نه بت¬پرستی به معنای عام كه طبق بیان قرآن، شامل پیروی از هوای نفس نیز می¬شود، از زمان حضرت نوح(ع) رواج یافته است.
در میان قوم حضرت نوح(ع) مردان صالحى (به نام¬های "وَدّ"، "سُواع"، "یَغوث"، "یَعوق" و "نَسر") بودند كه مردم به آن¬ها اظهار علاقه مى‏كردند، شیطان از علاقه¬ی مردم سوء استفاده نموده و بعد از مرگ آن مردان، مردم را تشویق به ساختن مجسمه¬ی آن بزرگان و گرامى داشت آن مجسمه‏ها كرد.
مدتی نگذشت كه نسل¬هاى بعد، رابطه¬ی تاریخى این موضوع را فراموش كرده و تصور نمودند كه این مجسمه‏ها موجوداتى محترم هستند كه باید مورد پرستش قرار گیرند، به این ترتیب به پرستش بت¬ها سرگرم شده و مستكبران ظالم آنان را با این طریق إغفال نموده و به بند بت-پرستی كشیدند.
یکی دیگر از ریشه¬های بت¬پرستی، اعتقاد مشرکان به وجود و خالقیت خدای متعال و ملائكه است که آن¬ها را داراى صورت¬های پوشیده از انسان¬ می¬دانند؛ لذا براى هر كدام صورتى از طلا، نقره و جواهرات تراشیده و آن¬ها را عبادت می¬كردند. عده¬ی دیگر ستارگان را در عالم مؤثر دانسته و چون اغلب ستارگان پنهان هستند، صورت¬هایى براى آن¬ها ساخته و به جاى ستارگان، آن صورت¬های بتی را عبادت می¬نمودند.
منشأ دیگر دوگانه¬پرستى یا چند گانه¬پرستى در بین اقوام، تنوع موجودات عالم است؛ به دلیل اینکه افراد كوته‏فكر باور نمی¬كردند كه ¬همه¬ی موجودات گوناگون و متنوّعى كه در آسمان و زمین است، مخلوق خدای واحد است، براى هر نوعى از انواع موجودات، خدایى قائل بودند كه از آن تعبیر به "رب¬النوع" مى‏كردند؛ مانند: رب¬النوع صحرا، باران، آفتاب، جنگ و صلح و...؛ لذا در اعتقاد آن¬ها، این خدایان خیالی كه گاه از آن¬ها به عنوان فرشته نیز یاد مى‏نمودند، فرمانروایان این جهان بوده و چون موجودات غیر محسوس بودند، تمثال¬هایی براى آن¬ها ساخته و عبادت مى‏كردند. این عقاید خرافى از یونان به مناطق دیگر و سرانجام به حجاز منتقل شد؛ ولى اعراب به خاطر توحید ابراهیمى كه در میان آن¬ها به یادگار مانده بود، نمى‏توانستند وجود «اللَّه» را منكر شوند، در نتیجه این عقائد را به هم آمیختند؛ یعنی در عین حالی¬كه به وجود خدا عقیده داشتند، اعتقاد به فرشتگانى پیدا كردند كه رابطه¬ی آن¬ها با خدا، رابطه¬ی دختر و پدر بود، و بت-هاى سنگى و چوبى را مظهر و تمثال¬هایى از آن مى‏دانستند.
بت¬های معروف در طول تاریخ بت¬پرستان:
خدای متعال در سوره مباركه نوح نام بزرگ¬ترین بت¬های زمان حضرت نوح را ذكر ¬كرده است:
«وَ قالُوا لاتَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لاتَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یغُوثَ وَ یعُوقَ وَ نَسْراً»
«و گفتند: دست از خدایان و بت¬هاى خود بر ندارید، (بخصوص) بت¬هاى "ود" و "سُواع" و "یَغوث" و "یَعوق" و "نَسر" را رها نكنید!»
این پنج بت، از جمله بت¬هایی است که نام آنها در طول تاریخ حفظ شد تا اینکه به عرب¬ها منتقل شد؛ یعنی بت "ودّ" که به صورت مرد بود، برای قبیله¬ی كلب، "سُواع" که به صورت زن بود، برای قبیله¬ی هَمدان، "یغوث" که به صورت شیر بود، برای قبیله¬ی مَذحَج، "یعوق" که به صورت اسب بود، برای قبیله¬¬ی مُراد و "نسر" که به صورت عقاب بود، برای قبیله¬ی حمیر به ارث رسید؛ به همین دلیل بعضی اعراب¬، عبد ودّ و عبد یغوث نامیده شده‏اند.
قرآن بت معروف قوم حضرت الیاس(ع) را "بَعل" معرفی کرده و گفته شده: این بت بزرگ، از جنس طلا بوده كه چهار صورت داشته و دارای چند خدمتكار و شهر "بعلبك" لبنان نیز منسوب به آن است.
اما سه بت مشهور عرب به نام¬های "لات" متعلّق به قبیله¬ی ثقیف، "عزّى" متعلق به قبایل بنى¬سلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن¬بكر و بت "منات" براى قبیله¬ی قدید بود؛ البته بت¬های دیگری نیز بودند، مانند: "اساف"، "نائله" و "هُبَل" كه مورد پرستش اهل مكّه قرار گرفتند. اعراب بت "اساف" را در كنار حجرالاسود، بت "نائله" را در نزدیكى ركن یمانى و بت "هبل" را كه هجده ذراع طول داشت و بزرگ¬ترین بت عرب بود، در بالاى كعبه نصب كرده بودند.
قرآن کریم در مورد سه بت مشهور اعراب¬ جاهلی می¬فرماید:
«أَفَرَأَیتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى»‏
«به من خبر دهید آیا بت¬هاى "لات" و "عزى" و "منات" كه سومین آن¬ها است، (دختران خدا هستند)؟!»
بت¬پرستان، این سه بت را تمثال¬هایى از فرشتگان می¬دانستند و ادعا مى‏كردند كه فرشتگان به طور كلى از جنس دختران هستند؛ البته برخی از این بت¬پرستان، بعضى از بت‏ها را تمثالى از انسان¬ها باور داشتند؛ و همچنین ملائكه را كه از نظر آن¬ها ارباب بت¬ها بودند، نیز در دختر بودن (انوثیت) و شفاعت، مستقل مى‏دانستند؛ درحالی¬که قرآن كریم از ملائكه با عنوان "عبادالرحمن" یاد نموده، نه مونث و نه مذكر، که در مجردات(موجودات غیر مادی)، سخن گفتن از مذكر و مؤنث معقول نیست.
نتیجه اینکه بت¬پرستان و مشركان، اشیاء و موجوداتی مانند خورشید، ماه، ستارگان، مجسمه-های سنگی و چوبی ساخته¬ی دست خود، و حتی مسیحیت که حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدای دیگر خود می¬دانند، مورد پرستش قرار می¬دادند که در این مقاله به تعداد زیادی از این بت¬ها اشاره شد.
ریشه¬ها¬ی اصلی گرایش به بت¬ها
1. جهل:
بنی¬اسرائیل بعد از دیدن چندین معجزه¬ی الهی به دست حضرت موسی(ع)، باز ایمان نیاورده و به پیامبر خدا گفتند: برای ما بت¬هایی بساز كه آن¬ها را عبادت كنیم. بت¬پرستان جاهل با وجود اینكه می¬دانستند، بت¬ها دوامی نداشته و از بین می¬روند و مالك هیچ چیزی حتی نفع و ضرر خود نیستند، باز آن¬ها را تعظیم و تكریم می¬كردند. خدای متعال خطاب به قوم موسی می¬فرماید:
«إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُون»‏
«شما جمعیتى جاهل و نادان هستید.»
یعنی با روشن بودن این مطلب كه هیچ واسطه¬ای بین خدای یگانه و این بت¬ها نیست و خدای با این عظمت که هیچ مثل و مانندی ندارد، جاهلانه است كه معنای عالی الوهیت را به این تمثال¬های سنگی، چوبی، نقره¬ای و طلایی حمل كرد.
جهل بت¬پرستان از چند جهت بود، از یك سو نسبت به خدا و ذات پاكش و این¬كه هیچ¬گونه شبیهی براى او تصور نمى‏شود، جهل داشتند؛ از سوى دیگر جهلشان به علل اصلى حوادث جهان بود كه گاهى سبب می¬شد حوادث را به یك سلسله علل خیالى و خرافى از جمله بت، نسبت دهند و از سوى سوم جهل به جهان ماوراء طبیعت است كه جز مسائل حسّى را نمى‏بینند و باور نمى‏كنند؛ مثلا قطعه سنگى را از كوه جدا كرده و بخشی از آن را در ساختمان منزل خود مصرف می¬كردند و با بخشی دیگر، مجسمه¬ای ساخته و در برابر آن سجده نموده و مقدّرات خویش را به دست او می¬سپردند كه این عین جهالت است.
2. تقلید كوركورانه:
بت¬پرستان جاهل، از اجداد جاهل و گمراه خود تقلید می¬كردند و ملاك صحت كار خود را عمل پدران و پیشینیان خود می¬دانستند، و در برابر نهی پیامبران الهی از عبادت بت¬ها، جوابشان این بود كه ما پیرو آباء و أجداد خود هستیم و آنچه پدرانمان عبادت می¬كردند، ما نیز عبادت می¬كنیم؛ درحالی¬كه عقل صحیح اجازه نمی¬دهد كه انسان به كسی كه از علم بهره‏اى ندارد، مراجعه نموده و هدایت و راهنمایى او را كه در عین گمراهى است، بپذیرد؛ بنابراین تقلید جاهل از جاهلى كه حقیقتا جاهل است، مذموم است و این نوع تبعیت، كوركورانه و در نهایت جهالت است.
خدای متعال در آیات متعدد، متعرض این نوع جهالت و تقلید بت¬پرستان شده و آن¬ها را به شدت توبیخ کرده است:
«وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَینا عَلَیهِ آباءَنا أَوَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لایعْقِلُونَ شَیئاً وَ لایهْتَدُون‏»
«و هنگامى كه به آن¬ها گفته شود: از آن¬چه خدا نازل كرده است پیروى كنید، مى‏گویند: بلكه ما از آن¬چه پدران خود را بر آن یافتیم پیروى مى‏نمائیم، آیا نه این است كه پدران آن¬ها چیزى نمى‏فهمیدند و هدایت نیافتند؟!»
پندار مشرکان بر نفع بت¬ها
گمان بت¬پرستان بر این بود كه بت¬ها، برای آن¬ها منافعی دارند که برخی از این پندارها را بر اساس آیات قرآن به اختصار بیان می¬کنیم:
الف. شفاعت:
تصور بت¬پرستان این بود كه بت¬ها نزد خدا تقرّب دارند و در امور دنیوی، آن¬ها را شفاعت می-كنند:
«هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَاللَّه‏»
«مى‏گویند: اینان(بت¬ها) شفیعان ما، نزد خدا هستند»
یعنی بت¬ها از خداى تعالى درخواست می¬نمایند تا كارهای مهم ما را به سامان رسانند، یا اگر فرضا بعث و حشری در کار باشد، چنان¬چه اعتقاد مؤمنان است، از خداى تعالى برای ما درخواست نجات از عذاب آخرت را می¬كنند.
ب. عزت:
بت¬پرستان به ¬غیر خدا معبودانى براى خود انتخاب کرده بودند؛ به¬ این گمان ¬كه بت¬ها سبب عزّت آن¬ها شده و با این وسیله نزد حق تعالى ارجمند شده و مقام والایی به دست می¬آورند. در حقیقت پندارشان این بود که اگر با یك خدا عزّت می¬یابند، با خدایان بیشتر، عزّت بیشتر پیدا می¬كنند، که قرآن می¬فرماید:
«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیكُونُوا لَهُمْ عِزًّا»
«آنها غیر از خدا معبودانى براى خود انتخاب كرده‏اند، تا مایه¬ی عزتشان باشد»
ج. نصرت:
عبادت بت¬ها از ناحیه¬ی بت¬پرستان بر این امید بود كه آن¬ها را یارى كنند؛ زیرا بر این باور غلط بودند كه تدبیر امورشان به این خدایان واگذار شده و خیر و شرّشان هر چه هست، در دست آن¬هاست؛ به همین جهت، خدایان ناتوان (بت¬ها) را عبادت مى‏كردند تا با این عبادت، آن¬ها را از خود راضى کرده و بر آنان خشم نگیرند و نعمت را از ایشان قطع نکرده و بلا و مصیبتی بر آنان نازل نكنند:[
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ»
«آنها غیر از خدا معبودانى براى خویش برگزیدند به این امید كه از سوى آنها یارى شوند (و مورد حمایت بتان قرار گیرند)»

أبعاد ضعف و حقارت بت¬ها از نگاه قرآن
قرآن کریم در مقام مبارزه با شرک و بت¬پرستی، اول ادعا و اتهام آنها را نسبت به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام بی¬پایه خوانده، سپس با منطقی روشن و قاطع مشرکان را به محاکمه کشانده است:
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لایَخْلُقُونَ شَیئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ وَ لایمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لانَفْعاً وَ لایمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لاحَیاةً وَ لانُشُوراً»
«آنان غیر از خداوند معبودانى براى خود برگزیدند، معبودانى كه چیزى را نمى‏آفرینند؛ بلكه خودشان مخلوقند، و مالك زیان و سود خویش نیستند و نه مالك مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.»
یعنی مشرکان خدایان خشک، ناتوان، توخالی و دور از تمام شئونات الوهیت را که از جمله¬ی آن صفت خالقیت است، می¬پرستند؛ و قرآن در نفی خالقیت بت¬ها به خلقت مگس مثالی زده و می¬فرماید: اگر دست به دست هم بدهند، نه اینکه مگسی را نمی¬توانند بیافرینند، حتی اگر مگس چیزی را از آنها برباید، قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ و در این زمینه هم مشرکان عاجزند و هم بت¬ها که معبودان آنهاست.
دلیل نفی خالقیت از بت¬ها، مخلوق بودن آنهاست؛ چون خداوند در آیه¬ی قبل وجود فرزند را از خودش نفی کرده و اگر فرزندی برای خداوند بود، به ناچار باید از او متولد می¬شد و دیگر نمی-توانست مخلوق باشد؛ در حالیکه خالقیت در خداوند منحصر شده و غیر خدا باید مخلوق باشند نه خالق. نکته¬ی بعدی اینست که بت¬ها مالک نفع و ضرر خودشان نیستند، و لازمه¬اش اینست که به طریق اولی قادر به نفع و ضرر عبادت کنندگان نیستند؛ پس مالک تصرف به احوال دیگران نیز نمی¬توانند باشند.
البته ضعف¬های دیگری نیز در قرآن بیان شده، از جمله: نفی شفاعت بت¬ها، نفی مالكیت رزق و روزی، و غیره که به برخی از آنها در همین مقاله اشاره شد؛ اما تفصیلشان در این مقاله نمی-گنجد.
راه¬کارهای قرآن بر هدایت بت¬پرستان
1. توجه دادن به توحید و یگانگی:
خدای متعال نه تنها به بت¬پرستان منحرف، بلكه به تمام مخلوقات تأکید می¬کند كه غیر از خدای واحد، خالقی نیست و روزی آسمان¬ها و زمین دست اوست؛ پس تنها معبود نیز خدای یكتاست که عبادت مطلقا باید متوجه او باشد.
«هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیرُاللَّهِ یرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»
«آیا خالقى غیر از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ هیچ معبودى جز او نیست، با این حال چگونه به سوى باطل منحرف مى‏شوید.»
و در آیات بعد در نهی از پرستش مخلوق و توجه دادن به پروردگار یگانه، مثل و مانند قرار دادن را برای خداوند نفی کرده و با این بیان، فطرت انسانها را بیدار کرده كه تنها، آفریدگار یگانه و قادر شایسته¬ی الوهیت و پرستش است، و هرگز نظیر و شریكی نداشته و نخواهد داشت‏:
«...فَلاتَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
«براى خدا شریك¬هایى قرار ندهید، درحالى¬كه مى‏دانید (هیچ یك از این شركاء و بت¬ها نه شما را آفریده‏اند و نه شما را روزى مى‏دهند).»
2. توجه دادن به مالکیت حقیقی:
خدا به مسیحیان كه قائل به الوهیت حضرت عیسی(ع) بودند، گوشزد می¬كند كه شما مى‏دانید، مسیح(ع) خود با تمام وجود دارای نیازهاى بشرى است و مالك سود و زیان خویش هم نیست، تا چه رسد به اینكه مالك سود و زیان دیگران باشد:
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لایمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لانَفْعاً...»[
«بگو آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید كه نه مالك زیان شماست و نه سود شما...»
چون در میان مسیحیان رواج دارد كه در برابر مجسمه¬ی حضرت مسیح، تا سرحد پرستش و خضوع مى‏كنند؛ درحالی¬كه ایمان به الوهیت مسیح در حقیقت، یك نوع بت¬پرستى است، نه خدا¬پرستى؛ یعنی اگر كسی حضرت مسیح را با تمام عظمتی كه دارد و جزو پیامبران اولوالعزم الهی است، خدای خود بداند و قائل به الوهیت او شود، جهل و اشتباه بزرگی مرتكب شده، چه رسد به اینكه مجسمه¬های دست ساخته¬ی خود را دارای مقام الوهیت بدانند.
3. توجه دادن به دعوت رسولان:
خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام می¬فرماید:
«وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یعْبَدُونَ»
«از رسولانى كه قبل از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودهایى براى پرستش آنها قرار دادیم؟!»

یعنی اگر از آنان این سؤال را بپرسى، در جواب خواهند گفت: ما چنین دستورى (بت¬پرستی) به آنان نداده‏ایم، و آنان را به پرستش چنین خدایانی وادار نساخته‏ایم. چون اولین دعوت تمام پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده و غرض اصلى از ارسال رسولان همان توحید است و بقیه¬ی دستورات، متفرّع بر همین توحید است‏.
عاقبت بت¬ها و بت¬پرستان
بت¬پرستان، عاقبتی دردناك در پیش دارند و آن جهنم سوزان است. بت¬پرستان امید داشتند كه بت¬ها نزد خدا برایشان شفاعت كنند، اما بر خلاف تصور آن¬ها، خداوند بت¬پرستان را با بت-هایشان در آتش جهنم قرین ساخته، به گونه¬ای كه در آخرت، چیزى نزد بت¬پرستان مبغوض¬تر از این معبودهاى باطلشان نخواهد بود:
«إِنَّكُمْ وَ ماتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ¬اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُون»‏
«شما و آنچه غیر از خدا مى‏پرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگى در آن وارد مى‏شوید.»








________________________________________
[1]. قرشى، سید على اكبر؛ قاموس قرآن‏، تهران، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش،‏ چاپ ششم‏، ج4، ص156.
[2]. ‏راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى،‏ دارالعلم الدارالشامیة، دمشق بیروت، 1412ق،‏ چاپ اول، ص493.
[3]. المفردات فی غریب القرآن، ص853 و قاموس قرآن، ج 7، ص181.
[4]. جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن كریم(توحید در قرآن)، قم، إسراء، 1387ش، چاپ چهارم، ج2، ص606.
[5]. جاثیه/23.
[6]. طباطبایى، سیدمحمدحسین؛ المیزان فى تفسیر القرآن، قم، جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‏1417ق‏، چاپ پنجم‏، ج18، ص172-173 و طیب، سیدعبدالحسین؛‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام‏، 1378ش‏‏، چاپ دوم، ج1، ص455.
[7]. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص607 - 608.
[8]. مكارم شیرازى، ناصر و همكاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش،‏‏ چاپ اول، ج25، ص82.
[9]. تفسیر نمونه، ج25، ص82.
[10]. عنكبوت/61و63.
[11]. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 455.
[12]. عنكبوت/61و63.
[13]. تفسیر نمونه، ج22، ص519 – 520.
[14]. نوح/23.
[15]. طبرسى، فضل بن حسن،؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق با مقدمه¬ی محمدجواد بلاغى، تهران، ناصر خسرو، ‏1372ش‏، چاپ سوم، ج10، ص 548 و تفسیر نمونه، ج25، ص83.
[16]. صافات/125.
[17]. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608.
[18]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج10، ص547.
[19]. نجم/19- 20.
[20]. المیزان فى تفسیر القرآن، ج19، ص38.
[21]. زخرف/19. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608.
[22]. انعام/78.
[23]. انعام/77.
[24]. انعام/76.
[25]. اعراف/138، عنكبوت/17و 25، نجم/19و20، نوح/23، طه/88.
[26]. مائده/73 و 116.
[27]. صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامى، ‏1365ش‏، چاپ دوم‏، ج11، ص 268.
[28]. مدرسى، سیدمحمدتقى؛ من هدى القرآن،‏ تهران، دار محبى الحسین‏، ‏1419ق،‏ چاپ اول‏، ج3، ص431.
[29]. اعراف/138.
[30]. فضل الله، سیدمحمدحسین‏؛ تفسیر من وحى القرآن،‏ بیروت، دارالملاك، ‏1419ق،‏ چاپ دوم‏، ج10، ص228.
[31]. تفسیر نمونه، ج 6، ص334.
[32]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص159.
[33]. مائده/104، هود/62و 109، ابراهیم/10، انبیاء/53، صافات/17، واقعه/48، شعراء/26و 74 و دخان/8.
[34]. بقره/170.
[35]. یونس/18.
[36]. كاشفى سبزوارى، حسین بن على‏؛ مواهب علیه‏، تحقیق سیدمحمدرضا جلالى نائینى، تهران، اقبال،‏ ‏1369ش‏، ص 446.
[37]. بانوى اصفهانى امین، سیده نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن،‏ تهران، نهضت زنان مسلمان، ‏1361ش‏، ج8، ص145.
[38]. ابوالفتوح رازى، حسین بن على‏؛ روض¬الجنان و روح¬الجنان فى تفسیرالقرآن‏، تحقیق محمدجعفر یاحقى و محمدمهدى ناصح‏، مشهد، آستان قدس رضوى،‏ 1408ق‏، ج13، ص116.
[39]. مریم/81.
[40]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص110.
[41]. یس/74.
[42]. تفسیر نمونه، ج15، ص17.
[43]. فرقان/3.
[44]. الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، ج21، ص270 و ج20، ص173 و 174. حج/73.
[45]. التحریر والتنویر، ج19، ص10 و 11.
[46]. یس/23.
[47]. نحل/73.
[48]. آیات 74/یس ، 18/یونس، 81/مریم و...
[49]. گنابادى، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1408ق‏، چاپ دوم‏، ج3، ص274.
[50]. فاطر/3.
[51]. حسینى همدانى، سیدمحمدحسین،؛ انوار درخشان،‏ تحقیق محمدباقر بهبودى، تهران، ‏كتابفروشى لطفى،‏ ‏1404ق‏، چاپ اول، ج1، ص71.
[52]. بقره/22.
[53]. مائده/76.
[54]. تفسیر نمونه، ج5، ص38 – 40.
[55]. زخرف/45.
[56]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج9، ص76.
[57]. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج12، ص36.
[58]. تفسیر جوامع الجامع، ج3، ص29.
[59]. انبیاء/98.
 بت پرستی

۲۱-۸-۱۳۹۰ ۰۹:۲۵ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان