تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بتهوون و وارياسيون هاى ديابلى

نویسنده پیام
  • senior engineer
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,405
  • تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰
  • اعتبار: 587
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:نگاه کردن توی چشم...
  • محل سکونت:خونمون
  • سپاس ها 40812
    سپاس شده 37095 بار در 12451 ارسال
  • امتیاز کاربر: 1,035,949$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
بتهوون و وارياسيون هاى ديابلى
پروفسور «ويليام كيندرمن»۱ پيانيست و موزيكولوگ برجسته براى ساليان متمادى مطالعات خود را در مدرسه هنرهاى برلين و دانشگاه هاى «ويكتوريا» و «بريتيش كلمبيا» بر آثار بتهوون متمركز كرده است. از ميان تاليفات۲ او دو رساله كه هر دو در تحليل شيوه آهنگسازى بتهوون نگارش يافته اند به لحاظ آكادميك شاخص محسوب مى شوند. او همچنين سرپرستى پروژه اى را در رابطه با انتشار دست نوشته هاى بتهوون در دست دارد. كيندرمن در مقام پيانيست تاكنون ضبط هايى از آثار متاخر بتهوون نظير سونات هاى اپوس ،۱۰۹ ۱۱۰ ، ۱۱۱ و همچنين «وارياسيون هاى ديابلى» به دست داده است. او در سلسله درس گفتارهاى تحليل موسيقى خود نقش نوازنده قطعات را بر عهده گرفته است. همكارى اخير كيندرمن با «آلفرد برندل»۳ كه خود از مفسران برجسته بتهوون در سده بيستم محسوب مى شود اهميت دستاوردهاى وى را عيان تر ساخته است.

اين نوشته ترجمه قطعه اى است از مقاله كيندرمن راجع به آثار پيانويى بتهوون كه براى نخستين بار سال ۲۰۰۰ توسط انتشارات دانشگاه كمبريج به چاپ رسيده است. اين قطعه در ادامه چند پاراگراف آغازى مشخصاً به وارياسيون هاى اپوس ۱۲۰ موسوم به «وارياسيون هاى ديابلى» اختصاص مى يابد.

اپوس ۱۲۰ به طور قطع طويل ترين اثر پيانويى بتهوون است. مصنف در دوران تصنيف اين مجموعه وارياسيون كاملاً ناشنوا شده بود.در اينكه «وارياسيون هاى ديابلى» در زمان حيات بتهوون درك نشده واماند ترديد نمى توان كرد؛ حقيقت امر اين است كه همين وضعيت تا به امروز نيز تداوم يافته است. اين اثر گاهى چندان مهيب مى نمايد كه حتى شنودش را به طور يك نفس ناممكن جلوه مى دهد.

مراحل تكميل اپوس ۱۲۰ كمابيش به موازات تصنيف «ميساسولمنيس» صورت گرفته است. همچنين كيندرمن معتقد است كه هيچ كدام از ديگر آثار بتهوون تا بدين پايه سرشار از طنز، اشاره و نقل قول نيست: «تنها با رديابى دست نوشته ها و طرح هاى اوليه اين اثر مى توان منشأ و روند شكل گيرى اش را دريافت...»

«بتهوون» پيشتر در كودكى براساس ملودى هاى آشناى ديگر مصنفان وارياسيون هايى را بداهه كرده بود. او پس از عزيمتش به «وين» در سال ۱۷۹۲ مجموعه وارياسيون هايى براساس تم هايى از «ديتردورف»، «گرترى»، «هايبل»، «موتسارت»، «پايزيلو»، «ريجينى»، «ساليه رى»، «تسوسماير» و «وينتر» نوشت. حالت بداهه وار اين قطعات مى تواند عدم تمايل بتهوون را به تخصيص شماره «اپوس» (Opus) بدان ها توجيه كند. على ايحال بتهوون در سال ۱۸۰۲ با ارائه مجموعه وارياسيون هاى اپوس ۳۴ در «فاماژور» و اپوس ۳۵ در «مى بمل ماژور» ژانر «وارياسيون» (Variation) را به طور جدى در راستاى كار خلاقانه خود قرار داد؛ او ضمن نامه اى به ناشرش تصريح كرد كه اين دو اثر به طرز «چشمگيرى» با مجموعه وارياسيون هاى پيشين اش متفاوت هستند. بالطبع بتهوون براى هر دو شماره اپوس در نظر گرفت: «آن دو را در شمار آثار مهمم گنجاندم، بالاخص اينكه «تم» اصلى در هر دو به خودم تعلق دارد.»

بتهوون تم اصلى وارياسيون هاى اپوس ۳۵ را پيشتر در دو جا به كار گرفته بود.يكى در اپيزود هفتم ازمجموعه اركسترال (Werke OhneWoO16 Opuszahl) و ديگرى در بخش پايانى باله «مخلوقات پرومته».۴

شگفت اينكه آخرين و طويل ترين مجموعه وارياسيون بتهوون مجدداً از دل تم از پيش آماده و پيش پاافتاده اى برخاسته است. تمى متعلق به «آنتون ديابلى»۵ ناشر (تصوير۱) كه در سال ۱۸۱۹ شمار زيادى از مصنفان را فرا خواند تا هر يك قطعه وارياسيونى بر آن تصنيف كنند. البته ناشر با اين فراخوان قصد تبليغ تشكيلات خود را داشت. بتهوون در وهله نخست از پذيرش دعوت ديابلى سر باز زد. حتى او يك بار تم پيشنهادى ديابلى را به تكه اى وصله كفاشى (Schusterfleck) تشبيه كرد. فارغ از عكس العمل اوليه بتهوون اندكى بعد او خواسته ناشر را به طرز تكان دهنده اى عملى كرد. تا تابستان همان سال بتهوون به جاى يك وارياسيون طرح بيست و سه وارياسيون را بر روى تم ديابلى ريخته بود.

البته طرح هاى نهايى اين اثر مهيب در سال ۱۸۲۳ مشتمل بر سى و سه وارياسيون تكميل شد؛ اثرى كه «هانس فون بولو»۶ تجلى تمام عيار نبوغ بتهوون مى دانستش و «آلفرد برندل» آن را سترگ ترين اثر پيانويى در تمامى ادوار.بالاخره اينكه مشخصه «ابتذال» در تم ديابلى براى كل اثر بتهوون نقش مهمى ايفا مى كند. مصنف نقصان در اين تم را شكلى از «طنز» قلمداد مى كند .

به عنوان نمونه بتهوون در وارياسيون سيزدهم (تصوير۲) آكوردهاى تكرار شونده را به فرم سكوت ادا مى كند. بالعكس در وارياسيون بيست و يكم (تصوير۳) مصنف بى هيچ تعارفى ابتذال نهفته در تكرار بى پايان يك آكورد را به رخ مى كشد وارياسيون نهم (تصوير۴) يكسره حاصل انباشت عنصر مسخره اى است كه آغازگر تم ديابلى بوده است.

در وارياسيون بيست و دوم (تصوير۵) بتهوون در نهايت ظرافت به بخشNotte e giorno» «Faticar از آغاز اپراى «دن جيوانى»۷ موتسارت رجعت مى كند. در اينجا نقل قول (allusion) مصنف از موتسارت بسيار عالى صورت گرفته است و دليل اين امر منحصراً به تشابه تماتيك ميان تم موتسارت و وارياسيون بتهوون مربوط نمى شود بلكه بتهوون در اين نقل قول به شخصيت «له پورلو» (Leporello) از اپراى «دن جيوانى» اشاره مى كند. نگاه بتهوون با اين تم- همچون رابطه ميان له پورلو و اربابش (دن جيوانى)- انتقادى ولى صادقانه است. وارياسيون ها از اين مقطع به بعد همچون منش له پورلو، سمت و سوى متفاوتى را در پيش مى گيرند، وارياسيون بيست و سوم (تصوير۶) تمثيلى اتودوار است كه به نحوى غيرمستقيم متد نوازندگى «كرامر»۸ را به استهزا مى كشد در حالى كه وارياسيون (Fughetta) بيست و چهارم (تصوير۷) نشان از قرابتى با قطعات دفتر سوم «Clavierubung» اثر باخ دارد.

«وارياسيون هاى ديابلى» سرانجام به «منوئه» اى موتسارتى ختم مى شود.

در اينجا مشخصه هاى ريتميك بسيار استادانه طرح شده اند و در بخش «كودا» (Coda) به بافتى اثيرى منجر مى شوند كه «آريتا» (Arietta) از پيانو سونات اپوس ۱۱۱ بتهوون را تداعى مى كنند. واپسين شگفتى اثر نيز در همين نقطه روى مى دهد: «آريتا» كه [به لحاظ تاريخى] بى شك متاثر از پروژه ديابلى بوده در اينجا به منشأ و الگوى شكل دهنده آخرين عضو از وارياسيون هاى ديابلى بدل مى شود. بدين نحو سرنوشت مجموعه اى از نقل قول هاى پى درپى در آخر خط به گونه اى «خودارجاعى» (Self-Reference) مى انجامد، همه چيز از يك تكه والس چرند آغاز شد و با طعنه و طنز به علو درجات استحاله يافت.در واپسين لحظات بتهوون مجدداً اشاره كوتاهى به آكوردهاى تكرار شونده در والس ديابلى مى كند و در وسط كار همه چيز در آكوردى روى ضرب ضعيف متوقف مى شود (تصوير۸). بالطبع تنش حاصل از همين آ كورد آخرى بر «ارادى» بودن شيوه كار بتهوون صحه مى گذارد تا فرآيندى صرفاً ناآگاهانه هم اينك در ميزان هاى فرجامين اثر با «ein Ende auf Nimmerwiederkehr» از قول «كرتشمار» در دكتر فاوست توماس مان مواجه شده ايم: «پايانى بى با زگشت!»

پى نوشت ها:

۱- William Kinderman
۲- تاليفات كيندرمن:
- Beathovenصs Diabelli Variations
- Beathovenصs Compositional Process (Editor)
- The Second Practice of Nineteenth Century Tonality (Editor)
علاوه بر سه كتاب فوق رساله مفصلى نيز با موضوع «بتهوون» از كيندرمن به چاپ رسيده است.
۳- Alfred Brendel (1931)
۴- Die Geschopfe des Prometheus
(Opus 43)
چندى بعد بتهوون همين تم را اساس بناى موومان آخر از سمفونى سوم (Eroica) قرار داد. توفيق او در اين سمفونى موجب شد تا «تم» مورد بحث نابسته به جايگاهش در سمفونى سوم به Eroica ملقب شود.
۵- Anton Diabelli (1781-1858)
۶- Hans Von Bulow (1830-1894)
۷- Don Giovanni
ويليام كيندرمن / ترجمه : سپهر معينى
۸- J.B.Cramer
سلام خدمت همه ی عزیزان
من دوباره اومدم...تازه تر از همیشه...
بازم در خدمتتونمKhansariha (214)

۱۱-۹-۱۳۹۰ ۱۱:۴۳ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان