تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اسلام در قفقاز

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
اسلام در قفقاز
اسلام در قفقاز
در سال 639 م/ 18 ق عمربن خطاب، مغیرة بن شعبه را والی کوفه نمود و با او نامه ای برای حذیفة بن الیمان بود که مأمور گشودن آذربایجان شده بود. حذیفه در نهاوند بود که نامة خلیفه به او رسید. حذیفه به شهر مهم آذربایجان یعنی اردبیل رفت. اسفندیار فرخزاد و برادرش بهرام فرخزاد در آذربایجان بودند. مرزبانان ایرانی با سرداران عرب عتبة بن فرقد و بکیر بن عبدالله جنگیدند و شکست خوردند. شکست اسفندیار در این جنگ، به انعقاد پیمانی میان او و عتبة بن فرقد منجر شد. در این زمان عمر بن خطاب، حذیفه را برکنار کرده و عتبه بن فرقد سلمی را به جای او گمارد. سپس به فرمان عمر سه نفر از سرداران سپاه اسلام به نامهای سلمان بن ربیعه ، بکیربن؛ عبدالله و سراق بنعمر به سوی قفقاز حرکت کردند. در آنسوی رود ارس مردم برخی از شهرها به ایستادگی پرداختند. مردم بردع تسلیم نشدند و این شهر محاصره شد و پس از مدتی به پرداخت جزیه راضی شدند. به نوشتة یعقوبی، سلمان بن ربیعه به بیلقان و بردع درآمد و تا شیروان که از سرزمین ارّان بود، پیش رفت. سرانجام بسیاری از مردم قره باغ در سالهای 2-641 م / 1-20 ق دین اسلام را پذیرفتند. قسمتی از مردم که در کوهستان می زیستند، بر دین مسیحیت باقی ماندند.
سرداران عرب پیمانهای صلحی با شهرهای قفقاز منعقد ساختند که در آن متعهد می شدند هیچ یک از اهالی را به قتل نرسانند، اسیر نگیرند و هیچ یک از آتشکده ها ویران نشود و مانعی در میان نباشد که اهالی در جشنها، رقصهای باستانی خود را برپا نکنند. مردم بردع در سال 646 م /25 ق پیمانی با چنین مفادی با سلمان بن ربیعه باهلی منعقد کردند. مسلمانان در این زمان اصرار زیادی در پذیرش دین اسلام از سوی مردم نداشتند. سرداران عرب به ویژه تلاش می کردند، احکام اسلام را به خوبی رعایت کرده و تا آنجا که ممکن است از بکاربردن خشونت در مطیع نمودن مردم خودداری کنند.
روشن است که این رویه موجب گرایش بیشتر مردم به اسلام می شد. پس از آنکه سرزمین قفقاز کمابیش به فرمان حکومت اسلام درآمد، سراق بن عمر به عنوان نخستین فرمانفرمای قفقاز برگزیده شد. در زمان حکمرانی وی، همة زمینها جزء املاک خلافت به شمار می رفت. زمینهایی که مستقیماً از سوی دولت ادارة می شد، دیوانی نام داشت. به زمینهایی که در دست زمینداران محلی بود، مٍلک می گفتند. بخشی از سرزمینها هم که در اختیار مؤسسات روحانی مسلمان بود، وقف نام داشت. زمینهایی که در برابر شجاعت و لیاقت سرداران برای بهره گیری موروثی به آنان واگذار می شد، قطائع نام گرفت. مالیات ارضی یا خراج از محصول گرفته میشد. اسلام آورندگان خمس و زکات می دادند و آنان هم که اسلام را نپذیرفته بودند، مالیات ویژة تنی یا جزیه می پرداختند. بدین ترتیب تمام روابط و مسائل اقتصادی مربوط به مالکیت در چارچوب قوانین اسلامی درآمد.
پس از مرگ سراق بن عمر، یکی از سرداران مشهور عرب به نام عبدالرحمن بن ربیعه جانشین او شد. با مرگ عبدالرحمن برخی از استانها شورش کردند. به فرمان عثمان بن عفان، حبیب بن مسلمه راهی قفقاز شد. در زمان خلافت عثمان بن عفان، ولید بن عقبه بن ابی معیط والی عراق شد و او عتبه بن فرقد را از آذربایجان برداشت. در زمان علی بن ابیطالب(ع)، اشعث بن قیس کندی والی آذربایجان بود و اسکان عربها و ترویج اسلام در آنجا آغاز شد. اشعث جمعی از عربها را که اهل عطاء و دیوان بودند، در آذربایجان جای داد. اینان اشراف و سرداران عرب بودند که از دیوان، عطاء و یا مستمری می گرفتند. اسکان این افراد در آذربایجان به معنی اسکان قبایل و طوایف تابع آنان بود. این اشخاص مأمور بودند تا مردم را به اسلام فراخوانند. معاویة بن ابوسفیان، خلیفة اموی، وراز تیرداد برادر جوانشیر را به فرمانروایی ارّان و عامل خلیفه در آن سرزمین منصوب کرد. بدین سان حاکمیت بنی امیه بر ارّان مستقر شد. آخرین فرمانروای ارّان از دودمان مهرانیان، وراز تیرداد دوم در 207 ق به دست نرسه که یعقوبی او را بطریک ارّان می نامد، کشته شد.
گسترش اسلام تا قره باغ، این سرزمین را به کشور اسلامی پیوند می داد و سرنوشت آن نیز با سرنوشت اسلام گره میخورد. این منطقه به مانند مناطق دیگر قفقاز، شاهد رونق چشمگیر زندگی اقتصادی مردم به ویژه بازرگانی شد. شهرها در سایة امنیت ایجاد شده، روبه پیشرفت نهادند. شهر بردع نیز توسعه و اهمیت فراوانی یافت. مسلمانان، بردع را به ستاره ای درخشان در آسمان قفقاز تبدیل کردند. بردع در شمال و بعدها باب، دارای ساخلونشینهای مستحکم عرب بودند که پایگاه جنگ با خزران بودند. بردع در ایام خلافت عبدالملک اموی، استحکامات تازه ای یافت.
کارهای معماری و ساختمانی آن دوره با بناهای تدافعی و استحکامات شهرها و مرکز حاکم نشین، در کاروانسراها، پلها و محلهای اجتماعی و کانونهای مدنی و دنیوی مشاهده می شود. این آثار در بسیاری از شهرهای قدیمی مانند بردع، گنجه و قبله به چشم میخورد. این دورة درخشان دیری نپایید و با گذشت زمان، رفتار حاکمان عرب با مردم از چارچوب قوانین اسلام بیرون آمد. حملة پی در پی خزرها از شمال و شورشهای متعدد نظم اولیه را برهم زد . قره باغ به شدت در برابر هجوم خزرها مقاومت می کرد. به همین دلیل بیشترین ضربه را نیز از این بابت به جان میخرید.
در 84 ق/ 703 م سراسر ارمنستان را شورش فرا گرفته بود. عبدالملک خلیفة اموی، باردیگر محمدبن مروان را به ارمنستان فرستاد. او قبلاً شورش ارمنیان را با خشونت سرکوب کرده بود. این بار محمدبن مروان از اعمال خشونت خودداری کرد. تا زمان مرگ عبدالملک، محمد سیاست ملایمی در پیش گرفت. بدین سان از اواخر سدة 7 و اوایل سدة 8 م، امویان بر ارمنستان چیره شدند و این چیرگی بیش از 5/1 قرن به درازا کشید.
در این دوره گرجستان شرقی و ارّان ضمیمة ارمنستان بود. مقر عاملان خلیفه شهر دوین (در عربی دبیل یا دوین و در یونانی دووبیوس) بود ولی بعدها به بردع انتقال یافت. علت آن بود که توسعة شهرهای ارمنی نشین دوین و آنی، مرهون مسیر راههای امپراتوری و جاده های بازرگانی عصر خلفا بود. تا خلفا بر جاده های قفقاز شرقی هنوز نظارت و تسلط داشتند، راههایی که از اردبیل و دوین آغاز می شد، در حکم شریان حیاتی بردع بود. جایی که در آن روزگار حکم نوک نیزة سیاست مسلمانان را در آن نواحی داشت. در زمان سلطة عربها، دوین و بردعه دو سنگر قدرت و کشورداری آنان بود. زندان دولتی و ضرّابخانة مشهور ارمینیه در دوین بود.
در سال 86 ق ولیدبن عبدالملک به خلافت نشست و برادرش مسلمه را به قفقاز فرستاد. مسلمه پس از فتح دربند، ادامة کار را به عبدالعزیز باهلی سپرده و خود به شام بازگشت. گاهی خزران از دربند گذشته و به تاراج می پرداختند که عبدالعزیز با آنان مقابله می کرد.
در 107 ق/ 725 م هشام بن عبدالملک، خلیفة اموی، مسلمة بن عبدالملک را والی ارمنستان و آذربایجان کرد. در 735 م / 114 ق هشام بن عبدالملک، سعید بن عمران را با سپاهی بزرگ به قفقاز فرستاد. این سپاه در نزدیکی قره باغ با خزرها درگیر شده و آنها را تارومار کرد. علیرغم این شکست، خزرها بارها به این منطقه یورش کردند. یکسال بعد هشام برادر خود ابومسلم را به قفقاز فرستاد. او مردی نیرومند و مقتدر بود و به ساخت مسجد و بازسازی دیوارهای دژ دربند پرداخت. در زمان او قفقاز آرام بود. با این حال خلیفة عباسی برای اینکه جلوی هجوم آنها را بگیرد، روند کوچ عربها را به قفقاز سرعت بخشید. این مهاجران با مردم بومی پیوند خوردند. اکنون نیز در بسیاری از مناطق به اسم روستاها و نواحی برخورد می کنیم که اسم عرب در آنها بکار رفته است.
در 136ق ابوجعفر منصور، مردی به نام یزید بن اسید سلمی را فرمانفرمای قفقاز کرد. پس از برکناری یزید، حسن قحطبة طایی جانشین او شد. در زمان فرمانداری حسن قحطبه طایی، مردم ارمنی به رهبری موشایل برعلیه حکومت شوریدند ولی حسن به کمک نیروهای اعزامی از پایتخت، شورش را سرکوب کرد. حسن کارهایی برای آبادانی قره باغ انجام داد که باغ حسن در بردع، نهرحسن در بیلقان و کشتزارهای معروف به حسنیه از یادگارهای او بود. پس از او عثمان بن عماره و روح بن حاتم مهلبی فرمانروا شدند. در 176 ق هارون الرشید، خزیمه بن خازمه را به قفقاز فرستاد.
در سال 182ق در جهت برقراری دوستی میان خلافت بنی عباس و خزران، تصمیم گرفته شد تا دختر خاقان خزر به ازدواج فضل بن یحیح برمکی دولتمرد نیرومند عباسی درآید. هیئتی برای آوردن دختر به کشور خزران رفتند. زمانی که آنان در بازگشت به قره باغ رسیدند، دختر در بردع مرد. نمایندگان خزران که آنجا حضور داشتند، در بازگشت به خاقان خزران گزرش دادند که شاهزاده در جریان یک حملة غافلگیرانه کشته شده است. خزرها آمادة نبرد در 183 از باب الابواب سرازیر شده و جنایتهای زیادی مرتکب شدند. بیش از 100 هزار نفر اسیر شدند.
در 183 ق هارون الرشید، یزید بن مزید شیبانی را به حکمرانی آذربایجان و شروان و دربند برگزید. سپس عبیدالله بن مهدی، فضل بن یحیی، سعید بن مسلم و محمدبن یزید بن مزید حاکم قفقاز شدند. این افراد و جانشینان آنان گاهی به استقلال و زمانی از طرف عباسیان تا سال 440 هجری در آن نواحی فرمانروایی می کردند. در سال 514 ق/829 م مأمون خلیفة عباسی، عبدالله بن طاهر را به عنوان فرمانروای نواحی جبال، ارمنستان و آذربایجان تعیین کرد. عربها سلطة غیرمستقیم را از طریق کارگزاری امیرزادگان باگراتی (فرمانروایی 190-437ق) در ارمنستان اعمال کردند و در شرق این منطقة خودمختار، نظام حکومت مستقیم را در آذربایجان حفظ کردند. علت این رویه، قیام بابک خرمدین بود.
در سده های نخستین اسلامی، بیشتر مسلمانان آذربایجان، سنی مذهب بودند اما گاهی مذهب خوارج نیز در آنجا رایج بود. در ایام خلافت مأمون، میان سنیان و معتزلیان بردع ستیزهای سختی درگرفت. در بردع عالمان معتزلة فراوانی می زیستند که از مهم ترین آنها می توان به ابوالحسن احمدبن عمربن عبدالله و ابوسعید البردعی، محمدبن عبدالله (ابوبکر) بردعی (مرگ 961م بردع) ، و احمد بن اعین بردعی از فقهای نامدار حنفی اشاره کرد. فقیه عبدالخالق بن ابی المعالی بن محمدالارّانی الشافعی نیز از علمای عصر خود بود. علمای حدیث میان اهل سنت، از حنبلیان محافظه کار حمایت می کردند و به حنفیه و شافعیه به عنوان مکاتب فقهی اقلیت می نگریستند. عبدالجلیل قزوینی رازی در کتاب النقض(در 560 ه.ق) می نویسد
«آنگه بلاد آذربایجان تا بدر روم و باصفهان و ساوه و قزوین همه شافعی مذهب باشند، بهری مشبهی، بهری اشعری، بهری اشعری، بهری کلابی، بهری حنبلی»
در حدود سده های 7 و8 میلادی، خط محلی و بومی دیرین با خط عربی عوض شد و تألیفاتی به عربی نوشته شد. زبان علمی هم عربی شد و الفبای عربی خط رسمی و دولتی. مکتبهایی وجود داشت که در آنها زبان عربی تدریس می شد. در این دوره علم ریاضی، طب، نجوم، فلسفه و ... پیشرفت کرد. در هرحال تحصیل علم تنها برای ثروتمندان جامعه ممکن بود. بدرفتاری سرداران عرب، به شورش مردم و به ویژه مسیحیان منجر شد. به رغم سرکوب شورشهای متعدد، نارضایتی مردم از حکومت افزایش می یافت. یهودیان و بت پرستانی که به اسلام گرویده بودند، به آیین پیشین خود بازگشتند.
منابع:
1- خلیلی، عباس. ایران در عالم اسلام. به تصحیح مصطفی نراقی.کتب ایران. تهران. 1350.صص 256 و257
2- بلاذری، احمد بن یحیی. فتوح البلدان. ترجمة آذرتاش آذرنوش. به تصحیح محمد فرزان. نشر سروش. 1364.تهران. ص86
3- اهرون، گریگوریس ابوالفرج (ابن العبری). تاریخ مختصرالدول. ترجمة محمدعلی تاج پور. حشمت الله ریاضی. اطلاعات. 1364. تهران. ص 191
4- ابن فقیه. مختصرالبلدان. ترجمة ح. مسعود. بنیاد فرهنگ ایران. 1349. تهران.ص 136
5- القزوینی الرازی، عبدالجلیل ابن ابی الحسین بن ابی الفضل. کتاب النقض معروف به بعض مثالب النواقب فی نقض بعض فضائح الروافض. با مقدمة سیدجلال الدین حسین ارموی معروف به محدث. بی جا. 1371 ق. ص 493

مطالب مشابه ...










اسلام در قفقاز

۲۱-۸-۱۳۹۰ ۰۲:۰۷ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer ، navid

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تاریخ شهر و شهرسازی ایران بعد از اسلام (قرن اول تا چهارم هجری) | شهرسازی senior engineer 0 448 ۱-۱۰-۱۳۹۱ ۱۲:۱۹ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  دین اسلام ونیایش ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 146 ۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۸:۵۴ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  ورزش از ديدگاه اسلام (بخش اول) senior engineer 0 131 ۲۴-۷-۱۳۹۱ ۱۱:۲۵ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  ورزش از ديدگاه اسلام (بخش دوم) senior engineer 0 138 ۲۴-۷-۱۳۹۱ ۱۱:۲۴ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  حضرت علی علیه السلام و اهل بیت اسلام در قرآن(بخش اول) senior engineer 0 61 ۱۶-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۴۷ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  حضرت علی علیه السلام و اهل بیت اسلام در قرآن (بخش دوم) senior engineer 0 62 ۱۶-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۴۶ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [مقاله] دولت سبکری نخستین حکومت ترکان در ایران پس از اسلام ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 153 ۱۴-۷-۱۳۹۱ ۰۷:۴۶ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  روش شناسي در اسلام ( بخش اول) senior engineer 0 105 ۱۴-۷-۱۳۹۱ ۰۳:۵۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  روش شناسي در اسلام (بخش دوم) senior engineer 0 83 ۱۴-۷-۱۳۹۱ ۰۳:۵۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  زنان و اسلام (بخش اول) senior engineer 0 101 ۱۳-۷-۱۳۹۱ ۰۴:۵۱ عصر
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان