تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اگوست رونوآر

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
اگوست رونوآر
اگوست رونوآر


پیر آگوست رنوار نقاش دریافتگر (امپرسیونیست) فرانسوی و پدر ژان رنوار کارگردان می‌باشد.

پیر آگوست رنوار،نقاش فرانسوی، در سال ۱۸۴۱ در فرانسه به دنیا آمد.ابتدا به عنوان هنرمند تجاری و سپس چندین سال به عنوان نگهبان موزهٔ لوور پاریس کار کرد. در سال ۱۸۶۲ برای تحصیل نزد چارلز گلیر (Charles Gleyre) رفت و در استودیو شخصی او با بازیل (Bazille)، کلود مونه (Monet)و سیسلی( Sisley) آشنا شد و به عضویت گروه آنها در‌آمد. در سال ۱۸۷۰ اولین طرح خود را کشید و از آن پس اغلب با مونه کار کرد.


اگوست رونوآر


وی در دومین، سومین و هفتمین دور نمایشگاه امپرسیونیسم همراه مونه و دیگر پیشگامان این مکتب نقاشی شرکت کرد و در طی سال‌های ۱۸۷۸ تا ۱۸۸۳ نمایشگاه‌هایی را به صورت انفرادی بر‌پا کرد. در سال ۱۸۷۵،مشکلات مالی هنرمندان سبک امپرسیونیسم آنها را وادار به حراج آثار خود کرد. در سال ۱۸۹۰ برای آخرین بار در یک نمایشگاه گروهی همراه دیگر امپرسیونیست‌ها شرکت کرد و مدال لژیون را نصیب خود کرد. رنوار با وجود ناراحتی‌های جسمانی که داشت تا آخر عمر به نقاشی کشیدن ادامه داد و سرانجام در سال ۱۹۱۹ در فرانسه در‌گذشت.


نقاشانی که با نهضت امپرسیونیسم همراهی کردند، گروهی از افراد با طبایع مختلف بودند که همگی با علاقه ی مشترک نسبت به یک موضوع واحد، دور هم جمع شدند. ولی هریک از آنها در راه خود پیش می رفت. رونوار اساساً یک نقاش تصویرساز و یکی از بزرگترین رنگ شناسان زمان خود بود. او اول بار اصول امپرسیونیسم را در خلق یک تابلوی رویایی بنام «جزیره سیترا» به کار گرفت.
تابلوی «مولن دولاگالت» که در سال 1876 نقاشی شد، «امپرسیونیست» ترین لحظه ی زندگی ی هنری او را مجسم می کند، لکن گویی در این تابلو سرزمینی نشان داده شده است پر از پریان که لباسهای اواخر قرن نوزدهم را بر تن دارند.
بودلر از نوعی نقاشی ی حماسی ی رئالیست یا رمانتیک که از زندگی ی روزمره ی نقش مایه می گرفت، سخن می راند. در اینگونه نقاشی، قهرمانان مرد با کلاه های سیلندر و حصیری و قهرمانان زن با دامن های پف کرده و آهار زده تصویر می شدند، نظیر چنین دنیایی را مانه با لحنی جدی در «نهار روی چمنزار» خود خلق کرد، و رب النوعان و حوریان را به «جنگل بولونی» آورد. کوشش او از نظر موضوع فقط یک موفقیت جزیی بود، لکن تابلوی رنوار توفیق بیشتری کسب کرد.
در «مولن دولاگالت» صحنه ی عادی یک سالن سرباز رقص به صحنه ی رویایی از خانم های آراسته و مردان متین که پر از رنگ و نور بود مبدل شد. این نقاشی ی رونوار و آثار متشابه دیگر، آنچنان مملو از شادی و سرور یک زندگی راحت و بی خیال بود که مشکل بتوان فقر و تنگدستی ی رونوار را (نظیر مونه) در آن سالها توجیه کرد. اصولا آثار رونوار بیشتر از آثار سایر نقاشان امپرسیونیست مبین زندگی ی متفنن بورژوا و خرده بورژوای فرانسوی است. او عشق به حیات و طبیعت را در قالب زندگی ی آسوده یی می دید که زن و رقص و لباس و گل و هوسبازی و سرمستی در آن مقام پراهمیتی داشتند. «پرده های او در حقیقت هر یک غزلی است در ستایش یکی از مظاهر طبیعت.» آثار رونوار دور از هر نوع کشمکش درونی یا بیرونی، آرامش دنیای آرامی را مجسم می کنند که در آن هر چیز، زیبا و دوست داشتنی و قابل تحسین است و بدی ها و رنج ها و ستم ها بدان راهی ندارد. زنان زیبا در دنیای رویایی ی رونوار مقام اساسی دارند. اصولا در طول تاریخ هنر تعداد انگشت شماری نقاش یافت می شدند که لذت بصری از زنان را این چنین توصیف کرده باشند.
هربرت رید در کتاب «معنای هنر» خود می نویسد: «رونوار آخرین معرف سنتی است که از زمان روبنس تا واتو جریان دارد.» و سپس می افزاید: «رونوار حساسیت فوق العاده یی برای امور از نظر سطحی مخصوصاً در مورد ظرافت و لطافت گوشت بدن و گلبرگ گل داشت. او ندرتاً به چیز دیگری جز اینها توجه می کرد و حتی گفته شده که وی یک اثر نیمه تمام زن برهنه را به گل یا گلهایی مبدل می ساخت، و با این تمرین درخشندگی ی دقیق و ظریفی را در پوست مدل جایگزین می کرد.


اگوست رونوآر


هنر امپرسیونیست وسیعاً به زندگی ی شهر مربوط می شد. حتی منظره های مونه نیز خصوصیت گردش روز تعطیل و یا تعطیلات تابستانی ی مردم شهری را داشتند. لکن این هنر شهری یادآور نوعی از زندگی بود که در آن شادی و آراستگی و راحتی به شکلی قابل قیاس با بعضی جنبه های زندگی ی قرن هیجدهم، مورد تحسین و پذیرش قرار می گرفت. لکن در قرن نوزدم زندگی ی مرفه و بی دغدغه، دیگر متعلق به طبقه ی اشراف نبود بلکه حتی فقیرترین هنرمندان نیز می توانستند به نوعی خود را در آن سهیم کنند. این البته نوع دیگری از رومانتیسیسم بود: برای نقاشانی که (جز سزان و دوگا) از نعمت درامد مستمری برخوردار نبودند و بعلت کار طاقت فرسا و فقر، لحظات استراحت و تفریح بی تشویش برایشان میسر نبود، طبیعتاً این چنین گرایش های رمانتیک پیش می آمد. امپرسیونیست با چنین ماهیت ویژه یی غالباً فرار از واقعیات تلخ زندگی ی روزمره و پناه جستن در خوشی های ساده و لذات معمولی را پیشنهاد می کرد.


اگوست رونوآر


اغلب مورخین هنر نوین، امپرسیونیسم را، از نظر قالب، بخاطر کیفیات فانی و زودگذر آن مورد انتقاد قرار می دهند و مدعی هستند که رونوار (در سالهای آخر عمرش) و سزان و نئو امپرسیونیست ها علیه این ضعف واکنش نشان دادند. مانند اغلب «کلیشه» های تاریخ هنر، در این مجادله نیز مقدار کمی حقیقت وجود دارد. محققاً مونه و رونوار در دهه ی هفتم قرن پیش «اسکیس» ها و «امپرسیون» هایی که در واقع نوعی هماهنگی ی رنگ بدون کنترل دقیق طرح و شکل اشیاء و آدمها بود، نقاشی کردند. لکن در همان زمان، یعنی در دوزه ی اعتلای امپرسیونیسم، آندو و پیسارو و سیسلی آثاری بوجود آوردند که در آنها ساختمان کلی ی تابلو رنگهای قطعه قطعه و پراکنده را تحت کنترل و حاکمیت خود داشت. منقدین نامبرده ساختمان تجسمی و تصویری آثار امپرسیونیست ها را با اصول آکادمیک که بر مبنای کیفیات طراحی و ایجاد فضای سه بعدی مشخص دوران کلاسیک بود، قیاس کرده و نتیجه گیری غیرقابل قبول فوق را مطرح می سازند. حتی بعضی از رهبران نهضتهای هنری اواخر قرن نوزدهم _نظیر کوربه، مانه، رونوار هر از گاهی، شرمسارانه به سنن انگر و رافایل یا مجسمه های کلاسیک باز می گشتند.
رونوار، در سال 1881 با این اعتقاد راسخ که به انتهای امپرسیونیسم رسیده است، عازم ایتالیا شد تا استحکام مجسمه گونه ی اثار رنسانس و وضوح طراحی ی انگر را مجدداً بیازماید. نتیجه در تابلوی «سه استحمام کننده» آشکار شد. در این پرده، سه زن لخت با طرح مشخص و دقیق در جلوی یک منظره ی پر از رنگ امپرسیونیستی نقاشی شده اند. گذشته از این رجعت به آکادمیسم، در آثار متاخر رونوار، ترکیبی از «فیگور»های مشخص که با مناظری رنگین احاطه شده بودند، ظهور کرد.
هنگامی که درباره ی نهضت انقلاب هنری فرانسه در اواخر قرن نوزدهم می اندیشیم، اغلب این حقیقت را فراموش می کنیم که بسیاری از نقاشان تجربی که در این نهضت مشارکت داشتند،



اگوست رونوآر


در واقع انقلابیونی بی ایمان بودند. تنها را موفقیت هنوز به «سالن رسمی» ختم می شد. رئالیست ها، امپرسیونیست ها و نئوامپرسیونیست ها، اغلب بدون استثناء از پذیرفته شدن در نمایشگاههای رسمی خشنود می شدند. کوربه به اتمام اعتراضات رئالیستی ی خود، گاه به گاه به آنچه که «نقاشی ی سالن» می گفتند، باز می گشت. مانه که به قشرهای فوقانی ی طبقه ی متوسط وابسته بود و با اعتقادات سیاسی و اجتماعی یی که داشت، پس از 1874 شرکت در نمایشگاههای امپرسیونیست ها (که خارج از «سالن» و بعنوان اعتراض به هیات قضات سالن، تشکیل می شد) امتناع ورزید. با وجود آنکه مانه به موقعیت خویش بعنوان رهبر فکری نقاشان جوان آگاه بود و با وجود آنکه شخصاً با اغلب آنان روابط دوستانه داشت و هم چنین با وجود آنکه پس از 1870 رنگهای آثارش را با اکتشافات جدید همین نقاشان منطبق ساخت، معهذا ترجیح می داد در پایگاهی جدا از آنان قرار گیرد و به پی جویی در به رسمیت شناختن خود در نظام آکادمیک ادامه دهد. تنها مشکل او، تسلیم شدن و به مخاطره انداختن نقاشی اش، در قبال چنین التزامی بود.
مونه، رونوار و سایر امپرسیونیست ها پیش از آنکه بتوانند نمایشگاههایی مختص خود فراهم کنند، گاه به گاه به شرکت در «سالن» گردن می نهادند و موفقیت ناچیزی هم کسب می کردند.




اگوست رونوآر





اگوست رونوآر





اگوست رونوآر

اگوست رونوآر


اگوست رونوآر



اگوست رونوآر


اگوست رونوآر


اگوست رونوآر

]

مطالب مشابه ...

اگوست رونوآر

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۶-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح، توسط گلچین جاویددوست.)
۱۶-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اگوست رودن گلچین جاویددوست 2 948 ۲-۷-۱۳۹۱ ۱۱:۰۰ صبح
آخرین ارسال: گلچین جاویددوست

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان